کتاب دارا شاهنشاه گمنام مسعود مشایخی راد + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب دارا شاهنشاه گمنام

کتاب دارا شاهنشاه گمنام

انتشارات:سنجاق
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب دارا شاهنشاه گمنام

کتاب دارا شاهنشاه گمنام نوشته‌ی مسعود مشایخی راد روایتی داستانی از واپسین سال‌های شاهنشاهی هخامنشی و سرنوشت داریوش سوم است که نشر سنجاق آن را منتشر کرده است. نویسنده بر پایه‌ی چند سال پژوهش میدانی در پارسه و مطالعه‌ی منابع تاریخی، قصه‌ای بلند را شکل داده که در آن تاریخ رسمی به چالش کشیده می‌شود و روایت‌های فراموش‌شده مجال بروز پیدا می‌کنند. در این اثر، ماجراها از بابل و صیدا تا پاسارگاد، پارسه، ارمنستان، یونان و مصر امتداد می‌یابد و چهره‌هایی چون اسکندر، چاپارها، جاویدانان و مأموران «چشم و گوش شاهنشاه» در کنار شخصیت‌های خیالی حضور دارند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب دارا شاهنشاه گمنام

کتاب دارا شاهنشاه گمنام با پیش‌درآمدهایی آغاز می‌شود که بستر تاریخی پذیرفته‌شده را برای خواننده ترسیم کرده است؛ از روایت کلاسیک پیروزی اسکندر در گوگامل و سقوط هخامنشیان تا شکل‌گیری شاهنشاهی کوروش، نقش داریوش بزرگ در ساخت راه‌های شاهی و نظام چاپاری، و جایگاه پایتخت‌هایی چون پاسارگاد و پارسه. در همین صفحات نخست، نویسنده نشان داده است که تاریخ رسمی را «صدای فاتحان» می‌داند و می‌پرسد آیا آنچه نوشته شده همه‌ی حقیقت است یا فقط پژواک پیروزمندان. در ادامه‌ی کتاب دارا شاهنشاه گمنام، روایت اصلی با پرده‌هایی پی‌درپی پیش می‌رود: از «جام سرخ» در بابل و شبی که اسکندر در اوج بی‌ثباتی روحی به مرگ نزدیک می‌شود، تا «چاپار» که در آن آریا، پیک شاهی، از کودکی در رِگا و پترا تا ورود به شبکه‌ی چاپاری و سپس انتخاب برای مأموریتی سرنوشت‌ساز معرفی شده است. پرده‌ی «پایتخت‌های هخامنشی» خواننده را به پاسارگاد و آرامگاه کوروش و سپس به پارسه می‌برد و در دل این سفر، شخصیت مرموزی به نام کَدمان/ارتشاته، نواده‌ی اردشیر دوم، کم‌کم چهره باز می‌کند. در بخش‌های بعدی کتاب دارا شاهنشاه گمنام، نبرد بزرگ با کادوسیان و رویارویی کَدمان با پهلوان غول‌پیکر آنان، ساختار ارتش هخامنشی و لشکر جاویدان، و سپس دستگاه «چشم و گوش شاهنشاه» و مأموریت‌های اطلاعاتی در ارمنستان، یونان، مقدونیه و مصر روایت شده است. نویسنده در خلال داستان، توضیحاتی درباره‌ی فالانژهای یونانی، نبرد ماراتن، شورش‌های ساتراپ‌ها و شبکه‌ی جاسوسی هخامنشی می‌آورد و از خلال نگاه آریا، هم شکوه و هم آسیب‌پذیری ایرانشهر را نشان داده است.

