کتاب خاتون اکبر کریمی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب خاتون

کتاب خاتون

نویسنده:اکبر کریمی
انتشارات:سنجاق
دسته‌بندی:
امتیاز
۲.۳از ۳ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب خاتون

کتاب خاتون نوشته‌ی اکبر کریمی و توسط نشر سنجاق منتشر شده است. این اثر روایتی داستانی از زندگی در روستاهای ایران است که با نگاهی موشکافانه و جزئی‌نگر به روابط خانوادگی، آیین‌ها، سنت‌ها و فرازونشیب‌های زندگی مردمان یک آبادی می‌پردازد. شخصیت‌های اصلی کتاب، هرکدام با دغدغه‌ها و آرزوهای خود، در بستر رویدادهای اجتماعی و فرهنگی روستا شکل می‌گیرند و روایت‌هایی از عشق، رنج، امید و پیوندهای عمیق انسانی را رقم می‌زنند. فضای داستان با توصیف‌های دقیق از طبیعت، مراسم مذهبی و کارهای روزمره، تصویری زنده و ملموس از زیست‌بوم روستا ارائه می‌دهد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب خاتون

کتاب خاتون با قلم اکبر کریمی، داستانی چندلایه و پرجزئیات از زندگی در یک روستای ایرانی را روایت می‌کند. این کتاب با تمرکز بر شخصیت‌هایی چون خاتون، حاج‌بابا، کوروش، ماهرخ و دیگر اهالی روستا، تصویری از روابط خانوادگی، سنت‌ها و آیین‌های مذهبی و اجتماعی را به نمایش می‌گذارد. روایت کتاب در فصل‌های مختلف، از زندگی روزمره و کارهای کشاورزی تا مراسم عزاداری و آیین‌های محلی، گسترده شده است. نویسنده با بهره‌گیری از زبان توصیفی و فضاسازی دقیق، حس و حال روستا را به‌خوبی منتقل کرده است. در کنار روایت‌های عاشقانه و خانوادگی، کتاب به موضوعاتی چون فقر، امید، تلاش برای بقا و نقش باورهای جمعی در زندگی مردم نیز پرداخته است. ساختار کتاب به‌گونه‌ای است که هر فصل، بخشی از زندگی شخصیت‌ها و رویدادهای مهم روستا را بازتاب می‌دهد و در عین حال، پیوندی میان گذشته و حال برقرار می‌کند. خاتون، به‌عنوان یکی از شخصیت‌های محوری، نماد استقامت، عشق و پیوند با سنت‌هاست و حضور او در روایت، به داستان عمق و رنگ ویژه‌ای می‌بخشد.

خلاصه داستان خاتون

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! داستان خاتون در روستایی سرسبز و پرجنب‌وجوش می‌گذرد و با روایت زندگی اردوان، دلّاک مهربان آبادی، آغاز می‌شود. او با موتور قراضه‌اش از خانه‌ای به خانه‌ی دیگر می‌رود و موی اهالی را کوتاه می‌کند. روایت با توصیف روزمرگی‌ها، دغدغه‌ها و امیدهای مردم روستا پیش می‌رود. کوروش، پسربچه‌ای با موهای فرفری، از شخصیت‌های برجسته داستان است که ماجراهایش با گم‌شدن اسب خانواده و تلاش برای یافتن آن، بخش‌هایی از روایت را شکل می‌دهد. در کنار او، ماهرخ، دختر کدخدا، و علی، جوان عاشق‌پیشه، با قصه‌ی عشق و دلدادگی‌شان، رنگ و بوی تازه‌ای به داستان می‌بخشند. کتاب در فصل‌های مختلف، به آیین‌ها و مراسم مذهبی روستا، مانند عزاداری تاسوعا و عاشورا و آیین عمه کو یار، می‌پردازد و نقش پررنگ زنان، به‌ویژه خاتون، را در حفظ سنت‌ها و پیوندهای خانوادگی نشان می‌دهد. روایت‌هایی از کار و تلاش در مزرعه، برداشت محصولات، و ماجراهای اهالی در مواجهه با مشکلات و خطرها، همچون حمله‌ی راهزنان به قلعه، در کنار داستان‌های عاشقانه و خانوادگی، ساختار کتاب را شکل داده‌اند. نویسنده با پرداختن به جزئیات زندگی روزمره، آیین‌ها و باورهای مردم، تصویری زنده و ملموس از زیست روستایی و پیوند عمیق انسان با طبیعت و سنت‌ها ارائه داده است.

