معرفی و دانلود کتاب روشنای تاریکی اورامان + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب روشنای تاریکی اورامان

کتاب روشنای تاریکی اورامان

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۳۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
محمد واعظ
انتشارات: 
سنجاق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب روشنای تاریکی اورامان

کتاب روشنای تاریکی اورامان نوشته محمد واعظ یک رمان خیال‌انگیز و سرشار از اسطوره، آیین‌های کهن و تجربه‌های درونی است که نشر سنجاق آن را به‌صورت الکترونیکی منتشر کرده است. رمان در سرزمین اورامان می‌گذرد و با شخصیت‌هایی مثل آسو، ماتر، کیمیا و چهره‌های اسطوره‌ای و آیینی گره می‌خورد. نویسنده در این رمان میان زندگی روزمره، آیین‌های باستانی، زایش و مرگ و سفرهای ذهنی و رؤیایی رفت‌وآمد کرده و فضایی را آفریده است که در آن فلسفه، عرفان، اسطوره و زندگی روستایی در هم تنیده می‌شود. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب روشنای تاریکی اورامان

کتاب روشنای تاریکی اورامان با تمرکز بر سرزمین اورامان و آیین‌ها و افسانه‌های آن، جهانی می‌سازد که در آن مرز میان واقعیت و خیال، گذشته و حال و زندگی و مرگ مدام جابه‌جا می‌شود. محمد واعظ در این رمان از دل یک روستای کوهستانی به‌سراغ پرسش‌های بزرگی در باب جاودانگی، شادی، ترس، زایش، مرگ و معنای زیستن می‌رود و این مفاهیم را در قالب روایت آسو و اطرافیان او دنبال می‌کند.

خواننده‌ی رمان روشنای تاریکی اورامان با زندگی روزمره‌ی آسو و ماتر در کلبه‌ی کوهستانی، آیین‌ها و جشن‌های باستانی مانند آبسالان، کوسه‌برنشین، بهمنگان و بیلن دانا و نیز سفرهای ذهنی و تاریخی به دوره‌های دور، از هخامنشیان تا افسانه‌های چین باستان، مواجه می‌شود. نویسنده به اسطوره‌ها و شخصیت‌های نمادین مثل وهومن، امشاسپندان، پیر شالیار، بهار خاتون، سی وانگ مو و حتی درخت گیلاس جاودانگی سر می‌زند و آن‌ها را با تجربه‌های شخصی آسو پیوند می‌دهد.

محمد واعظ با کمک زبان آسو، گفت‌وگوهای او با ماتر و مواجهه‌اش با رخدادهایی مثل دیدن روباه، جشن‌های آیینی، زایمان مرموز یک زن ناشناس و تولد نوزادی تازه به‌تدریج «راز روشنای تاریکی» را در زندگی روزمره و در دل ترس‌ها و شادی‌ها جست‌وجو کرده است.

خلاصه داستان روشنای تاریکی اورامان

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

آسو دختری در روستای اورامان است که در کنار مادربزرگش، ماتر، زندگی می‌کند. آسو در شبی خاص روباهی می‌بیند. ماتر آن را نشانه‌ی «روز بخت» او می‌داند. جشن آبسالان و آیین‌های باستانی در روستا برپاست و آسو میان شادی جشن، پرسش‌هایش درباره‌ی عدالت، جنسیت، شادی و فلسفه‌ی آیین‌ها را با ماتر در میان می‌گذارد. با ورود زنی ناشناس در شبی طوفانی و زایمان او در کلبه، رمان وارد لایه‌ای پررمزوراز می‌شود؛ زایمانی که با رخدادی شگفت همراه است، مرگ و تولد را در یک قاب کنار هم قرار می‌دهد.

آسو در ذهن خود به گذشته‌های دور، افسانه‌ی پیر شالیار، جشن بهمنگان، بیلن دانا و اسطوره‌های جاودانگی سفر می‌کند. او در گفت‌وگو با ماتر کم‌کم معنای «یک + یک = یک»، نسبت شادی و ترس و روشنایی نهفته در دل تاریکی را لمس می‌کند.

چرا باید کتاب روشنای تاریکی اورامان را بخوانیم؟

روشنای تاریکی اورامان تجربه‌ی خواندن رمانی را فراهم می‌کند که در آن آیین‌های ایرانی، اسطوره، فلسفه‌ی زیستن و زندگی روزمره‌ی یک روستای کوهستانی در هم تنیده شده است. این کتاب از خلال گفت‌وگوهای آسو و ماتر، زایش و مرگ، شادی و سوگ و خیال و واقعیت را کنار هم می‌نشاند و خواننده را به تأمل درباره‌ی ترس‌ها، رؤیاها و معنای جاودانگی در زندگی عادی دعوت می‌کند.

خواندن کتاب روشنای تاریکی اورامان را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این کتاب به کسانی پیشنهاد می‌شود که به ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان، اسطوره‌ها و آیین‌های ایرانی، فضاهای بومی و کوهستانی و تأملات فلسفی و عرفانی علاقه‌مند هستند.

بخشی از کتاب روشنای تاریکی اورامان

«فصل پنجم: بوکه باران، بانوی عشق و نمورخانه

«چرا این قدر اینجا تاریک است؟! هیچ چیز نمی بینم! پر از خلأ! سوت و کور ... دندانهایم را بر روی هم فشار می دهم تا اتفاقی بیفتد! صدای دندان غروچه هایم تنها صدایی است که در این نمورخانه به گوش می رسد.

واقعا چرا من اینجا هستم؟! ... »

- آسو! پس خاله بالوش کی می آید؟

رمانم را نصفه نیمه کنار می گذارم و با بی حوصلگی ابروهایم را بالا می دهم و با چال انداختن به لپم و نگاهی به بالا سمت چپ:

- نمی دانم کیمیا! ولی به گمانم کم کم وقتش است که «جفت» در بزند و بیاید و بپری بغلش!

- چرا به او بالوش نمی گویی؟! همه اش می گویی: «جفت»!

- چون عینهو ماتَر است! آنها خواهرانی دوقلو هستند! خدا رحمتش کند ...

به سمت پنجره راست کلبه می روم، چقدر ناگهان دل تنگش شدم! پنج سال گذشت! پنج سال از مرگ یک عزیز! ماتَرم! همه کسم! گاهی برای گریه کردن می شوم مثل یک انبار کاه که سالها درهایش فقط برای پُر شدن باز شده اند! آماده جرقه ای کوچک! تا هر آنچه را که در این سالها انباشته بیرون بریزد! اما درهای انبار بسته است و به ناچار رطوبت داخل آن از دو پنجره بالای انبار خارج می شود! خدا به حال صاحبش رحم کند! اگر نبود این رطوبتهای هر از چندگاهی به حتم انبار تا به حال منفجر شده بود!»

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب روشنای تاریکی اورامان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابروشنای تاریکی اورامان
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهمحمد واعظ
انتشاراتسنجاق
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۶.۳۵ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۷۴۶۲۱۲۸
تعداد صفحه‌ها۱۸۵ صفحه
قیمت کتاب۹۸۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Mozhe
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۲۳

به نظرم نقطه قوت این کتاب فضاسازی و حال و هوای خاصشه. ترکیب افسانه‌ها، زندگی روستایی و مفاهیم عمیق باعث شده یه رمان متفاوت از آب دربیاد. داستان فقط روایت یه اتفاق نیست، یه جورایی آدم رو هم درگیر خودش...بیشتر

۰
کاربر 12203929
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۲۷

بسیار عالی و با ایده های جدید در حوزه داستان نویسی

۰
کاربر 9578423
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۲۴

سلام به کتاب خوان های رمان دوست کتاب خوب و با قلم قوی است - توصیه به مطالعه دارم

۰
کاربر 12205060
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۲۷

درود بر اهالی قلم و مطالعه و درود بر دوست عزیزم استاد واعظ واقعا عالی و بی نظیر با چینش کلمات باعث قلقلک ذهن مخاطب می شود پیشنهاد می کنم حتما کتاب فوق را مطالعه نمایید. آرزوی موفقیت های روزافزون

۰
کاربر 2378332
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۲۷

خیلی رمان دلچسب و خیال انگیز ی است حتما توصیه میکنم 🙏♥️

۰
کاربر 12204818
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۲۷

عااااالی است. خوشخوان و روان.

۰
کاربر 12204103
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۲۷

بسیار عالی ممنونم از ذهن خلاق نویسنده

۰
کاربر 12203954
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۲۷

توصیف حال و هوای فرایند اتفاقات در زندگی ساده و جذاب روستایی . خواننده را با خود همراه میکند

۰
کاربر 8608088
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۳۰

از خواندن کتاب و نثر روان و دانش و بینشی که نسبت به قوم اصیل کرد به خواننده می‌بخشد، لذت بردم.

۰
کاربر 12211215
۱۴۰۵/۰۳/۲۹

در شبی بارانی که آسمان با چشمی خون می گرید و با دیگر چشم، اشک شوق می بارد، مرگ و زندگی دست در دست هم حضور پیدا می کنند و روایت ظریف و هنرمندانه نویسنده، احساسات خواننده را در دست...بیشتر

۰
کاربر 9503899
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۲۸

سبک کتاب برایم جالب بود....توصیه می کنم حتما بخوانید

۰
کاربر 12206397
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۲۷

خلاقیت نویسنده محترم باعث شده متن بسیار روان و رسا و سلیس باشد. دست مریزاد استاد واعظ گرامی 👌

۰
کاربر 10710534
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۲۷

روشنای تاریکی اورامان همانند نم نم باران است. بعد از خواندن این کتاب احساس می کنید از پیاده روی ای طولانی زیر باران به خانه بازگشته اید. لزوما شادتر نمی شوید. نه حتی غمگین تر. اما کاملا تر و تازه...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

توفنده متیو
۲
آسو!... شادی دلیل نمی خواهد! او فقط به دنبال بهانه ای است تا بالهایش را باز کرده بر ما ببارَد! و شادپیشگان منتظر هیچ جشنی نمی مانند چرا که به خوبی می دانند: «باده، غمگینان خورند و ما زِ می خوش دل تریم»
کاربر ۳۸۴۹۰۰۲
۲
اغلب اوقات سوال از «نام»، رهزن است و مانند «دام» ی است برای افراد «خام»!