
کتاب سایه و اوج
معرفی کتاب سایه و اوج
کتاب سایه و اوج نوشته امید متولی حبیبی را نشر سنجاق بهصورت الکترونیکی منتشر کرده است. این دو داستان بلند ایرانی درمورد بقا، عشق، فقدان و بازسازی زندگی است و از دل دو جهان کاملاً متفاوت بیرون آمده است؛ یکی دنیای یخزدهی هیمالیا و سقوط یک هواپیما در حوالی اورست و دیگری کوچههای خاکی تهران در دههی ۱۳۷۰ و بزرگشدن دو کودک که بعدها در بزرگسالی با واقعیتهای تلخ و پیچیدهی زندگی روبهرو میشوند. نویسنده ماجرای سقوط پرواز ۴۱۹ هیمالیا ایر را روایت کرده است؛ حادثهای که تنها ۱۵ نفر از ۵۷ سرنشین آن زنده میمانند و در سرمای کشنده، گرسنگی و انزوای مطلق برای زندهماندن میجنگند. در ادامه، روایت به تهران میرود و زندگی آرش و نگار را از کودکی تا میانسالی دنبال میکند؛ دو شخصیتی که عشق، ترس، فرصتهای ازدسترفته و بازگشت دوباره به هم محور اصلی داستانشان است. این اثر با ترکیب صحنههای پرتنش و لحظههای آرام، تصویری از انسان در لبهی مرگ و در میانهی زندگی روزمره ترسیم میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سایه و اوج
کتاب سایه و اوج که حاوی دو داستان بلند به قلم امید متولی حبیبی است، با صحنهای تکاندهنده آغاز میشود؛ سقوط هواپیمای ATR-۷۲ در دل رشتهکوه هیمالیا. نویسنده روزبهروز و ساعتبهساعت وضعیت بازماندگان را دنبال کرده است. در این بخش از داستان، شخصیتهایی از ملیتهای مختلف حضور دارند. نویسنده روی جزئیات فیزیکی سرما، عفونت زخمها، تقسیمکردن چند بیسکویت، تلاش برای روشنکردن آتش، ساختن علامت SOS و تصمیم سخت دو نفر برای بالارفتن از دیوارهی یخی تمرکز کرده است. اوج این بخش، نجات هفت نفر از میان دهها کشته و پیوندی است که میان بازماندگان شکل میگیرد.
کتاب سایه و اوج در داستان دوم، زاویهی دید و فضا را کاملاً عوض کرده و به تهران رفته است؛ جایی که داستان آرش و نگار روایت میشود. نویسنده در این بخش از کودکی در کوچهی سپهری و بازیهای ساده، جوانی آرش، مهاجرت خانوادهی نگار، دیدارهای پراکنده در کافهها، عشق یکطرفهی طولانی، ازدواج نگار با کسری، مرگ ناگهانی همسر او و تبدیلشدن کتابفروشی «کوچهی سپید» به پناهگاهی برای هر دو سخن گفته است. امید متولی حبیبی بر روی تنشهای درونی، حسرتها، سکوتهای طولانی، ناتوانی در گفتن دوستت دارم و بازگشت دیرهنگام تمرکز کرده است.
درنتیجه کتاب سایه و اوج بهنوعی دو خط رواییِ سایه و اوج را کنار هم قرار داده است؛ سایهی مرگ و فقدان و اوجِ لحظههایی که انسان دوباره به زندگی و رابطه برمیگردد.
خلاصه داستان سایه و اوج
داستان نخست با روایت سقوط پرواز ۴۱۹ در حوالی اورست آغاز میشود. هواپیما با ۵۷ سرنشین در میان قلههای پوشیده از برف دچار انفجار موتور میشود و در یک درهی باریک یخزده سقوط میکند. تنها ۱۵ نفر زنده میمانند؛ ازجمله جولیا مارتینز (عکاس اسپانیایی با پای مجروح)، لوکاس (مهندس دانمارکی با بازوی شکسته)، تامر کاظم (کوهنورد ترک)، سامیر بات (راهنمای محلی)، ربکا جونز (معلم انگلیسی)، سوفیا چن (دانشجوی چینی) و چند مسافر دیگر. آنها در سرمای منفی ۲۰ تا منفی ۴۷ درجه بدون غذا و سرپناه کافی با چند تکه پلاستیک، صندلی شکسته و جعبهی کمکهای اولیهی ناقص میکوشند زنده بمانند. از ۵۷ نفر، تنها هفت نفر نجات پیدا میکنند.
داستان دوم کتاب به تهران میرود و زندگی آرش و نگار را از کودکی در کوچهی سپهری دنبال میکند. دوستی و همبازیبودن آنها بذر عشقی خاموش را در دل آرش میکارد. با جابهجایی خانوادهی نگار به محلهای دیگر، مسیرشان جدا میشود. آرش در جوانیشان در کافهای نگار را میبیند، اما از گفتن احساسش ناتوان میماند. بخش دوم سالهای پیگیری خاموش را نشان میدهد. نویسنده از دنبالکردن صفحهی مجازی نگار، رفتن به کافهای که او در آن کار میکند، فرستادن دستهگل بینام و در نهایت شنیدن خبر نامزدی و ازدواج نگار با کسری میگوید. آرش در سکوت، شاهد خوشبختی ظاهری او میشود و خودش در تنهایی میماند. سالها بعد اتفاقاتی میافتد که با خواندن این اثر به آنها پی خواهید برد.
چرا باید کتاب سایه و اوج را بخوانیم؟
سایه و اوج دو تجربهی انسانی کاملاً متفاوت را کنار هم گذاشته است؛ بقا در شرایط افراطی و زیستن در روزمرگی طولانی. در بخش سقوط هواپیما و روزهای پس از آن، خواننده با جزئیاتی مانند سرما، گرسنگی، عفونت، ترس و امید روبهرو میشود. این بخش هم تصویر روشنی از شکنندگی بدن انسان ارائه کرده و هم از استقامت ذهنی و پیوندی که میان غریبهها در بحران شکل میگیرد، سخن گفته است. بخش مربوط به آرش و نگار به لایههای آرامتر اما عمیقتری از تجربهی انسانی نزدیک شده است؛ عشق دیرهنگام، حسرت فرصتهای ازدسترفته، سوگواری طولانی و معنایی که کار، کتاب و مکانهایی مثل کتابفروشی کوچک میتواند به زندگی بدهد. تضاد میان اوج در کوهستان و سایه در کوچهها و کافههای تهران میتواند باعث شود تا خواننده بتواند مرگ ناگهانی و فرسایش تدریجی را کنار هم ببیند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب حاضر که دو بخش یا دو داستان مرتبط [بهلحاظ معنایی] را در بر گرفته، به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای پرتنش درمورد بقا در طبیعت و روایتهای انسانی از حوادث هوایی و کوهستانی علاقهمندند. همچنین این اثر به کسانی پیشنهاد میشود که بهدنبال داستانهایی دربارهی عشق طولانی، روابط ناتمام، سوگ، تنهایی شهری در فضاهایی مثل کتابفروشیها و کافهها هستند.
بخشی از کتاب سایه و اوج
«زمستون بود. تهران زیر یه لایهٔ نازک برف و مه غلیظ قایم شده بود. خیابون کریمخان که همیشه پر از شلوغی و صدای بوق ماشینا بود، حالا ساکتتر از همیشه به نظر میاومد. پنجرهٔ کتابفروشی "کوچهٔ سپید" بخار گرفته بود و آرش با یه دستمال کهنه، آروم شیشه رو پاک میکرد. هر چند دقیقه یه بار، نگاهش به خیابون میافتاد، انگار منتظر چیزی بود که خودش هم نمیدونست چیه. از اون روز که نگار با نیما اومده بود کتابفروشی، یه حس عجیب توی وجودش جا خوش کرده بود—یه جور بیقراری که نه میتونست توضیحش بده، نه میتونست ساکتش کنه.
داخل کتابفروشی بوی کاغذ کهنه و قهوهٔ تازهدم قاطی شده بود. یه بخاری برقی کوچیک گوشهٔ اتاق زمزمه میکرد و نور زرد لامپای قدیمی، قفسهها رو روشن کرده بود. آرش پشت پیشخون نشسته بود و یه دفترچهٔ قدیمی جلوش باز بود. همون دفترچهای که سالها پیش توش برای نگار مینوشت. خطای کج و معوجش هنوز همون حس قدیمی رو داشت: "اگه اون روز توی کافه بهت گفته بودم، الان کجا بودیم؟" زیرش، با خودکار آبی، تازه نوشته بود: "حالا که برگشتی، چی کار کنم؟"»
حجم
۳۴٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۹۶ صفحه
حجم
۳۴٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۹۶ صفحه
نظرات کاربران
کتاب قشنگی بود و از خوندنش لذت بردم حتما بخرید و بخونید 😉
سلام ، به نظر من کتاب سایه و اوج کتاب فوقالعاده ای برای کودکان ، نوجوانان و جوانانی هست که به داستان های انگیزشی ، ماجراجویی و عاشقانه علاقه دارند. خیلی از خوندن داستان و محتوا لذت بردم. با تشکر از نویسنده عزیز
اگر دنبال داستانی هستی که هم دلت رو لمس کنه و هم ذهنت رو درگیر کنه، «سایه و اوج» انتخاب فوقالعادهایه! 😍 من با نثری روان و صمیمی، دنیای درونی قهرمان داستان رو طوری ترسیم کردم که انگار خودت توی