معرفی و دانلود کتاب دسپوینا + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب دسپوینا

کتاب دسپوینا

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
مریم ابراهیمی جمال
انتشارات: 
سنجاق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دسپوینا

کتاب دسپوینا، نوشته مریم ابراهیمی جمال، رمانی تاریخی و پرتنش است که در فضایی آکنده از جنگ، ایمان، سوگواری و کشمکش‌های درونی پیش می‌رود. این اثر با صحنه‌ای از میدان نبرد آغاز می‌شود و از همان ابتدا جهانی را نشان می‌دهد که در آن مرز میان پیروزی و شکست و نجات و نابودی بسیار باریک است. در این داستان، شخصیت‌هایی دیده می‌شوند که هرکدام به‌شکلی با مرگ، قدرت، انتقام و امید دست‌وپنجه نرم می‌کنند. نشر سنجاق این کتاب را منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب دسپوینا اثر مریم ابراهیمی جمال

کتاب دسپوینا، نوشته‌ی مریم ابراهیمی جمال، در بستری تاریخی شکل گرفته و فضای خشن و ناآرام یک سرزمین جنگ‌زده را پیش چشم می‌گذارد. داستان میان اردوگاه‌ها، میدان‌های نبرد، خیمه‌های فرماندهان و محفل‌های قدرت حرکت می‌کند و از خلال این جابه‌جایی، تصویری از جهانی می‌سازد که در آن مذهب، سیاست، خانواده و خشونت به هم گره خورده‌اند. شخصیت‌ها فقط با دشمن بیرونی روبه‌رو نیستند و هرکدام زخمی درونی، پرسشی بی‌پاسخ یا اندوهی قدیمی را با خود حمل می‌کنند.

کتاب دسپوینا علاوه‌بر صحنه‌های نبرد و کشمکش‌های سیاسی، بر رابطه‌های انسانی هم تمرکز دارد؛ رابطه‌هایی که گاه بر پایه‌ی وفاداری و محبت‌ شکل می‌گیرند و گاه حسادت، خشم، رقابت و سوءظن. در بخش‌های مختلف، چهره‌هایی مانند ملیسا، لوکاس، آرس و میکائیل هرکدام زاویه‌ای متفاوت از این جهان را نشان می‌دهند: کودکی که ناگهان با واقعیت خون‌بار جنگ روبه‌رو می‌شود، مردی که از زیستن خسته است، جنگجویی که غرور و خشمْ او را پیش می‌برد و فرمانروایی که درگیر قدرت و بی‌اعتمادی است. مریم ابراهیمی جمال در این رمان، در ۲۸ فصل، ایمان و تردید را در کنار هم قرار داده است؛ دعا، انتظار برای نجات، پرسش از سکوت خدا و میل به انتقام بارها در گفت‌وگوها و موقعیت‌ها دیده می‌شود. درهم‌تنیدگیِ جنگ بیرونی و آشوب درونی حال‌وهوای اثر را تیره، پرکشش و انسانی کرده است.

خلاصه داستان دسپوینا

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!
داستان دسپوینا با صحنه‌ای از یک میدان نبرد آغاز می‌شود؛ جایی که مردی زخمی در آستانه‌ی مرگ، با گذشته و سرنوشت خود روبه‌رو است. هم‌زمان، ملیسا، دختری کم‌سن‌وسال، در اردوگاه با ترس و دعا، با خبرهای جنگ دست‌وپنجه نرم می‌کند و خیلی زود با چهره‌ی واقعی پیروزی آشنا می‌شود؛ پیروزی‌ای که بوی خون و فقدان می‌دهد. داستان سپس به شخصیت‌های دیگری مانند آرس، لوکاس و میکائیل می‌رسد و از خلال زندگی و کشمکش‌های آنان، تصویری از جهانی می‌سازد که در آن قدرت، ایمان، اندوه، رقابت و میل به بقا مدام با هم برخورد می‌کنند. داستان هم‌زمان سرگذشت چند روح زخمی است که هرکدام در جست‌وجوی معنایی برای رنج خود هستند.

چرا باید کتاب دسپوینا را بخوانیم؟

دلایل خواندن کتاب دسپوینا را می‌توان این‌طور خلاصه کرد:

  • این کتاب جنگ را فقط در شکل نبرد و پیروزی نشان نمی‌دهد و پیامدهای عاطفی و انسانی آن را هم برجسته می‌کند.
  • شخصیت‌های اصلی هرکدام کشمکشی درونی دارند و همین موضوع داستان را از یک ماجرای صرفاً حادثه‌محور فراتر می‌برد.
  • نویسنده هم‌زمان به قدرت سیاسی، باور مذهبی، سوگواری و روابط خانوادگی می‌پردازد.
  • فضاسازی اثر، از اردوگاه و میدان نبرد تا دربار و خیمه‌های فرماندهان، جهان داستان را ملموس‌تر می‌کند.
  • خواننده در طول کتاب با پرسش‌هایی در مورد مرگ، ایمان، انتقام و تاب‌آوردن رنج روبه‌رو می‌شود.

خواندن کتاب دسپوینا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب دسپوینا به این گروه‌ها پیشنهاد می‌شود:

  • علاقه‌مندان به رمان‌های تاریخی که در فضای جنگ و کشمکش‌های سیاسی می‌گذرند.
  • خوانندگانی که به شخصیت‌های زخم‌خورده و کشمکش‌های درونی آن‌ها علاقه دارند.
  • کسانی که دوست دارند رابطه‌ی میان ایمان، تردید و خشونت را دنبال کنند.
  • مخاطبانی که از داستان‌های پرتنش با چند شخصیت اثرگذار لذت می‌برند.
  • خوانندگانی که به داستان‌هایی با حال‌وهوای تیره، احساسی و پر از تعارض انسانی گرایش دارند.

بخشی از کتاب دسپوینا

«سرباز که رفت، ملیسا بالای سر مرد ایستاد و به چهره رنجور و بی‌جان او خیره شد. با اینکه فقط چند لحظه‌ای او را دیده بود، از مرگش اندوهگین شد. تا دور دست هر سو را می‌نگریست جسدی افتاده بود. حتی بین درختان نیز تپه‌های سیاهی از جسد می‌دید. این دیگر چه جنونی بود که مردان در نیمروزی چنین قبرستانی خلق کرده بودند. بسیاری از مردانی که چند ماه گذشته را در کنارشان گذرانده بود، اینجا افتاده بودند. جان‌هایشان درآمده و خنده‌هایشان محو شده بود. دیگر نبودند که سر به سرش بگذارند، در برابرش زانو بزنند و با احترام بانو سیب زمینی خطابش کنند. دلش می‌خواست همه چیز به عقب بازگردد. آیا برای بزرگ شدن لازم بود این همه آدم کشته شوند؟»

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دسپوینا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدسپوینا
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهمریم ابراهیمی جمال
انتشاراتسنجاق
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۵/۰۵/۱۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۴۷ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۱۵۴۶۶۶۴
تعداد صفحه‌ها۴۰۸ صفحه
قیمت کتاب۱۶۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر 12358164
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۵/۱۳

واقعا خیلی زیبا بود و نقطه اوج داستان قشنگ بود و کشش خوبی داشت و نمیتونستی وسطش ول کنی کتابو شخصیت پردازی ها وموارد تاریخی دقیق و زیبا بود مرسی

۰
کاربر 4614775
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۵/۱۳

واقعا قشنگ بود، شخصیت پردازی عالی. طوریکه در هر شخصیت نقاط تاریک و بخش‌های روشنی هست که هربار آدم با بخشی از اون همذات پنداری میکنه انگار احساساتی که درون آدم هست و به زبون نیاورده بوده رو داریم از زبان...بیشتر

۰
unicorn
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۵/۲۳

واقعاً از خوندن این کتاب لذت میبرم.شخصیت پردازی و روایت داستان عالیه. چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم، حس و حال داستان و شخصیت‌ها بود. به نظرم کتابیه که ارزش خوندن داره.قلمت مانا نویسنده عزیز.

۰
کاربر 9716957
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۵/۱۷

هر صفحه ای که میخونم منو متحیر تر از قبل میکنه عالی درود بر خانم ابراهیمی جمال

۰
کاربر 12368382
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۵/۱۷

من تازه شروع به خواندن این کتاب زیبا کردم و باید بگم همه چی فوق العاده بااحساس و دقیق بیان شده، انگار که وسط میدان جنگ و صحنه احساسی باشم، حتما دسپوینا رو بخونین پشیمون نمیشین..

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۴۶۱۴۷۷۵
۲
«حق با توست، اما گاهی افکار اندوهبار هم حس خوبی دارند مثل وقتی که با زخم‌مان ور می‌رویم.»
مینا
۲
بخت او را در عسل خوابانده‌اند و اقبال مرا در پهن
مینا
۱
«متاسفم، شاید بزرگترین درد بشر این باشد که از خانواده‌اش نفرت داشته باشد.»
مینا
۰
چه کسی می‌تواند در دو راه قدم بگذارد و در دو راه پیش رود؟ انسان به ناچار یکی را برمی‌گزیند و یا تا ابد در ابتدای دوراهی می‌ماند و به هیچ نمی‌رسد.