
دانلود و خرید کتاب صوتی گل صد برگ
معرفی کتاب صوتی گل صد برگ
کتاب صوتی گل صد برگ نوشتهی مسیحا برزگر با گویندگی خود او و بهکوشش نشر خانه معنا منتشر شده است. این کتاب صوتی مجموعهای گسترده از غزلها، رباعیها، حکایتها و گفتارهای عارفانه است که درهمتنیدگی شگفتانگیزی از صدای مولانا، حافظ، مغربی و دیگر شاعران و عارفان را در کنار زبان و نگاه مسیحا برزگر پیش روی شنونده میگذارد. متن کتاب از دل سنت عرفانی و شعر فارسی برآمده است اما در قالبی تازه و صوتی، بهگونهای تنظیم شده که شنونده در جریان شنیدن، از یک غزل به حکایتی کوتاه، از تمثیلی عرفانی به گفتوگویی درونی و از ذکر و مناجات به پرسشهای بنیادین دربارهی عشق و حقیقت عبور میکند. در گل صد برگ، شعر و نثر عرفانی در کنار هم قرار گرفته است؛ گاهی شنونده در فضای غزلهای حافظ و مولانا سیر میکند و گاهی در گفتوگوهای مغربی با «یار» و با «خود» که در آنها وحدت وجود، فقر و فنا، ترک من و تو و رسیدن به حقیقت واحد، بهزبان شاعرانه و صریح بیان شده است. کتاب صوتی با گویندگی مسیحا برزگر منتشر شده و لحن او در خواندن، حالوهوای سماع، نیایش و گفتوگوی درونی را به متن اضافه کرده است؛ بهاینترتیب شنیدن این اثر بیش از آنکه شبیه خواندن یک دفتر شعر باشد، شبیه همراهی با مجلسی طولانی از ذکر، سماع، پرسش و پاسخ و نجواهای عاشقانه است.
درباره کتاب گل صد برگ
کتاب گل صد برگ سفری صوتی در میان لایههای گوناگون شعر و اندیشهی عرفانی است. در این کتاب صوتی، مسیحا برزگر متنی فراهم کرده که در آن غزلها و ابیات مشهور و کمتر شنیدهشدهی مولانا، حافظ و دیگر شاعران، در کنار سرودهها و گفتارهای مغربی و نیز قطعاتی با زبان امروز، یک کل واحد را میسازند. ساختار کتاب فصلبندی کلاسیک بهمعنای متعارف ندارد اما میتوان آن را به چند جریان اصلی تقسیم کرد: بخشهایی که سراسر غزل و شعر است، بخشهایی که حکایت و تمثیل است، و بخشهایی که گفتوگوی مستقیم و پرسشوپاسخ عارف و سالک را یادآوری میکند. در لابهلای متن، حکایت نحوی و کشتیبان، داستان پیل در خانهی تاریک، قصهی حجرفتن و «ای قوم به حج رفته کجایید کجایید»، و روایتهای دیگری از این دست آمده که هرکدام برای توضیح یک نکتهی عرفانی بهکار رفته است. کتاب صوتی گل صد برگ در هر بخش، بر یکی از محورهای اصلی سلوک عاشقانه مکث کرده است: عشق حقیقی و ترک خود، فقر و فنا، وحدت عاشق و معشوق، بیاعتباری صورتها و رنگها، و بازگشت به «خانهی خود» و «یار درونی». در برخی قطعات، متن بهصورت گفتوگوی صریح پیش میرود؛ مثلاً جایی که سالک از یار میپرسد «گفتمش خواهم که بینم مر تو را ای نازنین» و پاسخ میشنود «اگر خواهی مرا بینی برو خود را ببین». در بخشهایی دیگر، زبان بهکلی شعری است؛ مانند غزلهایی که با بیتهایی چون «ای قوم به حج رفته کجایید کجایید» یا «ما چو چنگیم و تو زخمه میزنی» آغاز شده و شنونده را در فضای سماع و نغمه فرو میبرد. در طول کتاب، بارها به نام مغربی اشاره شده و مجموعهای از غزلها و قطعات او، که در آنها یگانگی عاشق و معشوق، نفی دوگانگی من و تو، و تجربهی «ما خود اوییم» بیان شده، در کنار ابیات حافظ و مولانا قرار گرفته است؛ بهاینترتیب گل صد برگ به مجلسی طولانی از صداهای همداستان تبدیل شده که همگی حول یک محور میچرخند: عشق به حقیقت واحد.
خلاصه کتاب گل صد برگ
در گل صد برگ، متن از همان آغاز شنونده را به دل جهان عشق میبرد؛ جایی که چهرهی یار در صورتهای گوناگون تاریخ و اسطوره ظاهر میشود: گاهی نوح است که جهانی را در دعا غرق میکند، گاهی خلیل است که در آتش میرود و آتش بر او گلستان میشود، گاهی یوسف است که از مصر پیراهنی میفرستد و چشم یعقوب را بینا میکند، و گاهی عیسی است که بر گنبد دوّار میآید و تسبیحکنان میگذرد. پیام این بخشها روشن است: حقیقت واحد در لباسهای بیشمار ظاهر شده و در هر قرن و هر صورت، همان یار پنهان است. در ادامه، کتاب شنونده را به ساحت عشق شخصی و سوز درونی میبرد؛ غزلهایی از جنس «همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد» و «آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم» فضای دلدادگی، فداکاری و دلکندن از هرچه جز معشوق است را میسازند. در اینجا عشق نه یک احساس گذرا که نیرویی است که عقل را کنار میزند، جان را به خطر میاندازد و سالک را به ترک مرادهای کوچک و شاهیهای موقت فرا میخواند. همزمان، قطعاتی مانند «آن نفسی که با خودی یار چو خوار آیدت و آن نفسی که بیخودی یار چه کار آیدت» مرز میان خودآگاهی معمولی و بیخودی عاشقانه را نشان میدهند؛ جایی که تا «من» و «خود» برجاست، یار در حاشیه میماند و وقتی خود کنار میرود، حضور یار همهچیز را پر میکند. بخش مهمی از کتاب به گفتوگو دربارهی «فقر» و «فنا» اختصاص دارد؛ فقر در اینجا نه تنگدستی بیرونی که خالیشدن دل از تملک و ادعاست: «فقر ببرده سبق رفته طبق بر طبق باز کند قفل را فقر مبارک که دید». در کنار این، حکایتها و تمثیلها، مثل داستان نحوی و کشتیبان یا قصهی پیل در خانهی تاریک، برای نشاندادن ناتوانی عقل جزئی و دانش ظاهری در برابر تجربهی زندهی عشق و حضور بهکار رفتهاند. متن بارها هشدار میدهد که جستوجوی حقیقت در سایهها و صورتها، انسان را خسته و تهی میکند؛ مانند حکایت مرغی که بهجای اصل، در پی سایه میدود و ترکش عمرش خالی میشود. در لایهای دیگر، گل صد برگ به وحدت وجود و یگانگی عاشق و معشوق میرسد. غزلهایی که در آنها گفته میشود «ما چو چنگیم و تو زخمه میزنی»، «ما جام جهاننمای ذاتیم»، «ما مهر تو دیدیم و ز ذرات گذشتیم»، یا گفتوگوهایی که یار در آنها میگوید «اگر خواهی مرا بینی برو خود را ببین»، همگی بر یک نکته تأکید دارند: آنچه جستوجو میشود، از آغاز در خودِ جوینده حاضر بوده است. در این نگاه، جهان آیینهای است که ذات واحد در آن خود را تماشا میکند؛ گاهی در صورت عاشق، گاهی در صورت معشوق، گاهی در نقش کافر و مؤمن، و گاهی در چهرهی پیر و جوان. کتاب در پایان، شنونده را به ترک «خود» و عبور از من و تو فرامیخواند: «در این ره گر به ترک خود بگویی ببینی کان چه میجویی خودویی»؛ و این شاید فشردهترین بیان پیام گل صد برگ باشد.
