کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد بیست و هفتم، دست طلا) بتول غفاری + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد بیست و هفتم، دست طلا)

کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد بیست و هفتم، دست طلا)

معرفی کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد بیست و هفتم، دست طلا)

کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد بیست و هفتم، دست طلا) نوشته‌ی بتول غفاری اثری از مجموعه‌ی صدجلدی مهتاب و کرم شب تاب است که نشر غفاری موفق آن را منتشر کرده است. این کتاب با تصویرگری رنگی پژمان باغینی و طراحی گرافیک ایمان امینی، ماجرایی خیالی را در دل جنگل روایت می‌کند که در آن یک کرم شب‌تاب ساده‌دل با نقشه‌ی گنج روبه‌رو می‌شود و رؤیای ثروتمندشدن تمام ذهنش را پر می‌کند. داستان در فضایی فانتزی و پر از عناصر جادویی پیش می‌رود؛ از نقشه‌ی گنج و سرزمین طلسم‌شده تا جادوگر و صخره‌ی طلا و طنابی که طلسم نشده است. در کنار این ماجراها، شخصیت‌هایی مثل مهتاب، لاک‌پشت پیر و آهوی خردمند حضور دارند که هرکدام نقشی در هدایت کرم شب‌تاب و روشن‌کردن معنای واقعی ثروت و خوشبختی برعهده گرفته‌اند. در پایان کتاب، نویسنده برای والدین و مربیان توضیح داده است که این مجموعه با هدف آموزش موضوعات اخلاقی و مهارت‌های زندگی به کودکان و نوجوانان، بر پایه‌ی فرهنگ ایرانی‌اسلامی و در عین‌حال همسو با ارزش‌های جهان‌شمول نوشته شده است. در همین بخش، تحلیل کوتاهی از ایده‌ی داستان دست طلا نیز آمده که به مفهوم فردگرایی، ثروت‌اندوزی و پیامدهای آن می‌پردازد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد بیست و هفتم، دست طلا)

کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد بیست و هفتم، دست طلا) داستانی تخیلی از بتول غفاری است که در قالب ماجرای یک کرم شب‌تاب روایت شده است. این جلد بخشی از مجموعه‌ی مهتاب و کرم شب تاب است که در آن مهتاب و دوست صمیمی‌اش، کرم شب‌تاب، در هر جلد با موقعیتی تازه روبه‌رو می‌شوند. در این داستان، ماجرا با پیدا شدن نقشه‌ی گنج آغاز می‌شود؛ کرم شب‌تاب کنار صخره‌ی جنگلی نقشه را زیر نور کوچک خودش نگاه می‌کند و با هیجان از این می‌گوید که می‌تواند ثروتمندترین موجود دنیا شود. حضور لاک‌پشت پیر، که از بالای عینکش با تعجب به او نگاه می‌کند، و گفت‌وگوی کرم شب‌تاب با مهتاب درباره‌ی «گنج بزرگ» فضای داستان را شکل می‌دهد. مهتاب در همان ابتدا یادآوری می‌کند که گنج بزرگ بیشتر در قصه‌ها و افسانه‌هاست و از کرم شب‌تاب می‌پرسد چرا چنین سؤالی در ذهنش شکل گرفته است. این گفت‌وگوها زمینه‌ای می‌سازد تا پرسش از معنای خوشبختی، ثروت و ارزش‌های واقعی زندگی در دل روایت طرح شود. در ادامه‌ی کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد بیست و هفتم، دست طلا) ماجرا به سرزمین گنج کشیده می‌شود؛ جایی که صخره‌ای از طلا، جادوگری ناشناس و معامله‌ای وسوسه‌انگیز در انتظار کرم شب‌تاب است. جادوگر در برابر دادن «بزرگترین گنج دنیا» تنها یک چیز می‌خواهد: نور کوچک کرم شب‌تاب. این معامله، که در ظاهر بسیار سودآور به‌نظر می‌رسد، به‌تدریج چهره‌ی واقعی خود را نشان می‌دهد؛ کرم شب‌تاب نورش را از دست می‌دهد، دیگر نمی‌درخشد و حتی نزدیک‌ترین دوستانش مثل آهوی خردمند او را نمی‌شناسند. از سوی دیگر، دست او به «دست طلا» تبدیل می‌شود و هرچه را لمس می‌کند به طلا بدل می‌کند؛ غذایی که می‌خواهد بخورد، اشیایی که به آن‌ها دست می‌زند و هرچیزی که برای زندگی عادی لازم است. این وضعیت او را تا مرز نابودی جسمی و تنهایی کامل پیش می‌برد. در این میان، لاک‌پشت پیر با کمک کتابی قدیمی راه‌حلی پیدا می‌کند: بازگشت به سرزمین جادوگر، پیدا کردن طناب طلسم‌نشده پشت صخره‌ی طلا و صدا زدن مهتاب تا نور حقیقی او طلسم را باطل کند. ساختار کتاب کوتاه و متمرکز است و در کنار داستان، بخشی جداگانه برای والدین و مربیان در نظر گرفته شده که در آن هدف تربیتی داستان و تحلیلی از مفهوم فردگرایی و ثروت‌اندوزی توضیح داده شده است.

خلاصه کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد بیست و هفتم، دست طلا)

داستان با شبی آرام در جنگل آغاز می‌شود. کرم شب‌تاب کنار صخره‌ای در جنگل ایستاده و نقشه‌ی گنجی را زیر نور کوچک خودش بررسی می‌کند. او با شوق از این می‌گوید که با این نقشه می‌تواند ثروتمندترین موجود دنیا شود و خودش را «خیلی خوشبخت» می‌نامد. لاک‌پشت پیر که از آن‌جا می‌گذرد، حرف‌های او را می‌شنود و از بالای عینکش با شگفتی به او نگاه می‌کند. کرم شب‌تاب بعد از این برخورد، تصمیم می‌گیرد با دوست صمیمی‌اش مهتاب مشورت کند. او مهتاب را با جمله‌ی آشنای «تاب تاب مهتاب شب تاب!» صدا می‌زند و مهتاب خیلی زود ظاهر می‌شود. در گفت‌وگوی آن‌ها، مهتاب توضیح می‌دهد که گنج بزرگ بیشتر در قصه‌ها و افسانه‌هاست و از کرم شب‌تاب می‌پرسد چرا چنین سؤالی در ذهنش شکل گرفته است. اما کرم شب‌تاب مطمئن است که گنج واقعی وجود دارد و می‌تواند آن را به‌دست بیاورد. فردای آن شب، کرم شب‌تاب نقشه را برمی‌دارد و به‌سوی سرزمین گنج راه می‌افتد. او به صخره‌ای از طلا می‌رسد و با شوق آن را لمس می‌کند. در همین لحظه صدایی ناشناس او را خطاب قرار می‌دهد؛ جادوگر سرزمین گنج ظاهر می‌شود و می‌گوید می‌داند کرم شب‌تاب می‌خواهد صاحب بزرگترین گنج دنیا شود. جادوگر پیشنهاد می‌دهد این گنج را به او بدهد، به شرط آن‌که کرم شب‌تاب «نور کوچک» خود را به او ببخشد. کرم شب‌تاب که نورش را در برابر گنج بی‌ارزش می‌بیند، بدون فکر عمیق معامله را می‌پذیرد. نتیجه این است که او دیگر نمی‌درخشد و نوری ندارد، اما در عوض به «دست طلا» مجهز شده است؛ هرچه را لمس می‌کند به طلا تبدیل می‌شود. صبح روز بعد، کرم شب‌تاب با خوشحالی به جمع حیوانات می‌رود. او به آهوی خردمند سلام می‌کند، اما آهو او را نمی‌شناسد و می‌گوید کرم شب‌تاب موجودی نورانی بود که می‌درخشید. کم‌کم بقیه‌ی حیوانات هم جمع می‌شوند و هیچ‌کس او را به‌عنوان همان دوست قدیمی نمی‌پذیرد. کرم شب‌تاب درحالی‌که از این بیگانگی تعجب کرده، احساس گرسنگی می‌کند و می‌خواهد غذا بخورد؛ اما به‌محض این‌که دستش به غذا می‌خورد، غذا به طلا تبدیل می‌شود. او وحشت‌زده می‌فهمد که این «دست طلا» نه‌تنها خوشبختی نیاورده، بلکه حتی امکان خوردن و زنده‌ماندن را هم از او گرفته است. ترس از مرگ بر اثر گرسنگی و تشنگی او را به‌سوی خانه‌ی لاک‌پشت پیر می‌کشاند. لاک‌پشت پیر وقتی می‌فهمد این موجود بی‌نور همان کرم شب‌تاب است، توضیح می‌دهد که این گنج درواقع باعث نابودی او شده و نور کوچک او ثروت و سرمایه‌ی مهمی برای خودش و دوستانش بوده است. او کتابی می‌آورد، آن را ورق می‌زند و راه باطل‌کردن طلسم را پیدا می‌کند: کرم شب‌تاب باید به سرزمین جادوگر برگردد، پشت صخره‌ی طلا طنابی را که طلسم نشده پیدا کند، آن را محکم دور کمرش ببندد و مهتاب را صدا بزند. تنها نور حقیقی مهتاب می‌تواند طلسم را بشکند. کرم شب‌تاب با شتاب به سرزمین جادوگر می‌رود، طناب را پیدا می‌کند و سه بار مهتاب را صدا می‌زند. مهتاب ظاهر می‌شود، همه‌جا را روشن می‌کند و طلاها به سنگ تبدیل می‌شوند. کرم شب‌تاب نورش را بازمی‌یابد و در پایان از خواب می‌پرد و می‌فهمد همه‌ی این ماجرا رؤیایی بوده است. او با خود تکرار می‌کند که نور کوچک خود را با هیچ گنجی عوض نمی‌کند و حالا می‌داند چه گنج بزرگی در اختیار دارد.

