
کتاب هیپنوتیزم درمانی برای مبتدیان
معرفی کتاب هیپنوتیزم درمانی برای مبتدیان
کتاب هیپنوتیزمدرمانی برای مبتدیان نوشتهی دیلن مورگان با ترجمهی پرویز قرشی و عسل قرشی اثری است که هیپنوتیزم را از فضای رازآلود و نمایشی بیرون میآورد و آن را به مجموعهای از فرایندهای قابلفهم ذهن و بدن تبدیل میکند. نویسنده که سالها با مراجعان واقعی کار کرده است، در این کتاب نشان میدهد بسیاری از پدیدههایی که معمولاً «هیپنوتیک» نامیده میشوند، درواقع امتداد همان واکنشهای سادهای هستند که هر روز در زندگی روزمره تجربه میشوند؛ مثل تأثیر کلمات بر عضلات، احساسات یا تصاویر ذهنی. ساختار کتاب مرحلهبهمرحله از تمرینهای بسیار ساده و روزمره شروع میشود و بهتدریج به سمت القائات کلاسیک، کار با تخیل، پیشنهادهای پس از هیپنوتیزمی و موضوعاتی مانند مقاومت ذهنی و ایجاد ارتباط پیش میرود. انتشارات گیوا آن را منتشر کرده است و متن فارسی کتاب، علاوهبر انتقال محتوای نظری، گفتوگوها، نمونهاسکریپتها و تمرینهای عملی را نیز بهخوبی در اختیار خواننده قرار میدهد. هیپنوتیزمدرمانی برای مبتدیان بخشی از مجموعهی «کتب توسعهی فردی» است و بهجای تکیه بر ادعاهای مبهم، بر مشاهده، آزمایش و تجربهی مستقیم تأکید کرده است. خواننده در طول فصلها با مثالهای متعددی روبهرو میشود که میتواند آنها را روی خودش یا دیگران امتحان کند و بهاینترتیب، بهجای حفظکردن دستورالعملهای خشک، منطق پشت هر تمرین را درک کند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هیپنوتیزم درمانی برای مبتدیان
کتاب هیپنوتیزمدرمانی برای مبتدیان با یک مقدمه و هشت فصل تنظیم شده است و از همان ابتدا موضع خود را روشن میکند: هیپنوتیزم نه نیرویی جادویی است و نه وابسته به «قدرتهای ویژه» هیپنوتیزمکننده، بلکه نتیجهی تعامل زیرسیستمهای مختلف مغز و بدن است. در فصل ۱ با عنوان «ارتباطات ساده» نویسنده نشان میدهد چگونه کلمات میتوانند به تصاویر ذهنی، انقباض عضلات، خارش، تغییر در حس تعادل و برانگیختن احساسات منجر شوند. تمرینهایی مثل «بستن بستن بستن» برای نزدیکشدن دستها، ایجاد خارش با تکرار جملهای ساده یا شناورشدن انگشت با تصویر نخ خیالی، بهعنوان نمونههای پایه معرفی شدهاند تا خواننده ببیند بدون هیچ «القای رسمی» هم میتوان واکنشهای بهظاهر خودکار ایجاد کرد. در ادامه، بحث قدیمی «حالت» در برابر «خصلت» در هیپنوتیزم مرور میشود و مورگان رویکرد ارگانیک خود را توضیح میدهد؛ رویکردی که بهجای برچسبزدن، سعی میکند دقیقاً ببیند کدام سیستمها فعال یا غیرفعال شدهاند. در فصلهای بعدی کتاب هیپنوتیزمدرمانی برای مبتدیان این نگاه سیستممحور گسترش مییابد. فصل ۲ «خاموش کردن سیستمها» به آرامسازی عضلانی میپردازد و نشان میدهد چون عضله دکمهی خاموش ندارد، تنها راه، متوقفکردن پیامهای انقباضی است؛ چه از راه توجه کلامی مستقیم به عضله، چه از راه تصویرسازی (مثل ساحل یا شومینه) و چه از راه کار با احساسات، موسیقی، طنز یا حس حرکت. فصل ۳ «تصور بصری» روی غنای تخیل بصری تمرکز دارد و با گفتوگوهای نمونهای نشان میدهد چگونه میتوان با پرسیدن سؤالهای غیرجهتدهنده، فرد را در کاوش تصاویر درونیاش همراهی کرد؛ تصاویری که از ساحل و غار تا دیدار با مادربزرگ فوتشده و صحنههای شبیه رؤیا را دربرمیگیرند. فصل ۴ «هدایت و کنترل تخیل» همین تخیل را از حالت منفعل به حالت هدایتشده میبرد: تصویرسازی اتاق آشنا، افزودن عنصر عجیب، تغییر نقطهدید به حالت شناور، سفر هوایی، بازنویسی یک خاطرهی ناخوشایند کوچک و حتی ساختن یک «زندگی خیالی» در زمان و مکان دیگر. در فصل ۵ «بررسی القاءها» کتاب هیپنوتیزمدرمانی برای مبتدیان برای نخستینبار به سراغ اینداکشنهای کلاسیک میرود؛ از روش جیمز برید با تمرکز چشم و بستن پلکها تا رویکردهایی که بر تکرار پیشنهاد خوابآلودگی، سنگینی پلکها و کاتالپسی اندام تکیه دارند. مورگان این روشها را در پرتو تمرینهای فصلهای قبل تحلیل کرده است تا نشان دهد پشت هر «نمایش» درواقع همان سازوکارهای سادهی تمرکز، کاهش ورودیهای بیرونی و هدایت توجه قرار دارد. فصلهای بعدی (که در متن حاضر تنها بهصورت خلاصه معرفی شدهاند) به پیشنهادهای پس از هیپنوتیزمی، یادگیری بهعنوان ایجاد ارتباط علّی بین زیرسیستمها، مقاومت ذهنی، ایجاد ارتباط (rapport) و در نهایت جمعبندی و طراحی اسکریپتهای شخصی میپردازند. در پایان کتاب، خواننده با مجموعهای از تمرینها، نمونهاسکریپتها و ایدهها روبهرو است که میتواند آنها را متناسب با هر فرد تنظیم کند و از نگاه «یک روش برای همه» فاصله بگیرد.
خلاصه کتاب هیپنوتیزم درمانی برای مبتدیان
کتاب هیپنوتیزمدرمانی برای مبتدیان بر این ایده استوار است که ذهن و بدن از زیرسیستمهای متعددی تشکیل شدهاند که میتوانند یکدیگر را فعال یا غیرفعال کنند و هیپنوتیزم چیزی جز استفادهی آگاهانه از همین ارتباطها نیست. در فصل اول، این ایده با تمرینهای بسیار ساده نشان داده شده است: کلمات میتوانند تصاویر ذهنی بسازند، عضلات را بدون تصمیم آگاهانه به حرکت درآورند، خارش یا احساسات خاص ایجاد کنند و حتی حس تعادل را تحتتأثیر قرار دهند. تصاویر ذهنی نیز میتوانند مستقیماً به حرکت عضلانی، احساسات، تغییر در حس تعادل و تجربههای بدنی دیگر منجر شوند. نویسنده از این مثالها نتیجه میگیرد که مغز از زیرسیستمهای زیادی تشکیل شده که در هر فرد بهگونهای خاص به هم متصلاند و همین تفاوتهاست که باعث میشود واکنشها از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. در فصل دوم، تمرکز از «روشنکردن» سیستمها به «خاموشکردن» آنها، بهویژه سیستم عضلانی، منتقل میشود. مورگان توضیح میدهد که چون عضله فقط به پیامهای انقباضی پاسخ میدهد، آرامش یعنی قطع تدریجی این پیامها. سه مسیر اصلی بررسی میشود: کار مستقیم کلامی روی عضلات (مثل آرامش تدریجی)، برانگیختن تصاویر مرتبط با آرامش (ساحل، شومینه، باغ و…) و فعالکردن احساسات مطلوب (آرامش، اعتمادبهنفس، شادی) و سپردن بقیهی کار به ارتباط طبیعی احساس و بدن. سپس این سه مسیر با سیستمهای دیگر مثل موسیقی، بو، لمس، حس شوخطبعی و حس حرکت ترکیب میشوند و نویسنده نشان میدهد چگونه میتوان با شناخت محرکهای خاص هر فرد، اسکریپتهای شخصیسازیشده ساخت. فصل سوم به کاوش تخیل بصری اختصاص دارد. در اینجا، بدون هیچ القای رسمی، تنها با بستن چشمها و پرسیدن سؤالهای باز، صحنههایی شبیه رؤیا شکل میگیرند: راهرفتن روی ساحل، ورود به غار، دیدار با مادربزرگ، تغییر ناگهانی صحنهها و… . نویسنده تأکید میکند که نقش همراه، حفظ تمرکز فرد بر تصاویر است و در تفسیر این تصاویر باید همزمان چند احتمال را در ذهن نگه داشت، نه یک نتیجهگیری قطعی. فصل چهارم همین تخیل را بهسمت هدایت و کنترل میبرد: تصویرسازی اتاق آشنا، افزودن عنصر عجیب روی دیوار یا سقف، تغییر نقطهدید به حالت شناور، سفر هوایی به مکانهای دور، تغییر یک خاطرهی ناخوشایند کوچک با نسخهای «بهتر» و ساختن زندگیهای خیالی در زمانها و فرهنگهای دیگر. در این فرایند، خواننده میبیند که بسیاری از پدیدههایی که معمولاً به «حالت عمیق هیپنوتیک» نسبت داده میشوند، درواقع با همین تمرینهای ساده و بدون مقدمهی پیچیده هم قابلدستیابی هستند. در فصل پنجم، کتاب به سراغ القائات کلاسیک میرود و روشهایی مانند روش برید، لیبول و ارسکین را شرح میدهد؛ روشهایی که معمولاً شامل تمرکز چشم روی یک جسم، بستن پلکها، پیشنهاد سنگینی و خستگی، ایجاد کاتالپسی در دستها و پاها و سپس تعمیق حالت آرامش هستند. مورگان این روشها را با تمرینهای قبلی پیوند میدهد و نشان میدهد که آنها در اصل بر همان اصول تمرکز، کاهش ورودیهای بیرونی و هدایت توجه تکیه دارند. در فصلهای بعدی (بر اساس فهرست کتاب) این منطق به پیشنهادهای پس از هیپنوتیزمی، یادگیری بهعنوان ایجاد ارتباط علّی بین زیرسیستمها، کار با مقاومت ذهنی و ایجاد ارتباط مؤثر با مراجع گسترش مییابد و در نهایت، کتاب با جمعبندی درسهای اصلی و تشویق خواننده به نوشتن اسکریپتهای شخصی متناسب با اهداف درمانی یا تغییری که در ذهن دارد، به پایان میرسد.
چرا باید کتاب هیپنوتیزم درمانی برای مبتدیان را بخوانیم؟
هیپنوتیزمدرمانی برای مبتدیان برای کسانی جذاب است که میخواهند هیپنوتیزم را نه بهعنوان نمایش، بلکه بهعنوان مجموعهای از فرایندهای قابلمشاهده و قابلآزمایش درک کنند. این کتاب بهجای تکیه بر اصطلاحات مبهم، از تمرینهای بسیار ساده شروع کرده است تا نشان دهد چگونه کلمات، تصاویر، احساسات، موسیقی، بو، لمس و حس حرکت میتوانند زیرسیستمهای مختلف مغز و بدن را فعال یا غیرفعال کنند. خواننده در هر فصل میتواند تمرینها را روی خودش یا دیگران امتحان کند و بهاینترتیب، بهجای حفظکردن «متنهای جادویی»، منطق پشت هر پیشنهاد و هر اسکریپت را بفهمد. ویژگی دیگر کتاب هیپنوتیزمدرمانی برای مبتدیان تأکید بر تفاوتهای فردی است. نویسنده بارها نشان داده است که هیچ روش واحدی برای همه کار نمیکند و هر فرد شبکهی ارتباطی خاص خود را بین زیرسیستمهای ذهنی دارد. به همین دلیل، کتاب خواننده را تشویق میکند که با پرسیدن سؤال، گوشدادن و مشاهده، بفهمد برای هر شخص کدام مسیر (کلامی، تصویری، احساسی، موسیقایی، حسی و…) مؤثرتر است و سپس اسکریپتهای شخصیسازیشده طراحی کند. این رویکرد، هم برای کسانی که میخواهند در آینده با مراجعان کار کنند و هم برای کسانی که صرفاً به خودشناسی و تغییر عادتهای شخصی علاقهمند هستند، کاربردی است. در کنار اینها، کتاب بهخوبی مرز میان تفسیر محتاطانه و نتیجهگیری شتابزده را نشان میدهد. در فصلهای مربوط به تخیل و تصویرسازی، مثالهای متعددی از صحنهها و گفتوگوها آمده است و برای هرکدام چند احتمال تفسیری مطرح شده است تا خواننده ببیند چگونه میتوان همزمان چند فرض را در ذهن نگه داشت و در صورت لزوم، با سؤالهای بیشتر آنها را بررسی کرد. این نگاه، هم در کار درمانی و هم در مواجهه با تجربههای درونی خود فرد، از سادهسازیهای خطرناک جلوگیری میکند. در نهایت، کتاب با معرفی القائات کلاسیک و پیوند آنها با تمرینهای سادهی قبلی، تصویری یکپارچه از هیپنوتیزم ارائه میدهد که هم به تجربهی روزمره متکی است و هم قابلیت استفاده در زمینههای درمانی و تغییر رفتار را دارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به کسانی که به هیپنوتیزم علاقهمند هستند و میخواهند آن را بهصورت گامبهگام و قابلفهم یاد بگیرند، این کتاب پیشنهاد میشود. همچنین به دانشجویان و علاقهمندان حوزههای مشاوره، روانشناسی، کار با بدن و ذهن، و افرادی که درگیر عادتهایی مانند سیگار کشیدن یا ترسهای خاص هستند و میخواهند منطق استفاده از هیپنوتیزمدرمانی را بفهمند، خواندن آن توصیه میشود. کسانی که به خودشناسی، کار با تخیل، تصویرسازی و تکنیکهای آرامسازی عمیق علاقه دارند نیز میتوانند از تمرینها و اسکریپتهای این کتاب استفاده کنند.
بخشی از کتاب هیپنوتیزم درمانی برای مبتدیان
«ما بعضی از ارکان اساسی در خصوص نحوه عملکرد مغز و بدن را مورد بررسی قرار میدهیم. خصوصاً اینکه ما درمییابیم چگونه کلمات و تصاویر میتوانند موجب فعال شدن سیستمهای دیگری در مغز شوند که مرتبط به احساسات، عضلات، حواس، حس تعادل وغیره هستند. اینها با «آزمونهای هیپنوتیزمپذیری» و «القاهای هیپنوتیزمی» مقایسه میشوند. هیپنوتیزمکنندگان تفننی (تفریحی) دوست دارند هیپنوتیزم را تاریک، مرموز و پیچیده جلوه دهند. آنها دوست دارند وانمود کنند که قدرتهای ویژهای دارند که هیچکس دیگری دراختیار ندارد. من دوست دارم که همه چیز روشن، واضح و آشکار باشد و ادعای هیچگونه نیروی ویژهای را ندارم. در اولین فصل، از شما میخواهم که چیزهای مختلفی را امتحان کنید و در مورد آنها فکر کنید. اینها ساده و روزمره هستند و به هیچ وجه اسرارآمیز نخواهند بود، اما با این وجود پایه و اساسی هستند که بخش زیادی از هیپنوتیزم بر روی آن ساخته شده است. کلمات میتوانند بستر ساز تصاویری در ذهن شما باشند. این یک واقعیت کاملاً بدیهیست. کافیست به خواندن یک رمان فکر کنید و تصاویری را که هنگام خواندن به ذهنتان خطور میکند به خاطر بسپارید تا واقعیت آشکار این موضوع را متوجه شوید، ولی هنوز هم ارزش دارد که به شرح زیر کمی روی آن تمرین کنیم: اول با خودتان فکر کنید که «من در تعطیلات هستم» آیا تصویری از آن در ذهنتان شکل گرفت؟ آدمها متفاوتند، اما بعید به نظر میرسد که در این زمان کوتاه شما تصویری واضح دیده باشید. حالا زمان بیشتری به خودتان بدهید و فکر کنید «من در تعطیلات هستم» مکث کنید، «اینجا مکان مورد علاقه من است» مکث کنید، «هوا دقیقاً همان طوریست که من دوست دارم» مکث کنید، «لباسهای مورد علاقهام را پوشیدهام» مکث کنید، «کار مورد علاقهام را انجام میدهم» مکث کنید، «من در تعطیلات هستم!» به احتمال زیاد، به دفعات مکرر تصویر یا تصاویر بسیار واضحتری در ذهن ارائه میشوند. به خصوص اگر دانشجوی هیپنوتیزم هستید، بهتر است که از شخص دیگری بخواهید همین کار را انجام دهد. با گفتن کلمات «خودتان را در تعطیلات تصور کنید» مکث کنید «این آب و هوای مورد علاقه شماست» و غیره... به این ترتیب، این واقعیت که افراد میتوانند درجات کاملاً متفاوتی از وضوح تصویر داشته باشند، برای شما محرز خواهد شد و خود تصاویر نیز میتوانند کاملاً متفاوت باشند.»
حجم
۶۳٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۲۴ صفحه
حجم
۶۳٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۲۴ صفحه