خلاصه کتاب دارا شاهنشاه گمنام

دارا شاهنشاه گمنام داستانی است که از دل شکاف میان تاریخ رسمی و روایت‌های خاموش بیرون آمده است. در مرکز ماجرا، آریا، چاپار شاهی، در واپسین سال‌های هخامنشیان، سرگذشت خود را در رم و در سالخوردگی بازمی‌نویسد؛ از کودکی در رِگا و پترا تا زمانی که به‌عنوان پیک درباری و سپس مأمور مخفی «چشم و گوش شاهنشاه» عمل کرده است. او در مسیر مأموریت‌ها با کَدمان، مردی با لقب درباری و تبار شاهی، آشنا می‌شود؛ شخصیتی که هم چاپار است، هم جنگاور، هم شهربان ارمنستان و هم سرپرست شاخه‌ای از شبکه‌ی اطلاعاتی شاهنشاه. کتاب دارا شاهنشاه گمنام در پرده‌های مختلف، از بابلِ اسکندر و شراب‌فروشی مرموز تا نبرد کادوسیان، اردوگاه‌های عظیم ایرانشهر، پایتخت‌های هخامنشی، و سفرهای آریا به آتن و مصر را دنبال کرده است. در این میان، پرسش اصلی این است که داریوش سوم واقعاً که بود، چگونه جنگید، چه توطئه‌هایی در پیرامونش شکل گرفت و چرا در حافظه‌ی عمومی، بیش از آن‌که شاهنشاهی شکست‌خورده باشد، «شاهنشاه گمنام» شده است.

چرا باید کتاب دارا شاهنشاه گمنام را بخوانیم؟

این کتاب با ترکیب روایت داستانی و توضیح‌های تاریخی، تصویری زنده از ساختار شاهنشاهی هخامنشی، از چاپارخانه‌ها و راه‌های شاهی تا لشکر جاویدان و شبکه‌ی اطلاعاتی، ارائه کرده است. خواننده در خلال ماجرا با نبردها، شورش‌ها، زندگی روزمره‌ی سربازان و چاپارها و نیز با چهره‌ای متفاوت از داریوش سوم و اسکندر روبه‌رو می‌شود و می‌تواند نسبت به روایت‌های رایج تاریخ، نگاه پرسشگرانه‌تری پیدا کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به علاقه‌مندان تاریخ ایران باستان، دوست‌داران رمان‌های تاریخی، کسانی که کنجکاو سازوکار قدرت، ارتش و دستگاه اطلاعاتی هخامنشیان هستند و همچنین خوانندگانی که از روایت‌های پرجزئیات درباره‌ی سفر، جنگ و سیاست لذت می‌برند پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب دارا شاهنشاه گمنام

«من یک چاپار بودم، پیکی در خدمت شاهنشاه. پدرم مردی مادی بود از مردم رِگا. در همان‌جا چشم به جهان گشودم. سال‌هایی از کودکی نگذشته بود که خانواده‌ام به پترا کوچ کرد؛ جایی در دل صخره‌ها. من در آنجا بالیدم. نام من آریاست، و این مطالب را در واپسین سال‌های عمرم، در دوردست‌ترین نقطه‌ای از خاطرهٔ ایرانشهر – شهر رم – بر کاغذ می‌آورم. در این کتاب، می‌خواهم پرده از بخشی از روزگاری بردارم که در خدمت بزرگ‌مردی از تبار شاهان بودم؛ آخرین شاهنشاه بزرگ ایرانشهر. آنچه خواهم گفت، روایت زندگی او نیست؛ بلکه بازگویی تجربه‌ای‌ست بی‌همتا که تنها من از آن آگاه شدم. در روزگارانی تار و روشن، سایه به سایه در کنار او زیستم، و آنچه دیدم، نه تنها به چشم، بلکه به روح حس کردم. شاید دیگرانی نیز باشند که بتوانند از جنگ‌ها، فرمان‌ها یا نام‌ها سخن بگویند؛ اما این من بودم که به رازهایی دست یافتم که سرنوشت سرزمین ما را دگرگون کرد. و اکنون که دیگر چیزی برای از دست ‌دادن ندارم، می‌خواهم نسل‌های آینده بدانند چه بر ما گذشت. پدرم چاپار شاهی بود. نه یک نامه‌بر ساده، که پیکی درباری، امین دربار و شاه. شغلش ارجمند بود، پرمخاطره، و شرافتمندانه. از کودکی با واژهٔ چاپار آشنا شدم، با بوی عرق اسب، با زین‌های زخمی، و با مردانی که جان خود را در راه یک پیام فدا می‌کردند. چاپار شاهی، تنها از شاهنشاه فرمان می‌گرفت، نه از هیچ فرمانروای محلی یا سردار نظامی. او فرمان را می‌شنید، حفظ می‌کرد، به مقصد می‌رساند، پاسخ را می‌آورد – بی‌آن‌که کلمه‌ای بر کاغذ رود.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۳۴۷٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۱۴ صفحه

حجم

۳۴۷٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۱۴ صفحه

قیمت:
۸۰,۰۰۰
تومان