
کتاب هفت قله
معرفی کتاب هفت قله
کتاب هفت قله نوشتهی فریده رجبی روایتی بلند و پرجزئیات از سالهای آغازین معلمی نویسنده در یکی از مناطق محروم طارم سفلی است؛ سالهایی که از هجده تا بیستوشش سالگی او را در بر میگیرد و بهنوعی نقطهی شروع زندگی حرفهای و استقلال شخصی او بهشمار میآید. انتشارات گیوا آن را منتشر کرده است و این مجلد، نخستین جلد از یک اتوبیوگرافی سهگانه است که نویسنده در آن، زندگی خود را از پایان دبیرستان تا دوران بازنشستگی و سپس اقامت چندساله در تاجیکستان دنبال کرده است. در این کتاب، خواننده با معلمی جوان همراه میشود که از شهر و خانواده جدا میشود، در جادههای خاکی و روستاهای دورافتاده پیش میرود، با همکاران تازه، دانشآموزان ترکزبان، خانههای کاهگلی، حمام خزینه، نبود آب و برق، ترس از گرگ و دزد و تنهایی شبانه روبهرو میشود و در عین حال، دوستی، شوخطبعی، عشق به تدریس و دلتنگی برای خانه را تجربه میکند. هفت قله در عین روایت روزمرههای معلمی، به گذشتهی نویسنده، خاطرات کودکی در تهران و قزوین، فضای جنگ، پدر نظامی، کلاسهای قرآن، معلمان سختگیر و رویاهای دانشگاه هم سر میزند و تصویری چندلایه از یک نسل و یک دورهی پرحادثه ارائه میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هفت قله
کتاب هفت قله با تمرکز بر سالهای نخست تدریس فریده رجبی در منطقه طارم سفلی، مانند دفتر مفصلی از خاطرات روزانه پیش میرود که در آن، هر فصل به ماجرایی مشخص گره خورده است؛ از «استقبال گرم!» و ورود پرهیجان به روستا و سنگپرانی پسرهای فوتبالیست گرفته تا «چادر!» و اولین مواجهه با پوشش اجباری در محیط روستا، «خزینه» و کشف حمام عمومی کوچک و شلوغ ده، «پستچی» و آشنایی با مردی که نامههای معلمان را به شهر میبرد، و «ننه نرگس» و «ننه مریم» که دو تیپ کاملا متضاد از صاحبخانههای روستایی را نشان میدهند. در این میان، مدرسه و کلاس درس، محور اصلی روایت است؛ جایی که نویسنده از کلاس دوم و پنجم مختلط، سرودهای جنگی به زبان ترکی، بحث تنبیه بدنی، چوبهایی که بچهها برای معلم میآورند، و تلاش برای ایجاد رابطهای دوستانه و در عین حال مؤثر با دانشآموزان مینویسد. در کنار این خط اصلی، کتاب مدام به گذشته برمیگردد؛ به دوران دبستان و دبیرستان در قزوین و تهران، معلم حرفهوفن خشن و در عین حال مهربان در آزمایشگاه، کلاسهای قرآن موسوم به اوستا، حمل قودانهای سنگین آب، و خاطراتی از پدر نظامی که در خواب انگلیسی حرف میزند و در جوانی روی پشتبام شعر عاشقانه میخواند. کتاب هفت قله در ادامه، فضای اجتماعی و سیاسی سالهای جنگ را هم وارد زندگی روزمره میکند؛ از شنیدن اخبار رادیو عراق در اتاق نمور روستا و دیدن هواپیما و گلولههای ضدهوایی در آسمان قزوین تا ساخت پناهگاههای ذهنی با شعر و نوشتن. فصلهایی مانند «گرگ»، «زنگ و زنگوله»، «ی سیگاری»، «قودان»، «پناهگاه»، «نیویورک»، «حمامی»، «نار» و «دو سرباز» هر کدام برشی مستقل از تجربههای نویسندهاند: ترسهای شبانه از صدای سگ و گرگ، اشتباه گرفتن زنگولهی گردن الاغ با زنگ مدرسه، همکارانی که شبها در خواب هم حروف الفبا را تکرار میکنند، خاطرهی اسبسواری در میدان نظامی، پیادهروی طاقتفرسا تا خاکینه برای رسیدن به شهر، و مهمانی در خانهی خانوادهای روستایی که دختر معلولشان با جیغ «نار، نار» میخواهد. در خلال این روایتها، نویسنده از دلتنگی برای خانواده، گفتوگوهای طولانی شبانه با هماتاقیاش فتانه، برنامهریزی برای کنکور، و کشمکش میان ماندن در روستا و رفتن به دانشگاه مینویسد. کتاب هفت قله در این جلد، بیش از هر چیز، تصویری نزدیک و جزئینگر از زیست معلمان جوان در روستاهای دورافتاده، روابطشان با اهالی، و فرازونشیبهای عاطفی و حرفهای این سالها ارائه کرده است.
