
کتاب شکاری یا شکارچی
معرفی کتاب شکاری یا شکارچی
کتاب شکاری یا شکارچی نوشتهی علی معارف وند رمانی فارسی است که نشر صبار آن را منتشر کرده است. این کتاب در ۲۱۸ صفحه روایت شهری را دنبال میکند که با سرقتی بزرگ، هکشدن سیستمها و فروپاشی نظم روزمره روبهرو میشود و در دل این بحران، مرز میان قربانی و مجرم بههم میریزد. نویسنده در یادداشت آغازین از شکلدادن شهری خیالی و شخصیتهایی میگوید که هرکدام بخشی از ذهن او را نمایندگی میکنند. فضای داستان آمیزهای از تعلیق، معما، گفتوگوهای طولانی و تأملات فلسفی درباره قدرت، ترس و انتخاب است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب شکاری یا شکارچی
کتاب شکاری یا شکارچی رمانی است که علی معارف وند در آن شهری بزرگ و بینام را به صحنهی اصلی حوادث تبدیل کرده است. داستان با سرقت طلاها و اسناد بانکی، هکشدن دوربینها و قطع ارتباطات آغاز میشود و بهتدریج به بحرانی فراگیر در سطح شهر میرسد؛ بحرانی که در آن بانکها تعطیل میشوند، ادارهها از کار میافتند، مردم به غارت فروشگاهها روی میآورند و نظم اجتماعی فرو میپاشد. در این میان، یک نمایشگر بزرگ در مرکز شهر با شمارش معکوس و پیامهای تهدیدآمیز، ضربآهنگ وقایع را تعیین میکند. در کتاب شکاری یا شکارچی دو خط روایی اصلی دنبال میشود: زندگی مردی نمایشگاهدار که ناگهان درگیر اجارهی مشکوک همهی خودروهایش، بازگشت غیرمنتظرهی آنها و پیامهای رمزآلود میشود و از سوی دیگر کارآگاهی که مأمور رسیدگی به سرقت طلاها و انفجارها است و بهتدریج به ارتباط این ماجراها با پروندههای قدیمی و تصمیمهای سیاسی گذشته مشکوک میشود. در کنار این دو، چهرهی مرموز هکری با نقاب و صدایی دستکاریشده حضور دارد که با طراحی مجموعهای از انبارها، معماها، ویدئوها و صحنههای انتخاب مرگبار، شهر را به «بازی» خود میکشاند. کتاب شکاری یا شکارچی در فصلهایی مانند شهر مرده و شهر سوخته، از باران شبانه و خیابانهای خالی تا انفجار ادارهی گاز، قطع آب و فاضلاب، و شورش مردم را تصویر کرده است. متن پر است از گفتوگوهای طولانی میان کارآگاه، شهردار، هکر و مرد نمایشگاهدار؛ گفتوگوهایی که در آنها درباره مسئولیت دولت، نقش مردم، خشونت، انتقام، و این پرسش محوری بحث شده است که هرکس در این آشوب «شکار» است یا «شکارچی».
خلاصه داستان شکاری یا شکارچی
در مرکز داستان شکاری یا شکارچی شهری قرار دارد که با ورود چند شمش طلا به بانکها، سرقتی گسترده و ناپدیدشدن طلاها، پولها و اسناد، وارد مرحلهای تازه از بحران میشود. مردی تنها که مالک نمایشگاه خودرو است، پس از اجارهدادن همهی ماشینهایش به مردی مرموز، صبح روز بعد با بازگشت بیدلیل خودروها و ناپدیدشدن پول روبهرو میشود و از طریق دوربینهای هکشده، انبارهای مخفی و پیامهای رمزآلود، قدمبهقدم به بازی هکری ناشناس کشیده میشود. همزمان در کتاب شکاری یا شکارچی کارآگاهی که سالها در مأموریتهای پنهانی بوده، مأمور رسیدگی به سرقت طلاها و انفجارها است. او در جلسات با شهردار و هیئتمدیره، به ارتباط این حوادث با پروندهای از چند سال قبل و انتقال مدارک فوقمحرمانه مشکوک میشود. هکر با کنترل نمایشگر شهر، انفجار ادارهی گاز، دستکاری لولههای آب و صحنهسازی انتخابهای مرگبار، مردم را تا مرز جنون میبرد و این پرسش را پیش میکشد که در این بازی قدرت، چهکسی واقعاً قربانی است و چهکسی شکارچی.
چرا باید کتاب شکاری یا شکارچی را بخوانیم؟
کتاب شکاری یا شکارچی شهری در آستانهی فروپاشی را بهانه کرده است تا دربارهی ترس، قدرت، مسئولیت و نقش انتخابهای فردی در دل بحران فکر کند. ترکیب تعلیق جنایی، هک، انفجارها، انبارهای رمزآلود و گفتوگوهای تند میان کارآگاه، شهردار و هکر، متنی ساخته که هم پیگیری داستان را جذاب نگه میدارد و هم مدام مرز میان مجرم و قربانی را زیر سؤال میبرد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان رمانهای معمایی و جنایی شهری، کسانی که از فضاهای آخرالزمانی و فروپاشی نظم اجتماعی لذت میبرند و همچنین مخاطبانی که دوست دارند در خلال داستان دربارهی نسبت دولت، مردم، خشونت و انتقام فکر کنند پیشنهاد میشود. برای دوستداران روایتهای پرگفتوگو و پرتعلیق نیز مناسب است. «باران از آسمان تاریک شب می بارید. مرد ماشین اش را روشن کرد و به سمت خانه اش راه افتاد. اخبار شبانگاهی از رادیو ماشین پخش ميشد. شهردار در ساعاتی قبل خبر از ورود چند شمش طلا به بانک ها داد که موفقیت آمیز بود. مردن(( چرا گذر زمان باعث تکرار اشتباهاتمونه؟)) چیز جدیدی نیست شهردار قبلی که میخواست طلا ها را از شهر خارج کنه و به شعبه بزرگ و اصلی در پایتخت ببره نتوانست و برخی از طلاها گم شده در مسیر خانه. شهر بزرگ را می دید که برخی زير باران تند حرکت میکردند و برخی زیر جعبه و مقوا خود را از شر خیس شدن نجات می دادند. درک زندگی کردن برای کسی که سال هاست از مادر جدا شده. پدرش مرده» و بدون ازدواج سراسیمه زندگی اش را ادامه می دهد سخت است. قطرات باران روی شيشه خودرو اش صدایی هماهنگ با صدای مجری داشت. بعد از کمی چرخ زدن در شهر بزرگ به خانه اش رسید. در تخت خوابش فرو رفت و غرق در خواب شد. بعد از غرق شدنش, هنگام طلوع خورشید از خواب بیدار شد. بلافاصله خبر رسمی دال بر تعطیلی تمامی بانک ها به علت آوردن طلاها که ظاهرا شهردار دستورش را داده بود» آمد. جای نگرانی نیست زیرا مردم میتوانستند از طریق موبایل تمامی کارهای بانکی را انجام دهند. از تخت خود جدا شد. بر لبه ی تخت نشست و به کمرش قوز داد و سرش را در دستانش گذاشت. بلند تر که شد به سمت حمام رفت. مسواکی زد و دوشی گرفت. خانه مجللی نداشت. خطی میان فقر و سرمایه داری. چندی طول نکشید که احساس گرسنگی سرش را گیج آورد. صبحانه ای دست و پا کرد و بعد از میل کردن آن قهوه ای در استکان ربخت. گذاشت جند دقیقه ای سرد شود. قهوه را در دست گرفت. به بالکن رفت و به شهر چشم آندوخت. نفسی عمیق کشید. بوی رطوبت و نم زدگی دیشب که بر گیاهان روی درخت مانده بود به مشامش رسید.»
حجم
۸۲۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۱۳ صفحه
حجم
۸۲۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۱۳ صفحه