
کتاب غروب ماه کارولینا
معرفی کتاب غروب ماه کارولینا
کتاب غروب ماه کارولینا نوشتهی مت گلدمن با ترجمهی ارغوان اشترانی روایتی است از بازگشت یک مرد میانسال به زادگاه خانوادگیاش در کارولینای جنوبی و مواجههی او با گذشته، خانواده و فرسودگی ذهن پدر. انتشارات شالگردن آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب رمان، فضای شهری و ساحلی بوفور، روابط خانوادگی، پیری، بیماری زوالعقل و خاطرات نسلی را در هم میآمیزد و از خلال روایت اولشخص، خواننده را وارد جهان ذهنی جوی گرین میکند؛ جهانی که در آن طنز، اندوه، عشق، خشم و حسرت در کنار هم حرکت میکنند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب غروب ماه کارولینا
کتاب غروب ماه کارولینا داستان جوی گرین، مردی حدودا چهلساله است که از شیکاگو به شهر ساحلی بوفور در کارولینای جنوبی میآید تا چند روزی کنار پدر و مادرش باشد. مت گلدمن در این کتاب از زبان جوی، تصویری زنده از شهری کوچک، خانهای قدیمی در خیابان کریون و خانوادهای میسازد که در آستانهی تغییرات بزرگ قرار گرفتهاند؛ تغییری که محور آن بیماری زوالعقل لویبادی در پدر، مارشال گرین، است. در کتاب غروب ماه کارولینا، روایت در فصلهای پیوسته پیش میرود و از همان فصلهای آغازین، همزمان چند خط اصلی شکل میگیرد: رابطهی جوی با پدر بیمار و مادر خسته، بازگشت او به خاطرات کودکی و نوجوانی در بوفور، و حضور شخصیتهایی مثل روبی، دوست قدیمی خانواده، و لیلا، زنی که بهتازگی از همسرش جدا شده است. شهر بوفور با مردابها، درختان نخل، خزههای اسپانیایی، اسکله، قایقها و خانههای قدیمی، پسزمینهی دائمی این روایت است و مدام با خاطرات گذشته و وضعیت اکنون خانوادهی گرین گره میخورد. کتاب غروب ماه کارولینا در لایههای زیرین خود به موضوعاتی مثل پیری، ترس از فراموشی، نقش فرزندان در مراقبت از والدین، فاصلهی طبقاتی و نژادی در جنوب امریکا، و همچنین طلاق، تنهایی و تلاش برای شروع دوباره پرداخته است. طنز ظریف، دیالوگهای پرجزئیات و تأکید بر جزئیات حسی (بو، صدا، بافت فضاها) باعث شدهاند که فضای کتاب ملموس و نزدیک به تجربهی روزمره به نظر برسد، درحالیکه تعلیقهایی مثل ماجرای تپانچهی گمشده و نامی که پدر در توهمهایش تکرار میکند، به داستان رنگ معمایی میدهند.
خلاصه داستان غروب ماه کارولینا
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! جوی گرین پس از سالها زندگی در شیکاگو، برای دیدن پدر و مادرش به بوفور در کارولینای جنوبی میآید. پدرش، مارشال، پزشک بازنشستهای است که به زوالعقل لویبادی مبتلا شده و حافظهی کوتاهمدتش را از دست داده اما خاطرات دورش شفافتر از همیشه است. جوی در همان روزهای اول با نشانههای بیماری پدر، خستگی و فرسودگی مادر و خانهی قدیمی خانوادگی روبهرو میشود؛ خانهای پر از خاطرات کودکی، از ماهیگیری و بازیهای «بابا را منحرف کن» تا تابلویی به نام غروب ماه کارولینا. در کنار این خط اصلی، رابطهی جوی با روبی، زن سیاهپوستی که از کودکی مراقب او بوده، و آشناییاش با لیلا، زنی مطلقه که همراه دو دخترش به بوفور آمده، پیش میرود. بیماری پدر، بحثهای قدیمی دربارهی جزیرهی هاموند و گذشتهی نژادی منطقه، و کشف گمشدن تپانچهی خانوادگی، کمکم فضایی آمیخته از نوستالژی، اضطراب و معما میسازد که جوی را وادار میکند به نقش خودش در خانواده و معنای بازگشت نگاه تازهای بیندازد.
چرا باید کتاب غروب ماه کارولینا را بخوانیم؟
کتاب غروب ماه کارولینا تصویری نزدیک از مواجههی یک خانواده با پیری و زوالعقل ارائه کرده است، بدون اینکه از طنز و شوخطبعی خالی باشد. ترکیب فضای جنوبی امریکا، روابط پیچیدهی والدین و فرزندان، و رگههای معمایی مثل اسلحهی گمشده و نامهای فراموششده، آن کتاب را به روایتی چندوجهی دربارهی حافظه، مسئولیت و بازگشت تبدیل کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب غروب ماه کارولینا به کسانی پیشنهاد میشود که به رمانهای شخصیتمحور دربارهی خانواده، پیری و بیماریهای شناختی علاقهمند هستند، همچنین به خوانندگانی که از فضاهای شهری-ساحلی، روابط نسلی، و داستانهایی با ترکیب طنز، اندوه و تعلیق لذت میبرند.
حجم
۱٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۶۰ صفحه
حجم
۱٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۶۰ صفحه