خلاصه داستان هفت قله
هفت قله روایت پیوستهای از زندگی فریده رجبی از لحظهی خروج از خانه تا جا افتادن در نقش معلم روستاست. متن با توضیح نویسنده آغاز میشود که این مجلد، جلد اول اتوبیوگرافی اوست و سالهای هجده تا بیستوشش سالگیاش را در طارم سفلی پوشش میدهد. سپس وارد صحنهی «استقبال گرم!» میشویم: ماشین رنو در جادهی خاکی و سنگلاخ، گلههای گوسفند، سگ سفید چوپان، شوخی مادر فتانه دربارهی گرمای طارم، نگرانی پدر فتانه از جادهی خطرناک و زمستانهای سخت، و در نهایت، ورود به روستا و سنگپرانی پسرهای فوتبالیست به ماشین معلمان تازهوارد. در فصل «چادر!» نویسنده و دوستش فتانه در میان ازدحام بچهها، با چادرهایی که هنوز به آن عادت نکردهاند، دنبال خانه میگردند و همزمان با کودکان مشتاقی روبهرو میشوند که از آنها میخواهند معلم کلاس سوم باشند. خانهی اول، اتاقی کاهگلی در خانهی ننه سریه است؛ جایی که با کمک بچهها اسبابها را میآورند و صاحبخانه با سیبزمینیهای انباشته در ورودی اتاق از آنها استقبال میکند. کمی بعد، ورود ناگهانی زهرا، همکلاسی قدیمی دبیرستان، و دوستش فرزانه، حلقهی معلمان جوان روستا را کامل میکند و بحثهایی مثل حمام خزینه، آب جیرهبندی، یخچال با موتور برق، و انتخاب خانهای نزدیک مدرسه شکل میگیرد. نویسنده در فصلهای بعد، از جابهجایی میان خانهها میگوید: از ننه نرگس وسواسی و ایرادگیر که از استفادهی مستأجران از آب حوض و آفتابه ناراحت است تا ننه مریم مهربان که با آغوش باز و بوسه از آنها استقبال میکند و حیاطی پر از درخت و اتاقهایی دلباز دارد. در این میان، مدرسه به مرکز ثقل روایت تبدیل میشود: کلاس دوم پسرانه با سرودهای جنگی ترکی، کلاس پنجم مختلط با دختران تنومند و پسران بازیگوش، بحث تنبیه بدنی و چوبهایی که بچهها با اشتیاق برای معلم میآورند، و تلاش نویسنده برای حفظ مهربانی در عین جدیت. او همزمان، از معلمان دوران خودش یاد میکند؛ دبیر حرفهوفن خشن اما خاطرهساز، کلاسهای آشپزی و شیمی در آزمایشگاه، و نمایشهای طنز فهیمه. بخش مهمی از کتاب به دلتنگی و زندگی عاطفی نویسنده اختصاص دارد: شبهایی که با فتانه زیر نور چراغ گردسوز از خانوادهها، پدران نظامی، ازدواج والدین، خاطرات انقلاب و جنگ، و رویاهای دانشگاه حرف میزنند؛ لحظههایی که بغض میآید اما غرور اجازهی گریه نمیدهد؛ و جاهایی که شعر به کمک نویسنده میآید تا اضطراب اخبار جنگ و دوری از خانه را تاب بیاورد. در فصل «گرگ» ترسهای شبانه از صدای سگها، فریاد «گرگ! گرگ!» در نیمهشب، و ناتوانی از باز کردن در برای صاحبخانه، فضای ناامن و ناشناختهی روستا را پررنگ میکند. کتاب در ادامه، به جزئیات زندگی روزمره در روستا میپردازد: زنگ آهنی مدرسه که بعدا جای خود را به زنگوله میدهد و یکبار صدای زنگولهی گردن الاغ با زنگ تفریح اشتباه گرفته میشود؛ فرزانه که شبها در خواب هم حروف الفبا را تکرار میکند؛ خاطرات اوستا و حمل قودانهای سنگین آب در کودکی؛ تجربهی حمام عمومی نیارک و اعتراض جمعی معلمان به گرفتن کرایهی دوبرابری؛ مهمانی در خانهی شرافت و مواجهه با دختر معلول خانواده که با جیغ «نار، نار» انار میخواهد؛ و پیادهروی طاقتفرسای ۴۰ کیلومتری تا خاکینه برای رسیدن به شهر و جشن یلدا، که به بیماری و تورم پاها منتهی میشود. در تمام این مسیر، هفت قله تصویری زنده از رشد یک معلم جوان، شکلگیری هویت حرفهای او، و درهمتنیدگی زندگی شخصی، جنگ، فقر، مهربانی و شوخطبعی ارائه میدهد.
چرا باید کتاب هفت قله را بخوانیم؟
هفت قله از زاویهی دید یک معلم جوان، تصویری نزدیک و ملموس از زندگی در یک روستای دورافتاده ارائه کرده است؛ تصویری که در آن، جادههای خاکی، حمام خزینه، نبود برق و آب لولهکشی، و ترس از گرگ و دزد، در کنار دوستی، خنده، موسیقی، شعر و مهماننوازی اهالی قرار میگیرد. این کتاب نشان داده است که معلمی در مناطق محروم فقط یک شغل نیست، بلکه نوعی مهاجرت، تجربهی استقلال، و مواجههی روزانه با مرزهای توان و تحمل است. روایت، پر از صحنههای جزئی و زنده است؛ از سنگپرانی پسرهای فوتبالیست به ماشین معلمان تا اشتباه گرفتن زنگولهی الاغ با زنگ مدرسه، از خوابهای الفبایی فرزانه تا اعتراض آرام به حمامی روستا. خواندن این کتاب امکان آشنایی با فضای اجتماعی و فرهنگی طارم سفلی و روستای نیارک را فراهم کرده است؛ جایی که در آن، مدرسهی بزرگ با ۲۳ معلم، امامزاده، مسجد بدون پیشنماز، و خانوادههایی با فرزندان مهاجر به آمریکا در کنار هم دیده میشوند. در عین حال، هفت قله به گذشتهی شهری نویسنده، خاطرات کودکی در تهران و قزوین، و تجربهی جنگ و آژیر قرمز هم سر میزند و نشان داده است که چگونه یک زندگی فردی، زیر سایهی رویدادهای بزرگتر شکل میگیرد. برای کسانی که به تجربههای زیستهی معلمان، تاریخ شفاهی، و روایتهای صمیمی از رشد شخصی و حرفهای علاقهمند هستند، این کتاب میتواند منبعی سرشار از جزئیات و موقعیتهای بهیادماندنی باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن هفت قله به کسانی پیشنهاد میشود که به تجربههای معلمان در مناطق محروم، خاطرات زیسته از روستا و مدرسه، و روایتهای شخصی از سالهای جنگ و دلتنگی علاقهمند هستند. همچنین به دانشجویان و معلمان جوانی که در آستانهی اعزام به مناطق دورافتادهاند، و پژوهشگران یا علاقهمندان به مطالعات روستا، آموزش و تاریخ اجتماعی معاصر پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب هفت قله
«سخنی با خوانندگان محترم کتابی که پیش روی شماست، مجموعه خاطرات من است. معلم بازنشسته ای که هفت سال از نخستین سالهای تدریس خود را، در یکی از مناطق محروم و دورافتاده کشور گذرانده است. داستان زندگی من به سه مجلد تقسیمبندی شده است. مجلد اول که پیش روی شماست، آغاز دوران تدریس من از هجده تا بیست وشش سالگی در منطقه طارم سفلی می باشد. این منطقه در زمان اشتغال به کار من، تحت تابعیت استان زنجان بود و اینک از توابع استان قزوین است. مجلد دوم ادامه دوران تدریس، تحصیلات دانشگاهی، انتشار مجموعههای شعر و شرکت در همایشهای ادبی، کنگرههای شعر و... میباشد. مجلد سوم که از سال ۱۳۸۸ به بعد را در برمیگیرد، به دوران بازنشستگی من میرسد و پس از آن، به ماجراهای جالب وخاطرات زندگی سه ساله من در کشور تاجیکستان ختم میشود. امیدوارم به زودی بتوانم دو مجلد بعدی این اتوبیوگرافی را منتشر کنم. هر چند هفت قله، با توجه به فهرست موضوعات، به بخشهای متفاوتی تقسیمبندی شده است، اما مطالبِ ازهم گسیخته و پراکندهای نیست و ترتیب تاریخی در آنها رعایت شده است. بنابراین به خواننده گرامی این کتاب پیشنهاد میشود که این رمان را از ابتدا به طور منظم مطالعه بفرمایند. من در طول بیان حوادث زندگی خود در منطقه طارم سفلی، به تناسب موضوع، گریزی به گذشته زده وخاطرات دوران کودکی خود را نیز بازگو کرده ام. دوران زندگی من پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان، همواره پر از حادثه و فرازونشیب های قابل توجه وگاه منحصر به فرد بوده است. من دوران تدریس خود را درتمام پایههای تحصیلی از ابتدایی تا دانشگاه سپری کرده و مدارج تحصیلی از دیپلم تا دکترای زبان وادبیات فارسی را طی کرده ام. لازم به ذکر است که جهت حفظ حریم خصوصی افرادی که در این کتاب در باره آنها مطلب یا مطالبی نوشته شده است، اغلب نامهای ذکر شده مستعار می باشند. همچنین بسیاری از خاطرات ومطالبی که درج آنها در این کتاب، ضروری به نظر می رسید ناگزیر حذف شده اند. امیدوارم روزی من و همه هم میهنانم بتوانیم روز آزادی قلم را جشن بگیریم. در پایان از پدر و مادر عزیزم که در تدوین برخی از مطالب و خاطرات این کتاب، مرا یاری کرده و در تمامی مراحل کار، همراهم بوده اند، کمال تشکر و امتنان را دارم. فریده رجبی/ اسفند ۱۴۰۳»
حجم
۴۱۲٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۰۶ صفحه
حجم
۴۱۲٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۰۶ صفحه