
کتاب اگر خدا بخواهد
معرفی کتاب اگر خدا بخواهد
کتاب اگر خدا بخواهد نوشته ابوالفضل سعیدی است و نشر معارف آن را منتشر کرده است. این رمان از همان صفحات آغازین، خواننده را به جهانی میبرد که در آن یک نویسندهی منزوی برای ثبت زندگی امپراتوری مرموز دعوت میشود و کمکم با گذشتهای روبهرو میشود که از ایران تا سرزمینی خیالی امتداد دارد. روایت، همزمان از خاطره، هویت، ایمان، رنج جسمانی و نسبت انسان با تقدیر حرف میزند و از دل گفتوگوها، لایههای پنهان زندگی شخصیت اصلی را کنار میزند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب اگر خدا بخواهد
کتاب اگر خدا بخواهد رمانی از ابوالفضل سعیدی است که با یک موقعیت کنجکاویبرانگیز آغاز میشود: نویسندهای به نام مثیو روآن به اقامتگاه امپراتوری در سرزمینی به نام مدسا فراخوانده میشود تا روایت زندگی عالیجناب را مکتوب کند. از همین نقطه، متن میان زمان حال و گذشته رفتوآمد میکند و بهتدریج روشن میشود که زندگی این امپراتور با نام ابوالفضل، به سالهای نوجوانی او در ایران، بیماری جسمی، روابط خانوادگی، تجربهی سوگ و آشنایی با افرادی گره خورده است که مسیر زندگیاش را تغییر دادهاند. کتاب اگر خدا بخواهد فضای سیاسی و تخیلی خود را با جزئیات روزمرهی زندگی، مدرسه، خانه، هیئت و دوستی پیوند میزند و از این راه، جهان داستان را همزمان دور و آشنا نگه میدارد.
در این رمان، فقط ماجرای رسیدن یک شخصیت به جایگاهی بزرگ مطرح نیست، بلکه مسیر درونی او اهمیت بیشتری پیدا میکند. کتاب اگر خدا بخواهد از خلال خاطرات کودکی، دلبستگی به سهتار، فشارهای مدرسه، کشف رازهای خانوادگی و روبهروشدن با درد مزمن، تصویری از شکلگیری شخصیت ابوالفضل میسازد. متن در بخشهای مختلف، حالوهوای متفاوتی دارد؛ گاهی به فضای رازآلود و درباری نزدیک میشود، گاهی به تلخیِ بحران هویت و گاهی به جمعهای مذهبی و تجربهی دگرگونی درونی. حضور شخصیتهایی مثل امیر لیالی و پدرش نیز به داستان بُعدی تازه میدهد و پای مسئلهی میراث، وفاداری و سرنوشت را به میان میکشد. آنچه این اثر را پیش میبرد، فقط تعلیق روایی نیست؛ بلکه پرسشهایی است که دربارهی اصلونسب، انتخاب، رنج، ایمان و معنای زندگی در ذهن شخصیتها شکل میگیرد.
خلاصه داستان اگر خدا بخواهد
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
مثیو روآن، رماننویسی گوشهگیر، از سوی دربار امپراتوری مدسا دعوت میشود تا زندگی امپراتور را بنویسد. امپراتور که ابوالفضل نام دارد، روایتش را از کودکی و نوجوانی در ایران آغاز میکند؛ از دلبستگی به پدربزرگ و سهتار، فشارهای مدرسه، بیماری ژنتیکی، تردیدهای خانوادگی و آشنایی با امیر لیالی. این دوستی بهتدریج ابوالفضل را به رازهایی نزدیک میکند که به هویت واقعی او و گذشتهی سیاسی سرزمینی دور مربوط است. داستان در مسیر بازگویی این خاطرات، نشان میدهد که زندگی او فقط با رنج و فقدان شکل نگرفته، بلکه با انتخابهایی گره خورده است که میان خانواده، ایمان، قدرت و سرنوشت قرار دارند.
چرا باید کتاب اگر خدا بخواهد را بخوانیم؟
- این کتاب یک جهان داستانی خیالی را با فضاهای آشنای زندگی در ایران کنار هم میگذارد و از این ترکیب، تعلیقی مداوم میسازد.
- رمان به مسئلهی هویت و اصلونسب فقط بهعنوان یک راز داستانی نگاه نمیکند و اثر آن را بر روابط، تصمیمها و احساسات شخصیتها نشان میدهد.
- خواننده در کنار خط اصلی داستان، با تجربهی زیستن با بیماری، سوگ، فشار تحصیلی و دگرگونیهای درونی شخصیت اصلی همراه میشود.
- گفتوگوهای میان مثیو و امپراتور، لایههای مختلف گذشته را آرامآرام آشکار میکند و ریتمی مبتنیبر کشف و انتظار به وجود میآورد.
- این کتاب برای کسانی مناسب است که به روایتهای شخصیتمحور با درونمایههای اعتقادی، اخلاقی و سیاسی علاقه دارند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به این گروهها پیشنهاد میشود:
- علاقهمندان به رمانهایی که گذشته و حال را در کنار هم پیش میبرند.
- خوانندگانی که به داستانهای رازآلود دربارهی هویت، میراث و سرنوشت علاقه دارند.
- کسانی که دوست دارند در یک رمان، فضای مدرسه، خانواده، سوگ و تجربههای اعتقادی را در کنار خطی سیاسی و تخیلی ببینند.
- مخاطبانی که از شخصیتپردازی تدریجی و کشف لایههای پنهان زندگی قهرمان لذت میبرند.
- علاقهمندان به داستانهایی که رنج جسمانی و بحرانهای روحی را در متن زندگی روزمره و انتخابهای بزرگ روایت میکنند.
بخشی از کتاب اگر خدا بخواهد
«دو صندلیِ چوبی را با پشتههای سرخ، روبهروی هم قرار داده بودند. مَثیو روی یکی نشسته و غرق در دفترچۀ یادداشت بود. با عطشی سیریناپذیر سعی میکرد تمامِ جزئیاتِ سرای آینه را به تصویر بکشد. این عمارت لایق آن بود که روزی صحنۀ اصلی داستانش باشد. تا بهحال چنین مکانی ندیده بود. دیوارها بیش از چهار متر ارتفاع داشتند. سقف تا میانهی دیوار آینهکاری بود. هرجا آینه نبود، گچبریهای سفید زیبا دلبری میکردند. محیط روشن و سفید بود. این عمارت پُر بود از خالی و تالارِ آینه، پر بود از پاکی و تهی بود از هر وصلهای. هیچ وسیلهای وجود نداشت بهجز یک ساز کهنه که روی تنها طاقچۀ تالار قرار داشت. با خود فکر کرد چرا یه ساز قدیمی و تیره رو تو این اتاق خالی گذاشتهن؟ تو اینهمه سفیدی، این سازِ تیره و قدیمی ناموزون بهنظر میرسه. ماجرای پشتش چیه؟ چرا از تابلوهای گرونقیمت یا ساعتای طلاکوب و میز و صندلیای سلطنتی خبری نیست؟
خودِ مثیو هم در این قاب زیبا وصلۀ ناجوری بهنظر میرسید. تهریش نامرتب و موی بور شلختهاش در کنار کت مشکی و پیراهنی که یقهاش کج ایستاده بود، حالت ناخوشایندی داشت. البته نمیشد او را ملامت کرد. آنقدر گوشهگیر و اجتماعگریز بود که این شلختگی بخشی از هویتش باشد. اینها تنها رنگهای موجود در این قاب مسحورکننده بودند. گویی هزارهزار تکه آینه او را انگشتنما کرده بودند، به هم نشان میدادند و هو میکردند.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب اگر خدا بخواهد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | اگر خدا بخواهد |
|---|---|
| موضوع | رمان، ادبیات مذهبی، داستان ایرانی |
| نویسنده | ابوالفضل سعیدی |
| انتشارات | نشر معارف |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۲/۰۴/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۱۴.۶۶ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۶۰۰۴۴۱۵۳۶۱ |
| تعداد صفحهها | ۳۴۴ صفحه |
| قیمت کتاب | ۷۵۰۰۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب