
کتاب سیاحتنامه فیثاغورس در ایران
معرفی کتاب سیاحتنامه فیثاغورس در ایران
کتاب سیاحتنامه فیثاغورس در ایران نوشتهی سیلون مارشال با ترجمهی یوسف اعتصامی روایتی است از سفر فیثاغورس، فیلسوف نامدار یونانی، به سرزمین ایران در روزگار هخامنشیان. نشر خانه فرهنگ و هنر مان آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب سفرنامهای خیالیـتاریخی، ایرانِ عصر کوروش، کمبوجیه و داریوش را از نگاه فیلسوفی جستوجوگر و حساس به اخلاق و سیاست بازسازی کرده است؛ فیلسوفی که از مصر و کلده و یونان گذشته و اکنون در شوش، بابل، اکباتان و پرسپولیس با پادشاهان، مُغان و زرتشت روبهرو میشود. ساختار کتاب با چند متن مقدماتی آغاز میشود: یادداشت ناشر دربارهی جایگاه سفرنامهها در شناخت تاریخ ایران، زندگینامهی مختصر یوسف اعتصامی به قلم علیاکبر دهخدا و مقدمهی مترجم که در آن جایگاه اثر اصلی و نسبتش با سنت سفرنامهنویسی اروپایی توضیح داده شده است. سپس متن اصلی سفرنامه در چند فصل پیدرپی، از «مسافرت فیثاغورس در شوش» تا «مراسم تاجگذاری داریوش» و دیدارهای او با زرتشت و مُغان، پیش میرود. این اثر هم برای خوانندهی علاقهمند به تاریخ ایران باستان جذاب است هم برای کسی که میخواهد ببیند یک متفکر یونانیِ بازآفرینیشده چگونه ایران هخامنشی را میبیند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سیاحتنامه فیثاغورس در ایران
کتاب سیاحتنامه فیثاغورس در ایران با مقدمهها و پیوستهایی که در ابتدای آن آمده، فقط یک روایت ساده از سفر یک فیلسوف نیست بلکه در حکم بازخوانی بخشی از تاریخنگاری و ترجمه در ایران نیز هست. در آغاز، یادداشت ناشر توضیح میدهد که این اثر نخستینبار بهعنوان چهاردهمین کتاب از مجموعهی کمیسیون معارف منتشر شده و اکنون با هدف در دسترسقرارگرفتن دوبارهی متون قدیمی و کمیاب بازچاپ شده است. در همین یادداشت، به دشواریهای نسخهی اولیه، شیوهی چاپ و حروفچینی قدیم و تلاش ویراستاران جدید برای بازخوانی و افزودن توضیحات در پاورقی اشاره شده است؛ توضیحاتی که با قلاب مشخص شده تا مرز متن اصلی و افزودههای جدید روشن بماند. بلافاصله پس از آن، زندگینامهی فشردهی یوسف اعتصامی به قلم علیاکبر دهخدا قرار گرفته که در آن از زندگی شخصی، تحصیلات، تسلط او بر زبانهای عربی، ترکی، فرانسوی و آشناییاش با ادبیات اروپایی و نیز کارهایش در حوزهی ترجمه، روزنامهنگاری و کتابشناسی سخن رفته است. دهخدا در این متن، اعتصامی را در متن تحولات فکری و اجتماعی ایران قرار داده و از نقش او در نشر مجلهی بهار، تألیف و ترجمهی آثار متعدد و نیز حضورش در مجلس و کتابخانهی مجلس سخن گفته است. این مقدمهها فضای فکری و تاریخی تولید ترجمهی فارسی را برای خواننده روشن میکند. کتاب سیاحتنامه فیثاغورس در ایران در متن اصلی خود، با مقدمهی مترجم آغاز میشود که در آن سیلون مارشال و کتاب بزرگتری که این فصل از آن برگرفته شده معرفی شده است؛ اثری که عنوان طولانیاش مجموعهی سیاحتهای فیثاغورس در سرزمینهای مختلف از کلده و هند تا اسپارت و صقلیه را دربرمیگیرد و فصل مربوط به ایران به تصویب کمیسیون معارف به فارسی برگردانده شده است. در این مقدمه، فیثاغورس بهعنوان شخصیتی چندوجهی معرفی شده: فیلسوف، شاعر، قانونگذار و سیاحی که از مصر، کلده، فینیقیه و ایران دانش و تجربه اندوخته است. سپس کتاب در چند فصل پیدرپی پیش میرود: «مسافرت فیثاغورس در شوش»، «مراسم تاجگذاری داریوش»، «دخمهی میترا (مهر)»، «فیثاغورس در پرسپولیس، توصیف این شهر»، «بقیهی خواب تاریخی فیثاغورس؛ حالات داخلی پادشاهان ایران»، «آخرین سوگواری کوروش» و «فیثاغورس نزد مُغان اکباتان». در هر فصل، فیثاغورس در گفتوگو با زرتشت، شاهان، مُغان و درباریان، هم اوضاع سیاسی و دینی ایران را توصیف میکند هم از منظر فلسفی و اخلاقی دربارهی قدرت، عدالت، دین، جنگ، ثروت و سرنوشت ملتها داوری میکند. متن، ترکیبی است از توصیف شهرها و آیینها، بازگویی افسانهها و سنتهای ایرانی و یونانی، و صحنههایی نمایشی مانند معالجهی اسب شاه بهدست زرتشت یا آزمون مُغان در برابر زند اوستا. نثر فارسی کتاب، با حفظ ساختار و واژگان دورهی ترجمهی اولیه، حالوهوای متون کلاسیک را دارد و در عین حال با ویرایش جدید خواندنیتر شده است.
خلاصه کتاب سیاحتنامه فیثاغورس در ایران
کتاب سیاحتنامه فیثاغورس در ایران روایت میکند که چگونه فیثاغورس، پس از سفر به مصر و بابل و آشنایی با کاهنان و مُغان، به ایرانِ هخامنشی میرسد و در کنار زرتشت، کمبوجیه و سپس داریوش، شاهد و ناظر تحولات سیاسی و دینی این دوره میشود. در مقدمه، نویسندهی اصلی توضیح داده است که هدفش از انتخاب فیثاغورس بهعنوان قهرمان، ساختن «پردهای از نقوش و تصاویر حوادث» است تا از خلال آن، قوانین، آداب، اخلاق و دانش ملتهای باستانی را نشان دهد؛ گویی از ویرانههای پراکندهی یک بنای عظیم، کاخی تازه برپا میکند. در همین بخش، زندگی و سیر فکری فیثاغورس بهاختصار مرور میشود: زادگاهش در سامُس، سفرهایش به فینیقیه، مصر، بابل و آشناییاش با مُغان ایران، باورش به بقای روح و عالم نورانی، و سخنان اخلاقیاش دربارهی سکوت، پرهیز از کار ناپسند، شکیبایی، و بیاعتنایی به ثروتی که بخت میدهد و فرومایگی نگاه میدارد. در فصل «مسافرت فیثاغورس در شوش»، فیثاغورس در گفتوگو با زرتشت، از بابل و فساد و نابرابری آن سخن میگوید و زرتشت از ضرورت «درستشدن خمیره از نو» حرف میزند. در مسیر ورود به شوش، از دجله و رود اولس، از سنگنشانها و فرسنگها، از روستاها و مرزهای ایران و از آب مخصوصی که شاهان ایران مینوشند سخن میآید. زرتشت از اکباتان مُغان، از قبایل آزاد و خشن مرزی، و از نقشش در دربار کمبوجیه و سپس داریوش میگوید. در شوش، فیثاغورس شاهد ماجرای مُغِ غاصب و سرنوشت اوست و از زبان یکی از صاحبمنصبان، شرح کشتهشدن اسمردیس مجعول و شورش مردم علیه مُغان را میشنود. سپس صحنهی بیماری اسب شاه و درمان معجزهآسای آن بهدست زرتشت روایت میشود؛ جایی که زرتشت با شرطی آشکار، مُغان را به آزمون میخواند، اسب را شفا میدهد و از این واقعه برای تثبیت دعوت خود و تحقیر مخالفان بهره میگیرد. در فصل «مراسم تاجگذاری داریوش»، کتاب جزئیات آیین تاجگذاری را بازمیگوید: ورود داریوش به معبد بیسقف، خوردن انجیر در شیر ترش به یاد کمبوجیه، گرفتن پیشانیبند از دست رییس روحانی، پوشیدن جامهی کوروش، دعاهای جمعی که او را با کیومرس و هخامنش مقایسه میکند، و سپس حرکت موکب شاه به کاخ. در ادامه، ساختار دربار و نظام مراقبت از شاه، برجهای آتش و انتقال خبر، خزانهها، باغها، و حتی صندوق زرِ بالای سر شاه که در خواب هم نماد بیداری و توانایی اوست توصیف شده است. داریوش در بوستانی که خود در آن بیل میزند، با دهقانان بر سر سفره مینشیند و از وابستگی دولت به دسترنج آنان سخن میگوید، هرچند راوی تردید و تبسم پنهان برخی حاضران را نیز ثبت کرده است. سپس نوبت به عدالت میرسد: قاضی مرتشی که پیشتر بهدست کمبوجیه مجازات شده بود، اکنون بهسبب خدماتش مورد عفو قرار میگیرد و دو محکوم دیگر نیز با پیشنهاد زرتشت از مرگ و قطع عضو میرهند. در بخش پایانی، صحنهی بزرگ ضیافت، تقسیم هدایا و خراجها، دختران بابل، سپاه «زندگان جاوید»، و در نهایت آزمون آتش برای مُغان و شستن دستهای زرتشت در مایع جوشان، اوج تقابل آیین قدیم و دعوت تازه را شکل میدهد. کتاب در مجموع، از زبان فیثاغورس، تصویری پرجزئیات و گاه انتقادی از قدرت، دین و جامعهی ایران هخامنشی عرضه کرده است.
چرا باید کتاب سیاحتنامه فیثاغورس در ایران را بخوانیم؟
کتاب سیاحتنامه فیثاغورس در ایران از چند جهت خواندنی است. نخست اینکه متن، ایران هخامنشی را نه از زبان یک مورخ رسمی بلکه از نگاه فیثاغورس بازآفرینی کرده است؛ فیلسوفی که هم با سنتهای مصر و کلده آشناست هم با فضای فکری یونان، و همین زاویهی دید، مقایسهی جالبی میان آیینها، سیاستها و اخلاق ملتها بهوجود آورده است. در گفتوگوهای او با زرتشت، شاهان و مُغان، پرسشهایی دربارهی عدالت، مشروعیت قدرت، نقش دین در سیاست، سرنوشت شهرهایی چون بابل و جایگاه مردم عادی در کنار پادشاهان طرح شده که برای خوانندهی امروز نیز قابل تأمل است. از سوی دیگر، این کتاب فرصتی است برای آشنایی با نوعی سفرنامهی تخیلیـتاریخی که در آن نویسنده با تکیهبر منابع و افسانههای گوناگون، صحنههایی زنده از شوش، اکباتان، پرسپولیس، مراسم تاجگذاری، جشنها، ضیافتها، جنگ قوچها، ساختار سپاه و دربار و حتی جزئیات زندگی روزمرهی ایرانیان باستان ساخته است. خواندن این اثر همچنین امکان آشنایی با نثر فارسی دورهی ترجمهی اولیه و سبک ترجمهی یوسف اعتصامی را فراهم میکند؛ نثری که در آن واژگان و تعبیرات قدیمی، اصطلاحات تاریخی و توضیحات حاشیهای درهم تنیده شده و اکنون با ویرایش جدید، خواندنش آسانتر شده است. برای کسانی که به تاریخ اندیشه، تاریخ ترجمه و شکلگیری تصویر ایران در متون اروپایی علاقهمندند، این کتاب نمونهای گویا از تلاقی این حوزههاست.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن سیاحتنامه فیثاغورس در ایران به علاقهمندان تاریخ ایران باستان، پژوهشگران و دانشجویان رشتههای تاریخ، مطالعات ایران، فلسفه و ادبیات، و کسانی که به سفرنامهها و متون کلاسیک ترجمهشده به فارسی توجه دارند پیشنهاد میشود. همچنین به خوانندگانی که به نسبت میان دین، قدرت سیاسی و اخلاق در دورههای کهن کنجکاوند و دوست دارند ایران هخامنشی را در آینهی نگاه یک فیلسوف یونانی بازسازیشده ببینند، میتوان این کتاب را پیشنهاد کرد.
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۹۲ صفحه
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۹۲ صفحه