
دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه! (اپیزود پنجم)
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه! (اپیزود پنجم)
کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود05؛ چهارشنبه 18 آگوست 2004 نوشته آدام کی با ترجمه نوید پدرام و گویندگی سحر حمیدی روایتی است از یک روز خاص در زندگی شغلی یک پزشک جوان در بیمارستان. نشر ترانه پدرام آن را منتشر کرده است و این اپیزود بخشی از یک مجموعه صوتی است که هر قسمت آن به یک تاریخ و یک شیفت کاری مشخص اختصاص دارد. در این اپیزود شنونده وارد فضای یک بخش بیمارستانی میشود که در آن همزمان خستگی، فشار کاری، شوخطبعی تلخ و موقعیتهای عجیب و گاه آزاردهنده کنار هم قرار گرفتهاند. در این بخش از سریال، تمرکز روی برخورد پزشک با بیماری سالخورده به نام او ام است؛ مهندس بازنشسته تاسیسات گرمایشی که با زوال عقل و عفونت مجاری ادراری دستوپنجه نرم میکند و در ذهن خود به یک پروفسور آلمانی تبدیل شده است. روایت، جزئیات رفتارها، عادتها و لحظات غیرمنتظره این بیمار را در کنار احساسات متناقض پزشک جوان نشان میدهد؛ پزشکی که میان خستگی، تردید، کمبود اعتمادبهنفس و نیاز به تأییدشدن گیر افتاده است. کتاب صوتی در قالب یادداشت روزانه پزشکی پیش میرود و شنونده را با لحظاتی روبهرو میکند که هم خندهدار و هم ناراحتکنندهاند. توصیفهای دقیق از بخش، سرکشیها، رابطه پزشک با پرستاران و بیماران و حتی جزئیات ظاهرا پیشپاافتاده مثل نحوه پوشیدن روپوش بیمارستانی، فضایی ملموس و زنده میسازد که در آن فشار روانی کار درمانی و انسانیت پنهان زیر شوخیها کنار هم دیده میشود.
درباره کتاب سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود05؛ چهارشنبه 18 آگوست 2004
کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود05؛ چهارشنبه 18 آگوست 2004 نوشته آدام کی شنونده را به دل یک روز کاری در بیمارستان میبرد؛ روزی که در آن یک بیمار سالخورده مبتلا به زوال عقل و عفونت مجاری ادراری در مرکز توجه قرار گرفته است. ساختار این اپیزود شبیه یادداشت روزانه است و با ذکر تاریخ مشخص، یعنی چهارشنبه ۱۸ آگوست، آغاز میشود. راوی که پزشک جوانی در حال آموزش تخصصی است، از لحظه سرکشی پزشکان ارشد به بخش تا سرکشیهای خودش، جزئیات برخورد با بیمار او ام را روایت کرده است. او ام مهندس بازنشسته ۷۰ ساله تاسیسات گرمایشی از منچستر است که در ذهن خود نقش یک پروفسور آلمانی را بازی میکند، کلمات را با لهجهای نامفهوم بلغور میکند و در راهروها پشت سر پزشکان راه میافتد. این تضاد میان گذشته حرفهای بیمار و وضعیت کنونیاش، در کنار شوخیهای تلخ و توصیفهای بیپرده از رفتارهای او، فضای خاصی میسازد که هم خندهدار است و هم تلخ. در ادامه کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود05؛ چهارشنبه 18 آگوست 2004 شنونده با چند لایه مختلف از تجربه پزشکی روبهرو میشود: از یکسو توضیح داده شده که چگونه عفونتها بهویژه عفونت مجاری ادراری در سالمندان میتواند باعث تشدید حالات فراموشی و نوعی «دیوانگی موقت» شود و از سوی دیگر رابطه عاطفی و ذهنی پزشک با بیمار به تصویر کشیده شده است. او ام برای پزشک جوان به نوعی مشوق تبدیل شده است؛ کسی که با تکرار جملاتی مثل «بله درست» یا «چقدر هوشمندانه» در نقش یک استاد بازنشسته آلمانی، به او احساس تأییدشدن میدهد، درحالیکه خود پزشک اعتراف کرده است که نهتنها همیشه نمیداند دقیقا چه میکند بلکه حتی وقتی میداند چه باید بکند اعتمادبهنفس کافی برای انجامش ندارد. در این اپیزود، سرکشیهای مختلف، هماهنگی با پرستاران، تلاش برای مهار رفتارهای غیرقابلپیشبینی بیمار و درنهایت لحظهای که او ام روی زمین مدفوع میکند و پزشک ناچار میشود او را از «خدمات فعالانهاش» بازنشسته کند، کنار هم قرار گرفتهاند و تصویری فشرده از فشار، خستگی، طنز سیاه و انسانیت در محیط درمانی ساختهاند.
خلاصه کتاب سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود05؛ چهارشنبه 18 آگوست 2004
در این اپیزود از سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود05؛ چهارشنبه 18 آگوست 2004 راوی که پزشک جوانی در بیمارستان است، یک روز کاری مشخص را روایت کرده است؛ روزی که در آن بیمار سالخوردهای به نام او ام در مرکز توجه قرار دارد. او ام مهندس بازنشسته ۷۰ ساله تاسیسات گرمایشی از منچستر است که بهدلیل زوال عقل در بیمارستان بستری شده و هر بار که دچار عفونت مجاری ادراری میشود، حالات فراموشی و گیجیاش تشدید میشود. راوی توضیح داده است که عفونتها بهویژه در سالمندان میتوانند باعث شوند فرد حالتی شبیه دیوانگی پیدا کند و این موضوع در مورد او ام بهشدت دیده میشود. بخش زیادی از روایت به رفتارهای خاص و تکرارشونده او ام اختصاص دارد. او روپوش بیمارستان را برعکس مثل یک کت سفید میپوشد، گاهی بدون لباس زیر، و در ازای کمی سوسیس صبحانه حاضر میشود آن را به تن کند. او در زمان سرکشی پزشکان پشت سر آنها راه میافتد و هر جملهای را که میشنود با لهجهای نیمه آلمانی تکرار و تأیید میکند؛ گاهی با گفتن «بله درست» و گاهی با عبارتهای عجیبی مثل «چه نوع بوقی». این رفتارها باعث شدهاند که او در بخش بهنوعی شخصیت ثابت و آشنا تبدیل شود. راوی در سرکشیهای رسمی که همراه استاد و دانشجوی فوقتخصص انجام میشود، او ام را تا تختش مشایعت میکند و از پرستاران میخواهد در آن دو ساعت او را محکم در تخت نگه دارند تا مزاحم روند معاینهها نشود. اما در سرکشیهای شخصی خودش اجازه میدهد او ام برای مدتی کوتاه پشت سرش راه برود و «موی دماغش» باشد. برای پزشک جوانی که خود را کمتجربه و کماعتمادبهنفس توصیف کرده است، حضور این «مشوق از کار افتاده آلمانی» که هر از گاهی فریاد میزند «چقدر هوشمندانه» نوعی دلگرمی بهحساب آمده است. در پایان روز، حادثهای رخ میدهد که همه این رابطه عجیب را زیر سؤال میبرد: او ام دقیقا کنار پزشک روی زمین مدفوع میکند و راوی با لحنی آمیخته به تأسف و طنز اعلام میکند که ناچار شده او را از «خدمات فعالانهاش» بازنشسته کند. این لحظه همزمان هم خندهدار و هم ناراحتکننده است و نشان میدهد که چگونه در محیط بیمارستان، مرز میان شوخی، خستگی، دلبستگی به بیمار و واقعیتهای ناخوشایند جسم انسان مدام جابهجا میشود.
چرا باید کتاب سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود05؛ چهارشنبه 18 آگوست 2004 را بشنویم؟
کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود05؛ چهارشنبه 18 آگوست 2004 فرصتی است برای شنیدن تجربه زیسته یک پزشک جوان در دل بخش بیمارستان، بدون بزککردن واقعیت. این اپیزود نشان داده است که پشت درهای بسته بیمارستان چه میگذرد؛ از رفتارهای غیرقابلپیشبینی بیماران سالخورده تا فشار روانی و تردیدهای درونی کادر درمان. شنونده با جزئیات ملموس و گاهی شوکهکنندهای روبهرو میشود که معمولا در روایتهای رسمی از پزشکی جایی ندارند. این کتاب صوتی همزمان دو چیز را کنار هم قرار داده است: توضیحی ساده و روشن درباره تأثیر عفونتها بر وضعیت ذهنی سالمندان و تصویری انسانی از رابطه پزشک و بیمار. طنز تلخ متن کمک کرده است که موضوعات سنگینی مثل زوال عقل، بیاختیاری و فرسودگی شغلی قابللمس شوند، بدون آنکه به رنج بیماران بیاعتنایی شود. شنیدن این اپیزود میتواند برای کسانی که کنجکاوند بدانند کار روزمره در بیمارستان چه شکلی دارد، تصویری نزدیک به واقعیت بسازد و درعینحال نشان دهد که چطور یک بیمار گیج و آشفته میتواند به منبع دلگرمی و بعد به منبع شرمندگی تبدیل شود. این اپیزود همچنین به جنبه عاطفی و ذهنی کار پزشکی پرداخته است؛ جایی که پزشک جوان اعتراف کرده است همیشه نمیداند دقیقا چه میکند و حتی وقتی میداند چه باید بکند اعتمادبهنفس کافی ندارد. این صداقت، شنونده را با فشارهای پنهان این شغل آشنا میکند و نشان میدهد پشت روپوش سفید، انسانی ایستاده که نیاز به تأیید و تشویق دارد، حتی اگر این تشویق از سوی بیماری با زوال عقل و لهجه ساختگی آلمانی باشد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی قراره درد داشته باشه؛ اپیزود05؛ چهارشنبه 18 آگوست 2004 به کسانی پیشنهاد میشود که به پشتصحنه زندگی پزشکان و فضای واقعی بیمارستان علاقهمند هستند. همچنین به دانشجویان و فعالان حوزه سلامت، پرستاری و پزشکی که میخواهند با تجربه عاطفی و ذهنی کار بالینی آشنا شوند. این اپیزود برای کسانی مناسب است که به روایتهای طنزآمیز اما تلخ درباره پیری، زوال عقل و مراقبت از سالمندان کنجکاوند و به شنوندگانی که دوست دارند در قالب یک روزنگار کوتاه، ترکیبی از شوخی، خستگی، شرمندگی و همدلی را در محیط درمانی دنبال کنند.
زمان
۲ دقیقه
حجم
۲٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲ دقیقه
حجم
۲٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد