با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ذکرها فرشته‌اند

دانلود و خرید کتاب ذکرها فرشته‌اند

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت

۴٫۰ از ۸ نظر
۴٫۰ از ۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ذکرها فرشته‌اند  نوشته  سیده زهرا برقعی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب ذکرها فرشته‌اند

ذکرها فرشته‌اند، دفتر پنجم از مجموعه خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت(قدس سره) و نوشته سیده زهرا برقعی است. این مجموعه ۵ جلد دارد که هر جلد عنوانی مخصوص به خود دارد 

آشنایان و نزدیکان حضرت آیت‌الله بهجت کرامت ایشان را نه در شفای مریض و اطلاع از غیب و طی‌الارض و موت اختیاری، که با وجود همه اینها، در سخنان حکیمانه و رفتار روزمره‌ ایشان می‌دانستند. او به‌راستی مصداق کاملی بود از «کونوا دعاة‌ الناس بغیر السنتکم؛ با رفتار خود، دعوت کننده [به‌سوی دین] باشید».

 درباره مجموعه خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت(قدس سره)

قالب و سبک داستان کوتاه ساده، روان و کوتاه است، یکی از مناسب‌ترین قالب‌ها برای انتقال شیوه‌های رفتاری و معارفی است که در رفتار ساده و صادقانه این عارف روشن‌ضمیر نمود یافته بود.

مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره برای نوشتن این مجموعه به بررسی موضوعات گوناگونی که پیش از این از مصاحبه‌ با اطرافیان و شاگردان معظم‌له به‌دست آمده بود، پرداخت؛ موضوعات مناسب انتخاب شد و محتوای آن‌ها پس از آماده‌سازی توسط پژوهشگران مرکز، توسط تعدادی از نویسندگان متعهد کشور بازنویسی شده و در قالبی ساده، روان و داستان‌گونه درآمد.

در بازنویسی این خاطرات سعی شد آن احساس و فضایی که گوینده در آن قرار داشت، بدون تغییر منتقل شود. پس از بازنویسی، تمام این نوشته‌ها، توسط بیت معظم آیت‌الله بهجت قدس‌سره مورد بازخوانی، اصلاح و تأیید قرار گرفت.

بخشی از کتاب ذکرها فرشته‌اند

توی حرم حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها، مشغول نماز و دعا می‌شدند.

بلند هم که می‌شدند تا به خانه برگردند، باز هم زیر لب مشغول دعا بودند.

به سلامی یا سر تکان دادنی، به کسانی که اطرافش جمع می‌شدند توجه می‌کردند و آرام از میان آنها، مسیرشان را باز می‌کردند و راه می‌رفتند.

دعای صباح و زیارت عاشورا را می‌شنیدم که زیر لب می‌خوانَد.

کسی هم اگر سؤالی داشت، پاسخش را می‌دادند و از همان‌جایی که دعا را قطع کرده بودند، ادامه‌اش را می‌خواندند.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳)
نوشین
۱۳۹۹/۰۲/۰۲

اسم کتاب منو به سمت خودش کشوند اما اون به اصطلاح‌ داستانی که من خوندم پر از حاشیه بود و متنی نداشت حالا درسته که راوی حسی خوبی از نماز داشته ولی قلم زیبایی برای جذب نداشت بنظرم چیزی نبود

- بیشتر
صالحین
۱۴۰۰/۰۱/۲۷

خیلی کتاب خوبی بود. باعث شد شخصیت آیت‌الله بهجت رو کامل تر بشناسم. کتاب‌های دیگه ای که خونده بودم بیشتر دهه آخر زندگی ایشون رو توصیف می‌کرد ولی این کتاب به سال‌های قبل از اون هم پرداخته و ابعادی رو

- بیشتر
طلائی
۱۴۰۰/۰۳/۰۹

کتابی ساده، روان، دلنشین و ذی قیمت که هرکسی باید حداقل یکبار آنرا بخواند.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵)
«چه‌جور درس بخوانیم که در امتحان نتیجهٔ بهتری بگیریم؟». چهرهٔ آقا مقداری در هم رفت و ناراحت شد. بعد گفت: «خوب نیست آدم برای امتحان یا شهریه درس بخواند. آدم باید درس را قربة‌الی‌الله بخواند. حالا امتحان هم داد، داد. نتیجه گرفت یا نگرفت، اینها اصلاً معنایی ندارد».
تبسم
رفتیم منزل یکی از اعاظم و علمای قم. ایشان تعریف کردند که: «من یازده سالم بود. در نجف همراه پدرم آمدم منزل پدر شما، روضه داشتند. آنجا متوجه شدم که آقای بهجت، مداومت به زیارت عاشورا دارند با صد لعن و صد سلام. نمی‌دانم این کارشان تا کی ادامه داشت؟». آقازادهٔ آیت‌الله بهجت گفتند: «بله، هنوز هم ادامه دارد». من حساب کردم، دیدم هفتاد سال از آن خاطره‌ای که تعریف کردند، گذشته است.
محمدیان
یک روز که همراه آقا از حرم برمی‌گشتیم، نزدیکی‌های منزل از آقا پرسیدم: «چه‌جور درس بخوانیم که در امتحان نتیجهٔ بهتری بگیریم؟». چهرهٔ آقا مقداری در هم رفت و ناراحت شد. بعد گفت: «خوب نیست آدم برای امتحان یا شهریه درس بخواند. آدم باید درس را قربة‌الی‌الله بخواند. حالا امتحان هم داد، داد. نتیجه گرفت یا نگرفت، اینها اصلاً معنایی ندارد». مدرک برای آقا اهمیت نداشت. براساس خاطره یکی از شاگردان
رهی
«علمای آخرالزمان مثل شمع می‌مانند. خودشان می‌سوزند و به دیگران نور می‌دهند. خودشان معلوم نیست چه آخر و عاقبتی داشته باشند. معلوم نیست که اهل بهشتند یا اهل جهنم؟! بالأخره این نور را می‌دهند و مردم را هدایت می‌کنند، اما خودشان معلوم نیست عاقبتشان چیست».
تبسم
تا ساعت دوازده شب مطالعه‌شان طول می‌کشید. توی این فاصله هیچ‌وقت ندیدم آقا بروند سر یخچال، میوه‌ای، بیسکوییتی، کیکی، چیزی بخورند. اهل میوه و سبزیجات که اصلاً نبودند. یک کاسه پولکی کنار دستشان داشتند. اگر وسط مطالعه، ضعف غلبه می‌کرد، چندتا پولکی می‌گذاشتند توی دهان و مشغول ادامهٔ مطالعه می‌شدند. براساس خاطره یکی از مرتبطان
رهی

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۸۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۱/۱۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۹۹-۱۰-۶
تعداد صفحات۸۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۱/۱۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۹۹-۱۰-۶