
دانلود و خرید کتاب صوتی سرود کریسمس
معرفی کتاب صوتی سرود کریسمس
کتاب صوتی سرود کریسمس نوشتهی چارلز دیکنز با ترجمهی حسین ابراهیمی و با گویندگی الیار روشن و پردیس کریمی شنونده را به یکی از مشهورترین قصههای کریسمسی ادبیات جهان میبرد؛ قصهای که در آن سرمای زمستانی لندن با سرمای درون قلب قهرمان داستان در هم میآمیزد. نشر مدرسه آن کتاب را در قالب یک تجربهی شنیداری پرجزئیات منتشر کرده است؛ تجربهای که در آن توصیفهای طولانی دیکنز از خیابانها، مغازهها، خانهها و چهرهها با اجرای نمایشی گویندگان جان تازهای میگیرد. در مرکز ماجرا شخصیت اسکروچ قرار دارد؛ پیرمردی خسیس، تندخو و منزوی که در شب کریسمس با سه روح روبهرو میشود: روح شریک مردهاش مارلی و سپس روح کریسمس گذشته، کریسمس حال و کریسمس آینده. آن کتاب از همان سطرهای آغازین با تصویر مرگ مارلی و تأکید بر «مردهبودن بیچونوچرای او» فضای داستان را میسازد و بعد بهتدریج شنونده را وارد دنیای سرد و تیرهی اسکروچ میکند؛ دنیایی که در آن هیچکس به او سلام نمیدهد و حتی سگهای نابینایان هم از کنارش دوری میکنند. کتاب صوتی سرود کریسمس با تمرکز بر گفتوگوها، توصیفهای پرجزئیات و صحنههای طولانی دیدار اسکروچ با ارواح، شنونده را در مسیری همراه میکند که از دفتر کار یخزدهی او شروع میشود و تا سفر در زمان و مواجهه با گذشته و آیندهی خودش ادامه پیدا میکند. در این نسخه، لحن و ریتم خوانش بهگونهای انتخاب شده که هم تلخی و هراس صحنههای روحمحور را منتقل کند و هم گرما و شلوغی صحنههای خانوادگی و جشن کریسمس را، تا شنیدن آن کتاب به تجربهای چندلایه و پرتصویر تبدیل شود.
درباره کتاب سرود کریسمس
کتاب سرود کریسمس داستانی است از چارلز دیکنز که در آن اسکروچ، تاجر پیر و خسیس، در شب کریسمس با نیرویی ماورایی روبهرو میشود. آن کتاب با مرگ مارلی، شریک قدیمی اسکروچ، آغاز میشود و از همان ابتدا بر این نکته تأکید کرده است که مارلی «مثل میخ روی در مرده است» تا شنونده بداند با قصهای سروکار دارد که حضور ارواح در آن جدی گرفته میشود. در ادامه، فضای سرد و مهآلود لندن، دفتر تاریک و یخزدهی اسکروچ، گفتوگوهای او با خواهرزادهی شاد و فقیرش، برخوردش با کارمند کمدرآمد اما خوشقلب و نیز رویاروییاش با دو مرد نیکوکار که برای جمعآوری اعانه آمدهاند، بهدقت تصویر شده است. دیکنز در آن کتاب با جزئیات فراوان نشان داده است که اسکروچ چگونه از هر نشانهای از مهربانی، جشن و همدلی بیزار است و حتی کریسمس را «مزخرف» مینامد. کتاب سرود کریسمس در چند بند و بخش پیدرپی پیش میرود که هرکدام حول محور دیدار اسکروچ با یک روح شکل گرفته است. در بند نخست، روح مارلی با زنجیرهای سنگین صندوقچهها، دفترهای حساب و کیفهای پول ظاهر میشود و از سرنوشت شوم خود میگوید؛ سرنوشتی که نتیجهی زندگی محدود به «کاسبی» و بیتوجهی به «سعادت همگان» بوده است. سپس سه روح دیگر معرفی میشوند: روح کریسمس گذشته که اسکروچ را به کودکی تنها در مدرسهی سرد، به شاگردیاش در انبار فیزیویگ و به صحنهی جدایی از نامزدش میبرد؛ روح کریسمس حال که او را در خیابانهای شلوغ، نانواییها، خانهی کارمند فقیرش و جمعهای خانوادگی شاد همراهی میکند؛ و روح کریسمس آینده که قرار است چهرهی تیره و هولناک سرنوشت او را نشان دهد. در متن ارائهشده، دو بند نخست و بخش زیادی از بند سوم با جزئیات کامل آمده است؛ از توصیف دقیق خانهی قدیمی مارلی و کوبهی در که به چهرهی او تبدیل میشود تا صحنهی ورود روح کریسمس گذشته به اتاق خواب اسکروچ و سفرشان به روستا، مدرسه، انبار فیزیویگ و خانهی نامزد سابق او. ساختار آن کتاب بر پایهی همین سفرهای زمانی و تقابل مداوم میان سرمای بیرون و گرمای جمعهای انسانی بنا شده است و شنونده در هر بخش با لایهی تازهای از شخصیت اسکروچ روبهرو میشود.
خلاصه داستان سرود کریسمس
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در سرود کریسمس، اسکروچ تاجر پیر و خسیسی است که در سرمای مهآلود لندن زندگی میکند؛ مردی که در دفتر کارش آتشی ناچیز روشن است، کارمندش از سرما به شمع پناه میبرد و هیچکس در خیابان به او سلام نمیدهد. او کریسمس را «مزخرف» میخواند، به خواهرزادهی فقیرش برای شام کریسمس «عصر بخیر» میگوید، به دو مرد نیکوکار که برای کمک به بینوایان آمدهاند جواب میدهد «اگر مرگ را ترجیح میدهند بهتر است بمیرند و مانع افزایش جمعیت شوند» و حتی یک روز تعطیلی کارمندش را هم «جیببری» مینامد. شبی که اسکروچ پس از شام تنهایی به خانهی قدیمی شریکش برمیگردد، کوبهی در به چهرهی مارلی تبدیل میشود. کمی بعد، زنگهای خانه به صدا درمیآیند، صدای زنجیر از زیرزمین بالا میآید و روح مارلی با زنجیری از صندوقچهها، دفترهای حساب و کیفهای پول در برابر او ظاهر میشود. مارلی توضیح میدهد که این زنجیر را «حلقه به حلقه» در زمان حیاتش ساخته است و اکنون محکوم است بیقرار در جهان سرگردان باشد، چون در زندگیاش به «سعادت همگان» و ترحم و گذشت بیاعتنا بوده است. او به اسکروچ هشدار میدهد که اگر راهش را عوض نکند سرنوشتی بدتر در انتظارش است و خبر میدهد که سه روح به دیدارش خواهند آمد. روح کریسمس گذشته در ساعت یک ظاهر میشود؛ موجودی عجیب که هم شبیه کودک است و هم پیرمرد، با نوری که از سرش میتابد. او اسکروچ را از پنجره بیرون میبرد و ناگهان هر دو در جادهای روستایی و برفپوش فرود میآیند؛ جایی که کودکی اسکروچ در آن گذشته است. اسکروچ مدرسهی سرد و مخروبه را میبیند، پسرک تنهایی را که در تعطیلات کریسمس در کلاس خالی مانده و با کتابهایش مأنوس است، و بعد با دیدن علیبابا، رابینسون کروزو و طوطیاش درمییابد که چگونه تخیل کودکانهاش جای خالی خانواده را پر میکرده است. سپس خواهر کوچک و مهربانش را میبیند که با شوق آمده تا او را به خانه برگرداند؛ خواهری که بعدها در جوانی میمیرد و تنها یادگارش همان خواهرزادهی شاد و فقیر امروز است. در صحنهای دیگر، اسکروچ جوان در انبار فیزیویگ شاگردی میکند. فیزیویگ پیر با هزینهای اندک انبار را به تالار جشن تبدیل میکند، ویولنزن میآید، کارگرها، همسایهها و خانوادهاش جمع میشوند و تا نیمهشب میرقصند و میخندند. اسکروچِ پیر با دیدن این صحنه اعتراف میکند که فیزیویگ با «چیزهایی جزئی» میتواند شادی عظیمی بیافریند و در دلش آرزو میکند کاش میتوانست «یکی دو کلمه» به کارمند خودش بگوید. سپس روح او را به دیدار تلختری میبرد: گفتوگویش با نامزد جوانی که میگوید عشق به طلا جای عشق او را گرفته است و پیمانشان را میشکند. در تصویر بعدی، همان زن را در خانهای گرم و پر از بچه میبیند؛ شوهرش تعریف میکند که امروز اسکروچ را تنها پشت میز دیده است. این مقایسه، تنهایی سرد اسکروچ را در برابر گرمای خانوادهای که میتوانست داشته باشد قرار میدهد. در بند سوم، روح کریسمس حال در اتاقی ظاهر میشود که به جنگلی سبز و پر از خوراکیهای رنگارنگ تبدیل شده است؛ بوقلمونها، غازها، سوسیسها، میوهها و شیرینیها روی هم توده شدهاند و روح تنومند و شاد با ردای سبز و تاج راج بر صندلی نشسته است. او اسکروچ را به خیابانهای شهر در صبح کریسمس میبرد؛ جایی که مردم برفها را پارو میکنند، بچهها گلوله برفی پرتاب میکنند، مغازههای گوشت و میوه پر است و مردم با ظرفهای غذا به نانواییها میروند تا خوراک کریسمسشان را در تنور بپزند. روح با مشعل خود بر سرپوش ظرفها عطر میپاشد و شادی و گرمایی نامرئی به آنها میبخشد. ادامهی سفر با این روح و سپس دیدار با روح سوم در متن ارائهشده کامل نشده است، اما مسیر داستان بهروشنی بهسوی مواجههی نهایی اسکروچ با پیامدهای زندگیاش پیش میرود.
چرا باید کتاب سرود کریسمس را بشنویم؟
سرود کریسمس از دل یک شب سرد و مهآلود، پرسش سادهای را پیش میکشد: انسانی که همهچیز را با «ترازوی سود و منفعت» میسنجد در نهایت چه چیزی به دست میآورد و چه چیزهایی را از دست میدهد. آن کتاب با نشاندادن اسکروچ در سه زمان مختلف زندگیاش، شنونده را با این واقعیت روبهرو کرده است که خساست، بیاعتنایی به دیگران و فرار از عاطفه فقط به تنهایی و پشیمانی ختم میشود. سفر با روح کریسمس گذشته یادآوری میکند که پشت چهرهی سخت و سرد امروز، کودکی تنها و فراموششدهای بوده است؛ کسی که روزی از دیدن علیبابا و رابینسون کروزو ذوق میکرد و از محبت خواهرش جان میگرفت. این بخش شنونده را به فکر میاندازد که چهقدر تصمیمهای امروز ریشه در زخمها و کمبودهای گذشته دارند. دیدار با فیزیویگ و جشن سادهی او نشان میدهد که شادی الزاماً به ثروت بزرگ وابسته نیست و یک کارفرما با «چیزهایی جزئی» میتواند زندگی زیردستانش را روشن کند. گفتوگوی اسکروچ با نامزد سابقش نیز بهخوبی نشان داده است که چگونه ترس از فقر و وسواس نسبت به پول میتواند عشق را از بین ببرد و انسان را از ساختن یک زندگی مشترک محروم کند. در بخش مربوط به روح کریسمس حال، تضاد میان سرمای هوا و گرمای رفتار مردم، میان فقر مادی و غنای عاطفی، و میان تنهایی اسکروچ و شلوغی خانههای دیگر برجسته شده است. شنیدن آن کتاب بهویژه در قالب صوتی، با توصیفهای طولانی از خیابانها، نانواییها، خانهها و گفتوگوهای پرکشمکش، این امکان را فراهم میکند که شنونده نهتنها داستانی فانتزی درباره ارواح بشنود بلکه به رابطهی خودش با پول، خانواده، کارمند، همکار و غریبهها هم فکر کند. سرود کریسمس در نهایت دربارهی این است که آیا هنوز فرصتی برای تغییر باقی مانده است یا نه و این سؤال را در قالب صحنههایی زنده و پرتصویر پیش روی شنونده میگذارد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن سرود کریسمس به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای پرشخصیت و پرگفتوگو علاقهمندند و دوست دارند در دل یک قصهی فانتزی به موضوعاتی مثل خساست، تنهایی، خانواده و مسئولیت فردی فکر کنند. آن کتاب برای کسانی مناسب است که از فضاهای زمستانی، حالوهوای کریسمس، توصیفهای مفصل شهری و صحنههای ماورایی لذت میبرند. همچنین به شنوندههایی پیشنهاد میشود که درگیر دغدغههایی مثل نسبت پول و اخلاق، رابطهی کارفرما و کارمند یا حس پشیمانی از گذشته هستند و میخواهند این موضوعات را در قالب یک روایت کلاسیک و نمایشی دنبال کنند.
زمان
۳ ساعت و ۱۰ دقیقه
حجم
۱۳۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۵
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۳ ساعت و ۱۰ دقیقه
حجم
۱۳۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۵
قابلیت انتقال
ندارد