
کتاب هورلا
معرفی کتاب هورلا
کتاب هورلا اثر گی دو موپاسان با گردآوری و ترجمه شجاعالدین شفا مجموعهای از چند داستان کوتاه است که نشر ویکتور هوگو آن را منتشر کرده است. این کتاب دربرگیرنده هفت داستان از نویسندگان مختلف اروپایی است: گرداب نوشته لویی شارل لاویه، قضاوت خدا نوشته گارنت رادکلیف، هورلا نوشته گی دو موپاسان، مردهها خاموشند نوشته آرتور شنتسل، بخاطر عشق نوشته واندا واسیلوفسکایا، جاده نوشته ویکی باوم و شب یخبندان نوشته خواکیم آردریوس. شفا این داستانها را انتخاب کرده است تا مجموعهای از روایتهای انسانی، پرتنش و اغلب تراژیک را کنار هم قرار دهد؛ روایتهایی که در آنها عشق، انتقام، ترس، قضاوت، استعمار، فقر و وسوسه مرگ در هم تنیده شده است. در این کتاب هم با فضای استعماری هندوچین و رودخانههای پرگرداب روبهرو میشویم هم با صحراهای عربستان و رسم سنگسار، هم با جهان تبآلود و هذیانی ذهن بیمار راوی موپاسان. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هورلا
کتاب هورلا مجموعهای از داستانهای کوتاه است که شجاعالدین شفا آنها را گردآوری و ترجمه کرده است و در آن چند جهان متفاوت در کنار هم قرار گرفتهاند. داستان نخست، گرداب نوشته لویی شارل لاویه، در فضای استعماری هندوچین میگذرد و از خلال رابطه یک مأمور گمرک فرانسوی با دختر جوان مالزیایی به نام بادی و سپس با دختر روستایی فرانسوی به نام الودی، تضاد میان میل، قدرت، وفاداری و انتقام را نشان داده است. رودخانه مکونگ و گردابهای مرگبارش در این داستان فقط یک پسزمینه طبیعی نیستند بلکه بهنوعی آینه سرنوشت شخصیتها شدهاند؛ جایی که عشق، حسادت و انتقام در نهایت به حادثهای مرگبار گره میخورد. در همین داستان، شفا با حفظ جزئیات فضاهای استعماری، از خانههای چوبی لائوس تا قایقهای باریک روی رودخانه و دهکدههای کنار گارون در فرانسه، تضاد دو جهان را کنار هم نشان داده است. در ادامه کتاب هورلا، داستان قضاوت خدا نوشته گارنت رادکلیف قرار گرفته که ماجراهایش در صحراهای عربستان جنوبی و میان قبیله عودالی رخ میدهد. در این داستان، یک کشیش انگلیسی و یک افسر ارتش بریتانیا با رسم «قضاوت با سنگ» روبهرو میشوند؛ رسمی که در آن متهم را تا گردن در شن زنده بهگور میکنند و مردم قبیله با پرتاب تعداد معینی سنگ به سر او، سرنوشتش را به «قضاوت خدا» میسپارند. حضور دو جوان عاشق، زلیخا و علی، در مرکز این رسم خشن، داستان را به تقابل میان عدالت الهی، عدالت قبیلهای و مصلحت سیاسی میکشاند و نشان میدهد چگونه حتی مداخله یک افسر استعمارگر میتواند به شکلی پیچیده با نجات یا نابودی انسانها گره بخورد. کتاب هورلا در بخش بعدی خود به سراغ گی دو موپاسان میرود و با مقدمهای کوتاه درباره زندگی و سبک او، داستان مشهور هورلا را میآورد؛ داستانی که در قالب یادداشتهای روزانه نوشته شده و در آن راوی فرانسوی، در خانهای کنار رود سن، بهتدریج دچار نوعی ترس نامرئی و احساس حضور موجودی ناشناخته میشود. در این بخش، موپاسان با توصیفهای دقیق از هوا، نور، رودخانه، کشتیها و تغییرات ظریف در حال و هوای راوی، مرز میان بیماری عصبی، جنون و حضور نیرویی ماورایی را مبهم کرده است. راوی از تب خفیف، بیخوابی و اضطراب شروع میکند و کمکم به این باور میرسد که موجودی نامرئی، که او آن را هورلا مینامد، بر او مسلط شده است. شفا در مقدمه کوتاه خود بر آثار موپاسان، به رئالیسم تند و بیپرده او، نقش پررنگ زنان در داستانهایش و پیوند میان زندگی شخصی نویسنده و فضای تبآلود هورلا اشاره کرده است. کنار هم قرارگرفتن داستانهایی از لاویه، رادکلیف و موپاسان در کتاب هورلا، مجموعه را به نوعی سفر میان جغرافیاها و ذهنیتهای مختلف تبدیل کرده است؛ از هندوچین و عربستان تا فرانسه، از عشق و انتقام تا جنون و ترس نامرئی. هر داستان با لحن و جهان خاص خود، اما با محوریت موقعیتهای مرزی انسانها در برابر مرگ، قضاوت، قدرت و ناشناختهها پیش رفته است.
خلاصه داستان هورلا
در کتاب هورلا، هر داستان بر محور یک موقعیت بحرانی بنا شده است که شخصیتها را در لبه انتخاب، مرگ یا دگرگونی قرار میدهد. در گرداب نوشته لویی شارل لاویه، ماجرا با معاملهای ظاهراً ساده آغاز میشود: لواور، مأمور گمرک و قاچاقچی فرانسوی در هندوچین، دختر جوان مالزیایی به نام بادی را که پیشتر او را به قیمت ده هزار فرانک خریده است، به همکارش مارسیال بارت میفروشد. بادی ابتدا در نقش «کنیز» و معشوقه بومی وارد زندگی بارت میشود اما بهتدریج رابطهای عاطفی و انسانی میان آن دو شکل میگیرد. بارت در مرخصی به فرانسه بازمیگردد، در دهکده کودکیاش دوباره با دختر قایقران، الودی، روبهرو میشود و این بار عشقی تازه در او ریشه میدواند؛ عشقی که به ازدواج رسمی آن دو میانجامد. بازگشت بارت و الودی به لائوس، حضور همزمان بادی و همسر فرانسوی، و شکلگیری دوستی عمیق میان دو زن، داستان را از مثلثی ساده فراتر میبرد. بادی که از سوی لواور تحقیر شده و از سوی بارت کنار گذاشته شده است، در عین حال با مهربانی و وفاداری، جان الودی را در بیماری نجات میدهد و به نزدیکترین دوست او تبدیل میشود. اما حادثهای در قایق، در میانه گردابهای رود مکونگ، به مرگ الودی میانجامد و راوی ثانوی داستان، مأمور گمرکی که ماجرا را نقل میکند، این پرسش را پیش میکشد که آیا این یک تصادف بوده یا انتقام آگاهانه بادی؛ انتقامی که در آن، دختر مالزیایی حاضر شده است جان خود را هم در معرض خطر بگذارد تا مردی را که دوست داشته، به بهای از دستدادن محبوب تازهاش مجازات کند. در قضاوت خدا نوشته گارنت رادکلیف، محور داستان رسم سنگسار قبیله عودالی در عربستان جنوبی است. توملینسن، کشیش جوان انگلیسی، در سفر تبلیغی خود به این منطقه، سال پیش زلیخا و علی را در حال رقصی آیینی دیده است؛ رقصی که بعدها میفهمد بازنمایی «قضاوت با سنگ» است. سال بعد، او همراه سرهنگ گرانت، افسر ارتش بریتانیا، دوباره به همان قریه بازمیگردد و درمییابد که همین دو جوان عاشق، بهخاطر فرار از ازدواج اجباری زلیخا با تاجری ثروتمند، به مرگ با سنگ محکوم شدهاند. قضاوت خدا در این داستان، بهظاهر واگذاری سرنوشت متهمان به اراده الهی است: اگر سنگها به سرشان نخورد، بیگناهاند. کشیش با وحشت و درماندگی دعا میکند تا معجزهای رخ دهد، درحالیکه گرانت با منطق استعمارگرانه خود، نمیخواهد آشکارا در رسم قبیله دخالت کند. نقطه چرخش داستان آنجاست که میفهمیم سرهنگ، با تعیین پاداش مالی برای سنگهایی که به هدف نخورند، عملاً مردم را به خطا کردن تشویق کرده است؛ به این ترتیب، همه سنگها عمداً از بالای سر دو جوان میگذرند و «قضاوت خدا» به نفع آنها تمام میشود، بیآنکه ظاهر قانون قبیلهای شکسته شود. کشیش که ابتدا از مستجابنشدن دعایش ناامید شده بود، در پایان درمیماند که این نجات را باید به حساب مکر انسان بگذارد یا رحمت خدا. در بخش موپاسان، کتاب هورلا ابتدا زندگی و سبک او را معرفی کرده است: نویسندهای رئالیست، تند و بیپرده، شیفته توصیف بدن و میل، و در عین حال گرفتار بیماری عصبی و سایه جنون. سپس داستان هورلا در قالب دفترچه یادداشتهای روزانه راوی آغاز میشود. راوی در خانهای کنار رود سن، در فضایی سرشار از نور، آب و کشتیها، ابتدا از یک روز «مطبوع» و آرام مینویسد اما خیلی زود نشانههای اضطراب ظاهر میشود: تب خفیف، بیخوابی، احساس خطر نامعلوم، ترس از شب و تختخواب. او به پزشک مراجعه میکند، دارو میگیرد، اما حس میکند نیرویی نامرئی در اطرافش حضور دارد و بهتدریج بر او مسلط میشود. موپاسان در این یادداشتها، با طرح پرسشهایی درباره محدودیت حواس انسان و امکان وجود موجوداتی نامرئی در پیرامون ما، مرز میان توهم و واقعیت را مخدوش کرده است. راوی نمیداند با بیماری عصبی روبهرو است یا با موجودی واقعی که او را میمکد و ارادهاش را میگیرد؛ موجودی که نامش را هورلا میگذارد. در ادامه داستان، این تردید و ترس شدت میگیرد و به نقطهای میرسد که راوی دیگر به خود و جهان اطراف اعتماد ندارد و هر چیز عادی، از نسیم کنار رودخانه تا حرکت کشتیها، میتواند آغاز حملهای تازه از سوی نیرویی ناشناخته باشد.
چرا باید کتاب هورلا را بخوانیم؟
کتاب هورلا چند دلیل متمایز برای خواندن دارد. نخست اینکه مجموعهای از داستانهای کوتاه از نویسندگان مختلف را در یک جلد گرد آورده است و به این ترتیب امکان مقایسه چند جهان داستانی متفاوت را فراهم کرده است: از رئالیسم استعماری و تلخ لاویه در گرداب تا فضای قبیلهای و آیینی رادکلیف در قضاوت خدا و جهان تبآلود و ذهنی موپاسان در هورلا. این تنوع، خواندن کتاب را به سفری میان جغرافیاها، فرهنگها و لحنهای گوناگون تبدیل کرده است. دوم اینکه در هر داستان، انسان در موقعیتی مرزی قرار گرفته است: بادی میان عشق و انتقام، بارت میان دو جهان و دو نوع عشق، زلیخا و علی میان قانون قبیله و خواست دل، کشیش میان ایمان و تردید، و راوی موپاسان میان عقل و جنون. این موقعیتهای مرزی، امکان همذاتپنداری و تأمل درباره انتخابها، مسئولیت و پیامدهای آنها را فراهم کرده است. سوم اینکه کتاب هورلا از خلال داستانها، بهطور غیرمستقیم به موضوعاتی مثل استعمار، خریدوفروش انسان، خشونت آیینی، عدالت قبیلهای، ترسهای نامرئی و شکنندگی روان انسان پرداخته است، بیآنکه به بحث نظری مستقیم وارد شود. خواننده از دل روایتها با این مسائل روبهرو میشود و میتواند برداشت خود را شکل دهد. در نهایت، حضور مقدمه کوتاه درباره موپاسان و قرارگرفتن هورلا در کنار داستانهای دیگر، امکان دیدن این اثر مشهور در زمینهای گستردهتر را فراهم کرده است؛ زمینهای که در آن، ترس و جنون فردی با خشونت و بیرحمی ساختارهای اجتماعی و سیاسی در داستانهای دیگر کتاب در گفتوگو قرار میگیرد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب هورلا به کسانی پیشنهاد میشود که به داستان کوتاه و بهویژه روایتهای فشرده و پرتنش علاقه دارند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که دوست دارند در قالب داستان با موضوعاتی مثل استعمار، روابط قدرت، عشقهای نامتعارف، انتقام، خشونت آیینی و مرز میان عقل و جنون روبهرو شوند. دانشجویان و علاقهمندان ادبیات فرانسه و اروپای قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم نیز میتوانند از کنار هم قرارگرفتن موپاسان، لاویه و رادکلیف در این مجموعه برای شناخت بهتر فضای فکری و ادبی آن دوره استفاده کنند.
حجم
۹۴۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲۵ صفحه
حجم
۹۴۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲۵ صفحه