دانلود رایگان کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه! (اپیزود هفدهم)
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه! (اپیزود هفدهم)

دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه! (اپیزود هفدهم)

نویسنده:آدام کی
گوینده:سحر حمیدی
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه! (اپیزود هفدهم)

کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود 17؛ یکشنبه 20 مارچ 2005 نوشته آدام کی با ترجمه نوید پدرام و گویندگی سحر حمیدی روایتی است از یک روز خاص در زندگی شغلی یک پزشک جوان که در دل نظام درمانی مشغول کار است. نشر ترانه پدرام آن را منتشر کرده است و شنونده را وارد فضایی می‌کند که در آن شوک، خنده تلخ، درماندگی و تلاش برای حفظ انسانیت در کنار هم حضور دارند. این اپیزود بخشی از یک مجموعه‌ صوتی است که هر قسمت آن مانند برشی از دفترچه‌ خاطرات کاری یک پزشک تنظیم شده و تاریخ مشخص «یکشنبه ۲۰ مارچ ۲۰۰۵» در عنوان، نشان می‌دهد که با رویدادهایی واقعی یا بسیار نزدیک به تجربه‌ واقعی سروکار است. در این کتاب صوتی، آدام کی از زاویه‌ دید خود به‌عنوان پزشک، موقعیتی را روایت کرده است که در آن باید یکی از دشوارترین کارهای حرفه‌ پزشکی انجام شود: رساندن خبرهای بسیار سنگین به بیمار یا خانواده‌ او. متن با جمله‌ای تکان‌دهنده آغاز می‌شود: این‌که گفتن «احتمالاً سرطان دارید» یا «ما هر کاری از دستمان برمی‌آمد انجام دادیم» از بدترین خبرهایی است که می‌توان به کسی داد. سپس روایت به‌سمت ماجرایی پیش می‌رود که هم تلخ است و هم به‌شدت عجیب؛ ماجرایی که در آن یک بیمار سالمند قربانی رفتار نامناسب بیمار دیگری در اتاق مشترک می‌شود و پزشک ناچار است این اتفاق را برای دختر آن مرد توضیح دهد. واکنش دختر، که با نوعی مثبت‌اندیشی غیرمنتظره همراه است، لحن اپیزود را شکل می‌دهد و تضاد میان فاجعه و شوخ‌طبعی را برجسته می‌کند.

درباره کتاب سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود17؛ یکشنبه 20 مارچ 2005

کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود 17؛ یکشنبه 20 مارچ 2005 با تکیه‌بر تجربه‌ شخصی آدام کی در محیط بیمارستان، یک روز کاری را به‌عنوان نمونه‌ای از فشارهای عاطفی و اخلاقی حرفه‌ پزشکی پیش چشم شنونده می‌گذارد. در متن این اپیزود، نویسنده توضیح داده است که در کار روزمره‌ پزشک، لحظه‌هایی وجود دارد که هیچ آموزش رسمی برای آن‌ها کافی نیست؛ لحظه‌هایی که باید خبر بیماری سخت یا مرگ را به خانواده‌ بیمار منتقل کند یا درباره‌ رخدادهایی توضیح دهد که حتی گفتن آن‌ها دشوار است. اپیزود ۱۷ با تمرکز بر تاریخ مشخص «یکشنبه ۲۰ مارچ ۲۰۰۵» ساختاری شبیه یادداشت روزانه دارد و از همان ابتدا با مقایسه‌ دو نوع خبر بد، شنونده را وارد فضای ذهنی راوی می‌کند. در ادامه، روایت به‌سمت شرح یک حادثه‌ غیرمنتظره در بخش بستری می‌رود؛ حادثه‌ای که در آن یک بیمار دچار گیجی و هیجان، مرزهای رفتاری را می‌شکند و بیمار سالخورده‌ کنار تخت خود را با همسرش اشتباه می‌گیرد. این اتفاق، که در متن با جزئیات توصیف شده، نشان می‌دهد که بیمارستان فقط محل درمان نیست و گاهی صحنه‌ رخدادهایی است که هیچ‌کس برای آن آماده نشده است. در ادامه‌ کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود 17؛ یکشنبه 20 مارچ 2005 تمرکز از خود حادثه به گفت‌وگوی پزشک با دختر بیمار منتقل می‌شود؛ جایی که آدام کی باید ماجرا را برای او توضیح دهد و در عین‌حال مراقب باشد که کلماتش زخم تازه‌ای ایجاد نکند. دختر پیرمرد با واکنشی که در متن «مثبت‌اندیشی ورای کلاس جهانی» توصیف شده، می‌گوید «بازم خوبه که کار به جاهای باریک‌تری نکشیده» و همین جمله، تضادی عجیب میان عمق فاجعه و نوع مواجهه‌ او ایجاد می‌کند. این اپیزود مانند دیگر بخش‌های این سریال صوتی، از یک موقعیت واحد استفاده کرده است تا چند لایه‌ مختلف را نشان دهد: آسیب‌پذیری بیماران، محدودیت‌های سیستم درمانی، فشار روانی روی کادر پزشکی و شیوه‌های گوناگون آدم‌ها برای کنارآمدن با شوک و شرم. ساختار اپیزودی اثر باعث شده است که این بخش به‌تنهایی هم قابل شنیدن باشد و در عین‌حال در کلیت مجموعه، به‌عنوان قطعه‌ای از تصویر بزرگ‌تری از زندگی حرفه‌ای یک پزشک عمل کند.