چرا باید کتاب گل صد برگ را بشنویم؟
شنیدن گل صد برگ فرصتی است برای همراهشدن با یک جریان پیوسته از شعر، ذکر، حکایت و گفتوگوی درونی که در آن، مسئلهی اصلی «عشق» است؛ نه بهعنوان احساس رمانتیک، بلکه بهعنوان نیرویی که میتواند تصویر انسان از خود، جهان و خدا را دگرگون کند. این کتاب صوتی نشان میدهد چگونه یک دل عاشق، در هر چیز نشانی از یار میبیند؛ از حج و کعبه تا میخانه و خرابات، از مسجد تا دیر مغان، از صورتهای دینی تا بیصورتی محض. شنونده در طول کتاب با این پرسش روبهرو میشود که حقیقتاً چه میجوید، چرا اینهمه در بیرون سرگردان است درحالیکه «معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار» معرفی شده است. ویژگی دیگر گل صد برگ، تنوع صداها و لحنهاست؛ از غزلهای آشنا و محبوب حافظ و مولانا تا سرودههای مغربی که با زبانی صریح و بیپرده از وحدت وجود، ترک من و تو، و تجربهی «ما خود اوییم» سخن گفته است. این تنوع باعث میشود شنونده با زوایای مختلف یک حقیقت واحد روبهرو شود؛ گاهی در قالب سماع و نغمه، گاهی در قالب حکایت طنزآمیز، و گاهی در قالب گفتوگویی جدی میان سالک و یار. در بسیاری از قطعات، مرز میان دعا، شعر و اندیشه برداشته شده و متن بهصورت زمزمهای درونی جریان پیدا میکند؛ زمزمهای که میتواند برای شنونده به نوعی مراقبهی شنیداری تبدیل شود. گل صد برگ همچنین برای کسانی که با شعر کلاسیک فارسی آشنا هستند، امکان تازهای فراهم کرده است: شنیدن کنارهمقرارگرفتن ابیات مشهور با قطعات کمتر شنیدهشده، و دیدن اینکه چگونه همهی این صداها در یک افق مشترک بههم میرسند. در این کتاب صوتی، حافظ و مولانا در کنار مغربی و دیگران، نه بهعنوان نامهای جداگانه، بلکه بهعنوان جلوههای مختلف یک سخن واحد حضور دارند؛ سخنی که از ترک خود، از فقر و فنا، از بیرنگی و عبور از قیلوقال رنگها میگوید. برای شنوندهای که در جستوجوی متنی است که هم زیبایی زبانی شعر را داشته باشد و هم او را به پرسشهای عمیق دربارهی خود و جهان بکشاند، گل صد برگ میتواند تجربهای درگیرکننده و ماندگار باشد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن گل صد برگ به کسانی پیشنهاد میشود که به شعر عرفانی فارسی، بهویژه آثار مولانا و حافظ، علاقه دارند و میخواهند آن فضا را در قالب یک کتاب صوتی طولانی و پیوسته تجربه کنند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که درگیر پرسشهایی دربارهی معنای عشق، رابطهی انسان و خدا، وحدت وجود، فقر و فنا و ترک من و تو هستند و دوست دارند این پرسشها را در زبان شعر و حکایت دنبال کنند. به دانشجویان و علاقهمندان حوزههای عرفان، الهیات، فلسفهی دین و ادبیات فارسی نیز شنیدن این کتاب صوتی پیشنهاد میشود؛ بهویژه کسانی که میخواهند با لایههای درونیتر مفاهیمی مانند حج، عبادت، میخانه، خرابات، کفر و ایمان در سنت عرفانی آشنا شوند. همچنین به شنوندگانی که به مراقبه، ذکر و تجربههای درونی علاقهمندند و میخواهند متنی شنیداری برای همراهی در خلوت، پیادهروی یا لحظههای تأمل داشته باشند، گل صد برگ میتواند گزینهای مناسب باشد.
زمان
۷ ساعت و ۵۹ دقیقه
حجم
۳۲۹٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۷ ساعت و ۵۹ دقیقه
حجم
۳۲۹٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد