با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب آرزوهای بزرگ اثر چارلز دیکنزoff

کتاب آرزوهای بزرگ

نویسنده:چارلز دیکنزمترجم:حمیدرضا بلوچانتشارات:انتشارات مجیدسال انتشار:۱۳۹۴تعداد صفحه‌ها:۶۶۴ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۰از ۳۹ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها۶۶۴ صفحه

دسته‌بندی
رمان۱ مورد دیگر
معرفی نویسنده
عکس چارلز دیکنز
چارلز دیکنز
انگلیسی | تولد ۱۸۱۲ - درگذشت ۱۸۷۰

چارلز جان هوفام دیکنز برجسته‌ترین رمان‌نویس انگلیسی عصر ویکتوریا و یک فعال اجتماعی توانمند بود. به عقیده جیمز جویس، نویسنده بزرگ معاصر، از شکسپیر به این سو، دیکنز تأثیرگذارترین نویسنده در زبان انگلیسی بوده‌است.

بیشتر ...

معرفی کتاب آرزوهای بزرگ


آرزوهای بزرگ مشهورترین اثر نویسنده بزرگ انگلیسی، چارلز دیکنز است که بسیاری آن را سرآمد آثرا دیگرش همچون اولیور تویست، خانه متروک، داستان دو شهر، دیوید کاپرفیلد و دوریت کوچک می‌دانند. تخصص دیکنز ترسیم زندگی تهی‌دستان و طبقات پایین اجتماع بود و توانست با این توانایی‌ توده مردم را مفتون خود کند و در زمان حیاتش محبوبیت زیادی بدست آورد. از آثار دیکنز تاکنون اقتباس‌های سینمایی و نمایشی زیادی شده است به طوری که دیکنز برای انگلستان یک گوهر گران‌بها بود و برای سینمای انگلستان یک شانس بزرگ؛ همچنان که وجود دیوید لین برای سینمای انگلستان گوهری تابناک بود.

دیوید لین اولین فیلمسازی بود که به سراغ آثار چارلز دیکنز رفت و در برگردان دو اثر او، آرزوهای بزرگ و اولیور تویست، توانست دو فیلم فراموش نشدنی به تاریخ سینما هدیه کند. بعدها نیز کارگردان دیگر انگلیسی به نام کارول رید نسخه ای موزیکال از اولیور تویست ارائه کرد.

درباره آرزوهای بزرگ

آرزوهای بزرگ داستان، زندگی مردی به نام پیپ، از هفت سالگی تا سی و چند سالگی است. پیپ داستان‌هایی را برای ما تعریف می‌کند که باعث شکل‌گیری شخصیت فعلی او شده‌اند. او در طول این مسیر با دوستان و آدم‌های زیادی آشنا می‌شود که در تصمیمات و اهدافی که در زندگی پیش می‌گیرد، نقش مهمی ایفا می‌کنند. آرزوهای بزرگ داستانی است که هرکسی می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. چرا که هر کسی در طول زندگی خود ممکن است با مشکلات پیپ مواجه شود.

دیکنز در این رمان نشان می‌دهد که مالکیت و ثروت نمی‌توانند درون شخصیت‌ها را تغییر دهند و هم چنین پیدا کردن خود واقعی، نیاز به پیمودن مسیری طولانی دارد. مسیری که در نهایت انسان را به آگاهی می‌رساند.

خواندن کتاب آرزوهای بزرگ را به چه کسانی پیشنهاد می کنیم

علاقه‌مندان به داستان‌های رئالیستی و رمان‌خوانان و دوست داران آثار چارلز دیکنز از خواندن این اثر لذت خواهند برد.

درباره چارلز دیکنز

چارلز جان هوفام دیکنز، معروف به چارلز دیکنز، نویسنده و منتقد اجتماعی انگلیسی و از مهمترین نویسندگان سده نوزدهم است.

در کودکی، پدرش ورشکسته شده و به زندان افتاد. چارلز نوجوان در پی این اتفاق، مجبور به کار در کارخانه شد. پس از دوران سخت کودکی و نوجوانی، در حدود ۲۰ سالگی، دیکنز جوان نخستین تجربه‌های ادبی‌اش را در حوزه تئاتر آزمود و همزمان به روزنامه‌نگاری، خبرنگاری و نوشتن نوشته‌های کوتاه برای روزنامه‌ها می‌پرداخت. دیکنز هر چند همیشه، روزنامه‌نگاری را کاری سخت و کم‌درآمد عنوان می‌کرد، اما تا واپسین روزهای عمر، در حال چاپ داستان‌هایش در مجلاتی بود که خود سردبیری بسیاری از آنها را بر عهده داشت. هر چند ورود او به عرصه رمان در ۲۵ سالگی با داستان آقای پیکویک و الیور تویست رمان مشهور دیگرش که یکسال بعد در ۱۸۳۸ نوشت، او را به شهرت جهانی رساند.

چارلز دیکنز، از آن دست نویسندگانی بود که در همان زمان زندگی خود نیز نویسنده‌ای جهانی به شمار می‌رفت و آثارش علاوه بر انگلیس، به طور تقریبا همزمان در فرانسه و روسیه منتشر و به فروش می‌رسید.

آثار دیکنز به سبب توصیف‌های دقیق و پرجزئیات و ظرفیت بالای دراماتیک و روایی مورد توجه سینماگران قرار گرفته است و نزدیک به ۲۰۰ اثر سینمایی به ویژه در هالیوود بر اساس کتاب‌های دیکنز ساخته شده است.

داستان‌های چارلز دیکنز، به شخصیت انسانی، روحیات او و تضادها و چالش‌های اخلاقی آنان می‌پردازد و این موجب می‌شود، محتوای داستان‌هایش برای خواننده امروز نیز همچنان اندیشه‌برانگیز باشد. ویژگی دیگر آثار دیکنز، پایان خوب قهرمانان داستانش در پی زندگی سخت و عذاب‌آورشان است. برخی این ویژگی را صرفا یک پایان خوب می‌دانند و برخی دیگر خاستگاه آن را در گرایش‌های مسیحی دیکنز در مفهوم رستگاری نهایی انسان‌های نیک دنبال می‌بینند. پایان خوب و روشنی که همتایان و همروزگاران او مانند داستایوفسکی، در سرنوشت انسان‌ها و قهرمانانشان نمی‌دیدند.

مزار دیکنز اکنون در کلیسای وست‌مینیستر در بخش ویژه نویسندگان معروف به کنج شاعران در لندن جای دارد. در سال ۱۹۲۵، خانه‌ای که دیکنز برای مدتی در آن زندگی می‌کرد، تبدیل به موزه‌ای درباره زندگی او شد.

بخشی از کتاب آرزوهای بزرگ

خواهرم، خانم جو گارجری، بيش‌تر از بيست سال از من بزرگ‌تر بود و به‌خاطر اين‌كه من «پرورش‌يافته‌ی» او بودم، برای خودش در ميان همسايه‌ها اعتباری به‌هم زده بود؛ چون در آن روزها بايد خودم به‌تنهايی معنی اين اصطلاح «پرورش‌يافته» را پيدا می‌كردم و چون خواهرم دست‌های زمخت و سنگينش را همان‌طور كه روی من بلند می‌كرد، بر سر و كله‌ی شوهرش هم می‌كوفت و من تصور می‌كردم كه جو گارجری و من، هردو «پرورش‌يافته‌ی» او هستيم.

خواهرم زن زيبايی نبود و من حس می‌كردم كه او به كمك همان دست‌هايش جو گارجری را وادار كرده تا با ازدواج با خود تن دردهد. «جو» از اين آدم‌های بور بود كه روی صورت صافش موهای طلايی و مجعد داشت و چشم‌های آبی‌اش چنان بی‌نور بود كه انگار با سفيدی چشم‌ها قاطی شده بود. او مردی آرام، خوش‌خلق، خوش‌ذات، مطيع، دست‌پاچلفتی و دوست‌داشتنی بود كه هم از نظر زور و قدرت و هم ازنظر ضعف و سستی‌اش يك هركول بود.

خواهرم، خانم «جو»، چشمانی سياه و موهايی مشكی داشت. رنگ صورتش چنان سرخ بود كه پيش خودم می‌گفتم شايد برای شستن خودش به‌جای صابون از گرد جوزهندی استفاده می‌كند. زنی بلندقد و استخوانی بود كه تا حدودی هميشه يك پيشبند درشت‌بافت به گردن داشت كه از پشت آن را محكم به كمرش گره می‌زد و جلو سينه‌ی چهارگوش ثابتی هم داشت كه از سوزن و سنجاق پر بود. او پيش خودش اين پيشبند را به‌عنوان يك نشان افتخار تلقی می‌كرد؛ ولی «جو» را برای بستن دايم آن ملامت می‌كرد؛ اما به‌هيچ‌وجه نمی‌فهميدم كه او چرا آن را به گردن می‌انداخت و چرا اصرار داشت كه در آخر روز هم نبايد آن را از تنش در بياورد.

كارگاه آهنگری «جو» به خانه‌ی ما چسبيده بود كه مثل بيش‌تر خانه‌های روستايی از چوب ساخته شده بود. وقتی با عجله از گورستان پشت كليسا به خانه رسيدم، كارگاه آهنگری بسته و «جو» تك و تنها در آشپزخانه نشسته بود. من و «جو» چون باهم احساس همدردی می‌كرديم، به‌هم اعتماد داشتيم. همين كه درِ خانه را باز كردم و نگاهی دزدكی به درون اتاق و «جو» كه در گوشه‌ای جلوی اجاق كز كرده بود انداختم، او سراسيمه به من گفت: «پيپ، خانم «جو» دوازده بار به‌دنبالت بيرون رفته و حالا هم سيزدهمين باره كه رفته.» 

نظرات کاربران

alireza_sr
۱۳۹۹/۰۸/۰۴

این کتاب آدمو غرق میکنه اگه شنا بلد نیستید نخونین...!

faezeh
۱۴۰۰/۰۳/۰۵

راجب این کتاب در یک کلمه میتونم بگم فوق العاده است دومین کتابی بود که از اقای دیکنز خوندم و مثل کتاب قبلی غرق شدم توی قلم جادویی ایشون و شخصیت پردازی عالی جوری که تو میتونی همه چیز رو

- بیشتر
چارلز دیکنز
۱۴۰۰/۰۶/۲۵

تمام کتاب های دیکنز ارزش خوندن داره. داستان دو شهر و آرزو های بزرگ گل سر سبد کتابان. عالی. خیلی عالی

mahiro sama
۱۳۹۹/۰۶/۱۸

داستان جالبی داره البت در ابتدا داستان محیط سرد و تاریکی داشت کمی طول کشید تا من جذب داستان ولی در پایان کار دوست داشتم داستان

عماد
۱۴۰۰/۰۷/۱۹

با توجه به سال چاپ، این کتاب کتاب خوبیه. نسخه‌ی خلاصه شده‌ش تو بازار هست، اونو نخونین! برای آشنایی با آثار و قلم دیکنز، این کتاب رو بخونین خوبه.

راحله حسنی
۱۴۰۰/۰۳/۱۸

بهترین اثر دیکنزه بنظرم نخونید نصف عمرتون فناس

erfanA
۱۴۰۰/۰۱/۰۹

کتاب خوبیه من نسخه چاپی خوندم و کتاب خوبی هست واقعا زیبا بود👌🏻

𝙇𝙞𝙠𝙚𝘽𝙤𝙤𝙠
۱۴۰۰/۰۵/۲۷

آرزو های بزرگ با متنی شیوا سرگذشت پسر روستایی رو روایت می‌کنه که بعد از سلسله اتفاقاتی در زندگی به راه و روش نجیب زاده بودن بر می‌آید داستان منسجم است و اتفاقات به طرز عجیبی بهم گره میخوره و

- بیشتر
دنیا
۱۴۰۱/۰۵/۳۰

کتاب خوبیه من نسخه ی چاپیش رو دارم و...... از نظر من کتاب دیوید کاپرفیلد بهتر بود . ولی این کتاب یک خوبی که داشت این بود که آدم نمیتونه پیش بینی کند که آخر کتاب چی میشه ! ولی درکل

- بیشتر
Hanieh Mohamadi
۱۴۰۱/۰۴/۲۸

داستان قشنگ بود اما نمیشه گفت فوق العاده بود نسبت به رخداد های داستان میتونست خلاصه تر باشه و انتهای داستان کمی کلیشه ای تموم شد

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۲۵)
هرگز نبايد از اشك‌ريختن احساس خجالت كنيم؛ زيرا اين اشك‌ها مثل قطره‌های باران هستند كه برگرد و غباری كه زمين برمی‌انگيزد و با آن‌ها پرده‌ای بر دل‌های بی‌عاطفه‌ی ما می‌كشد، باريده و باعث شفافيتش می‌شود.
|هیـچِ‌مطلقـ|
هرگز نبايد از اشك‌ريختن احساس خجالت كنيم؛ زيرا اين اشك‌ها مثل قطره‌های باران هستند كه برگرد و غباری كه زمين برمی‌انگيزد و با آن‌ها پرده‌ای بر دل‌های بی‌عاطفه‌ی ما می‌كشد، باريده و باعث شفافيتش می‌شود.
نیلوفر🍀
يه كتاب خوب به من بده و يه روزنامه‌ی خوب، منو جلوی يه آتيش خوب بنشون، اون‌وقت ديگه هيچی نمی‌خوام.
shima mousavi
هرچه‌قدر هم بد كرد و خطاهای زيادی مرتكب شد؛ ولی آدم خوش قلبی بود.
Rasta (:
به‌راستی نمی‌دانستم چرا اين لباس اميد را كه ديگر پوسيده و هزار تكه شده بود، هم‌چنان حفظ می‌كردم؟ آيا تمام آدم‌هايی كه در وضعيتی مشابه من هستند، چنين عمل نمی‌كنند؟ آيا آن‌ها اميد خود را به‌يكباره قطع می‌كنند؟
shima mousavi
از آن موقع به بعد، كه خيلی هم گذشته، بيش‌تر وقت‌ها، خودم انديشده‌ام كه آدم‌های كمی هستند كه می‌دانند بچه‌ها در اثر ترس و وحشت بسيار رازدار می‌شوند. اين‌كه اين ترس چه‌قدر واهی است اهميت ندارد، خود اين ترس است كه مهم است. من از مرد جوانی كه می‌خواست دل و جگرم را بيرون بكشد در هراس بودم؛ از مردی كه زنجيرآهنی به‌پا داشت و من با او حرف زده بودم می‌ترسيدم و از خودم؛ يعنی كسی كه وعده داده بود خوراك و سوهان برای آن مرد ببرد، وحشت كرده بودم. هرگز هم اميدی نداشتم كه بتوانم با كمك خواهر مقتدرم كه در هرلحظه مرا نسبت به خودش بيزارتر می‌كرد، از دست اين ترس‌ها نجات پيدا كنم.
Rasta (:
سرم را كه بالا آوردم و تابلوی راهنما را ديدم، وجدان معذبم گويی متوجه هيولايی شده كه من را به‌سوی كشتی زندانيان فرا می‌خواند.
Rasta (:
چه فكرهای خنده‌داری ذهنم را درگير كرده بود؛ چون احساساتی كه برای بزرگ‌سالان بسيار جدی می‌نمايد، ممكن است در ذهن يك بچه بسيار خنده‌دار باشد
احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
ديگر درباره‌ی بهشتی كه در آخرت به مردم تهيدست وعده داده شده بود، موعظه نمی‌كرد.
lucifer
از روزی كه بدشناسی بهم رو آورد، باهام مهربون‌تر از روزهايی بودی كه روی قله‌ی بخت و اقبال بودم. اين برام خيلی باارزشه.
shima mousavi