معرفی و دانلود رایگان کتاب رضی‌الدین آرتیمانی
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب رضی‌الدین آرتیمانی
off

کتاب رضی‌الدین آرتیمانی

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
رضی‌الدین آرتیمانی
انتشارات: 
طاقچه

معرفی کتاب رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمدرضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی قرار گرفت و در جمع منشیان و میرزایان شاه در آمد و به همین دلیل بود که داماد خاندان بزرگ صفوی شد. او در سال ۱۰۳۷ هجری قمری دیده از جهان فرو بست. او را در محل خانقاهش در تویسرکان به خاک سپردند. از او حدود ۱۲۰۰بیت شعر به جا مانده که معروفترین آنها ساقی نامهٔ اوست. اشعار این عارف شاعر در طاقچه، برگرفته از وبگاه ادبی گنجور است: مرا در دل غم جانانه‌ای هست درون کعبه‌ام بتخانه‌ای هست ز لب مهر خموشی بر ندارم که در زنجیر من دیوانه‌ای هست خراباتم ز مسجد خوشتر آید که آنجا نالهٔ مستانه‌ای هست نمیدانم اگر نار است اگر نور همی دانم که آتش خانه‌ای هست درخشان اختری شو گیتی افروز و گر نه شمع در هر خانه‌ای هست رضی گویی کجٰا آرام داری کهن ویرانه، ماتم خانه‌ای هست

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رضی‌الدین آرتیمانی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابرضی‌الدین آرتیمانی
موضوعشعر کهن، شعر کلاسیک
نویسندهرضی‌الدین آرتیمانی
انتشاراتطاقچه
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۲۱ مگابایت
قیمت کتابرایگان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

rezvan
۳۲
بهارم را تماشا کن نگارا
Mithrandir
۲۶
کنم از شام تا سحر فریاد کس بدادم نـــمیرسد صد داد
Mithrandir
۱۷
اندیشه کجا رسد به کنهش
িមተєကє .నមժមተ
۸
الهی به مستان میخانه‌ات بعقل آفرینان دیوانه‌ات به دردی کش لجهٔ کبریا که آمد به شأنش فرود انّما به درّی که عرش است او را صدف به ساقی کوثر، به شاه نجف به نور دل صبح خیزان عشق ز شادی به انده گریزان عشق به رندان سر مست آگاه دل که هرگز نرفتند جز راه دل به انده‌پرستان بی پا و سر به شادی فروشان بی شور و شر
Mithrandir
۶
هزار نوح نسازد علاج طوفانم گر اختیار گذارم به دیدهٔ خونبار
Mithrandir
۶
من از عقیدهٔ خود بر نمیتوانم گشت نصیروار هلاکم کنند اگر صدر بار
Mithrandir
۶
صبح عشق است ساقیا بر خیز روز عیش است مطربا بردار تا بر آریم بانگ نوشانوش تا برقصیم جمله صوفی‌وار همه شوریم، ما کجا و شکیب همه سوزیم ما کجا و شرار همه شوقیم، ما کجا و سکون غرق عشقیم، ما کجا و کنار بی‌حضوریم ما کجا و شراب ناصبوریم، ما کجا و قرار
Mithrandir
۶
مرگ بهتر که صحبت بی‌دوست گور خوشتر که خلوت بی‌یار
Mithrandir
۶
مرگ تو مبارک باد
marzieh
۵
برونها سفید و درونها سیاه فغان از چنین زندگی آه، آه همه سر برون کرده از جیب هم هنرمند گردیده در عیب هم خروشیم بر هم چو شیر و پلنگ همه آشتیهای بدتر ز جنگ