
کتاب پاییز شیدا
معرفی کتاب پاییز شیدا
کتاب پاییز شیدا نوشتهی سمیه رحمانیمنفرد داستانی عاشقانه و پر از خاطره است که نشر متخصصان آن را منتشر کرده است. روایت در این کتاب از زبان مردی میانسال شکل گرفته که در یک روز بارانی، با دیدن دانشجویان خیس و بیچتر، ناگهان به سالهای جوانی و عشق بزرگ زندگیاش پرتاب میشود؛ عشقی که با دختری به نام پروانه آغاز شده و تا میانسالی او را رها نکرده است. متن کتاب با نثری احساسی، پرجزئیات و مبتنیبر خاطرهگویی، زندگی این مرد را از روزهای دانشجویی، آشنایی با پروانه، کشمکشهای طبقاتی و خانوادگی، تا سالهای تنهایی، کار، موفقیت ظاهری و خلأ عاطفی دنبال کرده است. در لابهلای این روایت، چهرههایی مثل مادرجان آرام و صبور، آبجی طاهرهی سلطهجو، آقا محسنِ شوخطبع و بعدتر دختری جوان به نام شیدا، هرکدام بخشی از جهان درونی و بیرونی قهرمان را شکل میدهند. پاییز شیدا بیش از آنکه فقط قصهی یک عشق باشد، تصویر مردی است که سالها نقش نجاتدهنده را برای دیگران بازی کرده اما خودش در تنهایی و حسرت مانده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پاییز شیدا
کتاب پاییز شیدا داستان زندگی علی پویان است؛ مردی که در میانسالی، در یک روز بارانی، پشت فرمان ماشینش مینشیند و با دیدن دانشجویان خیس و آشفته، به سالهای دور بازمیگردد. سمیه رحمانیمنفرد در این کتاب، زندگی علی را در دو خط زمانی موازی پیش برده است: گذشتهی جوانی، عشق، دانشگاه و خانواده، و اکنونِ تنهایی، کار، موفقیت شغلی و خانهای ساکت. در گذشته، علی دانشجوی زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه تهران است؛ پسری خجالتی که با مادرجان پیر و مهربانش زندگی میکند و در کنار کار در مغازهی لباسفروشی آقا محسن، برای ساختن آینده تلاش کرده است. آشنایی او با پروانه، دختر دانشجوی پرشور و از خانوادهای مرفه، در یک روز بارانی و جلوی درِ دانشکده رقم میخورد؛ جایی که پروانه با کلاسوری روی سر، خیس و درمانده منتظر تاکسی است و علی برای اولینبار دلش میلرزد. از همانجا، روایت بهتدریج وارد جزئیات رابطهی آنها، تفاوت طبقاتی دو خانواده، جلسهی خواستگاری پر از معذببودن، مخالفت پدر و مادر پروانه و درنهایت تصمیم آنها برای فرستادن دخترشان به خارج از کشور میشود. کتاب پاییز شیدا در ادامه، از دل همین جدایی، به سالهای بعد میرسد؛ جایی که علی دیگر مردی میانسال است، موسسهی زبان خودش را دارد، هنوز شریک مغازهی آقا محسن است و ظاهراً «همهچیز» دارد اما هیچکدام را دوست ندارد. او در خانهای ساکت زندگی میکند که تنها صدای ثابتش اخبار و مسابقههای تلویزیونی است و قاب شعری که پروانه سالها پیش برایش فرستاده، هنوز روی دیوار روبهروی تختش آویزان است. در فصلهای مختلف کتاب، خواننده با فرازونشیبهای رابطهی علی و پروانه، مرگ پدر، پیری و مرگ مادرجان، ازدواج آبجی طاهره، و بعدتر ورود شخصیتهایی مثل پرستو ـ دختر جوانی شکستخورده در عشق که گاهی به خانهی علی پناه میآورد ـ و شیدا ـ دانشجوی ادبیات فارسی و زبانآموز موسسه ـ روبهرو میشود. عنوانهایی مثل روز آخر، آخرینها، خواستگاری، کولهپشتی، پرستو، شیدا و… هرکدام بخشی از مسیر عاطفی قهرمان را نشان میدهند؛ از روزهای پرشور جوانی تا پاییز شیدایی که در آن، علی میان خاطرهی پروانه و حضور شیدا، با پرسشهای تازهای دربارهی عشق، وفاداری، تنهایی و حق خودش برای دوبارهدوستداشتن روبهرو شده است.
خلاصه داستان پاییز شیدا
روایت پاییز شیدا بر محور ذهن و دل علی پویان میچرخد؛ مردی که در پنجاهسالگی، با یک باران شدید، به گذشته پرتاب میشود. او در حال رانندگی، دانشجویانی را میبیند که زیر باران میدوند و کلاسور روی سرشان گذاشتهاند و همین صحنه، خاطرهی روزی را زنده میکند که برای اولینبار پروانه را دید؛ دختری لاغر، خیس، عصبانی و ناامید جلوی درِ دانشکده، با کلاسوری روی سر و موهای وزخورده. علی که او را از چند ترم قبل میشناسد، تردید را کنار میگذارد، سوارش میکند و از همان مسیر کوتاه تا خوابگاه، بذر عشقی عمیق در دلش کاشته میشود. از آن روز به بعد، علی و پروانه هر روز در دانشگاه همدیگر را میبینند، روی نیمکتهای کنار حوض مینشینند و از خانواده، تنهایی، رؤیاها و ترسهایشان میگویند. پروانه تنها فرزند خانوادهای مرفه و تحصیلکرده است؛ پدری مهندس عمران و مادری استاد ریاضی، با اقوامی در خارج از کشور و سبک زندگیای کاملاً متفاوت با زندگی سادهی علی و مادرجان. در مقابل، علی پسریست که پدرش را سالها پیش از دست داده، با مادرجان آرام و مذهبیاش زندگی میکند، خواهرش طاهره را با شوهرش آقا محسن میبیند و برای کمک به خانواده، دو سال در مغازهی لباسفروشی کار کرده تا بعد دوباره به دانشگاه برگردد. او در موسسهی زبان و مدرسهی غیرانتفاعی تدریس میکند و عصرها هم به مغازهی آقا محسن سر میزند. عشق علی به پروانه هر روز عمیقتر میشود اما هرچه بیشتر با خانوادهی او آشنا میشود، فاصلهی طبقاتی و فرهنگی را بیشتر حس میکند. جلسهی خواستگاری در خانهی بزرگ و شیک پروانه، با پلههای مارپیچ و اتاق مطالعهی مرتب، برای علی و خانوادهاش تجربهای معذبکننده است؛ پدر و مادر پروانه با لحن رسمی و واژههای حسابشده حرف میزنند و از همان ابتدا روشن است که این وصلت را مناسب نمیدانند. در نهایت، خانوادهی پروانه تصمیم میگیرند او را به آمریکا، پیش خالههایش بفرستند و جنگ را هم بهانه میکنند. در آخرین دیدار در پارک، پروانه با گریه به علی میگوید که مجبور است برود، قول میدهد هرگز با هیچکس ازدواج نکند و هدیهای برایش میفرستد: تابلویی با شعری عاشقانه و نامهای بلند که در آن از بند دل، پرندهها، فرشتهها و «دوستت دارم»هایی مینویسد که باید نودونهبار گفته شود و صدمینبار با دست روی قلب همراه شود. علی بعد از رفتن او، به کار و تلاش پناه میبرد؛ موسسهی زبان خودش را راه میاندازد، شریک مغازهی بزرگتری با آقا محسن میشود، اما در خانهای ساکت و بیروح زندگی میکند که تنها یادگار پروانه در آن، همان تابلو و نامه است. مرگ مادرجان، تنهایی او را عمیقتر میکند و سالها بعد، پرستو وارد زندگیاش میشود؛ دختری زیبا و شکستخورده در عشق که یک شب نیمهشب، گریان و بیپناه، جلوی چشم علی ظاهر میشود و مدتی مهمان خانهاش میشود. رابطهی علی و پرستو رابطهای سطحی، پر از دلسوزی و وسوسه است؛ چیزی شبیه مسکنی موقت برای تنهایی. در خط زمانی اکنون، علی مدیر موسسهی زبان است و در همین فضا با شیدا آشنا میشود؛ دختر جوانی که دانشجوی ادبیات فارسی دانشگاه تهران است و برای تنظیم غیبتهایش به دفتر او میآید. شیدا با صدای آرام، نگاه معصوم و شوخطبعی ملایم، خیلی زود توجه علی را جلب میکند. او از علی میخواهد بهجای سه جلسه، پنج جلسه غیبتش را بپذیرد و علی با گذاشتن شرط «دانشجوی تاپشدن» قبول میکند. بعدها، وقتی شیدا با لبخند و اعتمادبهنفس برمیگردد و میگوید شرط را انجام داده، علی متوجه میشود که حسش به او فقط حس مدیر به زبانآموز یا حتی پدر به دختر نیست؛ چیزی عمیقتر و مبهمتر در دلش تکان خورده است. دیدن شیدا در خیابان کنار پسری جوان، غیرتی عجیب در او بیدار میکند و ذهنش را پر از سؤال میکند: این حس چیست؟ آیا خیانت به خاطرهی پروانه است؟ آیا حق دارد بعد از بیستوپنج سال، دلش برای کسی جز آن عشق قدیمی بلرزد؟ در تمام این مسیر، علی مدام خودش را میان نقش «نجاتدهنده» و «قربانی» میبیند؛ مردی که همیشه دیگران را از غرقشدن نجات داده، راه نشان داده، بار برداشته اما خودش زیر سنگینی کولهپشتی خاطرات، تنهایی و حسرت خم شده است. پاییز شیدا در لایهی زیرین خود، داستان مواجههی او با همین حقیقت است: اینکه چقدر از گذشتهاش را باید نگه دارد، چقدرش را باید رها کند و آیا هنوز فرصتی برای تجربهی عشقی تازه، در میانهی پاییز عمر، باقی مانده است یا نه.
چرا باید کتاب پاییز شیدا را بخوانیم؟
پاییز شیدا از دل یک روایت عاشقانه، به چند موضوع مهم و ملموس پرداخته است: تنهایی طولانی، عشق ناتمام، تفاوت طبقاتی در ازدواج، نقش خانواده در سرنوشت عاطفی فرزندان و حسرتِ انتخابهایی که هرگز انجام نشدهاند. این کتاب از زاویهی دید مردی میانسال نوشته شده که هم جوانی پرشور را تجربه کرده و هم سالهای طولانی کار و مسئولیت را؛ همین زاویهی دید باعث شده روایت، هم حالوهوای عاشقانهی دانشجویی داشته باشد و هم تأملات تلخ و پختهی یک زندگیگذرانده. در متن، رابطهی علی و پروانه فقط یک عشق رمانتیک نیست؛ نمونهایست از برخورد دو جهان متفاوت: خانوادهای ساده و کمدرآمد در یک محلهی معمولی، در برابر خانوادهای مرفه، تحصیلکرده و حساس به «طبقه» و «آیندهی دختر». خواننده در خلال صحنهی خواستگاری، گفتوگوهای پارک، نامهی پروانه و تصمیم نهایی خانوادهاش، با این تضادها روبهرو میشود و میتواند آنها را با تجربههای اطراف خود مقایسه کند. از سوی دیگر، کتاب تصویری دقیق از رابطهی فرزند با مادر سالخورده، خواهر سلطهجو، شوهرخواهر شوخطبع و بعدتر زن جوانی مثل پرستو ارائه کرده است؛ هرکدام از این روابط، بُعدی از شخصیت علی را روشن میکند: وابستگی عاطفی، احساس وظیفه، میل به نجاتدادن دیگران، و درعینحال ناتوانی از نجاتدادن خودش. حضور شیدا در نیمهی دوم کتاب، لایهی تازهای به داستان اضافه کرده است؛ شیدا همزمان یادآور پروانه و نشانهی امکان یک شروع تازه است. کشمکش درونی علی میان وفاداری به خاطرهی پروانه و کشش مبهم به شیدا، خواننده را با سؤالاتی روبهرو میکند که فراتر از داستاناند: وفاداری تا کجا معنا دارد؟ آیا میتوان به عشقی که هرگز به ازدواج نرسیده، یک عمر وفادار ماند؟ و اگر دل بعد از سالها دوباره لرزید، این لرزش خیانت است یا نشانهی زندهبودن؟ خواندن این کتاب برای کسانی که به روایتهای شخصیتمحور علاقه دارند، فرصتیست برای همراهشدن با ذهن و دل یک آدم معمولی که در ظاهر موفق است اما در درون، زیر بار خاطرات و «آخرینها» خم شده است. توصیفهای نویسنده از باران، خیابان، خانهی مادرجان، مغازهی آقا محسن، حیاط خانهی پروانه، آموزشگاه زبان و حتی قاب شعر روی دیوار، فضایی ملموس و نزدیک ساخته است که میتواند خواننده را در احساسات علی شریک کند. پاییز شیدا درنهایت، داستان کسی است که سالها نجاتدهنده بوده و حالا در آستانهی پاییز عمر، بهدنبال تکیهگاهی برای خودش میگردد؛ همین جستوجو، خواندن آن کتاب را برای کسانی که با مفهوم «حسرت» و «فرصت از دسترفته» آشنا هستند، معنادار میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن پاییز شیدا به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای عاشقانهی شهری و معاصر علاقهمند هستند، بهویژه کسانی که تجربهی عشق ناتمام، مهاجرت عزیزان یا مخالفت خانوادگی با یک رابطه را از نزدیک دیدهاند. این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دوست دارند روایتهایی شخصیتمحور بخوانند و در ذهن و احساس یک راوی میانسال، میان گذشته و حال، رفتوآمد کنند. همچنین به دانشجویان و علاقهمندان ادبیات فارسی و داستانهای ایرانی که در آنها روابط خانوادگی، تفاوت طبقاتی، نقش مادر و خواهر، و فضای دانشگاه و آموزشگاه حضور پررنگی دارد، پیشنهاد میشود. برای کسانی که درگیر تنهایی طولانی، حسرت انتخابهای قدیمی یا پرسش از معنای وفاداری در عشق هستند نیز این کتاب میتواند همذاتپنداری و تأمل برانگیزد.
حجم
۵٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۱ صفحه
حجم
۵٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۱ صفحه