
دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی مکس پین (فصل اول ـ بخش پنجم)
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی مکس پین (فصل اول ـ بخش پنجم)
کتاب صوتی 5-1 سریال صوتی مکس پین نوشته سم لیک با گویندگی گروه گویندگان اثری است که شنونده را درست در میانه دنیای تیره و خشن مکس قرار میدهد؛ پلیسی که در جستوجوی حقیقت، از مرز کابوس و واقعیت عبور کرده است. استودیو نوار آن را منتشر کرده است و در این قسمت، روایت در نقطهای حساس از ماجرا ادامه پیدا میکند؛ جایی که مکس پس از رویارویی با شبکهای پیچیده از قاچاق مواد، توطئههای پنهان و خیانت نزدیکترین افراد، بیش از هر زمان دیگری به هسته اصلی ماجرا نزدیک شده است. این کتاب صوتی با تمرکز بر یک شب زمستانی پر از برف، تعقیبوگریز، هذیانهای ناشی از ماده مخدر ولکایر و کشف اسناد پروژه محرمانه والهالا، شنونده را وارد فضایی میکند که در آن اسطورههای اسکاندیناوی، آزمایشهای نظامی و جنایتهای خیابانی به هم گره خوردهاند. در این قسمت، هم گذشته شخصی مکس و تراژدی خانوادهاش پررنگتر میشود و هم ابعاد تازهای از شبکهای که پشت تولید و پخش ولکایر قرار دارد آشکار میشود. 5-1 سریال صوتی مکس پین بیش از آنکه فقط یک ماجرای پلیسی باشد، سفری ذهنی و عاطفی در ذهن قهرمانی است که میان احساس گناه، خشم و عطش انتقام گرفتار شده است.
درباره کتاب 5-1 سریال صوتی مکس پین
کتاب صوتی 5-1 سریال صوتی مکس پین ادامه زنجیرهای از قسمتهاست که در آن سم لیک داستان پلیسی به نام مکس را دنبال کرده است؛ پلیسی که همسر و فرزندش در نتیجه آزمایش ماده مخدر ولکایر بر خلافکاران کشته شدهاند و حالا او در مسیری شخصی برای کشف حقیقت و انتقام قدم گذاشته است. در این قسمت، شنونده با مکس در لحظهای همراه میشود که توسط زنی میانسال و قدرتمند، که ظاهری رسمی و رفتاری سرد دارد، با سرنگی حاوی ماده سبز ولکایر تسلیم میشود. از همین نقطه، روایت وارد بخشهایی میشود که مرز میان واقعیت و توهم در آن بههم میریزد؛ مکس در گردابی سبز رنگ فرو میرود، سایهها و چهرههای آشنا برای انتقام به او هجوم میآورند و صحنهها مدام میان اتاق پانچینلو، خانه خودش، راهروهای پر از شمع و اتاق خواب خونآلودی که در آن میشل کشته شده جابهجا میشود. در ادامه کتاب صوتی 5-1 سریال صوتی مکس پین، شنونده با چند بخش مشخص روبهرو است که هرکدام لایهای تازه از ماجرا را رو میکند. یک بخش مهم، توالی کابوسها و هذیانهایی است که در آن مکس ناگهان متوجه میشود در یک بازی کامپیوتری و بعد در یک داستان مصور قرار گرفته است؛ جایی که اسلحهها در هوا معلق میمانند، زمان آهسته میشود، حبابهای گفتوگو بالای سر آدمها ظاهر میشود و او حس میکند کسی از بیرون کنترلش میکند. بخش دیگر، ورود مکس به کارخانه کلد استیل است؛ کارخانهای در حاشیه شهر که در دل یک منطقه صنعتی نیمهمتروک قرار دارد و برای فعالیتهای غیرقانونی مناسب است. در این قسمت، شنونده با صحنه بالا رفتن مکس از لولهها در میان برف و طوفان، شکستن سقف شیشهای، ورود به سالن اصلی کارخانه، رسیدن به اتاق کنترل و سپس کشف پناهگاه نظامی زیرزمینی روبهرو میشود. در آنجا، از طریق کامپیوترها و پرونده پروژه والهالا، اطلاعاتی درباره ریشه اسطورهای نام پروژه، هدف اولیه آن در ارتش آمریکا و ادامه غیرقانونی آزمایشها به دست میآید. بخش پایانی این قسمت نیز به شمارش معکوس انفجار، نجات شیمیدان زندانی، فرار از پناهگاه، انفجار کارخانه، روشنترشدن نقش زن اصلی ماجرا و در نهایت دیدار پرتنش مکس با بیبی در پارکینگ اختصاص دارد؛ دیداری که نشان میدهد خیانت و معامله پشت پرده تا چه حد در این پرونده ریشه دوانده است.
خلاصه کتاب 5-1 سریال صوتی مکس پین
پس از تزریق ولکایر توسط زن میانسال، مکس روی زمین میافتد و وارد حالتی میشود که در آن جهان اطرافش در گردابی سبز رنگ میچرخد. سایهها و چهرههای آشنا برای انتقام به او حمله میکنند و زمین زیر پایش زیر لایهای از خون سبز غرق میشود. ناگهان خود را در اتاق پانچینلو میبیند اما فضا خالی و غریب است. از آنجا به خانه خودش منتقل میشود؛ همان جایی که حرف وی روی دیوار کشیده شده بود. صدای میشل از دور شنیده میشود که با گریه کمک میخواهد. مکس در راهرو و اتاق نشیمن پر از شمع قدم میزند، از پلهها بالا میرود، گهواره سفیدی را میبیند که روی زمین افتاده و دورش خون جمع شده است و روی در اتاق خواب هم خون پاشیده شده. وقتی در را باز میکند میشل را میبیند که کنار جنازه زنی با لباس مشابه خودش ایستاده و هنوز کمک میخواهد. تلفن روی میز زنگ میخورد، صداهایی نامفهوم شنیده میشود و بعد دوباره با بازکردن در، مکس خود را کنار میز پانچینلو میبیند. نامهای آشنا روی میز ظاهر میشود و صدای زنی در ذهن مکس میگوید: تو توی یک بازی کامپیوتری هستی مکس. ناگهان همه چیز برای او آشکار میشود؛ اسلحهها در هوا معلق میمانند، زمان آهسته میشود و او خود را در حال پرواز میان گلولهها میبیند. احساس میکند کسی او را مثل یک شخصیت در بازی رایانهای کنترل میکند. تلفن دوباره زنگ میخورد و این بار صدایی میگوید از این مل ازش بیا بیرون تلاش کن. صدای زن در ذهنش ادامه میدهد که تو توی یک داستان مصور هستی و مکس گذشته را به شکل کتابی مصور به یاد میآورد؛ حبابهای گفتوگو بالای سر آدمها ظاهر میشود و او درمییابد در دل یک داستان مصور گرفتار شده است. سپس دوباره در خانهاش قرار میگیرد، همه چیز سیاه میشود و تنها خط باریکی از خون روی زمین تا بینهایت کشیده شده است. صدای میشل را میشنود که میگوید به من شلیک نکن مکس و بعد صدای شلیکها و التماسهای آخر او را میشنود. نوری از دور میبیند که از شمعهای دور گهواره سفید میآید و بعد در اتاق خوابی قرار میگیرد که میشل در آن کشته شده بود؛ روبهروی جنازه، مردی با کتوشلوار و اسلحه ایستاده که خود مکس است. آن مرد به سمت او شلیک میکند و مکس همزمان به سمتش میپرد و در حرکت آهسته گلولهها را در هوا میبیند. لحظهای بعد کنار میشل است؛ میشل با لبخند از نامهای مشکوک درباره وایکینگها حرف میزند و مکس در حالی که آماده رفتن به مأموریت است به او میگوید شب که برگشت همه چیز را تعریف کند. کابوس سبز بهتدریج محو میشود اما اثرش در روح مکس باقی میماند. مکس در هوای سرد کنار گودالی از استفراغ به هوش میآید. برف روی صورتش مینشیند و استخوانهایش درد میکند. به سختی روی پا میایستد و دوباره استفراغ میکند. تنها سرنخی که از زن دارد این است که گفته بود او را به کلد استیل ببرند. مکس به سمت کارخانه کلد استیل در خارج شهر حرکت میکند. طوفان و برف راهها را بسته و کامیونهای حامل افراد مسلح مدام از در کارخانه رفتوآمد میکنند. زن فکر میکرد مکس مرده اما او حالا درست پشت سر اوست. مکس از راه باریکی در سمت راست کارخانه میرود، خود را به دیوار میرساند و از لولههای بزرگ که به پشتبام میرسند بالا میرود. در میان برف و یخ، مثل نینجایی که در کار خود وارد است، از لولهها بالا میرود تا به سقف برسد. بخشی از سقف شیشهای است و برای روشنکردن فضای داخلی در روز استفاده میشود. مکس با دسته اسلحه شیشه را میشکند، کتش را روی لبه میاندازد و روی کانتینرهای زیر سقف میپرد و وارد سالن اصلی کارخانه میشود؛ سالنی که در انتهای آن کورههای ذوب فلز قرار دارد. او خلاف جهت کورهها حرکت میکند، از پلهها بالا میرود و وارد اتاق کنترل میشود. بیسیمی روی زمین بوق میزند؛ مکس آن را برمیدارد و پیام همگانی را میشنود: همه نیروها خیلی سریع اینجا را ترک کنند، عملیات چشم مرده به زودی آغاز میشه. این پیام یعنی قرار است همه شواهد و مدارک نابود شود. روی زمین کاغذهایی مرتب چیده شده که نشان از یک عملیات منظم دارد. در یکی از گزارشها نوشته شده جنسا دوباره گم شدن، یکی از شیمیدانها تلاش کرده تعدادی از آنها را برای مهمانی خودش بدزده، او را زندانی کردیم تا در موردش تصمیمگیری بشه. مکس با آسانسوری که در انتهای اتاق کنترل است به پایینترین نقطه کارخانه میرود؛ زیر کارخانه پناهگاه نظامی قدیمی قرار دارد. روی دیوارها نشان نظامی آشنایی دیده میشود که در آن شمشیر با سرنگ جایگزین شده است؛ نشانی که به پروژه والهالا مربوط است. در مرکز پناهگاه، تعداد زیادی کامپیوتر روشن است و آژیر خطر به صدا درآمده. مکس روی یکی از کامپیوترها پرونده پروژه والهالا را باز میکند. در توضیحات آمده والهالا در اسطورهشناسی اسکاندیناوی جایی است که قهرمانان پس از مرگ در آن به مبارزه و جشن میپردازند و زخمهایشان هر شب بهبود پیدا میکند. در پینوشت، از ولکایر بهعنوان دوشیزگانی یاد شده که جنگجویان را به والهالا میبرند. در گزارشهای بعدی، روند آزمایشها و هدف تولید مادهای شیمیایی برای افزایش استقامت و روحیه جنگجویی نیروهای نظامی شرح داده شده است؛ پروژه در ۱۹۹۵ لغو شده اما کسی آن را به شکل غیرقانونی ادامه داده و ماده را روی انسان آزمایش کرده است. آژیر شمارش معکوس انفجار را آغاز میکند و تنها ۵ دقیقه فرصت باقی میماند. همه درها قفل میشود و راه بازگشت بسته میشود. مکس صدای کمکخواهی را میشنود و از میان راهرویی طولانی به سالنی پر از سلولهای انفرادی میرسد؛ روی زمین جنازهها افتادهاند و میان آنها چند محقق آزمایشگاه هم دیده میشود. شیمیدانی که در گزارش از او نام برده شده بود از پشت میلهها کمک میخواهد. او میگوید دیوار کارت دارد و میتوان با آن در سلول را باز کرد و بعد رمز آسانسوری را میدهد که مستقیم به حیاط پشتی کارخانه میرسد. مکس کارت را بر دستگاه میکشد، در سلول باز میشود و هر دو به سمت آسانسور میدوند. در همین لحظه تعدادی از افراد مسلح که میخواهند فرار کنند سر میرسند و تیراندازی میکنند. مکس خود را به داخل آسانسور پرت میکند اما شیمیدان با گلولهای که به سرش میخورد کشته میشود. آسانسور بالا میرود و درست در لحظات آخر، پیش از نابودی ساختمان، به حیاط پشتی میرسد. در باز میشود و موج انفجار مکس را روی زمین پرت میکند. شعلههای آتش کارخانه را میبلعند و آسمان را روشن میکنند. مکس حالا مطمئن است که همسر و فرزندش به دست کسانی کشته شدهاند که ولکایر روی آنها آزمایش شده بود و همه چیز به همان زن مربوط میشود؛ زنی که او در ذهنش خانم ولکایر مینامد. بعدتر، مکس در رستورانی که شبها تا دیر وقت باز است نشسته و پشت سر هم قهوه مینوشد؛ قهوهای که به نظرش مزه روغن موتور میدهد. تماس تلفنی بیبی او را دوباره به مسیر اصلی ماجرا برمیگرداند. بیبی که احتمالاً از تلفن عمومی زنگ میزند میگوید نمیتواند زیاد صحبت کند و باید از نزدیک همدیگر را ببینند. او آدرس یک پارکینگ را میدهد و از مکس میخواهد ساعت دو و سی دقیقه صبح آنجا باشد. مکس میداند دیر یا زود این لحظه فرا میرسید؛ بیبی او را فروخته و حالا میخواهد کار را تمام کند. در پارکینگ، بیبی با کتوشلوار دستدوز، ساعت طلا و عینک شیک ظاهر میشود؛ ظاهری مرتب که پشت آن آلودگی و گناه پنهان است. مکس با خشم کنترلشده به او نزدیک میشود و میپرسد بیبی طرف کیه. بیبی سعی میکند فضا را سبک کند و سیگار تعارف میکند اما مکس قبول نمیکند. بیبی او را به رشوهگیری و فروختن همکارانش متهم میکند و به الکس اشاره میکند. مکس میگوید شاید نتواند برنده شود اما اجازه نمیدهد آنها هم برنده شوند. ناگهان ماشینی از سمت راست با سرعت به طرف مکس میآید و اگر او به موقع به سمت دیگر نمیپرید زیر گرفته میشد؛ صحنهای که نشان میدهد این دیدار قرار نیست فقط یک گفتوگو باشد.
چرا باید کتاب 5-1 سریال صوتی مکس پین را بشنویم؟
کتاب صوتی 5-1 سریال صوتی مکس پین برای شنونده فضایی میسازد که در آن اکشن، تعلیق، روانپریشی و کشف حقیقت در هم تنیده شده است. در این قسمت، شنونده نهتنها با صحنههای پرتنش نفوذ به کارخانه کلد استیل، فرار از پناهگاه زیرزمینی و انفجار نهایی روبهرو است بلکه وارد ذهن مکس هم میشود؛ جایی که او در کابوسهای ناشی از ولکایر، خود را همزمان در یک بازی کامپیوتری و یک داستان مصور میبیند و با احساس کنترلشدن از بیرون دستوپنجه نرم میکند. این کتاب صوتی برای کسانی که به دنبال یک تجربه شنیداری پر از تصویرسازی ذهنی هستند جذاب است؛ از راهروهای پر از شمع و گهواره خونآلود گرفته تا سالنهای فلزی کارخانه، آژیرهای خطر، برف سنگین و نور آتش کارخانه در شب. در عین حال، شنونده با لایههای پنهانتری مثل پروژه محرمانه والهالا، پیوند اسطورههای اسکاندیناوی با آزمایشهای نظامی و نقش ماده ولکایر در فروپاشی زندگی مکس آشنا میشود. تقابل مکس با بیبی و آشکارشدن خیانت، بعد دیگری از داستان را شکل میدهد که به جنبههای اخلاقی و شخصی ماجرا نزدیک است. شنیدن این قسمت میتواند برای کسانی که قسمتهای قبلی را دنبال کردهاند فرصتی باشد تا به نقطهای برسند که در آن هم سرنخهای مهم پرونده روشنتر میشود و هم فشار روانی روی قهرمان به اوج میرسد. ترکیب صحنههای اکشن، فضای تیره شهری، توهمهای سبز رنگ ولکایر و کشف اسناد محرمانه، این قسمت را به حلقهای مهم در زنجیره داستان مکس پین تبدیل کرده است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی 5-1 سریال صوتی مکس پین به علاقهمندان داستانهای جنایی و پلیسی که فضای تیره، زمستانی و پرتعلیق را دوست دارند پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به دنیای مکس پین، بازیهای ویدئویی داستانمحور، ماجراهای مرتبط با پروژههای محرمانه نظامی، مواد مخدر آزمایشی و روایتهایی درباره انتقام شخصی و خیانت نزدیکان علاقهمند هستند. برای شنوندگانی که از ترکیب صحنههای اکشن، تعقیبوگریز، توهمهای روانی و کشف اسناد محرمانه لذت میبرند نیز این کتاب صوتی انتخاب مناسبی است.
زمان
۲۲ دقیقه
حجم
۳۰٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲۲ دقیقه
حجم
۳۰٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد