
کتاب ۱۵۰ روش برای انگیزه بخشیدن به خودتان
معرفی کتاب ۱۵۰ روش برای انگیزه بخشیدن به خودتان
کتاب 150 روش برای انگیزه بخشیدن به خودتان نوشتهی سانگ اچ کیم با ترجمهی شمسالدین حسینی و الهام آرام نیا مجموعهای از نکتهها، تمرینها و جملات الهامبخش دربارهی انگیزش فردی و عملکرد است که نشر کتاب مرو آن را منتشر کرده است. در این کتاب نویسنده از زاویهی بسیار جزئی و کاربردی به موضوع انگیزه نگاه کرده است؛ از تعریف و ماهیت انگیزش و تفاوت دانستن و عملکردن گرفته تا نقش اهداف، عادتها، احساسات، شکست، نگرش و محیط در بالا و پایین رفتن انگیزه. ساختار اثر بر پایهی «روشها» و «نکات کلیدی» تنظیم شده و هر روش در چند خط کوتاه، یک ایدهی مشخص را دربارهی حرکت، اقدام، هدفگذاری، کنارگذاشتن بهانهها، مواجهه با ترس و شکست و نیز مراقبت از انرژی روانی و جسمی مطرح میکند. در بخشهایی از کتاب، نویسنده بهطور مستقیم به تفاوت انگیزش سالم و انگیزش مبتنیبر فریبکاری پرداخته و هشدار داده است که برخی محرکهای منفی مثل ترس، طمع، انتقام یا کنترلگری میتوانند ظاهراً فرد را به حرکت وادار کنند اما در بلندمدت به فرسودگی و نارضایتی منجر میشوند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ۱۵۰ روش برای انگیزه بخشیدن به خودتان
کتاب 150 روش برای انگیزه بخشیدن به خودتان نوشتهی سانگ اچ کیم اثری است که انگیزش را نه بهعنوان یک احساس گذرا بلکه بهعنوان مهارتی قابلپرورش بررسی کرده است. در ابتدای کتاب، چند «نکتهی کلیدی» برای درک انگیزش مطرح شده است؛ از جمله اینکه هر انگیزهای از نیاز و اشتیاق ریشه میگیرد، انگیزهها در طول زندگی و حتی در جریان یک فعالیت تغییر میکنند و برای ایجاد انگیزهی قوی باید میان رفتار و پاداش پیوند برقرار شود. نویسنده در همان صفحات نخست، مرز میان انگیزش سازنده و انگیزش مبتنیبر فریبکاری را روشن کرده است؛ جایی که توضیح میدهد تشویق کسی به انجام کاری که توان یا آمادگی آن را ندارد، نوعی فریب است و فهرستی از انگیزهدهندههای منفی مانند فریبکاری، خودخواهی، طمع، انتقام، کنترل، پول، غرور، ترس و ناامیدی ارائه کرده است. در ادامه، کتاب 150 روش برای انگیزه بخشیدن به خودتان با تأکید بر فاصلهی میان «دانستن» و «عملکردن» نشان داده است که بسیاری از افراد دقیقاً میدانند برای رسیدن به رؤیاهایشان چه باید بکنند اما پشت سد بهانههایی مثل نداشتن پول، وقت، مهارت، ابزار، صبر یا جرأت میمانند. کتاب 150 روش برای انگیزه بخشیدن به خودتان در قالب دهها بند شمارهگذاریشده پیش رفته است و هر بند یک جمله یا پاراگراف کوتاه دربارهی جنبهای از انگیزه و عملکرد ارائه کرده است. در این میان، میتوان چند خوشهی محتوایی را تشخیص داد: بخشی از بندها به تعریف و شفافسازی هدف اختصاص دارد؛ جایی که بر مشخصبودن اهداف، تعیین خطوط راهنما، الهامبخشبودن مقصد، تعیین محدودهی زمانی و استفاده از زبان مثبت و عینی در بیان هدف تأکید شده است. بخش دیگری به نگرش نسبت به شکست و مشکل پرداخته است و شکست را «جادهی بنبست»ی دانسته که باید در آن دور زد و مسیر تازهای پیدا کرد، مشکلات را «معلم» نامیده و بر این نکته تأکید کرده است که مهمتر از تعداد زمینخوردنها، تعداد برخاستنها است. در فصلهای بعدی، نویسنده به نقش عادتها، محیط، بدن، تفریح، روابط و نوع گفتوگو با خود در حفظ انگیزه پرداخته است؛ از توصیه به فعال و پرشور بودن، نوشتن فهرست کارهای دلخواه و اختصاص زمان به سرگرمی تا احاطهکردن خود با آدمهای مثبت، حذف عوامل تضعیفکنندهی انگیزه از محیط، تمرین انجام کارهای کوچک ناخوشایند، استفاده از زبان مثبت و مقایسهی خود با گذشتهی خویش بهجای مقایسه با دیگران.
خلاصه کتاب ۱۵۰ روش برای انگیزه بخشیدن به خودتان
نویسنده در 150 روش برای انگیزه بخشیدن به خودتان ابتدا چند اصل پایهای برای فهم انگیزش مطرح کرده است: انگیزه نیرویی است که به عمل وامیدارد، هر انگیزهای از نیاز و اشتیاق ریشه میگیرد، انگیزهها در طول زندگی و حتی در جریان یک فعالیت تغییر میکنند و برای اینکه انگیزهای پایدار شکل بگیرد باید میان رفتار و پاداش پیوند برقرار شود. سپس به این نکته پرداخته است که انگیزش دو چهره دارد؛ یکی سازنده و آگاهانه و دیگری منفی و فریبکارانه. در نوع دوم، فرد به انجام کاری ترغیب میشود که توان یا آمادگی آن را ندارد و محرکهایی مانند ترس، طمع، انتقام یا کنترلگری در پسِ آن قرار دارند. در ادامهی کتاب، نویسنده فاصلهی میان دانستن و عملکردن را برجسته کرده است. او توضیح داده است که بسیاری از افراد دقیقاً میدانند برای رسیدن به رؤیاهایشان چه باید انجام دهند اما فهرستی بلند از بهانهها میسازند: نداشتن پول، وقت، مهارت، ابزار، صبر یا جرأت. به باور او، همین انرژی صرفشده برای ساختن بهانهها اگر در جهت عمل بهکار گرفته شود، نیمی از مسیر طی میشود. از اینجا به بعد، 150 روش برای انگیزه بخشیدن به خودتان بهصورت بندهای کوتاه و شمارهدار پیش میرود. بخشی از این بندها بر هدفگذاری متمرکز است: اهداف باید شفاف، مشخص، الهامبخش و دارای محدودهی زمانی باشند، با زبان مثبت و در قالب اولشخص بیان شوند و بهجای کلیگویی، به نتایج عینی اشاره کنند. بخش دیگری به نگرش نسبت به شکست و مشکل میپردازد؛ شکست بخشی از موفقیت دانسته شده، مشکلات «معلم» معرفی شدهاند و بر این نکته تأکید شده است که مهم نیست چند بار زمینخورده میشود بلکه مهم آن است که چند بار برخاسته میشود. در فصلهای بعدی، نویسنده به نقش عادتها، محیط و بدن در انگیزش پرداخته است. او پیشنهاد کرده است که فعال و پرشور بودن به عادت تبدیل شود، بدن در جنبوجوش بماند تا ذهن فعال بماند، زمان مشخصی به تفریح و سرگرمی اختصاص یابد و فهرستی از فعالیتهای لذتبخش نوشته شود تا نادیدهگرفتن شادی به عامل فشار تبدیل نشود. همچنین بر اهمیت احاطهکردن خود با آدمهای مثبت، حذف عوامل تضعیفکنندهی انگیزه از محیط (مانند حواسپرتیهای مداوم)، تمرین انجام کارهای کوچک ناخوشایند، استفاده از زبان مثبت، تعریف دلایل اهداف، مقایسهی خود با گذشتهی خویش و پذیرش اینکه کنترل سرنوشت در دست خود فرد است تأکید شده است. در پایان، نویسنده بر شروعکردن «همین حالا»، پرهیز از تعویق، دیدن زندگی بهعنوان مجموعهای از اسرار قابلگشودن و استفاده از شکستها بهعنوان سکوی پرش برای مرحلهی بعدی عمل تأکید کرده است.
چرا باید کتاب ۱۵۰ روش برای انگیزه بخشیدن به خودتان را بخوانیم؟
خواندن 150 روش برای انگیزه بخشیدن به خودتان بهدلیل ساختار ریزدانه و نکتهمحور آن برای کسانی که با افت انگیزه، تعویق کارها یا فاصلهی میان دانستن و عملکردن درگیر هستند مفید است. این کتاب انگیزش را به چند اصل ساده و قابلتمرین فروکاسته است: شفافکردن اهداف، پیوند دادن رفتار و پاداش، تشخیص انگیزههای منفی، تغییر زبان درونی، تنظیم محیط، مراقبت از بدن و عادتدادن خود به اقدامهای کوچک اما مداوم. خواننده در خلال بندهای کوتاه کتاب با طیفی از پیشنهادها روبهرو میشود؛ از بازنگری در تعریف موفقیت و شکست تا نوشتن فهرست کارهای دلخواه، تمرین انجام کارهای ناخوشایند، استفاده از زبان مثبت، تعریف دلایل اهداف، مقایسهی خود با گذشتهی خویش و تبدیل فعالبودن به عادت. این تنوع باعث شده است که هر فرد بتواند چند ایدهی متناسب با وضعیت خود انتخاب کند و بهتدریج در زندگی روزمره بهکار ببرد. ویژگی دیگر کتاب 150 روش برای انگیزه بخشیدن به خودتان تأکید بر مرز میان انگیزش سازنده و انگیزش مبتنیبر فریبکاری است. نویسنده نشان داده است که همهی محرکها به یک اندازه سالم نیستند و تکیه بر ترس، طمع، انتقام یا کنترلگری هرچند ممکن است در کوتاهمدت فرد را به حرکت وادار کند اما در بلندمدت به فرسودگی و نارضایتی منجر میشود. در مقابل، او بر انگیزههایی تأکید کرده است که از معنا، رشد، خودشناسی و قدردانی از داشتهها سرچشمه میگیرند. برای کسانی که بهدنبال مجموعهای فشرده از ایدهها برای بازنگری در عادتها، اهداف و نوع نگاه خود به شکست و موفقیت هستند، این کتاب میتواند نقش یک منبع الهام و یادآوری روزمره را ایفا کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن 150 روش برای انگیزه بخشیدن به خودتان به کسانی پیشنهاد میشود که با تعویق کارها، کمبود انگیزه یا فاصلهی میان دانستن و عملکردن درگیر هستند. همچنین به دانشجویان، کارمندان، مدیران، فروشندگان، ورزشکاران و هرکسی که در مسیر شغلی یا شخصی خود به بازتنظیم اهداف، تقویت پشتکار، تغییر عادتها و بازنگری در نگاه به شکست و موفقیت نیاز دارد پیشنهاد میشود. کسانی که به جملات الهامبخش کوتاه و نکتههای فشرده برای استفادهی روزمره علاقهمند هستند نیز میتوانند از این کتاب بهره ببرند.
حجم
۴۳۲٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۱۷۴ صفحه
حجم
۴۳۲٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۱۷۴ صفحه