
دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد (جلداول: دره طلسم شده ـ قسمت هفتم ـ بخش دوم)
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد (جلداول: دره طلسم شده ـ قسمت هفتم ـ بخش دوم)
کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش02 نوشته احمدرضا صالحی ادامه ماجراهای آریا و دوستانش در مدرسه و سرزمین پررمزوراز میدگارد است؛ جایی که مرز میان افسانه و واقعیت هر لحظه جابهجا میشود. این قسمت از مجموعه با گویندگی گروه گویندگان و به تهیهکنندگی و انتشار احمدرضا صالحی تولید شده و نشر احمدرضا صالحی آن را منتشر کرده است. در این بخش شنونده وارد فضایی میشود که در آن کلاسهای برج ستارهشناسی، خوابگاهها، جنگلهای جادویی و موجودات افسانهای مثل رخش سیاه شرکان در کنار هم قرار گرفتهاند. داستان از یک روز و شبی عادی در مدرسه شروع میشود اما خیلی زود به رویاروییهای خطرناک، کشمکشهای احساسی و افشای رازهای قدیمی میرسد. درگیری آریا با همکلاسیاش دیگو، تنبیه سخت پروفسور صوفی، برخورد سرد و قضاوتگرانه پروفسور سوده و سپس حادثه خونین حمله شرکان، این قسمت را به یکی از پرتنشترین بخشهای فصل اول تبدیل کرده است. کتاب صوتی در این قسمت بیش از هر چیز روی رابطه آریا با استادان و دوستانش، کشف تدریجی قدرتهای پریزادی او و پیوند عاطفی عمیق میان سوده و آرتوس تمرکز دارد. ترکیب دیالوگهای پرکشمکش، صحنههای اکشن هوایی با شرکان و لحظات احساسی در کتابخانه مخفی، فضایی میسازد که شنونده را همزمان درگیر هیجان، تعلیق و همدلی میکند.
درباره کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش02
کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش02 در ادامه خط اصلی داستانی که احمدرضا صالحی در جلد اول بنا کرده پیش میرود اما تمرکز آن کتاب بیش از قبل روی پیامدهای قدرت و مسئولیت است. ماجرا از جایی شروع میشود که آریا با عجله از دالان مخفی بیرون میآید و بدون شام خوردن راهی برج ستارهشناسی میشود. مسیر مارپیچ پلهها به آینهای جادویی ختم میشود که با مجسمه سنگی سر یک رخش محافظت شده و ورود به کلاس را بهصورت جابهجایی آنی ممکن میکند. همین ورود ساده به کلاس، بهانهای میشود برای نشاندادن فضای مدرسه، قوانین امنیتی آن و نحوه کنترل رفتوآمد شاگردان. در ادامه آن کتاب شنونده با چند لایه متفاوت از زندگی در میدگارد روبهرو میشود: از یکسو زورگویی دیگو و دوستانش و درگیری فیزیکی با آریا که به دخالت پروفسور صوفی و تنبیه مشترک هر دو منجر شده است و از سوی دیگر برخورد سرد و تحقیرآمیز پروفسور سوده که گذشته مبهمی با خاندان آریا و فرزندان قطمیر دارد. کلاسهای عملی در جنگل، تمرین نزدیکشدن به رخشها، غیبت رخش سیاه در آغاز و سپس ظهور ناگهانی و خشن شرکان، فضای آموزشی را به میدان نبردی واقعی تبدیل کرده است. در همین قسمت شنونده با دفتر صوفی، برج ستارهشناسی، خوابگاهها، کلاس ۴۹ و جنگل تمرین آشنا میشود و میفهمد که مدرسه میدگارد فقط محل درسخواندن نیست بلکه شبکهای از رازها، روابط پنهان و پیمانهای قدیمی است. در پاراگراف دوم کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش02 بهتدریج پرده از رابطه عاطفی عمیق میان پروفسور سوده و آرتوس برداشته میشود؛ رابطهای که حدود ۶۰۰ سال قدمت دارد و با یک گردنبند و چند جمله ساده از آریا دوباره شعلهور میشود. آریا در این قسمت همزمان با کشف قدرتهای پریزادی خود، با پیامدهای استفاده بیمحابا از این قدرتها روبهرو میشود؛ از درگیری با دیگو تا سوارشدن بر شرکان و نجاتدادن جان خودش و دیگران. حضور مدیر مدرسه، پروفسور شیس، و گفتوگوی او با آریا درباره کنترل قدرت، قوانین مدرسه و خطرات شرکان، لایه جدیتری به داستان میدهد. در کتابخانه مخفی، آرتوس کتاب افسانه پریزاد را پیش روی آریا میگذارد و از پیشگوییای میگوید که شرکان را اسب مخصوص او معرفی کرده است. این قسمت با آگاهی آریا از سرنوشت مرگبار احتمالی سوده و تصمیم او برای احضار دوباره شرکان به اوج تعلیق میرسد و شنونده را برای قسمت بعد آماده میکند.
خلاصه کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش02
در این قسمت محور اصلی داستان روی سه خط موازی حرکت میکند: درگیری آریا با همکلاسیها، کشف رابطه سوده و آرتوس و رویارویی سرنوشتساز با رخش سیاه شرکان. آریا پس از خروج از دالان مخفی بدون آنکه فرصت شامخوردن پیدا کند بهسوی برج ستارهشناسی میرود. پلههای مارپیچ او را به آینهای جادویی میرساند که با گفتن نام کاملش او را به کلاس منتقل میکند. در برج، چند پسر موبور مشغول رصد آسمان هستند و وقتی آریا به آنها نزدیک میشود مشخص میشود که رهبرشان دیگو مکلین است؛ کسی که پیشتر هم با آریا مشکل داشته است. دیگو و دوستش با لگد و ضربه به آریا حمله میکنند اما آریا در اوج خشم دیگو را به زمین میزند و آماده واردکردن ضربه نهایی میشود که ناگهان نیرویی نادیدنی مشت او را منحرف میکند و به سینه خودش میکوبد. این مداخله جادویی بعداً توسط تینا بهعنوان طلسمی معرفی شده که صوفی روی آریا فعال کرده است. پروفسور صوفی با عصبانیت وارد میشود و بدون توجه به آغازگر دعوا، هر دو را تنبیه میکند: کمکردن ۲۰ نمره و تکلیف سنگین کشیدن نقشه کامل صورت فلکی جبار تا دو هفته بعد. آریا پس از خروج از دفتر صوفی با حمایت تینا، فالی و کیارش روبهرو میشود اما خودش بیشتر از آنکه از تنبیه ناراحت باشد از این ناراحت است که نتوانسته دیگو را «ادب» کند. شب را با کمی غذای باقیمانده تینا سر میکند و صبح روز بعد با آویختن سایه خورشید به گردنش راهی کلاس ۴۹ میشود. در کلاس جدید، پروفسور سوده با دیدن چهره زخمی آریا کنایهای سنگین درباره فرزندان قطمیر میزند و همین قضاوت ناعادلانه روحیه آریا را بههم میریزد. کلاس به جنگلی منتقل میشود تا شاگردان تلاش کنند به رخشهای وحشی نزدیک شوند. در غیاب رخش سیاه، همه با هیجان دنبال رخشها میدوند اما موفق نمیشوند. آریا که قولی به آرتوس داده است از جمع فاصله میگیرد و بهسوی سوده میرود تا گردنبند آرتوس را به او نشان دهد. سوده ابتدا با تندی جواب میدهد اما بهمحض دیدن گردنبند، آن را از دست آریا میقاپد و مانند دختری جوان شروع به گریهکردن و بوسیدن آن میکند. آریا در سکوت میگوید آرتوس سلام رسانده و سالم است و سپس با احساس گناه از توهینهای قبلیاش دور میشود. در همین لحظات شرکان، رخش سیاه غولپیکر، ناگهان ظاهر میشود و با غرش مهیبش همه شاگردان را میترساند. او درست مقابل آریا میایستد و با بالزدنهای شدید ردای او را به اهتزاز درمیآورد. آریا که از قبل عصبانی است به چشمان شرکان خیره میشود و او را «اسب سیاه بیریخت» خطاب میکند و میگوید از او نمیترسد. شرکان با دو پای جلویش بهسوی آریا حمله میکند اما آریا در لحظه آخر زیر شکم او میلغزد، بالهایش را میگیرد و خودش را به پشت رخش میرساند. در این میان شرکان لگدی سنگین به سینه سوده میزند و او را نقش زمین میکند. شرکان با آریا بر فراز جنگلی سرسبز و عاری از مه پرواز میکند، شیرجه میرود و دوباره اوج میگیرد. آریا در اوج پرواز فریاد میزند که پریزاد است و از او نمیترسد. با شنیدن واژه پریزاد، رفتار شرکان تغییر میکند؛ بهسوی محل تجمع شاگردان برمیگردد، آرام فرود میآید، دستهای از یالهایش را با دندان میکند و جلوی پای آریا میاندازد و سپس با شیههای بلند پرواز میکند و میرود. وقتی آریا به جمع برمیگردد سوده روی زمین افتاده، خون از گلویش جاری است و هنوز گردنبند را در دست دارد. افریتها همراه با پروفسور شیس ظاهر میشوند و سوده را به درمانگاه میبرند. شیس به آریا تبریک میگوید که از این رویارویی جان سالم به در برده و او را به دفترش فرا میخواند. در دفتر، شیس به آریا هشدار میدهد که نباید در برابر دیگران از تواناییهایش استفاده کند و یادآوری میکند که شرکان تا آن لحظه چند پری را کشته و بسیاری در تلاش برای سوارشدن بر او جان دادهاند. در همین حین قطمیر با نگرانی وارد میشود، آریا را در آغوش میگیرد و با شنیدن خبر آوردن یالهای شرکان، نام واقعی رخش را بر زبان میآورد. پس از آرامشدن فضا، آریا به کتابخانه مخفی میرود. آرتوس با دیدن او و شنیدن خبر سلام سوده بهشدت هیجانزده میشود و وقتی میفهمد سوده زخمی شده، در هم میشکند. آریا ماجرای پرواز با شرکان و یالهای او را تعریف میکند. آرتوس با دیدن یالها مطمئن میشود که پیشگویی کتاب افسانه پریزاد درست بوده است: شرکان فقط برای خدمت به آریا به دنیا آمده و تنها او میتواند بر او سوار شود. سپس حقیقت تلخ را میگوید: کسی از لگد شرکان جان سالم به در نمیبرد؛ اگر ضربه با پاهای جلو باشد مصدوم فقط تا بالا آمدن ماه زنده میماند. آرتوس توضیح میدهد که تنها راه نجات سوده این است که خود شرکان جای لگدش را لیس بزند و این کار فقط با احضار او ممکن است. طبق افسانه، اگر یکی از یالهای شرکان آتش زده شود او هر جا که باشد خود را مثل باد به صاحبش میرساند. آریا قول میدهد برای نجات سوده هر کاری از دستش برمیآید انجام دهد، هرچند تأکید میکند این کار را بیشتر بهخاطر آرتوس میکند تا خود سوده. آرتوس کتاب افسانه پریزاد را به او نشان میدهد و هشدار میدهد که محتوای آن نباید به دست هر کسی بیفتد. آریا پس از خداحافظی از آرتوس به دفتر شیس بازمیگردد و با التماس میخواهد اجازه احضار شرکان را در مدرسه بگیرد. شیس که از خطرات شرکان آگاه است این درخواست را «چرند» میخواند و آن را رد میکند و معتقد است درمانگاه حال سوده را خوب توصیف کرده است. آریا ناامید و عصبانی دفتر را ترک میکند و در مسیر بازگشت، ماجرا را برای تینا، فالی و کیارش تعریف میکند. در پایان این قسمت آریا همراه تینا و قطمیر بهسوی قلعه سفید میرود درحالیکه هنوز راهی برای نجات سوده پیدا نشده و شنونده با جمله «آنچه در قسمت بعد میشنوید…» در اوج تعلیق رها میشود.
چرا باید کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش02 را بشنویم؟
کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش02 از آن دسته بخشهایی است که همزمان چند گره مهم داستانی را جلو میبرد و چند سؤال تازه ایجاد میکند. شنونده در این قسمت با چهره پیچیدهتری از آریا روبهرو میشود؛ شخصیتی که میان خشم، احساس بیعدالتی، مسئولیتپذیری و دلسوزی برای دیگران در نوسان است. رویارویی او با دیگو، برخوردش با سوده و تصمیمش برای نجات جان استادی که لحظاتی قبل به او توهین کرده بود، تصویری چندبعدی از قهرمان داستان میسازد. این قسمت همچنین نقطه عطفی در شناخت شرکان است. رخش سیاه دیگر فقط یک موجود وحشی و ترسناک نیست بلکه بهعنوان موجودی معرفی شده که طبق افسانهها برای خدمت به پریزاد خاصی به دنیا آمده است. رابطه میان افسانه پریزاد، یالهای شرکان و توانایی آریا، شنونده را با لایه اسطورهای عمیقتری در جهان میدگارد آشنا میکند. از سوی دیگر، رابطه عاشقانه دیرسال میان سوده و آرتوس و واکنش احساسی سوده به گردنبند، بُعد عاطفی تازهای به داستان میافزاید و نشان میدهد پشت چهره سرد و سختگیر استادان، تاریخچهای طولانی از عشق، فداکاری و رنج پنهان است. برای کسانی که قسمتهای قبلی را دنبال کردهاند این بخش فرصتی است برای دیدن پیوند میان خردهروایتها: کتابخانه مخفی، پیشگوییها، فرزندان قطمیر، افریتها و قوانین مدرسه در این قسمت کنار هم قرار گرفتهاند و تصویری منسجمتر از ساختار جهان میدگارد ارائه شده است. تعلیق پایانی درباره سرنوشت سوده و تصمیم آریا برای احضار شرکان، شنونده را بهطور طبیعی بهسوی قسمت بعد میکشاند. از نظر شنیداری، حضور گروه گویندگان متعدد باعث شده شخصیتها هویت صوتی متمایزی پیدا کنند؛ از لحن محکم شیس و صدای لرزان آرتوس گرفته تا خشم سوده، شوخیهای تینا و تهدید شرکان. این تنوع صداها کمک میکند شنونده راحتتر در فضای مدرسه، جنگل و کتابخانه مخفی غوطهور شود و صحنههای اکشن و احساسی را واضحتر در ذهن مجسم کند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت07؛ بخش02 به علاقهمندان دنیای فانتزی، جادو و موجودات افسانهای پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که از داستانهای مدرسهای پر از رقابت، دوستی، تنبیه، کلاسهای عجیب و ماجراجوییهای خطرناک لذت میبرند. به شنوندگانی هم پیشنهاد میشود که در قسمتهای قبلی با آریا همراه بودهاند و کنجکاوند درباره پیشگوییها، نقش شرکان و رابطه سوده و آرتوس بیشتر بدانند.
زمان
۲۸ دقیقه
حجم
۶۵٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲۸ دقیقه
حجم
۶۵٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد