
کتاب زندگی چاک
معرفی کتاب زندگی چاک
کتاب زندگی چاک نوشتهی استیون کینگ با ترجمهی میلاد ولدبیگی داستانی چندپردهای دربارهی مردی معمولی به نام چارلز «چاک» کرانتز است که زندگیاش بهنوعی با سرنوشت جهان گره خورده است. نشر همزاد آن را منتشر کرده است و نسخهی پیش رو بر پایهی ترجمهی فارسی ویرایششدهی همین متن است. استیون کینگ در این اثر از دل یک موقعیت بهظاهر ساده و روزمره، جهانی رو به فروپاشی را تصویر کرده است؛ جهانی که در آن اینترنت از کار میافتد، پلها فرو میریزند، قحطی و زلزله و آتشسوزی گسترش مییابد و در همین حال، ناگهان چهرهی مردی ناشناس روی بیلبوردها، صفحهی تلویزیون، پنجرهی خانهها و حتی آسمان ظاهر میشود: «چارلز کرانتز؛ ۳۹ سال بینظیر، ممنون چاک!» این کتاب با ساختاری سهپردهای، از یک سو زندگی خصوصی چاک، خانواده، کودکی و بیماریاش را دنبال کرده است و از سوی دیگر واکنش آدمهای مختلف را در لحظات آخر جهان نشان میدهد؛ از معلمی خسته در شهری کوچک تا پرستاری در «جوخهی خودکشی»، از هنرمند خیابانی بوستون تا فیلسوفی دانشگاهی که کنار تخت بیمار در حال مرگ نشسته است. زندگی چاک بیش از آنکه بر حادثههای پرشمار تکیه کند، بر ایدهی مرکزی خود میایستد: اینکه هر انسان، جهانی کامل در درون خود دارد و مرگ هر انسان، خاموششدن یک جهان است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب زندگی چاک
کتاب زندگی چاک اثری از استیون کینگ است که با ترجمهی میلاد ولدبیگی و بهوسیلهی نشر همزاد منتشر شده است و در سه پرده روایت شده است. در پردهی سوم که در متن فارسی در ابتدای کتاب آمده، خواننده ناگهان در دل جهانی قرار میگیرد که آرامآرام از هم میپاشد: اینترنت قطع میشود، پلها فرو میریزند، آتشسوزیها و زلزلهها قارهها را میبلعند، قحطی در آسیا و اروپا گسترش مییابد و مردم از مرحلهی ترس و اعتراض عبور کردهاند و به نوعی پذیرش خاموش رسیدهاند. در این میان، معلمی به نام مارتی اندرسون در شهری کوچک با ترافیک، قطع برق، اخبار کالیفرنیای در حال فرو رفتن در اقیانوس و موج خودکشیها دستوپنجه نرم میکند. او در مسیر بازگشت از جلسهی انجمن اولیا و مربیان، روی تابلوی تبلیغاتی عظیم بالای بانک میدوست تراست با چهرهی مردی ناشناس روبهرو میشود: «چارلز کرانتز؛ ۳۹ سال بینظیر، ممنون چاک!» کتاب زندگی چاک در پردهی سوم از زاویهی دید چند شخصیت مختلف پیش رفته است: مارتی، همسر سابقش فلیسیا، همسایهها، پیرمردی هواشناسدوست به نام ساموئل یاربرو و حتی دختربچهای اسکیتسوار. آنها در حالی با خاموششدن تدریجی اینترنت، تلویزیون، چراغهای شهر و در نهایت ستارههای آسمان روبهرو میشوند که تصویر چاک روی بیلبوردها، صفحهی نتفلیکس، پنجرهی خانهها و حتی در آسمان با دود هواپیما ظاهر میشود. در پردهی دوم، فضا به بوستون و خیابان بویلستون منتقل شده است؛ جایی که هنرمند خیابانیای به نام جرد فرانک طبل مینوازد، دختری به نام جنیس هالیدی بعد از بههمخوردن رابطهاش سرگردان خیابان است و در همین شهر، چاکِ جوانتر برای شرکت در همایشی بانکی قدم میزند؛ بیآنکه بداند تنها شش ماه تا مرگش باقی مانده است. پردهی اول به بستر بیمارستانی میرود که در آن، چاک در حال مرگ است و همسر، پسر نوجوان و دایی فیلسوفش کنار تخت او نشستهاند و دربارهی معنای زندگی، مرگ و جهانی که با مرگ هر انسان از بین میرود حرف میزنند. کتاب زندگی چاک با این سه پرده، تصویری تکهتکه اما بههمپیوسته از یک زندگی معمولی ارائه کرده است که بهنوعی با سرنوشت کل جهان گره خورده است.
خلاصه داستان زندگی چاک
در زندگی چاک استیون کینگ ایدهی اصلی این است که هر انسان، جهانی کامل در درون خود دارد و مرگ او بهنوعی نابودی آن جهان است. کتاب از این ایدهی انتزاعی، یک روایت سهپردهای ساخته است که در آن، زندگی چارلز «چاک» کرانتز از زاویههای مختلف و در زمانهای متفاوت دیده میشود. در پردهی سوم، داستان از نگاه مارتی اندرسون، معلم زبان انگلیسی، آغاز میشود. او در دنیایی زندگی میکند که نشانههای فروپاشی همهجا دیده میشود: اینترنت مدام قطع و وصل میشود و سرانجام برای همیشه میخوابد، پلها و جادهها فرو میریزند، آتشسوزیها و طوفانها ایالتها را میبلعند، کالیفرنیا تکهتکه در اقیانوس فرو میرود، قحطی در آسیا و اروپا گسترش یافته است و موج خودکشیها آنقدر زیاد شده که پرستاران بیمارستان خود را «جوخهی خودکشی» صدا میزنند. در این فضای آخرالزمانی، ناگهان تصویر مردی ناشناس روی بیلبورد بالای بانک میدوست تراست ظاهر میشود: «چارلز کرانتز؛ ۳۹ سال بینظیر، ممنون چاک!» همان تصویر بعد روی صفحهی نتفلیکس مارتی، روی تابلوهای شهر، روی دیوار ایستگاه اتوبوس، در تبلیغات رادیویی و تلویزیونی و در نهایت روی شیشهی پنجرهی خانهها و حتی در آسمان دیده میشود. هیچکس دقیق نمیداند چاک کیست؛ بعضیها حدس میزنند کارمند بازنشستهی بانک است، بعضیها فکر میکنند اصلاً وجود خارجی ندارد. همزمان، پیرمردی به نام ساموئل یاربرو توضیح میدهد که طول روزها تغییر کرده و چرخش زمین کند شده است؛ نشانهای دیگر از اینکه پایان نزدیک است. در پردهی دوم، روایت به گذشته برمیگردد؛ به بوستون، خیابان بویلستون و روزمرگی آدمهایی مثل جرد فرانک، نوازندهی خیابانی طبل، و جنیس هالیدی که بعد از بههمخوردن رابطهاش در خیابان سرگردان است. در همین فضا، چاکِ جوانتر برای شرکت در همایش بانکی به بوستون آمده است؛ مردی با کتوشلوار خاکستری و کیف دستی که از نظر دیگران یک حسابدار معمولی است اما در درونش رؤیاها، حسرتها و علاقههایی فراتر از جدولهای حسابداری دارد. در این پرده، زندگی عادی شهری، موسیقی خیابانی، روابط عاطفی و نگاه مردم به کار و آینده، در کنار حضور ناآگاهانهی چاک، لایهی دیگری از جهان او را میسازد. پردهی اول به لحظات آخر زندگی چاک در بیمارستان میپردازد. او به تومور مغزی مبتلاست و دستگاهها یکییکی از کار افتادهاند. همسرش، پسر نوجوانش برایان و دایی فیلسوفش داگلاس کنار تخت او نشستهاند. برایان از داییاش میپرسد چرا خدا پدرش را میگیرد و داگلاس با مثالهایی از فلسفه و دین توضیح میدهد که هر انسان، جهانی در ذهن خود دارد و با مرگ او، آن جهان از بین میرود؛ اما جهان دیگران هنوز ادامه دارد. در لحظات آخر، آنها به زندگی چاک فکر میکنند: کارش در بانک میدوست تراست، علاقهاش به رقص، رؤیای سفر با قطار در کانادا، آرزوی دیدن استرالیا و چیزهایی که هرگز فرصت تجربهشان را پیدا نکرد. همزمان، در پردهی سوم، مارتی و فلیسیا در حیاط پشتی خانه به آسمان نگاه میکنند و خاموششدن تدریجی ستارهها را میبینند؛ گویی با مرگ چاک، نهتنها جهان ذهنی او، که خود جهان هم رو به تاریکی میرود. کتاب درهمتنیدگی این دو سطح را نشان داده است: پایان یک زندگی فردی و پایان همهچیز.
چرا باید کتاب زندگی چاک را بخوانیم؟
زندگی چاک بهجای تمرکز بر ترسهای آشکار و هیولاهای بیرونی، به ترس آرام و عمیقتری پرداخته است: اینکه زندگی یک انسان معمولی چقدر میتواند پر از معنا، رؤیا، حسرت و زیباییهای کوچک باشد و درعینحال چقدر زود و بیخبر به پایان برسد. استیون کینگ در این کتاب از دل موقعیتهایی کاملاً روزمره – جلسهی انجمن اولیا و مربیان، ترافیک شهری، شیفت پرستاری در بیمارستان، نوازندگی خیابانی، همایش بانکی – تصویری از جهانی رو به پایان ساخته است که در آن، آدمها هنوز با هم شوخی میکنند، عاشق میشوند، از هم جدا میشوند، برای هم غذا میپزند و در آخرین لحظات، دنبال کسی میگردند که کنارشان بنشیند. این کتاب برای کسانی که به داستانهایی با ساختار غیرخطی و چندپردهای علاقهمند هستند جذاب است؛ ساختاری که ابتدا پایان جهان را نشان میدهد، بعد به گذشته برمیگردد و در نهایت به بستر بیمارستان میرسد و قطعات پازل را کنار هم میگذارد. زندگی چاک همچنین به شکل ملموسی نشان داده است که چگونه هر انسان، حتی یک حسابدار بهظاهر معمولی، مرکز یک جهان کامل است؛ جهانی از خاطرات، موسیقیها، فیلمها، شوخیهای خانوادگی، آرزوهای سفر و رقصهای خانگی. خواندن این کتاب میتواند نگاه تازهای به لحظات عادی زندگی بدهد؛ به اینکه یک بیلبورد، یک تبلیغ رادیویی، یک تصویر روی پنجره یا حتی یک هنرمند خیابانی چگونه میتواند به نشانهای از چیزی بسیار بزرگتر تبدیل شود. در کنار اینها، زندگی چاک تصویری از واکنش انسانها به بحرانهای پیدرپی ارائه کرده است: از وحشت و خشم و اعتراض تا خستگی، پذیرش و تلاش برای پیدا کردن ذرهای شادی در دل تاریکی. گفتوگوهای مارتی و فلیسیا، حرفهای ساموئل یاربرو دربارهی کندشدن چرخش زمین، و گفتوگوی داگلاس و برایان کنار تخت بیمار، لایهای تأملبرانگیز به متن داده است که فراتر از روایت یک فاجعهی جهانی است و به پرسشهای قدیمی دربارهی معنای زندگی و مرگ نزدیک شده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن زندگی چاک به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای آخرالزمانی با تمرکز بر روابط انسانی و جزئیات زندگی روزمره علاقهمند هستند؛ به کسانی که از آثار استیون کینگ بخشهای کمهیاهو و شخصیتمحور را دوست دارند؛ به خوانندگانی که به موضوعاتی مثل مرگ، معنای زندگی، فروپاشی جهان و پیوند میان تجربهی فردی و سرنوشت جمعی فکر میکنند؛ و به کسانی که از ساختارهای چندپردهای و روایتهای غیرخطی لذت میبرند و دوست دارند از زاویههای مختلف به یک شخصیت و یک زندگی نگاه کنند.
حجم
۴۴۲٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۴۸ صفحه
حجم
۴۴۲٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۴۸ صفحه