
کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد یازدهم، فلفل)
معرفی کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد یازدهم، فلفل)
کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد یازدهم، فلفل) نوشتهی بتول غفاری داستانی است از مجموعهای بلند که ماجراهای مهتاب، کرم شب تاب و حیوانات جنگل را دنبال میکند. نشر غفاری موفق آن را منتشر کرده است و تصویرگری آن برعهدهی حسن عامهکن بوده که با نقاشیهای رنگی و پرتحرک، فضای جنگل، حیوانات و غول بزرگ را زنده کرده است. این جلد از مجموعه، روی ماجرای «فلفل» تمرکز دارد؛ مادهای ساده اما شگفتانگیز که در داستان به ابزاری برای نجات جنگل و شکست غول زورگو تبدیل میشود. در این کتاب، مهتاب و کرم شب تاب در کنار لاکپشت پیر و دیگر حیوانات جنگل با تهدید غولی بزرگ و پرزور روبهرو میشوند که میخواهد جنگل را نابود کند و همهچیز را از آنها بگیرد. داستان با زبانی سرراست و فضایی ماجراجویانه، کودکان را با مفاهیمی مثل شجاعت، همفکری، شناخت دشمن، استفاده از هوش بهجای زور و اهمیت خانه و سرزمین آشنا میکند. در خلال گفتوگوهای مهتاب، کرم شب تاب و حیوانات، ترس، تردید، امید و درنهایت تصمیم برای ایستادگی کنار هم بهخوبی دیده میشود. این جلد از مجموعهی مهتاب و کرم شب تاب، علاوهبر روایت یک ماجرای پرهیجان، بهنوعی تمرین تفکر و حل مسئله برای کودکان است؛ جایی که قهرمانان کوچک داستان، بهجای فرار از خطر، بهدنبال شناخت ضعفهای غول بزرگ میروند و با برنامهریزی و همکاری، راهی برای نجات جنگل پیدا میکنند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد یازدهم، فلفل)
کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد یازدهم، فلفل) ادامهی مجموعهای است که بتول غفاری برای کودکان نوشته است و در آن، هر جلد به ماجرایی تازه در جنگل و زندگی مهتاب و کرم شب تاب میپردازد. در این جلد، داستان با نگرانی کرم شب تاب آغاز میشود؛ او خبر میآورد که «غول بزرگ» فرداشب به جنگل میآید، غولی که به زورگویی و قدرتنمایی مشهور است، سنگهای بزرگ را جابهجا میکند، درختان را روی دست بلند میکند و با تهدید نابودی جنگل، از حیوانات میخواهد هرچه دارند برایش بیاورند. مهتاب در برابر این ترس، بهجای وحشتکردن، پیشنهاد میدهد دشمن را خوب بشناسند تا بتوانند او را شکست بدهند. در ادامه، لاکپشت پیر و حیوانات جنگل وارد ماجرا میشوند و داستان بهسمت طراحی نقشهای جمعی برای مقابله با غول پیش میرود. در خلال روایت، گفتوگوهای حیوانات دربارهی ماندن یا رفتن از جنگل، تماشای قدرت غول یا ایستادگی در برابر او، فضای داستان را پر از پرسش و انتخاب میکند. کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد یازدهم، فلفل) در قالب چند بخش و صحنهی پیدرپی پیش میرود؛ از گفتوگوی مهتاب و کرم شب تاب و خبرآوری حاجیلکلکها، تا جمعشدن حیوانات در میدان جنگل، سخنان لاکپشت پیر، آمادهشدن برای شب رویارویی و درنهایت اجرای نقشه با کمک مهتاب، عقابها و ظرفهای پر از فلفل. عنوان این جلد یعنی «فلفل» بهطور مستقیم به بخش مهمی از نقشهی حیوانات اشاره دارد؛ جایی که عقابها ظرفهای پر از فلفل را بر سر و صورت غول بزرگ میریزند و او را غافلگیر میکنند. در پایان داستان، شادی حیوانات، تأکید لاکپشت پیر بر اینکه با کمک هم و شناخت ضعفهای غول پیروز شدهاند و شعارهایی مثل «زنده باد جنگل! زنده باد خانه!» فضای کتاب را به سمت قدردانی از خانه، همبستگی و شجاعت جمعی میبرد. در صفحات پایانی نیز توضیحاتی خطاب به والدین و مربیان آمده است که هدف مجموعهی مهتاب و کرم شب تاب را ارتقای آموزش موضوعات اخلاقی و مهارتهای زندگی برای کودکان و نوجوانان معرفی کرده است و خبر میدهد که این مجموعه در صد جلد طراحی شده است.
خلاصه کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد یازدهم، فلفل)
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد یازدهم، فلفل) ماجرا از جایی شروع میشود که کرم شب تاب با نگرانی سراغ مهتاب میآید و خبر میدهد فرداشب غول بزرگی به جنگل میآید؛ غولی زورگو که هرجا میرسد با نمایش قدرت، سنگهای بزرگ را جابهجا میکند، درختان را بلند میکند و بعد حیوانات را تهدید میکند که اگر هرچه دارند برایش نیاورند، جنگل را نابود میکند. این خبر را حاجیلکلکها آوردهاند و همین باعث شده حیوانات جنگل دچار ترس و آشفتگی شوند. کرم شب تاب غول را قویترین و پرزورترین موجود میداند و فکر میکند هیچچیز نمیتواند او را شکست بدهد. مهتاب اما به او میگوید بهجای ترسیدن باید دشمن را خوب بشناسند تا بتوانند او را شکست بدهند و از کرم شب تاب میخواهد فردا صبح حیوانات را در میدان جنگل جمع کند. صبح روز بعد، حیوانات دور هم جمع میشوند و هرکدام نظری دارند؛ بعضی میخواهند فقط نمایش غول را تماشا کنند و امیدوارند آسیبی نبینند، بعضی مثل شانهبهسرها تصمیم میگیرند جنگل را ترک کنند و روباهها و شغالها بهدنبال جای بهتری برای زندگی میگردند. در این میان، لاکپشت پیر جلو میآید و میگوید ترس برادر مرگ است و نباید ترسید؛ او تأکید میکند غول بزرگ هم ضعفهایی دارد و نقشهای دارد که بهوسیلهی آن میتوانند غول را از جنگل فراری بدهند. حیوانات دور او جمع میشوند، آهسته به حرفهایش گوش میدهند و بعد از شنیدن نقشه، با مشتهای گرهکرده فریاد میزنند: «جانمیجان! زنده باد جنگل! زنده باد پیروزی!» شب، حیوانات پشت درختان و در جاهای مختلف جنگل پنهان میشوند. حاجیلکلکها خبر میآورند که غول بزرگ نزدیک میشود. غول درحالیکه شاخههای درختان را میشکند وارد جنگل میشود و به وسط میدان میرسد. در این لحظه مهتاب ظاهر میشود و نور زیادی به چشمهای غول میتاباند. غول که صورتش را بهطرف آسمان گرفته و به نور مهتاب خیره شده، غافلگیر میشود. درست در همین زمان، عقابها در آسمان ظاهر میشوند و ظرفهای پر از فلفل را بر سر و صورت غول میپاشند. فلفل چشمها و صورت غول را میسوزاند، او شروع به مالیدن صورتش میکند و میفهمد در تله افتاده است. غول با سرعت زیاد پا به فرار میگذارد و از جنگل دور و دورتر میشود. حیوانات از پشت درختان بیرون میآیند، دورشدن غول را تماشا میکنند و با شادی فریاد میزنند: «هورا! هورا! زنده باد جنگل! زنده باد خانه!» لاکپشت پیر یادآوری میکند که غول قوی و پرزور بود اما آنها با شناخت ضعفهایش و کمک مهتاب و عقابها توانستند او را شکست بدهند و در پایان، حیوانات همراه مهتاب، کرم شب تاب و لاکپشت پیر جشن میگیرند.
چرا باید کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد یازدهم، فلفل) را بخوانیم؟
کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد یازدهم، فلفل) نمونهای از داستانی است که در عین سادگی، چند لایهی مهم تربیتی و فکری را در دل یک ماجرای هیجانانگیز جا داده است. در این داستان، کودکان با مفاهیمی مثل ترس، شجاعت، همفکری، شناخت دشمن، برنامهریزی و کار گروهی روبهرو میشوند؛ بدون اینکه این مفاهیم بهصورت مستقیم و شعاری بیان شده باشد. گفتوگوهای مهتاب و کرم شب تاب، تردید حیوانات بین ماندن و رفتن، و نقش لاکپشت پیر در تبدیل ترس به نقشه، فضایی میسازد که در آن، تصمیمگیری و مسئولیتپذیری بهچشم میآید. این کتاب نشان میدهد زور و قدرت بدنی همیشه برنده نیست و میتوان با فکر، شناخت ضعفها و همکاری، حتی موجودی بهظاهر شکستناپذیر مثل غول بزرگ را هم عقب راند. استفاده از فلفل بهعنوان عنصر اصلی نقشه، برای کودکان هم آشنا و هم جذاب است و به آنها نشان میدهد چیزهای سادهی اطراف میتوانند در حل مسئله نقش داشته باشند. شعارهایی مثل «زنده باد جنگل! زنده باد خانه!» و تأکید بر اینکه جنگل خانهی حیوانات است، حس تعلق به خانه و محیطزیست را تقویت میکند. حضور شخصیتهایی مثل مهتاب، کرم شب تاب، لاکپشت پیر، عقابها و حاجیلکلکها، تنوع نقشها را بالا برده و امکان همذاتپنداری با شخصیتهای مختلف را فراهم کرده است. در بخش پایانی، توضیحاتی که برای والدین و مربیان آمده، هدف کلی مجموعه را روشن میکند و نشان میدهد این داستان در کنار سرگرمکردن، به آموزش موضوعات اخلاقی و مهارتهای زندگی برای کودکان و نوجوانان پرداخته است. ترکیب ماجراجویی، طنز ملایم در رفتار حیوانات، و پایان شاد و جمعی، این جلد را به اثری تبدیل کرده است که میتواند هم برای خواندن فردی کودکان و هم برای خواندن گروهی در کلاس یا خانه مناسب باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد یازدهم، فلفل) به کودکانی پیشنهاد میشود که به داستانهای ماجراجویانه با حضور حیوانات و موجودات خیالی مثل غول علاقه دارند. این کتاب به والدین و مربیانی پیشنهاد میشود که بهدنبال متنی برای گفتوگو دربارهی شجاعت، کار گروهی، مقابله با زورگویی و اهمیت خانه و محیطزیست هستند. همچنین به کودکانی پیشنهاد میشود که در مواجهه با ترسها و تهدیدها نیاز به الگوهایی برای فکرکردن، برنامهریزی و همکاری دارند. این اثر برای گروه سنی ب مناسب است و میتواند در جمعهای خانوادگی، کلاسهای درس، کتابخوانیهای گروهی و برنامههای قصهگویی مورد استفاده قرار بگیرد؛ بهویژه برای کودکانی که از داستانهای کوتاه، پراتفاق و تصویری لذت میبرند و دوست دارند قهرمانانی ببینند که با فکر و همدلی بر مشکلات غلبه میکنند. «کرم شب تاب شروع به صحبت کرد و گفت: «من خیلی ناراحتم. فرداشب غول بزرگ به جنگل ما میآید و خیلی قوی و زورگو است. حیوانات از غول بزرگ میترسند. او جنگل را نابود خواهد کرد.» مهتاب پرسید: «چه کسی گفته غول بزرگ به جنگل ما میآید؟» کرم شب تاب با ناامیدی پاسخ داد: «حاجیلکلکها این خبر را آوردند. آنها میگویند غول بزرگ هرجا میرسد میگوید: من از همه قویترم و کارهای عجیب و غریبی انجام میدهد. مثلا سنگهای بزرگ را جابهجا میکند و درختان را روی دستهایش بلند میکند. غول بزرگ بعد از این نمایشها میگوید: چه کسی از من قویتره یا منو میتونه شکست بده؟ اگر هرچی که دارین برای من نیارین جنگل را نابود میکنم. غول بزرگ حیوانات را میترساند و برای جنگ و دعوا به جاهای مختلف میرود.» مهتاب لبخندی زد و گفت: «کرم شب تاب عزیز! ناراحت نباش! بهجای اینکه از غول بزرگ بترسید و از زور و قدرت زیاد او وحشت کنید، باید دشمن را خوب بشناسید تا بتوانید او را شکست بدهید.» کرم شب تاب بعد از کمی فکر کردن، درخشید و گفت: «جانمیجان! پس ما میتوانیم غول بزرگ را شکست بدهیم؟ برای پیروزی چه کارهایی باید انجام بدهیم؟» مهتاب دستی به شانهی کرم شب تاب زد و گفت: «باید از عقل و همفکری کمک بگیریم تا غول بزرگ را از جنگل بیرون کنیم.»
حجم
۱۰٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۳۲ صفحه
حجم
۱۰٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۳۲ صفحه