با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب نجات فرزند از تفکر منفی اثر تامار چنسکیoff

کتاب نجات فرزند از تفکر منفی

معرفی کتاب نجات فرزند از تفکر منفی

کتاب نجات فرزند از تفکر منفی از سری کتاب‌های کلیدهای مشاوره به قلم دکتر تامار چنسکی است. این اثر برای والدین و مربیان نوشته شده تا به آنها در یاری رساندن به فرزندانشان در شرایط بحرانی و استرس‌زا کمک کند.

ما همه آرزو داریم فرزندانی مقاوم و شاد داشته باشیم و با مشاهده فرزندانمان که در برابر شکست‌های کوچک یا ملایم‌ترین انتقادها خرد می‌شوند، خود را می‌بندند یا ناامید می‌شوند می‌توانیم حال‌وهوای آن پدرومادرها را حس کنیم که بین نگرانی و ناباوری در تلاطم‌اند. از خود می‌پرسیم چگونه چنین مشکل کوچکی تا بدین حد بزرگ می‌شود؛ و از آن مهم‌تر چگونه می‌توانیم کاری کنیم که این مشکل، زندگی فرزندمان را نابود نکند. اگر می‌توانستیم داخل مغز را تماشا کنیم می‌دیدیم که ذهن راههایی را ایجاد می‌کند؛ میان‌برهای عصبی برای اتصال نقطه الف به نقطهٔ... وقتی شکستی برای این کودکان پیش می‌آید، از نظر آنها برای همیشه و به گونه‌ای تغییرناپذیر ناخوشایند است، بر همه چیز اثر می‌گذارد و معمولا همه تقصیر به گردن آنهاست: هیچ رویداد بدی نمی‌تواند گذرا یا گاهی یا مشخص و قابل مدیریت باشد.

پدر و مادرها در بیشتر موارد از این که یادبگیرند چگونه به فرزندانشان در شرایط بحرانی کمک کنند، دچار هراس می‌شوند . واکنش های انها معمولا این است که یا به وسط بپرند و به کودک اطمینان‌خاطر بدهند و یا، پس از آنکه اطمینان‌خاطر دادن احتمالا همه را خسته کرده و به نتیجه‌ای نرسانده باشد، با ناراحتی بگویند: «بس کن!» و دچار این احساس شوند که پدر یا مادری وحشتناک و بی‌عاطفه هستند. هر دو واکنش به‌شدت بی‌تأثیرند. ناراحتی و بی‌ثباتی پدر و مادر در شیوه برخورد با فرزند از دید کودک پنهان نمی‌ماند و فقط موجب تکان بیشتر قایقی می‌شود که به‌هرحال دستخوش امواج بوده است.

درباره کتاب نجات فرزند از تفکر منفی

این کتاب یازده فصل در سه بخش دارد.

بخش یکم، «تغییر ذهن فرزند، ما را از پیشینه به برنامه اصلی می‌رساند. در فصل ۱ به نظریه‌های گوناگون درباره علتها و لازمه‌های تفکر منفی نگاه می‌کنیم. در فصلهای ۲ و ۳، به بخش‌های فکری و احساسی معادله که واکنش‌های ما را در برابر رویدادها شکل می‌دهند نگاهی می‌اندازیم و به جست‌وجوی راهبردهای گوناگونی برای کارکردن با فرزند در رابطه با این عناصر می‌پردازیم. در فصل ۴ راهبردهای مختلفی را برای تشخیص تواناییهای کودک بررسی می‌کنیم، زیرا او هرچه بیشتر بداند در چه زمینه‌هایی تواناتر است، هم به طور کلی و هم در مواقع اضطراری، بیشتر به آنها رجوع خواهد کرد. این فصلها شما را برای فصل ۵ آماده می‌کنند. در فصل ۵ همه اجزاء را در طرحی جامع و روشن گرد می‌آوریم و به طور مشروح به شما نشان می‌دهیم که چگونه این افکار جدید را به فرزندان خود در هر سنی ـ از کودکستان تا دبیرستان ـ منتقل کنید.

بخش دوم «منفی در برخورد با جهان» نام دارد. در فصل ۶ به شیوه تشخیص و درمان افسردگی نگاهی می‌اندازیم. این فصل به درد والدین نگرانی می‌خورد که حدس می‌زنند فرزندشان در برابر این خطر آسیب‌پذیر است. سپس با نگاه دقیق‌تری به چگونگی اجرای طرح جامع در شرایط خاص شما و فرزندتان می‌پردازیم. فصل ۷ به بررسی مؤثر مسائل دشواری مانند از دست دادن، شکست و حسادت اختصاص دارد. فصل ۸ درباره چالش‌هایی است که پدران و مادران در مقام راهنما و مربی با آنها روبه‌رو می‌شوند. سپس در فصل ۹، «نرمشِ رفتن و شادی ماندن»، پدران و مادران راهنمایی می‌شوند که چگونه در مواقعی که فرزند سکوت اختیار می‌کند گفت‌وگو را زنده نگه دارند و نیز چگونه مثبت‌اندیشی را در زندگی روزانه کودک پرورش دهند. فصل ۱۰ به خوش‌بینی‌های هر روزه نگاهی می‌اندازد و راهبردهایی برای کل خانواده به منظور بهینه‌سازی و حفظ تأثیر آن، خشنودی و خوش‌خلقی ارائه می‌دهد. فصل پایانی نقاط عطف یا بارقه‌هایی از امید در زندگی کودکان را از زبان پرمهر و محبت پدرها و مادرها بازگو می‌کند.

هدف این کتاب آن است که شما چنان در زمینه تفکر منفی متخصص شوید که بتوانید با همان لحن بدیهی که به کودکتان می‌گویید هنگام عبور از عرض خیابان به هر دو سو نگاه کند، به او بگویید چگونه از عهده ناکامیها و شکست‌های زندگی برآید.

خواندن کتاب نجات فرزند از تفکر منفی را به چه کسانی پیشنهاد می کنیم؟

تمامی پردها و مادرها و مربیان 

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۷)
کودکان هنگامی قادرند از تفکر منفی آزاد شوند که بتوانند تشخیص دهند آن افکار نه «حقیقت» بلکه فقط نخستین واکنش و غیرارادی هستند؛ و آنها می‌توانند با ایجاد دومین واکنش که متعادل‌تر، دقیق‌تر یا حتی پرامیدتر از واکنش اول باشد با آن مقابله کنند. پدران و مادران مجهز به اطلاعات درست، می‌توانند عاملی مؤثر در تغییر شیوه تفکر فرزندان خود باشند.
عبدالوهاب
برای نمونه، ممکن است ناگهان متوجه شوید که سرفرزندتان داد می‌کشید: «تو هیچ‌وقت اتاقت را تمیز نمی‌کنی!» و بگویید «نه، این خیلی زیاد بود. منظورم این است که فقط گاهی اتاقت را تمیز می‌کنی.» فرزند شما خوشحال می‌شود، احساس می‌کند تبرئه شده است و سرشوق می‌آید، زیرا شاهد آن لحظه نادر و چشمگیری است که پدر یا مادر، حرف خود را تصحیح می‌کند؛
عبدالوهاب
به همان ترتیب که نمی‌توانیم کنترل کنیم چه کسی به ما تلفن بزند، نمی‌توانیم افکار منفی را کنترل کنیم که به سراغ ما نیایند، اما می‌توانیم انتخاب کنیم که با چه دقتی به آنها گوش دهیم، چه مدت گوشی تلفن را به گوش بگیریم و شماره‌تلفن چه کسانی را به حافظه شماره‌گیر سریع بسپاریم.
عبدالوهاب
واقعآ شما نمی‌توانید کسی را وادار به تغییر کنید اما می‌توانید خودتان را تغییر دهید.
عبدالوهاب
چنانچه صدای درونی ما مثلا بگوید که «همه چیز عالی است! تو فوق العاده‌ای و روزبه‌روز هم بهتر می‌شوی! تمام کارهایت معرکه است، بی هیچ اشتباهی!» شاید به‌شدت آشفته یا دست‌کم کمی مشکوک شویم. پیش از دادن اجازه ورود این افکار دیوانه‌وار، ترجیح می‌دهیم بفهمیم آنها از کجا می‌آیند. اما وقتی صدای درونی ما بگوید: «تو بازنده‌ای، همه چیز از دست دررفته؛ نمی‌توانی درستش کنی؛ باید ناامید شوی»، همه شواهد مخالف اینها را کنار می‌زنیم و پذیرایی شاهانه‌ای از آن صدا می‌کنیم. ناتوان‌کننده‌ترین بخش تفکر منفی این است که آن صداها بی‌سروصدا از درِ پشتی وارد می‌شوند، میکروفون را به دست می‌گیرند و با احساسات ما بازی می‌کنند. به گفته ویلیام ناس، روان‌شناس، «می‌توانید تفکر افسردگی را از طریق نتایج آن شناسایی کنید؛
عبدالوهاب
مهم‌ترین پیام پژوهش ما این است که تجربه به اندازه عوامل موروثی یا بیشتر از آن نیرومند است.
عبدالوهاب
نکته این است که نمی‌توانیم فرزندان خود را از همه خطرات حفظ کنیم، اما می‌توانیم از بار فشار روحی در خانواده خود بکاهیم و روشی پایدار برای زندگی برگزینیم
عبدالوهاب