چرا باید کتاب خاتون را بخوانیم؟

خاتون با روایت چندوجهی و شخصیت‌پردازی دقیق، تصویری زنده از زندگی روستایی و پیوندهای انسانی را به نمایش می‌گذارد. این کتاب با توصیف‌های جزئی و فضاسازی قوی، خواننده را به دل روستا و آیین‌هایش می‌برد و تجربه‌ای ملموس از سنت‌ها، عشق‌ها، رنج‌ها و امیدهای مردمان یک آبادی را رقم می‌زند. پرداختن به آیین‌های مذهبی، روابط خانوادگی و چالش‌های زندگی روزمره، فرصتی برای شناخت عمیق‌تر فرهنگ و زیست‌بوم ایرانی فراهم می‌کند. همچنین، حضور شخصیت‌هایی با دغدغه‌ها و آرزوهای متفاوت، امکان همذات‌پنداری و درک بهتر فرازونشیب‌های زندگی را ایجاد کرده است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به علاقه‌مندان داستان‌های روستایی، دوست‌داران روایت‌های اجتماعی و کسانی که به شناخت آیین‌ها و سنت‌های ایرانی علاقه دارند، پیشنهاد می‌شود. همچنین به کسانی که دغدغه‌ی پیوندهای خانوادگی، عشق و نقش زنان در جامعه را دارند، توصیه می‌شود.

بخشی از کتاب خاتون

«کلاس‌پنجمی‌ها، قلدر مدرسه بودند. بزرگی‌شان می‌شد. دل توی دلشان نبود. چندتا از بچّه‌های کلاس اوّل با دیدن سالاری، خودشان را خیس کردند. حتّی اردلان هم می‌ترسید. کوروش دستش را گرفت و لبخند زد. -نترس. کسی کارِت نداره. نگاهش کرد و خندید. یکی می‌خواست کوروش را دلداری دهد. گلناز که رفت، اردلان تنها شد و دیگر نتوانست خودش را نگه‌دارد. زد زیر گریه که سالاری آمد تا او را دلداری دهد. اردلان، هق‌هق توی خودش آب می‌شد. سالاری خوش‌تیپ بود؛ سبیل پرپشت و بلند، موهای درخشان و روغن‌زده، کت‌وشلوار خاکستری و پیراهن آبی آسمانی، به او شکوهی ویژه می‌داد. ترکهٔ بلندی به دست داشت که به پاچهٔ شلوارش می‌کوبید؛ تق‌تق. از این سوی حیاط به آن‌سو می‌رفت، بی‌درنگ برمی‌گشت و رو به بچّه‌ها می‌ایستاد و به تک‌تکشان نگاه می‌کرد؛ انگار دنبال کسی باشد. سری تکان می‌داد و سخنرانی‌اش را از سر می‌گرفت. -فهمیدید که اسمم چیه؟ ها؟ سالاری. بزرگ‌ترها می‌گفتند: «برا خودش شمریه. آدم از دستش به خاگ می‌آد.» و زودتر از همیشه عادت کردند از او بترسند. -اگه کسی خواسته باشه خنک‌بازی دربیاره، با من طرفه. چنان فلکش می‌بندم که به یابو بگه دایی. یه وقت هوس نکنید دعوا راه بندازید. با چوب سیاه‌تون می‌کنم. اون‌جا (به انباری اشاره کرد) توی اون انباری، کنار دستشویی‌ها، جای خوبی برای آدمای احمقه. تاریکه و پر از موش و عقرب. بچّه‌ها مانند مجسّمه‌ای که از سنگ مرمر تراشیده باشند، ایستاده بودند. اردلان به ترکهٔ توی دست مدیر چشم دوخته بود. سالاری، اوّل سال از دانش‌آموزان زهرچشم می‌گرفت تا کار دستشان بیاید.»

نظرات کاربران

شهرام
۱۴۰۴/۱۲/۱۹

رمان خاتون در بستر تلاش و همت کسانی اتفاق می افتد که قوت روزشان مهر است و عشق. مردمی که در لایه های مختلف کتاب با آن ها آشنا می شوید و دوست دارید در کنارشان زندگی کنید. عاشق مرام و مبارزه

- بیشتر

حجم

۲۷۴٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۹۷ صفحه

حجم

۲۷۴٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۹۷ صفحه

قیمت:
۱۴۵,۰۰۰
تومان