با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب آقای عزیز من اثر ناهید گلکار

دانلود و خرید کتاب آقای عزیز من

رمان

۴٫۱ از ۱۶۰ نظر
۴٫۱ از ۱۶۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب آقای عزیز من  نوشته  ناهید گلکار  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب آقای عزیز من

آقای عزیز من رمانی از نویسنده ایرانی معاصر، ناهید گلکار است.  این رمان نیز مثل رمان‌های دیگر ناهید گلکار، روایت سخت کوشی و تلاش زنان و دختران ایرانی و عبور از چالش های زندگی است.

راوی این رمان، دختربچه‌ای است از یک خانواده فقیر که به اجبار برای کار به یک خانواده اشرافی سپرده می‌شود و....

 خواندن کتاب آقای عزیز من را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 اگر از خواندن رمان‌های ایرانی با چاشنی عشق و مسائل اجتماعی لذت می‌برید این کتاب را از دست ندهید.

بخشی از کتاب آقای عزیز من

فکر می کنم دوماهی طول کشید تا دوباره عزت الله خان و خانواده‌اش برای مراسم بله برون و عقد اومدن. اون زمان امیر حسام سه سال و فرح یک سال داشتن و عزت الله خان بیست سالش بود. من بعدها فهمیدم که عزیز دوتا بچه اش رو بعد از عزت الله خان از دست داده و چند سالم حامله نشده.

خب دوباره خوشحالی اومد به سراغم چون قرار بود بعد از عقد من و عزت الله خان همدیگر رو ببینیم. عروسی رو انداختن توی تابستون، اونا حتّی اجازه ندادن سر سفرهٔ عقد کنار هم بشینیم. اما به محض اینکه خطبه رو خوندن همهٔ زن ها از اتاق رفتن بیرون و عزت الله خان اومد پیش من، دستپاچه و خجالتی به نظر می رسید وحال من از اون بدتر. این بود که نزدیک نیم ساعت کنار هم نشسته بودیم و هیچ کدوم حرفی نمی زدیم. اما من حتّی از گرمای وجودشم احساس خوبی داشتم همین قدر که کنارم بود، خوشحال بودم. تا بالاخره گفت: من، من، من شما رو سر خاک مادرتون خدا بیامرز دیدم، با خودم گفتم این همون زنیه که من می خوام، از اون موقع هم از فکر شما بیرون نرفتم. دستهاشو بین دو تا پاش گذاشت و خودشو دولا کرد؛ توجه من جلب شد ببینم چیکار می کنه، نگاهمون بهم تلاقی کرد و وجود منو به آتیش کشید، سرمو انداختم پایین، اما اون خندید و گفت: دیگه چیکار کنم که بازم منو نگاه کنی؟ گفتم: وقت زیاده. ما تازه عقد کردیم. گفت: وقت زیاده، اما صبر من کمه.


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۸۵)
KASRA
۱۳۹۹/۰۸/۲۹

داستان قشنگ و لطیفی بود. نویسنده قلمی بی ریا و صمیمی داشت و خواننده را با خود همراه می کرد. شخصیت شیوا خیلی خوب توصیف و پرداخته شده بود.

math
۱۳۹۹/۰۹/۱۱

من همه کتاب های خانم گلکار، موجود در طاقچه، رو خوندم؛ ایشون قلم جذاب و دلنشینی دارند. این کتاب هم داستان جالبی داشت و البته همراه با واقعیت هایی غم انگیز.

Saana
۱۴۰۰/۰۷/۰۹

متنی ک تو بخش معرفی کتاب بود باعث شد فکر کنم داستان عاشقانه هست ک تصمیم ب مطالعه گرفتم و البته عاشقانه توش داشت ولی محوریتش نبود. داستان در مورد دختری هست ک ب عنوان پرستار میره ب خونه ی یک

- بیشتر
leyla
۱۳۹۹/۱۲/۲۳

من اکثر کتاب های خانم گلکار رو خوندم، واقعا جذاب و دلنشین هست قلمشون. اما چندتا انتقاد داشتم از نظر خودم، در اکثر رمان ها قسم زیاد استفاده شده درصورتی که لازم نیست برای یک گفتگو ساده از قسم های

- بیشتر
عالی بود
۱۳۹۹/۰۹/۲۲

خیلی عالی و پر کشش ، خیلی لذت بردم ، خیلی کم پیش میاد که از یه کتاب انقدر خوشم بیاد

par👩‍👧‍👧niya
۱۳۹۹/۱۰/۱۶

خیلی کش داده بودن داستانو،کلا توی ۷۰۰ صفحه میشد جمعش کرد .ذکر جزئیات و روزمرگی بیش از حد بود و حوصله خواننده سر میربرد.... اما در کل داستان خوب و سرگرم کننده ای بود.

mahsa
۱۳۹۹/۰۹/۲۲

لطفا این کتاب رو به بی نهایت اضافه کنید🙏

kiana2011
۱۳۹۹/۰۹/۰۳

لطفا به بی نهایت اضافه کنید

کاربر ۱۹۲۴۰۴۴
۱۳۹۹/۰۸/۲۹

واقعا کتاب پر محتوایی است برای همه جذابه توصیه میکنم حتما بخونین

Mona Khoddam
۱۴۰۰/۰۶/۰۲

جزئیات بی ربط و طولانی غلط های تایپی

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۸)
دختر کجا و این سوال ها کجا؟ اگر کلامی به زبون میاوردم بی حیا و دریده صدام می کردن.
helya.B
یاد بگیر در زندگیت وقتی از کسی زخم خوردی دیگه بهش اعتماد نکنی.
پـ ـ ـریـ ـ:)ـنـ ـ ـاز
کاش ما آدم ها یاد می گرفتیم که هر چی بر زبون میاریم خوب و دلگرم کننده باشه. آرزوی خوشبختی کردن و سلامتی گفتن، کلمات خوب و شیرینیه نه خرجی داره و نه زحمتی، فقط دنیای ما رو بهتر و زیبا تر می کنه.
mahsa
عشق قشنگ ترین هدیه خداست
پـ ـ ـریـ ـ:)ـنـ ـ ـاز
فهمیدم که گردانندهٔ این گردون می دونه چطور این چرخ دوار رو بگردونه و به ما نشون بده همه چیز دست ما هست، و نیست. گاهی زندگی اختیار رو از ما می گیره و جبر زندگی ما رو چنان دست خوش ناملایمات می کنه که هیچ راهی رو برای نجاتمون نمی تونیم پیدا کنیم.
fatemeh
داشتم غصه ها رو همون جایی بخورم که لازمه و هیچ وقت نه نگران آینده بودم و نه به گذشته فکر می کردم.
راهله
هیچ بچه ای دلش نمی خواد از مادرش جدا بشه.
n re
اگر بر فرض آدم ها دلشون برامون بسوزه، روزگار نمی سوزه خیلی بی رحم تر از اونیه که می تونی تصور کنی. سعدی میگهبرو شیر درنده باش ای دغل مینداز خود رو چون روباه شل
کاربر ۲۰۶۷۷۵۷
بدون عشق زندگی مفهمومی نداره.
پـ ـ ـریـ ـ:)ـنـ ـ ـاز
زندگی خیلی عجیبه و رفتار آدم ها عجیب تر. اونا با دست خودشون ناراحتی و بلا رو برای خودشون میخرن و بهای اونو می پردازن، شاید با یکم فکر و انسانیت می شد اون روزها رو که دیگه برگشتی براش نبود برای هم لذت بخش تر می کردن.
Parisa

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۱۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۹۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۸/۱۹
شابک۹۷۸۶۰۰۴۸۱۲۰۶۱
تعداد صفحات۶۱۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۹۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۸/۱۹
شابک۹۷۸۶۰۰۴۸۱۲۰۶۱