چرا باید کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد بیست و هفتم، دست طلا) را بخوانیم؟

کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد بیست و هفتم، دست طلا) از دل یک ماجرای فانتزی و پرکشش، مفهومی جدی را برای مخاطب کودک و نوجوان طرح کرده است: این‌که ثروت واقعی همیشه آن چیزی نیست که در ظاهر می‌درخشد و گاهی ساده‌ترین داشته‌ها، مثل یک نور کوچک، مهم‌ترین سرمایه‌ی زندگی هستند. داستان نشان می‌دهد معامله‌ی هویت و ارزش‌های درونی با ثروت ظاهری چه پیامدهایی دارد؛ کرم شب‌تاب وقتی نورش را می‌دهد، نه‌تنها از چشم دیگران می‌افتد و ناشناخته می‌شود، بلکه حتی امکان یک زندگی عادی را هم از دست می‌دهد و هرچه لمس می‌کند به طلا تبدیل می‌شود. این کتاب در متن خود و در بخش تحلیلی پایانی، به موضوع فردگرایی و ثروت‌اندوزی پرداخته است و نشان داده بین خواسته‌های فردی و مصلحت جمعی باید تعادلی برقرار شود. حضور شخصیت‌هایی مثل مهتاب، لاک‌پشت پیر و آهوی خردمند، امکان گفت‌وگو درباره‌ی دوستی، مشورت، خرد و اعتمادبه‌نفس را فراهم کرده است. از سوی دیگر، فضای جادویی، نقشه‌ی گنج، جادوگر و طلسم، داستان را برای مخاطب کم‌سن جذاب نگه می‌دارد و در عین سرگرم‌کردن، زمینه‌ای برای طرح سؤالات عمیق‌تر درباره‌ی خوشبختی، هویت و معنای ثروت ایجاد می‌کند. وجود بخش ویژه‌ی والدین و مربیان در انتهای کتاب نیز کمک می‌کند پیام‌های اخلاقی و فکری داستان روشن‌تر شود و در گفت‌وگوهای آموزشی مورد استفاده قرار بگیرد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب مهتاب و کرم شب تاب (جلد بیست و هفتم، دست طلا) به کودکان گروه سنی ب که به داستان‌های تخیلی، جادوگرها و ماجراهای گنج علاقه دارند پیشنهاد می‌شود. همچنین به والدین و مربیانی پیشنهاد می‌شود که در پی طرح موضوعاتی مثل ارزش هویت فردی، تعادل بین خواسته‌های شخصی و خیر جمعی، و نگاه انتقادی به ثروت‌اندوزی در قالب داستان برای کودکان هستند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱٫۶ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۳ صفحه

حجم

۱٫۶ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۳ صفحه

قیمت:
۵۹,۹۲۷
تومان