خلاصه کتاب سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود17؛ یکشنبه 20 مارچ 2005

در این اپیزود، آدام کی ابتدا دو جمله‌ معروف و سنگین در پزشکی را به‌عنوان بدترین خبرهایی که می‌توان به کسی داد معرفی کرده است: «احتمالاً سرطان دارید» و «ما هر کاری از دستمان برمی‌آمد انجام دادیم». او توضیح داده است که هیچ‌چیز نمی‌تواند پزشک را برای لحظه‌ای آماده کند که باید چنین خبرهایی را به بیمار یا خانواده‌ او منتقل کند. سپس روایت به‌سمت موقعیتی می‌رود که از نظر او حتی از این هم دشوارتر است؛ موقعیتی که در آن نه‌فقط بیماری یا مرگ، بلکه نوعی تعرض و تحقیر هم در میان است. راوی تعریف کرده است که مجبور شده دختر یک پیرمرد بیمار را بنشاند و برایش توضیح دهد در طول شب چه اتفاقی برای پدرش افتاده است. او شرح می‌دهد که مرد بیماری که کنار تخت پدر او بستری بوده، شب گذشته دچار نوعی هیجان و گیجی شده و پدر او را با همسر خود اشتباه گرفته است. در متن آمده که وقتی پرستار صدای هیاهوی داخل اتاق را می‌شنود و خودش را به آنجا می‌رساند، «کار از کار گذشته بوده» و آن بیمار دوزانو روی پیرمرد نشسته بوده و «روی صورت او هیجانش را خالی کرده است». آدام کی این صحنه را به‌عنوان نمونه‌ای از موقعیت‌هایی آورده است که در آن پزشک باید چیزی را توضیح دهد که هم شرم‌آور است و هم دردناک و درعین‌حال باید مراقب باشد که شنونده را خرد نکند. نقطه‌ عطف روایت، واکنش دختر پیرمرد است. او پس از شنیدن ماجرا، با لحنی که در متن «مثبت‌اندیشی ورای کلاس جهانی» توصیف شده، می‌گوید «بازم خوبه که کار به جاهای باریک‌تری نکشیده». این جمله، هم طنزی تلخ در خود دارد و هم نشان می‌دهد که آدم‌ها در مواجهه با شوک، گاهی به شوخی و سبک‌کردن فضا پناه می‌برند. آدام کی از خلال این صحنه، فشار روانی روی کادر درمان، پیچیدگی مرزهای رضایت و امنیت در بخش‌های بستری و همچنین توانایی عجیب بعضی از همراهان بیمار برای پیدا کردن نقطه‌ای از امید یا شوخی در دل فاجعه را برجسته کرده است. اپیزود با همین تضاد میان خشونت موقعیت و سبک‌کردن آن از سوی دختر، تصویری ماندگار از تناقض‌های محیط بیمارستان به شنونده می‌دهد.

