
معرفی کتاب شمال دوردست
کتاب شمال دوردست (Far North) نوشته مارسل تورو با ترجمه فاطمه نوروزی است و نشر رایبد آن را منتشر کرده است. این کتاب روایتی از جهانی یخزده و ویران است که در آن بقای انسان معنایی تازه پیدا کرده است. این رمان در چشماندازی پساآخرالزمانی میگذرد و بر زندگی زنی جوان به نام میکپیس تمرکز دارد که در شهری خالی و منجمد، هم پاسبان است و هم آخرین حافظ خاطرهی یک زندگی ازدسترفته. کتاب شمال دوردست در مجموعهی اتاق راوی منتشر شده و با فضایی سرد، خشن و در عین حال عاطفی، تنهایی، خشونت، اخلاق و امید را در شرایطی افراطی به تصویر میکشد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب شمال دوردست
کتاب شمال دوردست داستانی پساآخرالزمانی از مارسل تورو است که در چشماندازی قطبی و یخزده میگذرد. راوی زنی به نام میکپیس است که در شهری متروک در شمال، نقش نوعی پاسبان و نگهبان را بر عهده دارد و هر روز اسلحههایش را به کمر میبندد و برای گشتزنی در خیابانهای خالی بیرون میزند. در این جهان، تمدن فروپاشیده، منابع کمیاب شده و روابط انسانی به حداقل رسیده است و همین زمینهای برای کاوش در تنهایی، خشونت و بحرانهای اخلاقی را فراهم کرده است.
کتاب شمال دوردست در عین روایت بقا، به گذشتهی شهر و زندگی خانوادگی میکپیس هم سر میزند؛ از خاطرهی مدرسه و کتابخانه و عبادتگاه گرفته تا خانهی پدری، پیانوی خودکار مادر و قفسههای کتابی که حالا بیشتر به یادگارهای یک جهان نابودشده شبیهاند. در بخشهایی از رمان، راوی بهتفصیل از سفرهای زمستانی، معامله با رمهداران گوزن، ساخت گلوله، شکار و شیوهی تأمین غذا میگوید و نشان میدهد که بقا در این سرزمین سرد، ترکیبی از مهارت، بیرحمی و نوعی وجدان سرسخت است.
کتاب شمال دوردست علاوه بر روایت میکپیس، با ورود شخصیتی به نام پینگ ــمهاجری آسیایی که ابتدا بهعنوان پسری زخمی ظاهر میشود و بعد معلوم میشود که زنی باردار استــ به سمت رابطهای پیچیدهتر میرود؛ رابطهای که در آن زبان مشترک وجود ندارد، اما همزیستی، مراقبت و امید به آینده از دل همان سکوت و اشارهها شکل میگیرد.
خلاصه داستان شمال دوردست
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
رمان شمال دوردست اثری از از مارسل تورو در آیندهای نزدیک و پس از فروپاشی جامعه میگذرد. میکپیس، زنی تنها در شهری یخزده، هر روز برای گشتزنی از خانه بیرون میرود، اسلحه میسازد، شکار میکند و سعی میکند بقای خود را در میان گرسنگی، غارت و سکوت شهر ارواح حفظ کند. او در عین خشونت ناگزیر، هنوز به چیزهایی مثل پیانوی خودکار مادر و کتابها بهعنوان نشانههای ارزشمند گذشته دل بسته است.
با ورود پینگ، مهاجری آسیایی که ابتدا بهعنوان پسری زخمی پیدا میشود و بعد معلوم میشود زنی باردار است، جهان بستهی میکپیس تغییر میکند. آنها بدون زبان مشترک، کمکم راهی برای زندگی کنار هم پیدا میکنند؛ از تقسیم غذا و کار تا برنامهریزی برای کشت زمین و آوردن گوشت از کوهستان. در پسزمینه، کاروانی از بردگان و اربابان اسبسوار، تهدیدی دائمی برای این تعادل شکننده است و رمان در این میان به پرسشهایی دربارهی قانون، اخلاق، مالکیت و معنای انسانبودن در جهانی ویران میپردازد.
چرا باید کتاب شمال دوردست را بخوانیم؟
کتاب شمال دوردست تصویری دقیق و ملموس از بقا در جهانی فروپاشیده ارائه کرده است؛ جهانی که در آن هر گلوله، هر تکه گوشت و هر کتاب معنایی تازه دارد. این رمان همزمان که ماجراهای پرتنش شکار، سفر زمستانی و رویارویی با کاروان بردگان را روایت میکند، به تنهایی، وجدان، خشونت و امکان شکلگیری نوعی خانوادهی تازه در دل ویرانی هم میپردازد.
خواندن کتاب شمال دوردست را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب شمال دوردست به علاقهمندان ادبیات ویرانشهری، داستانهای بقا در طبیعت خشن و روایتهای شخصیتمحور پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به سؤالاتی دربارهی اخلاق، قانون و روابط انسانی در شرایط بحرانی علاقه دارند و دوست دارند این موضوعات را در قالب داستان دنبال کنند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب شمال دوردست و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | شمال دوردست |
|---|---|
| عنوان در زبان مبدأ | Far North |
| موضوع | رمان، داستان خارجی |
| نویسنده | مارسل تورو |
| مترجم | فاطمه نوروزی |
| انتشارات | انتشارات رایبد |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۴/۱۲/۲۹ |
| فرمت کتاب | |
| حجم فایل کتاب | ۹.۱۷ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۶۲۲۸۱۳۷۶۰۵ |
| تعداد صفحهها | ۲۹۰ صفحه |
| قیمت کتاب | ۲۰۰۰۰۰ تومان |
| برچسب | مجموعه اتاق راوی |
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
من در تاریکی ایستاده بودم و تقلا میکردم تا از اتاقی سر در بیاورم که پرتو های نوری که از سوراخ کلید می آمد آن را روشن کرده بود