
کتاب پنهان پشت ماه
معرفی کتاب پنهان پشت ماه
کتاب پنهان پشت ماه نوشتهی مرجان ایلبیگی داستان بلندی است که نشر ناران آن را منتشر کرده است. این کتاب در فضایی معاصر و در شهری کوهستانی به نام اورامان میگذرد و از همان سطرهای آغازین با بازگشت ناگهانی شخصیتی به نام سرهنگ، خواننده را وارد دنیایی پر از راز، کینههای قدیمی، سکوتهای طولانی و حسابهای تسویهنشده میکند. نویسنده با تمرکز بر روابط خانوادگی، گذشتهی پرزخم شخصیتها و نگاه مردم یک شهر کوچک به «آبرو» و «ناموس»، روایتی شکل داده است که هم رنگوبوی بومی دارد و هم دغدغههای انسانی و عاطفی آشنا را دنبال میکند. در این داستان، بازگشت سرهنگ بعد از ۱۳ سال تبعید خودخواسته، نقطهی شروع زنجیرهای از واکنشها، شایعهها و رویاروییها است؛ از حشمت و عزت و طاهر گرفته تا پری و سهراب و اهالی قهوهخانهی باباطاهر. زبان اثر سرشار از گفتوگوهای روزمره، اصطلاحات محلی و توصیفهای دقیق از کوه، جویبار، قهوهخانه و خانهی دیواربلند سرهنگ است و بهتدریج لایههای پنهان زندگی او و اطرافیانش را آشکار میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پنهان پشت ماه
کتاب پنهان پشت ماه داستان بلندی از مرجان ایلبیگی است که در چند فصل پیوسته روایت میشود و از همان فصل اول با عنوان «بازگشت سرهنگ» خواننده را درگیر میکند. در این فصل، خبر بازگشت سرهنگ غلامحسینبیگ بعد از سیزده سال، مثل آتشی در اورامان میپیچد و مردم شهر کوچک، هرکدام با خاطره و قضاوت خود، به استقبال او میروند. سرهنگ در ماشین از جادهی پایینی قبرستان وارد میشود و نگاههای متعجب مردان میدان، بچههایی که دور چمدانها میچرخند و زمزمههای «خدا خودش رحم کنه» فضای داستان را میسازد. خانهی دیواربلند سرهنگ، قهوهخانهی باباطاهر، جویبار زلال، کوچههای اورامان و چهرههایی مثل حشمت، عزت، معمار، غفور، نادعلی، رحمان چوپان و دکتر کمال، شبکهای از روابط و خاطرات را شکل میدهند که همگی به نوعی با گذشتهی سرهنگ و مرگ پسرش امیر گره خوردهاند. در همین فصلها، نویسنده بهتدریج به گذشته اشاره کرده است؛ به تبعید سرهنگ، به قولی که به طاهر برای سپردن کلید خانه داده، به شایعاتی که او را «قاتل» مینامند و به زخمی که مرگ امیر بر جان او و دیگران گذاشته است. کتاب پنهان پشت ماه در فصلهای بعدی، با تمرکز بر خانهی سرهنگ و خانهی پری، قهوهخانه و مغازهها، داستان را از زاویهی دید شخصیتهای مختلف پیش میبرد. فصل دوم با ماجرای حبس چندروزهی سرهنگ در خانه و بیهوششدن او آغاز میشود؛ جایی که آبه کلیدساز، نادعلی، دکتر کمال و زن پرویز و دخترش هاجر وارد صحنه میشوند و نقش مراقبان موقت سرهنگ را میگیرند. در همین بخشها، رابطهی پیچیدهی سرهنگ با عروسش پری و نوهاش سهراب پررنگ میشود؛ پری که سالهاست با کینه و رنج زندگی کرده و حالا با بازگشت پدرشوهرش، دوباره در معرض قضاوت و فشار قرار گرفته است. فصل سوم بیشتر به قهوهخانهی باباطاهر، گفتوگوهای پرویز، حشمت، عزت، سلطان، رسول و دیگر مردان شهر اختصاص دارد و نشان میدهد که چگونه بازگشت سرهنگ، بحثها و شایعات تازهای دربارهی گذشته، مرگ امیر، بدهیها، ناموس، فقر و «حق» بهراه انداخته است. در طول کتاب، عناوین فصلها و رفتوآمد میان مکانهایی مثل خانهی سرهنگ، خانهی پری، قهوهخانه، مغازهی خلیل بزاز و بقالی سیفی، بهتدریج تصویری کاملتر از اورامان و آدمهایش میسازد و نشان میدهد که هرکدام چهطور زیر نور و سایهی ماه، چیزی را پنهان کردهاند.
خلاصه داستان پنهان پشت ماه
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! پنهان پشت ماه داستان بازگشت مردی به نام سرهنگ غلامحسینبیگ به زادگاهش اورامان بعد از سیزده سال دوری است؛ دوریای که با مرگ پسرش امیر و تبعید خودخواستهاش گره خورده است. در آغاز، نادعلی با هیجان خبر میدهد که سرهنگ را در ماشین دیده و مردان میدان شهر، بین ناباوری و کنجکاوی، به استقبال او میروند. سرهنگ با دو چمدان سیاه، گردنی لاغر و چشمانی خسته، پا به شهری میگذارد که هم برایش آشناست و هم غریب. حشمت، عزت، معمار، غفور و دیگران هرکدام با خاطرهای از گذشته، او را نگاه میکنند؛ بعضی با ترحم، بعضی با ترس و بعضی با حسابوکتابهای ناتمام. سرهنگ در خانهی دیواربلندش، که سالها خالی مانده، احساس غربت میکند و در همان روزهای اول، خودش را در اتاق حبس میکند تا جایی که بیهوش روی تخت میافتد و دکتر کمال او را از مرز مرگ برمیگرداند. در کنار این خط، زندگی پری، عروس سرهنگ و بیوهی امیر، و پسرشان سهراب روایت شده است. پری خیاطی میکند، با مشتریهایی مثل زن رسول و زن خلیل سر و کله میزند و در عین حال، زیر فشار نگاه مردم و خاطرهی سالهای سخت بیپناهی، کینهای عمیق از سرهنگ در دل دارد. حشمت چندبار به خانهی او میرود تا راضیاش کند با سرهنگ آشتی کند و اجازه بدهد سهراب، نوهی سرهنگ، به دیدنش برود؛ اما پری با زبانی تند و زخمی، هر بار این پیشنهاد را پس میزند و حتی در لحظهای از حشمت میخواهد سرهنگ را «بیسروصدا» از میان بردارد. در خانهی سرهنگ، زن پرویز، اطلس، و دخترش هاجر نقش پرستار و خدمتکار موقت را دارند؛ چای میریزند، جگر میپزند، دارو میدهند و در عین حال، از تنهایی و سکوت خانهی «مثل خانهی جن» میترسند. قهوهخانهی باباطاهر هم صحنهی مهمی است؛ جایی که پرویز، حشمت، عزت، سلطان، رسول و دیگران دور هم مینشینند، از بدهیها، وام، مرگ طاهر، عروسیها، تصادف جوانهای مست، و البته بازگشت سرهنگ حرف میزنند. در این میان، سرهنگ که زمانی «قهرمان» و «الگوی» شهر بوده، حالا با پیری، عذاب وجدان، نگاههای سرزنشگر و آرزوی دیدن نوهاش دستوپنجه نرم میکند و نمیداند در زمانی محدود که برای ماندن دارد، چهطور باید با گذشتهاش روبهرو شود.
چرا باید کتاب پنهان پشت ماه را بخوانیم؟
پنهان پشت ماه از دل یک شهر کوهستانی کوچک، به موضوعهایی سر میزند که برای بسیاری از آدمها آشناست: سوگ طولانی، احساس گناه، کینهی قدیمی، فشار نگاه دیگران و تلاش برای آشتیکردن با گذشته. در این کتاب، بازگشت سرهنگ فقط بازگشت یک فرد نیست؛ باز شدن صندوقچهای از خاطرات و رازهاست که روی زندگی پری، سهراب، حشمت، عزت، پرویز، اطلس و دیگران سایه انداخته است. خواندن این داستان فرصتی است برای دیدن اینکه یک تصمیم قدیمی، مثل رفتن یا ماندن، چهطور میتواند سالها بعد هنوز بر سرنوشت چند نسل اثر بگذارد. این کتاب همچنین تصویری زنده از زندگی در شهری مثل اورامان ارائه کرده است؛ از قهوهخانه و بقالی و مغازهی پارچهفروشی تا جویبار، باغها، خانهی دیواربلند سرهنگ و کوچههای پر از شایعه. گفتوگوهای پرجزئیات، اصطلاحات محلی و توصیفهای دقیق از رفتار آدمها، فضایی ساخته است که در آن، هر شخصیت با زبان و منطق خودش حرف میزند و قضاوت میکند. برای کسانی که به داستانهایی با محوریت خانواده، روابط نسلها، و کشمکش میان «آبرو» و «حقیقت» علاقهمند هستند، این اثر میتواند تجربهای درگیرکننده باشد؛ روایتی که نهتنها قصهی یک سرهنگ و یک عروس است، بلکه قصهی شهری است که زیر نور ماه، چیزهای زیادی را پنهان کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن پنهان پشت ماه به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای شخصیتمحور دربارهی خانواده، سوگ و آشتی علاقهمند هستند؛ به کسانی که دوست دارند فضای شهرهای کوچک، قهوهخانهها و روابط درهمتنیدهی اهالی را در قالب داستان دنبال کنند؛ به خوانندگانی که کشمکشهای میان نسل قدیم و جوان، و تأثیر گذشته بر حال را موضوعی جذاب میدانند؛ و به علاقهمندان ادبیات معاصر فارسی که میخواهند روایتی پر از گفتوگو، جزئیات روزمره و حالوهوای بومی را تجربه کنند.
حجم
۶۵۳٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۳۹ صفحه
حجم
۶۵۳٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۳۹ صفحه