
کتاب دیروز، امروز، فردا زندگی من
معرفی کتاب دیروز، امروز، فردا زندگی من
کتاب دیروز، امروز، فردا زندگی من نوشته سوفیا لورن روایتی از زندگی شخصی و حرفهای یکی از مشهورترین چهرههای سینمای ایتالیا است. رویا فولادوند این اثر را به فارسی ترجمه کرده و نشر ربط آن را منتشر کرده است. سوفیا لورن در این کتاب از کودکی در پوتزولی، سالهای جنگ جهانی دوم، فقر، مهاجرت به رم، ورود به چینهچیتا و شکلگیری مسیر بازیگریاش میگوید و همزمان به رابطهاش با کارلو پونتی و فرازونشیبهای خانوادگی و عاطفیاش میپردازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دیروز، امروز، فردا زندگی من
کتاب دیروز، امروز، فردا زندگی من سرگذشت سوفیا لورن را از آشپزخانهی شلوغ خانهاش در شب کریسمس آغاز میکند؛ جایی که میان بوی استروفولی، هیاهوی نوهها و برف پشت پنجره، جعبهای چوبی از دل قفسه بیرون میآید و نامهها و خاطرات سالهای دور را دوباره زنده میکند. روایت از همین نقطه به عقب برمیگردد و کودکی لورن در پوتزولی، سالهای بمباران، پناهگرفتن در تونل راهآهن و گرسنگی و آوارگی را به تصویر میکشد. در ادامهی کتاب دیروز، امروز، فردا زندگی من نویسنده از خانوادهی پیچیدهاش میگوید؛ از مادری هنرمند و بلندپرواز که رؤیای هالیوود را در سر داشت و پدری غایب که تنها نام خانوادگیاش را برای او گذاشت.
فصلهای کتاب عناوینی مثل مادربزرگی بهجای مادر و مامینایی بهجای مادر، چمدانی پر از حکمت و تنگدستی، آن شبها در تونل قطار، کاج تنها، کارخانهی افسانههای پریان، شاهزادهخانمها در کالسکهها و باغ گل سرخ دارد و هر کدام برشی از مسیر تبدیلشدن دختری لاغر و خجالتی به چهرهای شناختهشده در سینمای ایتالیا را دنبال میکنند. کتاب دیروز، امروز، فردا زندگی من علاوه بر روایت پشتصحنهی فیلمها و مسابقههای زیبایی، به فضای اجتماعی و فرهنگی ایتالیا پس از جنگ، شکلگیری نئورئالیسم، احیای چینهچیتا و حضور شرکتهای آمریکایی در رم میپردازد. لورن در کنار خاطرات شخصی، از تجربهی کار با کارگردانان و تهیهکنندگان، فشار شهرت، مسئولیت خانواده و رابطهی طولانیمدتش با کارلو پونتی مینویسد و نشان میدهد چگونه تصمیمها، فداکاریها و انضباط، مسیر زندگیاش را شکل داده است.
خلاصه کتاب دیروز، امروز، فردا زندگی من
کتاب دیروز، امروز، فردا زندگی من اثری از سوفیا لورن با یک روز شلوغ پیش از کریسمس شروع میشود؛ سوفیا لورن در حال آمادهکردن میز شام و سرخکردن استروفولی است که با دیدن یک گل ستارهای و بازکردن جعبهای چوبی، به گذشته پرتاب میشود. روایت از اینجا به کودکیاش در پوتزولی میرود؛ سالهایی که با فقر، جنگ، بمباران، پناهگرفتن در تونل قطار و گرسنگی گره خورده است.
در کتاب دیروز، امروز، فردا زندگی من، لورن از مادربزرگی که جای مادر را پر کرد، مادری که رؤیای ستارهشدن داشت، پدری که هرگز واقعاً حضور نداشت و سالهای سخت آوارگی در ناپل و نایل مینویسد. سپس نوجوانی و تغییر ظاهرش، مسابقههای زیبایی، سفر به رم، ورود به چینهچیتا، سیاهیلشکرشدن در فیلم کجا میروی؟ و آشنایی سرنوشتساز با کارلو پونتی روایت میشود. این کتاب نشان میدهد چگونه ترکیب استعداد، پشتکار، انتخابهای دشوار و روابط عاطفی از دختری خجالتی چهرهای جهانی ساخته است.
چرا باید کتاب دیروز، امروز، فردا زندگی من را بخوانیم؟
کتاب دیروز، امروز، فردا زندگی من تصویری نزدیک از پشتصحنهی شهرت ارائه میدهد؛ از سالهای گرسنگی و بمباران تا فرش قرمز و استودیوهای رم. خواننده با جزئیات زندگی خانوادگی، تردیدها، ترسها و تصمیمهای سوفیا لورن روبهرو میشود و همزمان با تاریخ اجتماعی ایتالیا، شکلگیری سینمای پس از جنگ و فضای چینهچیتا آشنا میشود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب دیروز، امروز، فردا زندگی من به علاقهمندان سینما، دوستداران زندگینامههای شخصی، کسانی که به تاریخ ایتالیا و سالهای پس از جنگ کنجکاوند و همچنین کسانی که مسیرهای دشوار موفقیت و شهرت را دنبال میکنند، پیشنهاد میشود.
حجم
۸٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۶۲ صفحه
حجم
۸٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۶۲ صفحه