چرا باید کتاب سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود17؛ یکشنبه 20 مارچ 2005 را بشنویم؟

کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود 17؛ یکشنبه 20 مارچ 2005 فرصتی است برای نزدیک‌شدن به پشت‌صحنه‌ زندگی حرفه‌ای یک پزشک، جایی که تصمیم‌ها و گفت‌وگوها فقط علمی نیستند و بار عاطفی سنگینی هم دارند. شنونده در این اپیزود با موقعیتی روبه‌رو می‌شود که در آن پزشک باید حادثه‌ای بسیار ناراحت‌کننده و شرم‌آور را برای خانواده‌ بیمار توضیح دهد؛ موقعیتی که در هیچ دستورالعمل رسمی به‌روشنی درباره‌ آن صحبت نشده است. همین تمرکز بر لحظه‌ گفتن خبر، باعث می‌شود شنیدن این اپیزود به درک بهتر فشار روانی و اخلاقی شغل پزشکی کمک کند. این کتاب صوتی همچنین نشان داده است که واکنش آدم‌ها به فاجعه چقدر می‌تواند متفاوت باشد. دختر پیرمرد با جمله‌ای که در متن به‌عنوان نمونه‌ای از «مثبت‌اندیشی ورای کلاس جهانی» توصیف شده، فضا را از یک تراژدی مطلق به ترکیبی از تلخی و شوخی تبدیل می‌کند. این تضاد، شنونده را به فکر فرو می‌برد که انسان‌ها چگونه برای محافظت از خود، حتی در بدترین لحظه‌ها، به طنز و سبک‌کردن ماجرا پناه می‌برند. از سوی دیگر، روایت آدام کی تصویری از محدودیت‌های سیستم درمانی و شرایطی ارائه کرده است که در آن بیماران آسیب‌پذیر ممکن است در معرض رفتارهای غیرقابل‌قبول قرار بگیرند. شنیدن این اپیزود می‌تواند برای کسانی که می‌خواهند از زاویه‌ دید یک پزشک به واقعیت‌های بیمارستان نگاه کنند، تجربه‌ای روشنگر باشد. این اثر نه‌تنها به جنبه‌ بالینی کار پزشکی، بلکه به لایه‌های انسانی، اخلاقی و احساسی آن پرداخته است و نشان داده است که پشت هر پرونده‌ پزشکی، مجموعه‌ای از روابط، سوءتفاهم‌ها، شوک‌ها و گاهی شوخی‌های ناخواسته وجود دارد.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود 17؛ یکشنبه 20 مارچ 2005 به کسانی پیشنهاد می‌شود که به تجربه‌ زیسته‌ پزشکان و پرستاران و پشت‌صحنه‌ زندگی در بیمارستان علاقه‌مند هستند. همچنین به دانشجویان و فعالان حوزه‌ سلامت که می‌خواهند با جنبه‌های عاطفی و اخلاقی شغل خود بیشتر آشنا شوند، پیشنهاد می‌شود. این اپیزود برای کسانی مناسب است که به روایت‌های کوتاه، صریح و گاه تلخ از موقعیت‌های انسانی حساس علاقه دارند و می‌خواهند ببینند آدم‌ها در مواجهه با خبرهای سخت و موقعیت‌های شرم‌آور چگونه واکنش نشان می‌دهند. به علاقه‌مندان مجموعه‌ سریال صوتی قراره درد داشته باشه نیز پیشنهاد می‌شود که برای کامل‌ترشدن تصویرشان از دنیای کاری آدام کی، این قسمت را بشنوند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۱ دقیقه

حجم

۱٫۶ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۱ دقیقه

حجم

۱٫۶ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
رایگان