
معرفی کتاب روشنای تاریکی اورامان
کتاب روشنای تاریکی اورامان نوشته محمد واعظ یک رمان خیالانگیز و سرشار از اسطوره، آیینهای کهن و تجربههای درونی است که نشر سنجاق آن را بهصورت الکترونیکی منتشر کرده است. رمان در سرزمین اورامان میگذرد و با شخصیتهایی مثل آسو، ماتر، کیمیا و چهرههای اسطورهای و آیینی گره میخورد. نویسنده در این رمان میان زندگی روزمره، آیینهای باستانی، زایش و مرگ و سفرهای ذهنی و رؤیایی رفتوآمد کرده و فضایی را آفریده است که در آن فلسفه، عرفان، اسطوره و زندگی روستایی در هم تنیده میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب روشنای تاریکی اورامان
کتاب روشنای تاریکی اورامان با تمرکز بر سرزمین اورامان و آیینها و افسانههای آن، جهانی میسازد که در آن مرز میان واقعیت و خیال، گذشته و حال و زندگی و مرگ مدام جابهجا میشود. محمد واعظ در این رمان از دل یک روستای کوهستانی بهسراغ پرسشهای بزرگی در باب جاودانگی، شادی، ترس، زایش، مرگ و معنای زیستن میرود و این مفاهیم را در قالب روایت آسو و اطرافیان او دنبال میکند.
خوانندهی رمان روشنای تاریکی اورامان با زندگی روزمرهی آسو و ماتر در کلبهی کوهستانی، آیینها و جشنهای باستانی مانند آبسالان، کوسهبرنشین، بهمنگان و بیلن دانا و نیز سفرهای ذهنی و تاریخی به دورههای دور، از هخامنشیان تا افسانههای چین باستان، مواجه میشود. نویسنده به اسطورهها و شخصیتهای نمادین مثل وهومن، امشاسپندان، پیر شالیار، بهار خاتون، سی وانگ مو و حتی درخت گیلاس جاودانگی سر میزند و آنها را با تجربههای شخصی آسو پیوند میدهد.
محمد واعظ با کمک زبان آسو، گفتوگوهای او با ماتر و مواجههاش با رخدادهایی مثل دیدن روباه، جشنهای آیینی، زایمان مرموز یک زن ناشناس و تولد نوزادی تازه بهتدریج «راز روشنای تاریکی» را در زندگی روزمره و در دل ترسها و شادیها جستوجو کرده است.
خلاصه داستان روشنای تاریکی اورامان
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
آسو دختری در روستای اورامان است که در کنار مادربزرگش، ماتر، زندگی میکند. آسو در شبی خاص روباهی میبیند. ماتر آن را نشانهی «روز بخت» او میداند. جشن آبسالان و آیینهای باستانی در روستا برپاست و آسو میان شادی جشن، پرسشهایش دربارهی عدالت، جنسیت، شادی و فلسفهی آیینها را با ماتر در میان میگذارد. با ورود زنی ناشناس در شبی طوفانی و زایمان او در کلبه، رمان وارد لایهای پررمزوراز میشود؛ زایمانی که با رخدادی شگفت همراه است، مرگ و تولد را در یک قاب کنار هم قرار میدهد.
آسو در ذهن خود به گذشتههای دور، افسانهی پیر شالیار، جشن بهمنگان، بیلن دانا و اسطورههای جاودانگی سفر میکند. او در گفتوگو با ماتر کمکم معنای «یک + یک = یک»، نسبت شادی و ترس و روشنایی نهفته در دل تاریکی را لمس میکند.
چرا باید کتاب روشنای تاریکی اورامان را بخوانیم؟
روشنای تاریکی اورامان تجربهی خواندن رمانی را فراهم میکند که در آن آیینهای ایرانی، اسطوره، فلسفهی زیستن و زندگی روزمرهی یک روستای کوهستانی در هم تنیده شده است. این کتاب از خلال گفتوگوهای آسو و ماتر، زایش و مرگ، شادی و سوگ و خیال و واقعیت را کنار هم مینشاند و خواننده را به تأمل دربارهی ترسها، رؤیاها و معنای جاودانگی در زندگی عادی دعوت میکند.
خواندن کتاب روشنای تاریکی اورامان را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان، اسطورهها و آیینهای ایرانی، فضاهای بومی و کوهستانی و تأملات فلسفی و عرفانی علاقهمند هستند.
بخشی از کتاب روشنای تاریکی اورامان
«فصل پنجم: بوکه باران، بانوی عشق و نمورخانه
«چرا این قدر اینجا تاریک است؟! هیچ چیز نمی بینم! پر از خلأ! سوت و کور ... دندانهایم را بر روی هم فشار می دهم تا اتفاقی بیفتد! صدای دندان غروچه هایم تنها صدایی است که در این نمورخانه به گوش می رسد.
واقعا چرا من اینجا هستم؟! ... »
- آسو! پس خاله بالوش کی می آید؟
رمانم را نصفه نیمه کنار می گذارم و با بی حوصلگی ابروهایم را بالا می دهم و با چال انداختن به لپم و نگاهی به بالا سمت چپ:
- نمی دانم کیمیا! ولی به گمانم کم کم وقتش است که «جفت» در بزند و بیاید و بپری بغلش!
- چرا به او بالوش نمی گویی؟! همه اش می گویی: «جفت»!
- چون عینهو ماتَر است! آنها خواهرانی دوقلو هستند! خدا رحمتش کند ...
به سمت پنجره راست کلبه می روم، چقدر ناگهان دل تنگش شدم! پنج سال گذشت! پنج سال از مرگ یک عزیز! ماتَرم! همه کسم! گاهی برای گریه کردن می شوم مثل یک انبار کاه که سالها درهایش فقط برای پُر شدن باز شده اند! آماده جرقه ای کوچک! تا هر آنچه را که در این سالها انباشته بیرون بریزد! اما درهای انبار بسته است و به ناچار رطوبت داخل آن از دو پنجره بالای انبار خارج می شود! خدا به حال صاحبش رحم کند! اگر نبود این رطوبتهای هر از چندگاهی به حتم انبار تا به حال منفجر شده بود!»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب روشنای تاریکی اورامان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | روشنای تاریکی اورامان |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده | محمد واعظ |
| انتشارات | سنجاق |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۹/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۶.۳۵ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۶۲۲۷۴۶۲۱۲۸ |
| تعداد صفحهها | ۱۸۵ صفحه |
| قیمت کتاب | ۹۸۰۰۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
به نظرم نقطه قوت این کتاب فضاسازی و حال و هوای خاصشه. ترکیب افسانهها، زندگی روستایی و مفاهیم عمیق باعث شده یه رمان متفاوت از آب دربیاد. داستان فقط روایت یه اتفاق نیست، یه جورایی آدم رو هم درگیر خودش...بیشتر
بسیار عالی و با ایده های جدید در حوزه داستان نویسی
سلام به کتاب خوان های رمان دوست کتاب خوب و با قلم قوی است - توصیه به مطالعه دارم
درود بر اهالی قلم و مطالعه و درود بر دوست عزیزم استاد واعظ واقعا عالی و بی نظیر با چینش کلمات باعث قلقلک ذهن مخاطب می شود پیشنهاد می کنم حتما کتاب فوق را مطالعه نمایید. آرزوی موفقیت های روزافزون
خیلی رمان دلچسب و خیال انگیز ی است حتما توصیه میکنم 🙏♥️
عااااالی است. خوشخوان و روان.
بسیار عالی ممنونم از ذهن خلاق نویسنده
توصیف حال و هوای فرایند اتفاقات در زندگی ساده و جذاب روستایی . خواننده را با خود همراه میکند
از خواندن کتاب و نثر روان و دانش و بینشی که نسبت به قوم اصیل کرد به خواننده میبخشد، لذت بردم.
در شبی بارانی که آسمان با چشمی خون می گرید و با دیگر چشم، اشک شوق می بارد، مرگ و زندگی دست در دست هم حضور پیدا می کنند و روایت ظریف و هنرمندانه نویسنده، احساسات خواننده را در دست...بیشتر
سبک کتاب برایم جالب بود....توصیه می کنم حتما بخوانید
خلاقیت نویسنده محترم باعث شده متن بسیار روان و رسا و سلیس باشد. دست مریزاد استاد واعظ گرامی 👌
روشنای تاریکی اورامان همانند نم نم باران است. بعد از خواندن این کتاب احساس می کنید از پیاده روی ای طولانی زیر باران به خانه بازگشته اید. لزوما شادتر نمی شوید. نه حتی غمگین تر. اما کاملا تر و تازه...بیشتر