با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
اساطیر کشور عشق

دانلود و خرید کتاب اساطیر کشور عشق

۵٫۰ از ۱ نظر
۵٫۰ از ۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب اساطیر کشور عشق  نوشته  احمد نصیری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب اساطیر کشور عشق

«اساطیر کشور عشق» نوشته احمد نصیری تعدادی از حماسه‌های تاریخی و اساطیری ایرانی را در این کتاب گردآوری کرده است. محوریت این اساطیر دلاوری، جنگاوری و خیزش در برابر ظلم است. در ابتدای کتاب هم نویسنده به شرح حال حکیم ابولقاسم فردوسی بزرزگترین حماسه‌سرای ایبرانی و چندوچون تدوین شاهنامه پرداخته است. داستان رستم و سهراب، گذر سیاوش از آتش، ابومسلم خراسانی و سیاه‌جامگان، یعقوب لیث صفاری، جعفر و خاندان برمکی، بابک خرمدین ـ افشین ـ مازیار، ترور مردآویز و حمام خون، بردار کردن حسنک وزیر و در نهایت قتل میرزاتقی‌خان امیرکبیر را در این کتاب می‌خوانید. بخشی از کتاب: «داستان سیاوش را چنین آغاز می‌کند. روزی از روزهای بهاری طوس پهلوان عزم شکار کرد با تنی چند از فرماندهان و پهلوانان از جمله گیو و گودرز از شهر بیرون آمدند تا به نزدیک مرز توران رسیدند در دشتی وسیع شکار فراوان یافتند خوشحال و سرمست به بیشه اینکه در مرز توران بود رسیدند، در این بیشه انبوه از درختان دختری زیبایی دیدند به سوی او رفتند طوس از دختر پرسید: ای ماهرو در این بیشه چگونه آمدی؟ چه کسی تو را به اینجا آورد؟ دختر در پاسخ گفت: در نیمه شب دیشب پدرم مست به خانه آمد در حال مستی کارد بر کشید که مرا بکشد من از ترس از خانه گریختم و بدینجا آمدم در بین راه دزدان تاج سرم و مقداری زیورآلاتم را بردند، حال منتظرم پدرم از مستی درآید و به دنبال من بفرستد، سواران، طوس و گیو هر یک دلباخته دختر شدند. طوس گفت: «این دختر مال من چون اول من به سوی او آمدم.» گیو گفت: «ای طوس، سخن راست بگو من اول بار او را دیدم متعلق به من است». بین این سرداران اختلاف افتاد کار به برخورد تندی به یکدیگر کشید و سرانجام گفتند بهترین راه این است که سر از دختر جدا کنیم تا کشمکش بین ما تمام شود. یکی از سپهبدان گفت بهتر آن است که او را نزد شاه ببریم هر چه فرمان داد همان را انجام دهیم. سرداران روانه خانه کاووس شدند به حضور شاه رسید و دختر را به کاووس نشان دادند و مذاکره بین خود را نیز به شاه گفتند: کاووس چون دختر را دید خود دلباخته دختر شد کاووس گفت دعوایتان را خاتمه می‌دهم زیرا این دختر سزاوار حرمسرای من است.»
نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۰۲ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۳/۰۷
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۰۴۹-۹۰-۷
تعداد صفحات۳۰۲صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۳/۰۷
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۰۴۹-۹۰-۷