معرفی و دانلود کتاب دخترها بابایی‌اند + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب دخترها بابایی‌اند

کتاب دخترها بابایی‌اند

شهید مدافع حرم جواد محمدی به روایت خانواده

۴.۳(از ۴۹ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
بهزاد دانشگر
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی

قیمت:

۱۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دخترها بابایی‌اند

دخترها بابایی‌اند، مجموعه روایاتی از شهید مدافع حرم جواد محمدی به روایت خانواده این شهید است که به قلم بهزاد دانشگر نوشته شده است.

شهید مدافع حرم جواد محمدی چهارمین شهید مدافع حرم شهر دُرچه از توابع اصفهان است که در ۱۱ خرداد ماه سال ۱۳۹۶ به سوریه رفت و در ۱۶ خرداد ماه ۱۳۹۶ با اصابت گلوله به پا و پهلویش همزمان با ۱۱ ماه مبارک رمضان به شهادت رسید و پیکر مطهرش بعد از ۲۵ روز چشم انتظاری، پیدا شد و به وطن بازگشت.

 درباره کتاب دخترها بابایی‌اند

 در این کتاب شرحی از روابط پراحساس این شهید با خانواده‌اش را می‌خوانید. در این کتاب هر راوی از منظر شخصی خود درباره قهرمانش می‌گوید. این روایات به گونه‌ای در هم آمیخته‌اند که یکدیگر را کامل می‌کنند و در عین حال استقلال دارند و همه در نهایت تصویری از شهید مدافع حرم و خلق و خو و روش و منش او به ما می‌دهند.

 خواندن کتاب دخترها بابایی‌اند را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 همه علاقه‌مندان به سرگذشت و خاطرات شهدا، به ویژه شهدای مدافع حرم.

بخشی از کتاب دخترها بابایی‌اند

بیست‌ویکی‌دو سالش که بود، یک شب منزل بابایم بودیم. جواد معمولاً با باباحاجی خیلی جور بود و باهاش شوخی می‌کرد. آن شب، باباحاجی بین شوخی‌هایشان رو کرد به ما که چرا فکری به حال زن‌گرفتن این بچه نمی‌کنید؟ من خندیدم و گفتم باشد بابا، یک فکری می‌کنم.

صبح روز بعد، جواد گفت ننه، چه فکری کردی؟ گفتم دربارهٔ چی فکر کنم؟ گفت خب زن‌گرفتن من دیگر! مگر به باباحاجی نگفتی که یک فکری می‌کنی؟ گفتم به همین جَلدی؟۶ گفت پس تا شب فکرهایت را بکن. گفتم جواد، ننه، حالا حاجی یک چیزی گفت. اگر ما الان بخواهیم درِ خانهٔ کسی را بزنیم، می‌گویند داماد چه دارد؟ می‌خواهی چه جوابی بدهی؟ گفت می‌گویم خدا حفظشان کند: یک آقا و ننهٔ دسته‌گل. با یک فامیل که مثل کوه پشتم هستند. این خانه هم که هست.

گفتم خدا این‌هایی را که گفتی حفظ کند؛ ولی این‌ها را که نمی‌توانی بیندازی پشت قبالهٔ عروس! این خانه هم توی قبالهٔ من است. باید از خودت یک چیزی داشته باشی. جواد سری تکان داد و بلند شد رفت سر کارش.

یکی‌دو ماه بعد، بابایم خبر داد که یک تکه‌زمینِ پشت خانه‌مان را می‌خواهند بفروشند. به جواد گفتم اگر می‌خواهی کاری کنی، الان وقتش است. گفت من الان ششصدهزار تومان بیشتر ندارم. دویست‌هزار تومان هم می‌توانم وام بگیرم. شما می‌توانید کمکم کنید؟ گفتم خب ما هم که تنهایت نمی‌گذاریم.

زمین را خریدیم دومیلیون و چهارصد. هفتهٔ بعدش آمد که خب این هم زمین! دیگر منتظر چه هستید؟ از این سماجتش خنده‌ام گرفت. کلاً همین جور بود. اگر می‌خواست کاری انجام بدهد، دیگر کسی یا چیزی حریفش نمی‌شد. کوتاه نمی‌آمد. گفتم اصلاً بگو ببینم، چه‌جور دختری می‌خواهی؟

شروع کرد به سخنرانی که زن من باید خانواده‌دار باشد، مؤمن باشد، حجابش خیلی خوب باشد، اهل مسجد و بسیج و هیئت باشد. اگر من خواستم این‌جور جاها بروم، جلویم را نگیرد. گفتم اوه! حالا برو، اگر همچین دختری پیدا کردی، بیا بگو تا برویم خواستگاری!

دو یا سه هفته بعدش آمد که ننه، خانم سلیمانی، دختر فلانی را می‌شناسی؟ گفتم چندان نه. فقط سه روزی که مسجد امام اعتکاف بودیم، با خواهرش آنجا بود. گفت خب، از الان بیست روز وقت داری بروی راجع بهشان تحقیق کنی. من فکر و تحقیق‌هایم را هم کرده‌ام؛ ولی شما هم جدا تحقیق کنید تا بشود تصمیم بگیریم.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دخترها بابایی‌اند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابدخترها بابایی‌اند
عنوان دیگرشهید مدافع حرم جواد محمدی به روایت خانواده
موضوعدفاع مقدس، زندگی‌نامه
نویسندهبهزاد دانشگر
انتشاراتنشر شهید کاظمی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۰۶/۲۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۰.۳ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۲۲-۷۱۷۷۶۴-۰
تعداد صفحه‌ها۲۷۲ صفحه
قیمت کتاب۱۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

مهرداد
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۱

بعد از خواندن این کتاب حس کردم این شهید بلد بوده چجور از این زندگی عبور کنه و با خدا معامله کنه سر مزار شهید رفتم بهش گفتم اومدم از شما یاد بگیرم چجور با خدا معامله کنم مردم با...بیشتر

۲
Ensiyeh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۰۶

کتاب خیلی خوبی بود واقعا فکر نمی کردم این قدر جذبم کنه . حتما بخونید الان شهید محمدی جزء یکی از بهترین رفیق های من هستند

۰
parisa
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۲۹

لطفا در بی نهایت قرار دهید...

۰
tahereh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۰۱

کتاب روان و خوبی بود ترجیح میدادم فقط از زبان همسر مطالب گفته بشه تا بقیه در کل خوب بود

۰
Helena
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۸

خیلی گسترده و از همه چیز صحبت کرده بود.من واقعا لذت بردم

۰
ریحانه سادات حسینی واعظ
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۸

خوب بود بخرید

۰
لبیک یا خامنه ای،لبیک یا حسین است.
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۱۷

کتاب بسیار خوبی است.

۰
آر-طاقچه
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۰۸

خوب و روان

۰
خواننده
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۱۳

فوق العاده ، روح همه شهدا شاد ، کاش بتونیم رهروان خوبی براشون باشیم . با ارزوی صبوری و ارامش برای بازماندگان شهید علی الخصوص فاطمه عزیزم

۰

بریده‌هایی از کتاب

توی بین‌الحرمین گفتم بیایید با همدیگر یک عکس خانوادگی بگیریم. کمی مکث کرد، بعد نگاهش را دزدید. گفت ببخشید؛ ولی نمی‌توانم اینجا عکس بیندازم. نمی‌توانم چنین جایی که امام (ع) و خانواده‌اش این‌قدر اذیت شدند، با خانواده‌ام عکس یادگاری بگیرم.
رز سپید
۳۷
یک روز، دیدم توی گوشی‌اش یک اسم عجیب هست: ۷۲۱. گفتم این دیگر کیست؟! گفت یک آدم خاص. گفتم حالا کی هست این آدم خاص؟ گفت حضرت‌عالی! اولش کمی بهم برخورد. گفتم حالا توی دنیا اسم قشنگ‌تر از این نبود برای من انتخاب کنی که این عدد را گذاشته‌ای؟ اما همان وقت پشیمان شدم. حس کردم این یک عدد معمولی نیست. می‌دانستم کارهایش دلیل و حکمت‌هایی دارد که شاید گاهی بقیه از آن سر درنیاورند؛ اما برای خودش مهم بود. برایم توضیح داد که عدد ۷ یعنی هفت آسمان، عدد ۲ یعنی دو دنیا و عدد ۱ یعنی تو. یعنی در هفت آسمان و دو دنیا، برای من فقط همین یک‌دانه‌ای. یعنی این یکی را بیشتر از آن هفت آسمان و دو دنیا دوست دارم. دروغ چرا؟ از این حرف‌زدنش کلی ذوق کردم و دلم غنج رفت.
R.M
۳۱
گفت زندگی دنیا ارزش بیش از این را ندارد. توی قنوتش گریه می‌کرد و می‌گفت الهی اخرج حب الدنیا
R.M
۲۱
روی قبر یک شهید نوشته بود: «پر کاهی بود که تقدیم درگاهت شد.»
R.M
۱۷
می‌گفت تنها چیزی که ریا ندارد، صبر است.
Helena
۱۵
موقع سفره‌انداختن، دوستش را صدا زده بود کنار و بهش گفته بود جوری که خانمت ناراحت نشود، سفره‌ها را از همدیگر جدا کن. برای من سخت است با نامحرم سر یک سفره بنشینم.
آر-طاقچه
۸
بنشین یک گوشه و چند دقیقه با خودت خلوت کن. ببین، ما در درجهٔ اول می‌رویم که با مردم حرف بزنیم. اگر کسی شبهه و بهانه‌ای دارد، با او حرف بزنیم. اگر کسی شلوغ کرد و خواست دعوا راه بیندازد، آن وقت ما هم درگیر می‌شویم. پس اگر به‌خاطر هیجانش، یا به‌خاطر کتک‌زدن بقیه داری می‌آیی، اشکال دارد. اگر فقط داری می‌آیی که به چندتا جوان زور بگویی، اشکال دارد. ببین اگر آن وقتی که داری کتک می‌زنی و کتک می‌خوری، حضرت عباسی به‌خاطر خداست، به‌خاطر امنیت مردم است، به‌خاطر مراقبت از انقلاب است، آن وقت بیا.
آر-طاقچه
۸
حالا گاهی بعضی افراد فکر می‌کنند شهدا از همان بچگی، نورانیت و صفایی داشته‌اند و غیر از بقیه بوده‌اند. نه، این‌طور نبود. یا اینجور نباشد که اگر بچه‌ای را دیدیم که کمی بازیگوش است، فکر کنیم این بچه حتماً شرّ و بدعاقبت است.
Zahra
۶
اگر روزی ده دقیقه با خودتان خلوت کنید، دلتان صاف می‌شود. گفت من از امروز شروع می‌کنم. بقیه‌اش با خودشان است.
s1993
۵
«من خدا را برای کارهایم در نظر می‌گیرم. شما هم اگر این‌طور باشید، خیلی خوب است. با هر چیزی که با نظر خدا مخالف است، ما هم مخالفت کنیم.»
Jaber_313
۴