معرفی و دانلود کتاب تانیا داستان می گوید + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب تانیا داستان می گوید

کتاب تانیا داستان می گوید

نوع کتاببدون نظر
پدیدآورندگان: 
کانیکا جی، فاطمه بخشنده
انتشارات: 
سنجاق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب تانیا داستان می گوید

کتاب تانیا داستان می‌گوید نوشته‌ی کانیکا جی با ترجمه‌ی فاطمه بخشنده ماجرای دو خواهر و یک داستان خیالی پر از مایک‌ها، باستانی‌ها و جنگل‌های پررمزوراز است. در این کتاب تانیا برای خواهر کوچکش سونیا قصه‌ای می‌سازد که از دل یک گفت‌وگوی ساده قبل از خواب شروع می‌شود و کم‌کم به سفری عجیب در دنیای باد، جزیره‌ی ممنوعه و موجودات کنجکاو تبدیل می‌شود. سنجاق آن را منتشر کرده است و متن کتاب نشان می‌دهد که نویسنده از مفاهیم علمی مثل درختان جنگل و شبکه‌های قارچی الهام گرفته است تا قصه‌ای فانتزی و درعین‌حال آشنا خلق کند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب تانیا داستان می گوید

کتاب تانیا داستان می‌گوید با صحنه‌ای ساده روی تخت شروع می‌شود؛ جایی که تانیا مشغول نوشتن است و سونیا با کنجکاوی مدام می‌پرسد چه می‌نویسد. کانیکا جی در این کتاب از همین موقعیت روزمره استفاده کرده است تا نشان دهد تعریف‌کردن یک قصه چطور می‌تواند به تجربه‌ای زنده، تعاملی و پر از سؤال تبدیل شود. در همان ابتدای داستان، سونیا اصرار می‌کند که داستان را «تعریف کند نه از روی دفتر بخواند» و همین خواسته، شکل روایت را عوض می‌کند. کتاب تانیا داستان می‌گوید در ادامه وارد قصه‌ی درون قصه می‌شود؛ ماجرای مایکتین کوچولو، موجودی افسانه‌ای از گونه‌ی مایک‌ها که در سرزمین باد زندگی می‌کند و بر اثر کنجکاوی به منطقه‌ی ممنوعه و جزیره‌ی وانستان کشیده می‌شود. در این بخش، کتاب جهانی تازه با قوانین، خطرها و روابط پیچیده بین مایک‌ها و باستانی‌ها می‌سازد؛ موجوداتی که از هوا قند می‌سازند و برای زنده‌ماندن به شبکه‌ی زیرزمینی مایک‌ها نیاز دارند. کتاب تانیا داستان می‌گوید در فصل‌های پی‌درپی، هم ماجرای مایکتین و کشف راز قتل‌عام مایک‌ها و نفرین تنهایی باستانی‌ها را دنبال می‌کند و هم مدام به اتاق خواب تانیا و سونیا برمی‌گردد؛ جایی که سونیا با سؤال‌هایش داستان را قطع می‌کند، قضاوت می‌کند، عصبانی می‌شود، دلش می‌سوزد و حتی درباره‌ی عدالت، طمع، اشتباه نسل‌های قبلی و مسئولیت نسل‌های بعدی حرف می‌زند. در پایان، نویسنده در همان کتاب الهام علمی داستان را توضیح داده است؛ از فتوسنتز درختان تا شبکه‌ی قارچی میکوریزا و تشبیه آن به «شبکه‌ی جنگلی» شبیه اینترنت.

خلاصه کتاب تانیا داستان می گوید

داستان از جایی شروع می‌شود که تانیا برای سونیا قصه‌ای درباره‌ی مایکتین کوچولو تعریف می‌کند؛ مایکی بازیگوش که در سرزمین باد زندگی می‌کند و بر اثر کنجکاوی به باد ممنوعه و جزیره‌ی وانستان کشیده می‌شود. آنجا بوی مرگ، اجساد مایک‌های نابودشده و قبیله‌ای از باستانی‌ها منتظر او هستند. مایکتین با باستانی قدبلندی به نام بیر آشنا می‌شود، شبکه‌ای تازه از مایک‌ها می‌سازد، به باستانی‌های گرسنه و تنها کمک می‌کند و کم‌کم می‌فهمد نسل مایک‌ها در این جزیره چگونه قربانی غرور و طمع باستانی‌ها شده‌اند. در دل این ماجرا، کتاب تانیا داستان می‌گوید به موضوعاتی مثل همزیستی، وابستگی متقابل، مسئولیت در برابر گذشته، چرخه‌ی طبیعت و خطر انتقام کور می‌پردازد و نشان می‌دهد یک قصه‌ی قبل از خواب چطور می‌تواند به بحثی جدی درباره‌ی جهان واقعی تبدیل شود.

چرا باید کتاب تانیا داستان می گوید را بخوانیم؟

کتاب تانیا داستان می‌گوید هم‌زمان یک قصه‌ی فانتزی درباره‌ی مایک‌ها و باستانی‌ها و روایتی صمیمی از گفت‌وگوی دو خواهر است. این کتاب نشان داده است که چطور می‌توان مفاهیم علمی مثل شبکه‌ی جنگلی، همزیستی و چرخه‌ی حیات را در قالب داستانی پرکشش و احساسی مطرح کرد و در عین سرگرم‌کردن، ذهن را به فکرکردن درباره‌ی طمع، اشتباه و فرصت دوباره واداشت.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب تانیا داستان می‌گوید به کسانی پیشنهاد می‌شود که به قصه‌های فانتزی با رگه‌های علمی، ماجراهای موجودات خیالی و داستان‌هایی درباره‌ی محیط‌زیست، همزیستی و مسئولیت نسل‌ها علاقه‌مند هستند. همچنین به والدینی پیشنهاد می‌شود که به‌دنبال متنی برای گفت‌وگو با بچه‌ها درباره‌ی کنجکاوی، اشتباه و جبران هستند.

بخشی از کتاب تانیا داستان می گوید

«تانیا روی تخت دراز کشیده و مشغول کاری بود. سونیا روی تخت کنار خواهربزرگترش پرید و پرسید: "تانیا، داری چه کار می‌کنی؟ تانیا که با سرعت برق در یک دفترچه، یادداشت می‌نوشت با بی‌حوصلگی گفت: "مزاحم نشو. نمی بینی سرم شلوغ است؟" "البته که می‌بینم سرت شلوغ است فقط می‌خواهم بدانم داری چه کار می‌کنی؟ سونیا با اصرار گفت. "به من بگو، آن وقت من هم دیگر مزاحمت نخواهم نشد." سپس گردن کشید و سعی کرد تا از بالای شانه تانیا به دفترچه او نگاه کند. تانیا غرغر کنان گفت: "دارم داستان می‌نویسم. حالا دیگر برو! تو قول دادی." و سعی کرد روی کارش تمرکز کند. سونیا صدایش را نازک کرد و گفت: "باشه، باشه، اما وقتی تمام شد داستان را به من می‌گویی؟" تانیا دست‌هایش را به شدت به اطراف تکان داد و گفت: "برو. کیش کیش" سونیا به سرعت دور شد، اما همه می‌دانیم که او برمی‌گردد، اینطور نیست؟ شب، سونیا پیش تانیا برگشت و گفت. "حالا داستانت را تمام کردی؟" تانیا لبخند پهنی زد و گفت: "بله، تمام کردم، بعد از اینکه برای خواب آماده شدی برایت می‌خوانم" سونیا فریاد زد: "نه، من نمی‌خواهم داستان را برای من بخوانی" تانیا متحیر بود: "اما فکر کردم تو گفتی ..." "می‌خواهم داستان را برایم تعریف کنی. از رو نخوان، فقط بگو. این سرگرم‌کننده‌تر است."»

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب تانیا داستان می گوید و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابتانیا داستان می گوید
عنوان انگلیسیTania tells a story
موضوعداستان کودک و نوجوانان
نویسندهکانیکا جی
مترجمفاطمه بخشنده
انتشاراتسنجاق
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۵/۰۳/۱۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۱۵۴۶۴۴۲
تعداد صفحه‌ها۵۸ صفحه
قیمت کتاب۲۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.