با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
آقای عزیز من

دانلود و خرید کتاب آقای عزیز من

رمان

۴٫۲ از ۷۷ نظر
۴٫۲ از ۷۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب آقای عزیز من  نوشته  ناهید گلکار  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب آقای عزیز من

آقای عزیز من رمانی از نویسنده ایرانی معاصر، ناهید گلکار است.  این رمان نیز مثل رمان‌های دیگر ناهید گلکار، روایت سخت کوشی و تلاش زنان و دختران ایرانی و عبور از چالش های زندگی است.

راوی این رمان، دختربچه‌ای است از یک خانواده فقیر که به اجبار برای کار به یک خانواده اشرافی سپرده می‌شود و....

 خواندن کتاب آقای عزیز من را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 اگر از خواندن رمان‌های ایرانی با چاشنی عشق و مسائل اجتماعی لذت می‌برید این کتاب را از دست ندهید.

بخشی از کتاب آقای عزیز من

فکر می کنم دوماهی طول کشید تا دوباره عزت الله خان و خانواده‌اش برای مراسم بله برون و عقد اومدن. اون زمان امیر حسام سه سال و فرح یک سال داشتن و عزت الله خان بیست سالش بود. من بعدها فهمیدم که عزیز دوتا بچه اش رو بعد از عزت الله خان از دست داده و چند سالم حامله نشده.

خب دوباره خوشحالی اومد به سراغم چون قرار بود بعد از عقد من و عزت الله خان همدیگر رو ببینیم. عروسی رو انداختن توی تابستون، اونا حتّی اجازه ندادن سر سفرهٔ عقد کنار هم بشینیم. اما به محض اینکه خطبه رو خوندن همهٔ زن ها از اتاق رفتن بیرون و عزت الله خان اومد پیش من، دستپاچه و خجالتی به نظر می رسید وحال من از اون بدتر. این بود که نزدیک نیم ساعت کنار هم نشسته بودیم و هیچ کدوم حرفی نمی زدیم. اما من حتّی از گرمای وجودشم احساس خوبی داشتم همین قدر که کنارم بود، خوشحال بودم. تا بالاخره گفت: من، من، من شما رو سر خاک مادرتون خدا بیامرز دیدم، با خودم گفتم این همون زنیه که من می خوام، از اون موقع هم از فکر شما بیرون نرفتم. دستهاشو بین دو تا پاش گذاشت و خودشو دولا کرد؛ توجه من جلب شد ببینم چیکار می کنه، نگاهمون بهم تلاقی کرد و وجود منو به آتیش کشید، سرمو انداختم پایین، اما اون خندید و گفت: دیگه چیکار کنم که بازم منو نگاه کنی؟ گفتم: وقت زیاده. ما تازه عقد کردیم. گفت: وقت زیاده، اما صبر من کمه.


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴۵)
KASRA
۱۳۹۹/۰۸/۲۹

داستان قشنگ و لطیفی بود. نویسنده قلمی بی ریا و صمیمی داشت و خواننده را با خود همراه می کرد. شخصیت شیوا خیلی خوب توصیف و پرداخته شده بود.

math
۱۳۹۹/۰۹/۱۱

من همه کتاب های خانم گلکار، موجود در طاقچه، رو خوندم؛ ایشون قلم جذاب و دلنشینی دارند. این کتاب هم داستان جالبی داشت و البته همراه با واقعیت هایی غم انگیز.

عالی بود
۱۳۹۹/۰۹/۲۲

خیلی عالی و پر کشش ، خیلی لذت بردم ، خیلی کم پیش میاد که از یه کتاب انقدر خوشم بیاد

کاربر ۱۹۲۴۰۴۴
۱۳۹۹/۰۸/۲۹

واقعا کتاب پر محتوایی است برای همه جذابه توصیه میکنم حتما بخونین

کاربر ۷۴۰۵۸۱
۱۳۹۹/۰۹/۱۸

خیلی خوب بود قلم این نویسنده رو خیلی دوست دارم

par👩‍👧‍👧niya
۱۳۹۹/۱۰/۱۶

خیلی کش داده بودن داستانو،کلا توی ۷۰۰ صفحه میشد جمعش کرد .ذکر جزئیات و روزمرگی بیش از حد بود و حوصله خواننده سر میربرد.... اما در کل داستان خوب و سرگرم کننده ای بود.

fatemeh
۱۳۹۹/۱۲/۲۷

باسلام وتشکر ازطاقچه عزیز که‌ این‌ کتاب‌ رو بی نهایت گذاشتن خانم گلکارمثل بقیه کارهاشون باقلمی شیوا وروان انسان روبه گذشته میبره وحال وهوای اون دوران روبراحتی مجسم میکنه ودرکنار لذتی که از خوندن کتاب‌های ایشون بردم نکات آموزنده ومفیدی

- بیشتر
آبان
۱۳۹۹/۱۲/۱۸

بسیار دلنشین وزیبا بود یکی ازداستانهایی بود که تا مدتها بعد از خواندنش تو فکرم بود واقعا از مطالعش لذت بردم

کاربر ۱۶۳۹۸۰۶
۱۳۹۹/۰۹/۳۰

کتاب خیلی خوبی مثل بقیه کتاب های خانم گلکار بها دادن به ارزش خانم ها ونشان دادن تلاش خانم ها برای رسیدن به هدف شون

گل سرخ
۱۴۰۰/۰۲/۲۵

مثل همیشه عالی و من خیلی دوست دارم بدونم ایا رمان های خانم گلکار براساس واقعیت هست ؟

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۰)
دختر کجا و این سوال ها کجا؟ اگر کلامی به زبون میاوردم بی حیا و دریده صدام می کردن.
☀️Helya☀️
یاد بگیر در زندگیت وقتی از کسی زخم خوردی دیگه بهش اعتماد نکنی.
پـ ـ ـریـ ـ:)ـنـ ـ ـاز
کاش ما آدم ها یاد می گرفتیم که هر چی بر زبون میاریم خوب و دلگرم کننده باشه. آرزوی خوشبختی کردن و سلامتی گفتن، کلمات خوب و شیرینیه نه خرجی داره و نه زحمتی، فقط دنیای ما رو بهتر و زیبا تر می کنه.
mahsa
عشق قشنگ ترین هدیه خداست
پـ ـ ـریـ ـ:)ـنـ ـ ـاز
داشتم غصه ها رو همون جایی بخورم که لازمه و هیچ وقت نه نگران آینده بودم و نه به گذشته فکر می کردم.
راهله
فهمیدم که گردانندهٔ این گردون می دونه چطور این چرخ دوار رو بگردونه و به ما نشون بده همه چیز دست ما هست، و نیست. گاهی زندگی اختیار رو از ما می گیره و جبر زندگی ما رو چنان دست خوش ناملایمات می کنه که هیچ راهی رو برای نجاتمون نمی تونیم پیدا کنیم.
fatemeh
اگر بر فرض آدم ها دلشون برامون بسوزه، روزگار نمی سوزه خیلی بی رحم تر از اونیه که می تونی تصور کنی. سعدی میگهبرو شیر درنده باش ای دغل مینداز خود رو چون روباه شل
کاربر ۲۰۶۷۷۵۷
بدون عشق زندگی مفهمومی نداره.
پـ ـ ـریـ ـ:)ـنـ ـ ـاز
توی این دور و زمونه نمیشه به کسی اعتماد کرد.
n re
هیچ بچه ای دلش نمی خواد از مادرش جدا بشه.
n re

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۱۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۹۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۸/۱۹
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۸۱۲۰۶-۱
تعداد صفحات۶۱۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۹۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۸/۱۹
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۸۱۲۰۶-۱