«جابر میگفت و چند داستان دیگر» ده داستان کوتاه از نویسنده و نمایشنامهنویس جوان معاصر،میثم فرهمندیان است.
«عبدالحمید»، «سوگ سگ»، «آهی بر آب» و «معشوق بیپایان» نام چهار داستان از این مجموعهاند.
بخشی از داستان «معشوق بیپایان» را میخوانید:
«چرخید و نیمتنۀ پهناش را جلو انداخت. پیرمرد پشتِ سرم بود. دستم روی سینۀ غلام تکیه بود تا جلوتر نیاید. پیرمرد یک نفس فحش میداد. مشتِ سنگینِ غلام از کنار صورتم زوزه کشید و بر صورتش نشست. پیرمرد ساکت شد. صورتاش را با کفِ دست پوشانده بود. پرت شده بود وسطِ جاده و هنوز سعی داشت فحش بدهد. غلام را هُل دادم تا دور شود اما تکان نمیخورد. پیرمرد سعی کرد بلند شود. دست بر زمین تکیه داده بود و خون از بینی و دهانش بر زمین خیس جاده شُرره میکرد. در آبِ باران مانده در چالۀ جاده صورتِ لرزان و لهیدهاش را میدید که خون از میان ریشهای سفیدش جاری بود. ترس چشمانش را گشاد کرده بود. دست زیرِ بازویش انداختم تا بلندش کنم. برگشت و دستم را پس زد. دوباره شروع کرد آرام و زیرلب فحش دادن. جاده تا دوردستها خلوت بود. دشتِ خیس بوی باران و خاکِ تازه آب خورده میداد. غلام برگشت که ضربۀ دیگری به پیرمرد بزند. جلویش در آمدم و چند بار هُلاش دادم تا دست از سرِ پیرمرد بیچاره بردارد.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب جابر میگفت و چند داستان دیگر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب