
کتاب سنگ سفید
معرفی کتاب سنگ سفید
کتاب سنگ سفید نوشته زهرا سلطانی پور (افرا) یک رمان ایرانی دربارهی زندگی خانوادهای روستایی در مرکز ایران است که نشر سنجاق آن را بهصورت الکترونیکی منتشر کرده است. رمان حاضر در دههی ۱۳۴۰ و در دل زمستانی سرد آغاز میشود و بهتدریج لایههای مختلف زندگی یوسف، مادرش (گوهر) و خواهرانش را در روستایی به نام سنگ سفید باز میکند. نویسنده با تمرکز بر جزئیات معیشت، روابط خویشاوندی، مدرسه، نانپزی، کوچ، مرگ و عروسی، تصویری زنده از زیست روستایی و فرازونشیبهای آن ساخته است. این رمان بیش از آنکه بر حادثههای بزرگ تکیه کند بر روزمرگیها، رنجها و امیدهای کوچک شخصیتها تمرکز کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سنگ سفید
کتاب سنگ سفید رمانی است که از یک جمعهی برفی در سال ۱۳۴۰ در روستایی در مرکز ایران آغاز میشود و با ریتمی آرام زندگی یوسف نوجوان و خانوادهاش را دنبال میکند. نویسنده، زهرا سلطانی پور، در این کتاب روستا را بهعنوان جهان اصلی برگزیده و از خلال کارهای روزمرهای مثل جمعکردن هیزم، نانپختن، رسیدگی به احشام، مدرسهرفتن و سفرهای گاهبهگاه به شهر، ساختار اجتماعی و عاطفی این جهان را نشان داده است.
در همان صفحات ابتدایی رمان سنگ سفید، فضای خانهی گوهر، کرسی، بوی نفت، صدای چراغ گردسوز و سرمای استخوانسوز روستا، حالوهوایی ملموس به اثر میدهد. در ادامه، روایت از سطح یک خانواده فراتر میرود و به روابط خویشاوندی، تقسیم ارث، یتیمی، کار کودکان، قالیبافی دختران، همیاری زنان در نانپزی و پنیرسازی و نیز مناسک جمعی مثل آش اسفندی، کاسهی همسایگی و سفر زیارتی به امامزاده میرسد.
خلاصه داستان سنگ سفید
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
رمان بر محور زندگی یوسف، نوجوان ۱۳سالهی روستایی و خانوادهاش شکل گرفته است. او میان کارهای سنگین روزانه مثل رسیدگی به دامها، جمعکردن هیزم، کمک در نانپزی و آغلروبی از یکسو و مدرسه و رؤیای ادامهی تحصیل از سوی دیگر معلق است. گوهر، مادر سختکوش و سرسخت او، پس از مرگ کَل علی بار یتیمداری و حفظ میراث اندک خانواده را به دوش میکشد. او باید جهیزیهی بانو و آیندهی فرزندانش را هم سامان دهد. روستا با همهی جزئیاتش در این اثر زنده است؛ زمستانهای سخت، سفر اتوبوسی به قمشه، بازار، حمام عمومی، مراسم زایمان و مرگ، عروسی و غیبتهای محلی. در پس این تصویرها، کشمکش پنهان میان سنت و میل به تغییر و میان فقر مادی و عزتنفس خانوادگی، خط اصلی رمان را میسازد.
چرا باید کتاب سنگ سفید را بخوانیم؟
رمان سنگ سفید تصویری از زندگی روستایی، مناسبات خویشاوندی و تجربهی بزرگشدن در دل فقر و سرما ارائه کرده است. این رمان با زبان آمیخته به واژگان محلی، کار و رنج روزانه را کنار لحظههای کوچک شادی و همدلی مینشاند و نشان میدهد چگونه تصمیمهای ظاهراً ساده، سرنوشت یک خانواده را شکل میدهد. خواندن این رمان برای درک ملموستری از زیست روستایی و نسلهای پیشین مفید است.
خواندن کتاب سنگ سفید را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب سنگ سفید
«تا غروب با خشکبار و نان خشکی که همراه داشتند سر کردند. دمادم غروب دلالی که نامش حبیب بود با یک وانت فورد از راه رسید. تنها یک بشکه آب به همراه داشت که همان هم غنیمتی بود. حالا همه چشم امیدشان به این مرد بود؛ کسی که حیله گری و حرص و آز از چشمهای ریزش میبارید. دیگر میدانست باید با چه کسانی صحبت کند و طرف حسابش چه کسانی هستند. زیر یک نخل با چند نفر از جمله قدرت و کاظم حرف میزد. مردها گاهی سر تکان میدادند، بیشتر حبیب حرف میزد. مردانی که در نخلستان زیر سایهٔ شاخههای نخل پناه گرفته بودند آنها را میپاییدند. قدرت پیش مسافرها آمد همه شش دانگ حواسشان به او بود. خدابخش گفت:
- حرف بزن مرد قراره چی کار کنیم؟
قدرت گلویش را صاف کرد و گفت:
- دلواپس نباشید، هر چی نباشه بعضی از این جمع بار دوم یا سوم که این راه رو میرند یا حتی بیشتر...
یکی از مسافرها از میان جمع با بی تابی گفت:
- ول کن این حرفا رو تکلیفمون چیه؟
یکی دیگر زمزمه کرد:
-اَه دِ جون بکن...»
حجم
۲۶۹٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۸۰ صفحه
حجم
۲۶۹٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۸۰ صفحه