بهترین ترجمه کتاب عادت های اتمی

بهترین ترجمه کتاب عادت‌های اتمی

یکی از مواردی که باید همیشه در انتخاب و خرید کتاب به آن توجه کنیم، کیفیت ترجمه است؛ چرا که ترجمه بر درک ما از متن اثر مستقیمی می‌گذارد. گاهی از یک کتاب ترجمه‌های متفاوتی، آن هم با نام‌های مختلف در بازار موجود است و همین خواننده را سردرگم‌ می‌کند. بنابراین، در این یادداشت قصد داریم با مقایسه‌ی مختصری از ترجمه‌های مختلف کتاب عادت‌های اتمی و بررسی نظر خوانندگان دربار‌ه‌ی هر نسخه، ویژگی‌های مثبت و منفی هر ترجمه را بیان کنیم تا با شناخت بیشتری سراغ آن‌ها بروید.

بهترین ترجمه کتاب عادت‌های اتمی کدام است؟

با توجه‌ به بررسی‌هایی که انجام داده‌ایم و تطبیق نسخه‌های ترجمه‌شده با متن اصلی کتاب و در نظر گرفتن دو معیار وفاداری به لحن نویسنده و نیز روانی ترجمه، ترجمه‌ زهرا صادقی از نشر میلکان و ترجمه‌ هادی بهمنی از نشر نوین بهترین ترجمه‌های این کتاب‌اند؛ هرچند این ترجمه‌ها نیز خالی از ایراد نیستند. در ادامه می‌توانید بررسی‌های انجام‌شده را با جزئیات بیشتری بخوانید و خودتان ترجمه‌ها را با هم مقایسه کنید.

محبوب‌ترین ترجمه در طاقچه

با توجه به امتیازهای کاربران و نظرات آن‌ها درباره‌ی ترجمه‌ی کتاب عادت‌های اتمی، ترجمه‌ هادی بهمنی از نشر نوین محبوب‌ترین ترجمه نزد کاربران طاقچه بوده است.

بهترین مترجم و ناشر کتاب عادت‌های اتمی اثر جیمز کلیر

با توجه به آنچه تاکنون گفته شد نشر میلکان و نوین را می‌توان بهترین ناشرهای عادت‌های اتمی و زهرا صادقی و هادی بهمنی را بهترین مترجم‌های آن دانست.

مقایسه ترجمه‌های فارسی عادت‌های اتمی

جیمز کلیر، یکی از متخصصان برجسته‌ی جهان در زمینه‌ی شکل‌گیری عادت، در کتاب عادت‌های اتمی راهکارهایی عملی مطرح می‌کند تا به مخاطب نشان ‌دهد چطور عادت‌های خوب ایجاد کند و چرخه‌ی عادت‌های بد را بشکند. توصیه‌ی نویسنده این است: هر روز فقط یک درصد بهتر شوید.

همان‌طور که حتماً می‌دانید این کتاب با ترجمه‌های مختلف و با دو نام عادت‌های اتمی و خرده عادت ها در بازار نشر عرضه شده است. آنچه در مقایسه‌ی ترجمه‌ها و انتخاب بهترین ترجمه بیش از همه در نظر گرفته شده است، وفاداری به متن اصلی، برگردان صحیح اصطلاحات و رعایت لحن نویسنده است که شامل ریتم و موسیقی جملات و توجه به انتخاب واژگان است. در ادامه بخش‌هایی از نسخه‌ی انگلیسی کتاب و ترجمه‌های مختلف آن را برای بررسی بیشتر آورده‌ایم.

بخش‌هایی از متن نسخه اصلی عادت‌های اتمی برای مقایسه

نمونه‌ی اول به زبان انگلیسی:

If you find yourself struggling to build a good habit or break a bad one, it is not because you have lost your ability to improve. It is often because you have not yet crossed the Plateau of Latent Potential. Complaining about not achieving success despite working hard is like complaining about an ice cube not melting when you heated it from twenty-five to thirty-one degrees. Your work was not wasted; it is just being stored. All the action happens at thirty-two degrees.

نمونه‌ی دوم به زبان انگلیسی:

Every habit is initiated by a cue, and we are more likely to notice cues that stand out. Unfortunately, the environments where we live and work often make it easy not to do certain actions because there is no obvious cue to trigger the behavior. It’s easy not to practice the guitar when it’s tucked away in the closet. It’s easy not to read a book when the bookshelf is in the corner of the guest room. It’s easy not to take your vitamins when they are out of sight in the pantry. When the cues that spark a habit are subtle or hidden, they are easy to ignore.

نمونه‌ی سوم به زبان انگلیسی:

Even when you know you should start small, it’s easy to start too big. When you dream about making a change, excitement inevitably takes over and you end up trying to do too much too soon. The most effective way I know to counteract this tendency is to use the Two-Minute Rule, which states, “When you start a new habit, it should take less than two minutes to do.”

ترجمه‌ زهرا صادقی، نشر میلکان

ترجمه‌ی نمونه‌ی اول:

«اگر تقلا می‌کنید تا عادت خوبی ایجاد کنید یا عادت بدی را کنار بگذارید، دلیلش این نیست که توانایی بهبود را از دست داده‌اید؛ اغلب به این دلیل است که هنوز از وضعیت یکنواخت پتانسیل نهفته عبور نکرده‌اید. شکایت از موفق‌نشدن با وجود تلاش زیاد مانند این است که گله کنید چرا قالب یخ با تغییر دما از بیست‌وپنج درجه به سی‌ویک درجه، ذوب نشده است. کار شما بیهوده نبوده، بلکه ذخیره شده و نتیجه‌ی آن در صورت استمرار آشکار خواهد شد. همه‌چیز در درجه‌ی سی‌ودو رخ می‌دهد.»

ترجمه‌ی نمونه‌ی دوم:

«هر عادت با یک نشانه آغاز می‌شود و بیش‌تر به نشانه‌های آشکارتر توجه نشان داده می‌شود. متأسفانه محیط‌هایی که در آن زندگی و کار می‌کنیم، انجام‌ندادن برخی از کارها را تسهیل می‌کنند؛ زیرا هیچ نشانه‌ی آشکاری وجود ندارد که رفتارمان را تحریک کند. زمانی که گیتار در کمد قرار دارد، تمرین‌نکردن با آن آسان است. زمانی که قفسه‌ی کتاب‌ها در گوشه‌ی اتاق مهمان قرار دارد نخواندن آن آسان است. زمانی که ویتامین‌هایتان روی قفسه و دور از دید قرار دارند مصرف‌نکردن آن‌ها آسان است. زمانی که نشانه‌هایی که می‌توانند عادتی را برانگیزند، خارج از دسترس یا پنهان باشند، می‌توان به‌راحتی آن‌ها را نادیده گرفت.»

ترجمه‌ی نمونه‌ی سوم:

«حتی وقتی می‌دانید باید از چیزهای کوچک شروع کنید، شروع‌کردن با چیزهای خیلی بزرگ آسان است. وقتی رؤیای ایجاد تغییری در سر دارید، ناگزیر هیجان بر شما غلبه می‌کند و در نهایت می‌بینید در فرصت خیلی کم، می‌خواستید کارهای بسیاری انجام دهید. بهترین راه مقابله با این وسوسه استفاده از قانون دو دقیقه است که می‌گوید: «وقتی عادت جدیدی را شروع می‌کنید، باید انجام آن کمتر از دو دقیقه طول بکشد.»

همان‌طور که می‌بینید ترجمه‌ زهرا صادقی، وفادار، روان و نزدیک به لحن ساده‌ی نویسنده است و اصطلاحات را نیز به‌خوبی منتقل کرده است؛ هرچند بهتر بود واحدی چون فارنهایت را به واحد سانتی‌گراد که برای خواننده‌ی فارسی‌زبان آشناتر است تبدیل می‌کرد یا فارنهایت را در متن می‌آورد که خواننده دچار بدفهمی نشود.

ترجمه‌ هادی بهمنی، نشر نوین

ترجمه‌ی نمونه‌ی اول:

«اگر برای ایجاد یک عادت خوب یا شکستن یک عادت بد، به‌سختی تقلا می‌کنید، بدین معنا نیست که توانایی بهبود را از دست داده‌اید. غالباً به این خاطر است که هنوز قله‌ی پتانسیل پنهان را فتح نکرده‌اید. غرولند دربار‌ه‌ی عدم دستیابی به موفقیت صرف‌نظر از سخت‌کوشی، مثل این می‌ماند که بگویید چرا یخ ذوب نمی‌شود، درحالی‌که دما بین منفی ۴ تا صفر درجه است. تلاش شما تلف نمی‌شود؛ چون در حال ذخیره شده است. تمامی رخدادها در دمای یک درجه اتفاق می‌افتند.»

ترجمه‌ی نمونه‌ی دوم:

«هر عادت با یک سرنخ آغاز می‌شود و احتمال اینکه سرنخ‌های برجسته مشهودتر باشند؛ بیشتر است. متأسفانه محیط‌هایی که در آن زندگی و کار می‌کنیم، غالباً، انجام‌ندادن برخی کارها را برایمان ساده می‌کنند، زیرا هیچ سرنخ مشهودی برای تحریک آن رفتار وجود ندارد. وقتی گیتارت داخل کمد خاک می‌خورد، خیلی ساده است که گیتار زدن را تمرین نکرد. وقتی قفسه‌ی کتاب‌هایت در گوشه‌ی اتاق مهمان‌ها قرار گرفته، خیلی ساده می‌شود کتاب نخواند. وقتی ویتامین‌هایت در محلی دور از دسترس، داخل آشپزخانه قرار دارند، به‌سادگی می‌توان مصرفشان را فراموش کرد. وقتی سرنخ‌های تحریک‌کننده‌ی یک عادت خیلی جزئی یا پنهان باشند، به‌سادگی می‌توان آن‌ها را نادیده گرفت.»

ترجمه‌ی نمونه‌ی سوم:

«حتی زمانی که می‌دانید باید شروع کوچکی داشته باشید، امکان دارد به‌سادگی اسیر انتخاب‌های خیلی بزرگ شوید. وقتی رویای ایجاد یک تغییر را در ذهن می‌پرورانید، هیجان بر شما غلبه می‌کند و در نهایت اقدامات زیاده از حد را در بازه‌ی زمانی بسیار کوتاه انجام می‌دهید. مؤثرترین راهی که برای مقابله با این گرایش یافته‌ام، بهره‌برداری از قانون دو دقیقه‌ای است. این قانون می‌گوید: وقتی یک عادت جدید را شروع کنید که اجرای آن به کمتر از دو دقیقه زمان نیاز داشته باشد.

ترجمه‌ هادی بهمنی نیز روان و وفادار به متن است، با اینکه در برخی بخش‌ها از لحن نویسنده فاصله گرفته و رسمی‌تر شده است. هرچند او واحد فارنهایت را به درجه‌ی سانتیگراد تبدیل کرده است، اما دقت کافی به خرج نداده است؛ منظور از سی‌ودو درجه‌ی فارنهایت در واقع صفر درجه و دمای ذوب یخ است که در متن یک درجه ذکر شده است.

ترجمه‌ صدرا صمدی دزفولی، نشر مون

ترجمه‌ی نمونه‌ی اول:

«اگر می‌بینید برای ایجاد یک عادت خوب یا شکستن یک عادت بد تقلا می‌کنید به این خاطر نیست که توانایی بهتر شدن را از دست داده‌اید، بلکه اغلب به این دلیل است که شما هنوز از وادی ظرفیت‌های نهفته عبور نکرده‌اید. شکایت از دست نیافتن به موفقیت با وجود تلاش زیاد مثل شکایت از ذوب نشدن یخی است که آن را از منفی شش درجه تا صفر درجه گرم کردید. کار شما هدر نرفت؛ فقط روی هم تجمیع شد و تمام عمل در دمای یک درجه اتفاق افتاد.»

ترجمه‌ی نمونه‌ی دوم:

«هر عادتی با یک نشانه آغاز می‌شود و ما بیشتر متوجه نشانه‌هایی می‌شویم که برجسته و چشمگیرند. متأسفانه، محیط‌هایی که در آن‌ها زندگی و کار می‌کنیم اغلب انجام ندادن بعضی کارها را آسان می‌کنند، چون هیچ نشانه‌ی آشکاری برای تحریک رفتار وجود ندارد. وقتی گیتار را در کمد گذاشته‌اید، تمرین نکردن آسان است. وقتی کتابخانه در گوشه‌ای از اتاق مهمان است، کتاب نخواندن آسان است. وقتی ویتامین‌ها در گوشه‌ای از کمد هستند، نخوردنشان راحت است. وقتی نشانه‌هایی که باعث ایجاد یک رفتار می‌شوند ظریف یا پنهان باشند، نادیده گرفتن آن‌ها آسان است.»

ترجمه‌ی نمونه‌ی سوم:

«با اینکه می‌دانید باید از قدم‌های کوچک شروع کنید، چه‌بسا خیلی راحت به برداشتن قدم‌های بزرگ تمایل پیدا کنید. وقتی رؤیای ایجاد تغییر را در سر می‌پرورانید، به‌ناچار هیجان بر شما حاکم می‌شود و در نهایت، سعی می‌کنید خیلی زود کارها را انجام دهید. مؤثرترین روش من برای مقابله با این تمایل، استفاده از قانون دو دقیقه است که می‌گوید : «وقتی عادت جدیدی را شروع می‌کنید، انجامش باید کمتر از دو دقیقه طول بکشد.»

ترجمه‌ صدرا صمدی دزفولی نیز روان است، اما بخش‌هایی از ترجمه به متن اصلی وفادار نبوده، و مترجم از ترجمه‌ی برخی واژه‌های متن گذشته است. او نیز در تبدیل واحد چندان دقیق عمل نکرده است.

ترجمه سحر عظیمی و آوا علی‌حسین، انتشارات آرمان رشد

ترجمه‌ی نمونه‌ی اول:

«اگر برای ایجاد عادت خوب یا از بین بردن عادت بد تلاش می‌کنید و به نتیجه نمی‌رسید به‌ معنای ناتوانی در فرایند بهبود نیست، بلکه به‌دلیل عبورنکردن از فلات پتانسیل نهفته است. در این‌گونه موارد شکایت از شکست با وجود تلاش فراوان مثل این است که بگویید چرا قالب یخ با تغییر دما از ۲۵ به ۳۱ درجه ذوب نمی‌شود!؟ در اینجا کار صورت‌گرفته بیهوده نبوده، بلکه به ذخیره‌سازی و استمرار نتایج آن آشکار خواهد شد. همان‌طور که تغییر اساسی در ۳۲ درجه برای یخ رخ داد.»

ترجمه‌ی نمونه‌ی دوم:

«هر عادت با یک نشانه آغاز می‌شود و نشانه‌های آشکارتر بیشتر جلب‌ توجه می‌کنند. متأسفانه وضعیت محیط‌های زندگی و کاری به‌گونه‌ای است که انجام‌ندادن برخی از کارها را تسهیل می‌کنند؛ زیرا هیچ نشانه‌ی آشکاری برای تحریک رفتار وجود ندارد. زمانی که گیتار در کمد قرار دارد تمرین‌نکردن با آن آسان است. زمانی که قفسه‌ی کتاب‌ها در گوشه‌ی اتاق مهمان قرار دارد مطالعه‌نکردن آسان است. زمانی که مکمل‌های غذایی داخل قفسه و دور از دید باشند مصرف‌نکردن آن‌ها آسان است. هرگاه نشانه‌های محرک عادت دور از دسترس یا پنهان باشند به‌راحتی فراموش می‌شوند.»

ترجمه‌ی نمونه‌ی سوم:

«وقتی می‌دانید باید از چیزهای کوچک شروع کنید شروع با چیزهای خیلی بزرگ آسان به نظر می‌رسد. وقتی به فکر ایجاد تغییر هستید ناگزیر هیجان بر شما غلبه می‌کند و در فرصت خیلی کم کارهای بسیاری انجام می‌دهید. بهترین راه مقابله با این وسوسه استفاده از قانون دو دقیقه‌ای است که می‌گوید: «وقتی عادت جدیدی را شروع می‌کنید باید انجام آن کمتر از دو دقیقه طول بکشد.»

ترجمه سحر عظیمی و آوا علی‌حسین روان و کمی توضیحی‌تر از ترجمه‌های پیشین است. آن‌ها نیز واحد فارنهایت را حفظ کرده‌اند، اما با توضیحی که اضافه کرده‌اند سعی در رفع ابهامش داشته‌اند.

ترجمه محمد باهوش، انتشارات فرشته

ترجمه‌ی نمونه‌ی اول:

«اگر برای ایجاد یک عادت خوب یا کنارگذاشتن یک عادت بد دست و پا می‌زنید، دلیلش این نیست که توانایی پیشرفت رو ندارید. غالباً دلیلش اینه که هنوز از سطح پتانسیل پنهان عبور نکردید. اعتراض نسبت به اینکه در عین سخت‌کوشی هنوز به موفقیت نرسیدید مثل اینه که به ذوب‌نشدن یک قالب یخ، زمانی که اون رو از ۲۵ تا ۳۱ درجه فارنهایت حرارت می‌دید، اعتراض کنید. شما کار بیهوده انجام ندادید، بلکه تمام اون کارها ذخیره شده و اثرش رو بعداً به شما نشون میده. تمام اتفاقاتی که شما منتظرش هستید توی دمای ۳۲ درجه میفته.»

ترجمه‌ی نمونه‌ی دوم:

«هر عادتی به وسیله یک سرنخ شروع می‌شه و احتمال اینکه ما به سرنخ‌های مشهود توجه کنیم خیلی بیش‌تره. متأسفانه محیط‌هایی که در اونا زندگی و کار می‌کنیم اغلب خیلی راحت ما رو از انجام برخی اقدامات وا می‌دارن، چون هیچ سرنخ مشهودی برای تحریک برخی رفتارها توی اونا وجود نداره. وقتی که گیتار توی پستو قایم شده باشه، شما خیلی راحت خودتون رو راضی به تمرین‌نکردن گیتار می‌کنید. اگه قفسه‌ی کتاب‌ها توی کنج اتاق پذیرایی قرار داشته باشه، خیلی راحت خودتون رو راضی به مطالعه‌نکردن کتاب می‌کنید. وقتی که قرص‌های ویتامینتون توی کابینت و در معرض دید نباشن، خیلی راحت خودتون رو برای نخوردنشون راضی می‌کنید. وقتی که سرنخ‌های محرک یک عادت خیلی نامحسوس و پنهان باشن، خیلی راحت نادیده گرفته می‌شن.»

ترجمه‌ی نمونه‌ی سوم:

«حتی وقتی که می‌دونید باید با کارهای کوچک شروع کنید، امکان داره اسیر انتخاب‌های خیلی بزرگ بشید. وقتی رؤیای یک تغییر رو توی سرتون می‌پرورونید، به‌تدریج هیجان بر شما غالب می‌شه و در نهایت خیلی زود سعی می‌کنید کارهای خیلی بزرگ رو انجام بدید. مؤثرترین روشی که برای مقابله با این میل می‌شناسم اینه که از قانون دو دقیقه استفاده کنم، قانونی که می‌گه: «وقتی که یک عادت جدید رو شروع می‌کنید، باید انجام اون عادت کمتر از دو دقیقه وقت ببره.»

ترجمه محمد باهوش به زبان محاوره نوشته شده و کلمات به‌صورت شکسته‌ آمده است. این سبک ترجمه ممکن است برای برخی خوانندگان خوشایند باشد و حسی از صمیمیت و نزدیکی به متن ایجاد کند.

جمع‌بندی

معمولاً انتخاب بهترین ترجمه‌ از بین ترجمه‌های موجود در بازار کار دشواری است؛ آن‌هم وقتی کتاب‌ چندین و چند ترجمه‌ی مختلف و گاه حتی با نام‌های متفاوت داشته باشد. شاید بهترین راه انتخاب در این مواقع، مقایسه‌ی بین ترجمه‌های موجود و مطابقت‌دادن آن‌ها با متن اصلی باشد. در این یادداشت تلاش کردیم تا چندین ترجمه‌ از کتاب عادت‌های اتمی را با هم مقایسه کنیم و در نهایت بهترین ترجمه و ناشر آن را معرفی کنیم.