معرفی و دانلود کتاب صوتی یکشنبه آخر + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب صوتی یکشنبه آخر
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب صوتی یکشنبه آخر

خاطرات معصومه رامهرمزی

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۲۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
معصومه رامهرمزی
انتشارات: 
نشر سماوا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب صوتی یکشنبه آخر

کتاب صوتی یکشنبه آخر نوشتهٔ معصومه رامهرمزی و با صدای سیمین ارجمندی است و ناشر صوتی سماوا (سوره مهر) آن را منتشر کرده است. این کتابْ خاطرات معصومه رامهرمزی، رزمنده هشت سال دفاع مقدس از روزهای سخت امتحان الهی است.

درباره کتاب صوتی یکشنبه آخر

معصومه رامهرمزی یکی از امدادگران دوران دفاع مقدس است که از سال ۱۳۵۹ و در سن ۱۴سالگی به عنوان امدادگر، از پشتیبانی هلال احمر جنوب به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد. رامهرمزی که درطول جنگ به صورت متفرقه موفق به اخذ دیپلم شده بود، یک سال بعد از اتمام جنگ تحمیلی یعنی در سال ۱۳۶۸ در دانشگاه شهید چمران اهواز در رشته معارف و الهیات اسلامی به تحصیل پرداخت و پس از آن مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته علوم قرآن و حدیث از دانشگاه آزاد تهران مرکز دریافت کرد. وی چندین سال است که به تدریس و نویسندگی کتاب و مقاله مشغول است و تاکنون کتاب‌های «یکشنبه آخر» و «بر بال ملائک» که دست‌نوشته‌های وی از خاطرات جنگ را شامل می‌شود به چاپ رسانده است. او هم‌اکنون در دفتر هنر و ادبیات مقاومت حوزه هنری مشغول به فعالیت است.

شنیدن کتاب صوتی یکشنبه آخر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران شنیدن خاطرات امدادگران هشت سال دفاع مقدس پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب صوتی یکشنبه آخر

شاگرد اتوبوس پسر هجده ساله سبزه‌رویی بود که منتی گل به تن داشت و نوشابه‌های تگری سیاه بین مسافران تقسیم می‌کرد. در گرمای طاقت‌فرسای شهریور، خوردن نوشابه تگری لذت دیگری دارد. به ردیف ما که رسید به من و اسماعیل و مادرم نوشابه داد و با لبخندی به اسماعیل گفت: ک‌کا اگر خیلی گرمته می‌تونی دو تا بخوری. اسماعیل که پسر شوخ‌طبعی بود و با شاگرد اتوبوس رفیق شده بود جواب داد: ک‌کا نمی‌گفتی هم دو تا می‌خوردم!

باد خنکی از دریچه کولر اتوبوس می‌وزید. به دریچه گرد کولر که بالای سر هر ردیف قرار داشت روبان‌های صورتی و قرمز بلندی وصل بود که با وزش باد در هوا می‌رقصید. از نگاه کردن به آن‌ها خوشم می‌آمد. من به همراه مادر و اسماعیل از قم به آبادان برمی‌گشتیم. من و مادر در کنار هم و اسماعیل هم در کنار آقای میان‌سالی نشسته بود. اتوبوس سوپر دولوکس شرکت تی. بی. تی بزرگ و جادار بود. من و اسماعیل به بهانه گرفتن آب، چندین بار در وسط اتوبوس راه رفتیم. هر دو از بچگی از راه رفتن در اتوبوس و قطار در حال حرکت کیف می‌کردیم.

از هفت سال قبل که پدرم از دنیا رفته بود، هر سال تابستان به مزارش می‌رفتیم، البته به‌خاطر این که تعدادمان زیاد بود، امکان نداشت همه با هم سفر کنیم. به هر حال هر کوپه قطار بیش از چهار تا شش نفر جا نداشت. به همین دلیل نوبتی به قم می‌رفتیم. مادرم حداکثر سه نفر از ما را انتخاب می‌کرد و با خود می‌برد. بعضی از سال‌ها هم عمه پیرم که به او عمه دی‌یوسف می‌گفتیم با ما همراه می‌شد. او پیرزن دوست‌داشتنی بود با قدی کوتاه و چهره‌ای سفید. دیدن او مرا به یاد پنبه می‌انداخت و در دلم به او عمه پنبه‌ای می‌گفتم. در بعضی سال‌ها هم که دو سه نفره به قم می‌رفتیم بلیت اتوبوس تهیه می‌کردیم.

در سال ۱۳۵۹ سفر به قم به دلیل گرفتاری‌های مختلف خانواده به آخر شهریور ماه موکول شد. مادرم مسئولیت کارهای خانه را به خواهرانم شهربانو و صدیقه سپرد و سفارش لازم را به بچه‌ها و همسایه‌ها کرد. معمولاً از همسایه‌ها هم می‌خواست که حواس‌شان به خانه ما باشد و خیلی وقت‌ها زن همسایه ننه توری در زمان سفر مادرم، شب‌ها در منزل ما می‌خوابید و قوت قلب بچه‌ها تا آمدن مادرم بود.

من در آن سال از رفتن به قم دو نیت داشتم؛ اول زیارت قبر پدرم و دوم تحقیق درباره چگونگی ادامه تحصیل در حوزه علمیه قم. بعد از انقلاب با گروهی طلبه که از قم برای تبلیغات به آبادان آمده بودند و در حسینیه زانیانی‌ها فعالیت داشتند آشنا شدم. آشنایی با آن‌ها باعث شد من به ادامه تحصیل در حوزه علاقه‌مند شوم. موضوع را با مادرم در میان گذاشتم و از او خواستم که در مدت کوتاه اقامت‌مان در قم به حوزه علمیه برویم و از کم و کیف ادامه تحصیل در آن‌جا اطلاعاتی به دست آوریم. سفر به قم همیشه برای ما هم فال بود و هم تماشا، از نان سنگگ و کباب زغالی زیرزمین‌های نزدیک حرم که دیوارهایش با کاشی سفید پوشیده شده بود، تا خرید سوغاتی برای بچه‌های محل که معمولاً مجسمه‌های سفالی و تسبیح و عطر بود تا سفر با قطار و دویدن در راهروهای واگن‌ها، همه و همه برای ما لذت‌آور بود.



برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب صوتی یکشنبه آخر و شنیدن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب صوتی

نام کتابیکشنبه آخر
عنوان دیگرخاطرات معصومه رامهرمزی
موضوعدفاع مقدس، خاطرات
نویسندهمعصومه رامهرمزی
گویندهسیمین ارجمندی
انتشاراتنشر سماوا
فرمت کتابMP3
حجم فایل کتاب۶۶۶.۴ مگابایت
مدت‌زمان۸ ساعت و ۱ دقیقه
قیمت کتاب۱۱۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

mah ta
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۱۷

واقعا از خانم رامهرمزی تشکر میکنم که خاطراتشون رو مکتوب کردند. و امیدوارم مابقی خاطراتشون رو هم چاپ کنند. و اینکه معصومه خانم عزیز، چقدر شجاعت و ایمان و تقوای شما و دوستانتون برام غبطه برانگیزه. من واقعا تحت تاثیر این...بیشتر

۰
Parisa
۱۴۰۲/۰۶/۱۵

روایت خوبی بود. آخر کتاب میتونست بیشتر ادامه پیدا کنه. خیلی یکدفعه جمع شد. جاهایی از کتاب هم بعضی عبارت زیاد تکرار میشد. مثلاً تموم شدن جنگ یا انقلاب. یک بار گفتنش کافی بود ولی خب نویسنده جاهای مختلف تکرار...بیشتر

۰
m.behnam
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۱۲

نویسنده فضا رو خیلی خوب توضیح داده بدون این که حوصله شنونده سر بره توضیحات اضافی نداره و صدای و بیان گوینده هم خیلی خوبه این کتاب رو که گوش بدین احساس می‌کنین توی همون فضا حضور دارین و اتفاقات جنگ...بیشتر

۰
el'hu
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۳۰

فوق العاده قشنگ بود :))))

۰
nastaran nastaran
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۲۰

بهترین دختران سرزمین اییییران

۰
کاربر 6893208
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۱۰

این کتاب در مورد جنگ تحمیلی عراق به کشور عزیزمون ایران هست و مقاومت و شجاعت مردم شهرهای آبادان و خرمشهر و دیگر شهرهای ایران و زنانی که با صلابت در مقابل دشمن متجاوز ایستادگی کردند.بسیار عالی و با گویش...بیشتر

۰