
دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه! (اپیزود سیزدهم)
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه! (اپیزود سیزدهم)
کتاب صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود ۱۳؛ دوشنبه ۳۱ ژانویه ۲۰۰۵ نوشته آدام کی تجربه یک روز خاص از زندگی یک پزشک جوان را در قالب یادداشت روزانه روایت کرده است. این اپیزود بخشی از یک سریال صوتی است که بر پایه خاطرات و نوشتههای شخصی نویسنده در دوران کارآموزی و کار در بیمارستان شکل گرفته است و شنونده را به درون شیفتهای طولانی، موقعیتهای اضطراری و لحظههای پرتنش اتاقهای بیمارستان میبرد. در این قسمت با یک روز دوشنبه همراه میشویم که در آن نجات جان یک بیمار ۶۸ ساله، نقطه عطف احساسی و حرفهای روایت است و فشار، استرس و هیجان تصمیمهای لحظهای در پزشکی بهخوبی نشان داده شده است. نشر ترانه پدرام آن کتاب را منتشر کرده است و کتاب صوتی با گویندگی سحر حمیدی و ترجمه نوید پدرام در دسترس شنونده قرار گرفته است. لحن روایت در متن اصلی آدام کی ترکیبی از شوخطبعی تلخ، خودافشایی و توصیفهای دقیق از فضای بیمارستان است و در نسخه صوتی، این فضا ازطریق اجرای گوینده و ریتم روایت تقویت شده است. تمرکز این اپیزود بر یک روز مشخص، امکان دنبالکردن جزئیات یک موقعیت حاد پزشکی را فراهم کرده است و درعینحال به احساسات درونی پزشک، از حس ابرقهرمانی تا تردید و خستگی، میپردازد. این کتاب صوتی برای کسانی که کنجکاوند پشت صحنه تصمیمهای پزشکی و فشارهای کاری بیمارستان را بشنوند، تصویری نزدیک و ملموس فراهم کرده است.
درباره کتاب سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود13؛ دوشنبه 31 ژانویه 2005
کتاب صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود ۱۳؛ دوشنبه ۳۱ ژانویه ۲۰۰۵ با تمرکز بر یک روز خاص از زندگی کاری آدام کی شکل گرفته است و ساختاری شبیه دفترچه خاطرات روزانه دارد. نویسنده در این اپیزود از لحظهای شروع کرده است که «امشب جان یک نفر را نجات دادم» و از همان ابتدا شنونده را وسط یک وضعیت اورژانسی قرار میدهد؛ بیماری ۶۸ ساله که سطح اشباع اکسیژن خونش به ۷۳ درصد رسیده و در آستانه مرگ است. روایت، گامبهگام اقدامات پزشکی را که در چند لحظه فشرده انجام میشود دنبال میکند؛ از راهانداختن دستگاه اکسیژن و گرفتن رگ تا بررسی آزمایش خون و ادرار و وصلکردن سوند. در کنار این توصیفها، ذهنیت پزشک جوان نیز بهطور موازی روایت شده است؛ از شوخی با دستگاه فروش خودکار خوراکی تا اشاره به حضرت عزرائیل و حس عجیبی که پس از نجات جان بیمار تجربه میکند. در این اپیزود، آدام کی نشان داده است که چگونه یک روز عادی کاری میتواند ناگهان به صحنهای تبدیل شود که در آن مرگ و زندگی در چند ثانیه جابهجا میشوند. کتاب صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود ۱۳؛ دوشنبه ۳۱ ژانویه ۲۰۰۵ در ادامه، تصویر عمومی و کلیشهای از پزشک را با واقعیت روزمره بیمارستان مقایسه کرده است. نویسنده توضیح داده است که تصور رایج از پزشک، شبیه ابرقهرمانی است که هر روز از بخشی به بخش دیگر میرود و کارهای خارقالعاده انجام میدهد، درحالیکه بیشتر نجات جانها حاصل کار تیمی، پیروی از یک رویه معقول و بررسیهای مرحلهبهمرحله است. بااینحال در این روز خاص، همه چیز به یک نفر خلاصه شده است و آن یک نفر خود اوست. در ادامه متن، گفتوگوی کوتاه و طعنهآمیز با همکارش هوگو، که میگوید «براش یکی دو هفتهای از عزرائیل فرصت خریدی»، لحن تلخوشیرین روایت را پررنگ کرده است. این اپیزود بهعنوان بخشی از یک سریال، روی یک برش زمانی متمرکز است و بهجای تقسیمبندی کلاسیک به فصلها، حول همین روز دوشنبه و رخدادهایش شکل گرفته است و از خلال همین برش، فشار روانی، شوخطبعی دفاعی و دوگانگی حس ابرقهرمانی و فرسودگی در کار پزشکی را نشان داده است.
خلاصه کتاب سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود13؛ دوشنبه 31 ژانویه 2005
در این کتاب صوتی، آدام کی روز دوشنبه ۳۱ ژانویه ۲۰۰۵ را از زاویه دید یک پزشک جوان روایت کرده است؛ روزی که در آن برای نخستین بار احساس میکند بهتنهایی جان یک انسان را نجات داده است. متن با صحنهای آغاز میشود که در آن زنگ هشدار کنار تخت بیماری ۶۸ ساله به صدا درآمده، بیمار در آستانه مرگ است و سطح اشباع اکسیژن خونش به ۷۳ درصد رسیده است. نویسنده توضیح داده است که حتی یک حواسپرتی کوچک، مثل ایستادن کنار دستگاه فروش خودکار برای خرید شکلات، میتوانست باعث شود «کار از کار بگذرد». در این وضعیت، او بدون فرصت رجوع به فهرست ذهنیاش از اقدامات استاندارد، پشت سر هم کارهایی را انجام میدهد که سالها آموزش و چند ماه تجربه در او نهادینه کرده است؛ دستگاه اکسیژن را راه میاندازد، رگ میگیرد، آزمایش خون را بررسی میکند، میزان اکسیژن و دیاکسیدکربن را میسنجد، آزمایش ادرار را نگاه میکند و سوند وصل میکند. در ادامه، کتاب صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود ۱۳؛ دوشنبه ۳۱ ژانویه ۲۰۰۵ نشان داده است که چگونه در «چشم برهمزدنی» حال بیمار رو به بهبود میرود و نویسنده این تغییر را با تصویر بازگشت از «دروازه دنیای باقی به دنیای فانی» توصیف کرده است. او با لحنی آمیخته به شوخی و خودانتقادی، از خطابکردن حضرت عزرائیل و «شرمندهکردن» او حرف زده است و سپس به احساس ابرقهرمانی پس از این اتفاق میرسد؛ احساسی که برای پزشکی که تنها پنج ماه از شروع کارش گذشته، هم غرورآفرین است و هم گیجکننده. در بخش بعدی، او تصور عمومی از پزشکان را که مدام در حال انجام حرکات قهرمانانهاند، با واقعیت کار تیمی و رویههای استاندارد درمانی مقایسه کرده است. بااینحال تأکید کرده است که گاهی همه این فرایندها در یک نفر جمع میشود و آن روز، آن یک نفر خودش بوده است. در پایان اپیزود، گفتوگوی کوتاه با هوگو و جمله طعنهآمیز او درباره «خریدن یکی دو هفته فرصت از عزرائیل» فضای تلخ و طنزآلود متن را تکمیل کرده است و نشان داده است که حتی لحظههای نجات جان، زیر سایه آگاهی از مرگ و محدودیتهای پزشکی قرار دارد.
چرا باید کتاب سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود13؛ دوشنبه 31 ژانویه 2005 را بشنویم؟
کتاب صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود ۱۳؛ دوشنبه ۳۱ ژانویه ۲۰۰۵ فرصتی فراهم کرده است تا شنونده از فاصله نزدیک با تجربه درونی یک پزشک جوان در لحظه نجات جان بیمار روبهرو شود. این اپیزود نهتنها روند فنی و گامبهگام یک وضعیت اورژانسی را نشان داده است بلکه احساسات متناقضی را که در چنین لحظاتی شکل میگیرد نیز برجسته کرده است؛ از ترس و فشار زمانی تا حس ابرقهرمانی و بعد، بازگشت به واقعیت کار روزمره. شنیدن این روایت کمک میکند تصویر کلیشهای از پزشک بهعنوان قهرمانی شکستناپذیر کنار گذاشته شود و جای خود را به درکی انسانیتر از کار پزشکی بدهد؛ کاری که معمولاً حاصل تلاش جمعی است اما گاهی تمام بار آن روی شانه یک نفر میافتد. در این کتاب صوتی، طنز تلخ آدام کی و اشارههای او به چیزهایی مثل دستگاه فروش خودکار خوراکی یا گفتوگو با حضرت عزرائیل، فشار روانی محیط بیمارستان را در قالبی قابللمس و نزدیک نشان داده است. شنونده از خلال این جزئیات میتواند بفهمد که چگونه شوخطبعی به ابزاری برای کنارآمدن با استرس، مرگ و مسئولیتهای سنگین تبدیل میشود. همچنین تمرکز روایت بر یک روز و یک موقعیت مشخص، امکان میدهد که شنونده بدون پراکندگی، در عمق یک تجربه واحد فرو برود و از خلال آن، به سؤالات بزرگتری درباره ارزش جان انسان، محدودیتهای پزشکی و معنای «نجاتدادن» فکر کند. این اپیزود برای کسانی که به دنبال تصویری واقعیتر و صادقانهتر از پشت صحنه بیمارستان هستند، میتواند تجربهای روشنگر باشد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود ۱۳؛ دوشنبه ۳۱ ژانویه ۲۰۰۵ به کسانی پیشنهاد میشود که به دنیای پزشکی، بیمارستان و تجربههای واقعی پزشکان علاقهمند هستند. همچنین به دانشجویان و دستیاران رشتههای پزشکی و پیراپزشکی که میخواهند با فشارهای عاطفی و ذهنی این حرفه آشنا شوند، به علاقهمندان خاطرهنویسی و روایتهای روزانه از زندگی کاری، و به شنوندگانی که به طنز تلخ در مواجهه با موضوعات جدی مثل مرگ، بیماری و مسئولیت جذب میشوند، پیشنهاد میشود.
زمان
۳ دقیقه
حجم
۳٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۳ دقیقه
حجم
۳٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد