
کتاب جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و لبنان از منظر حقوق بین الملل
معرفی کتاب جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و لبنان از منظر حقوق بین الملل
کتاب جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و لبنان از منظر حقوق بین الملل نوشته سجاد رضازاده، تحلیلی حقوقی از جنگ تابستان ۲۰۰۶ میان اسرائیل و حزبالله لبنان ارائه میکند و با تکیه بر مفاهیم مسئولیت بین المللی دولتها، دفاع مشروع، توسل به زور و حقوق بشردوستانه، رخدادهای میدانی این جنگ را در چارچوب قواعد حقوق بین الملل معاصر مورد بررسی قرار میدهد. انتشارات گیوا این متن را منتشر کرده و نسخه الکترونیکی آن را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و لبنان از منظر حقوق بین الملل
کتاب جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و لبنان از منظر حقوق بین الملل با تمرکز بر جنگ تابستان ۲۰۰۶، این مخاصمه را بهعنوان نمونهای عینی برای آزمودن مفاهیم کلیدی حقوق بین الملل عمومی برمیگزیند. سجاد رضازاده ابتدا تاریخ پرتنش لبنان و اسرائیل را از ۱۹۴۸ تا ۲۰۰۶ مرور کرده و نشان میدهد که چگونه اشغال جنوب لبنان زمینهی ظهور حزبالله به عنوان بازیگری نظامی و سیاسی را فراهم کرده است. سپس واقعهی عملیات صبح صادق و اعلام رسمی توسل اسرائیل به دفاع مشروع، نقطهی عزیمت بحث حقوقی قرار میگیرد. نویسنده با طرح مفاهیم توسل به زور، دفاع مشروع، انتساب و حقوق بشردوستانه چارچوب نظری پژوهش را میچیند و پرسشهای محوری خود را صریح مطرح میکند.
کتاب جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و لبنان از منظر حقوق بین الملل در سه بخش اصلی سازمان یافته است: بخش اول جایگاه حزبالله را همزمان بهعنوان جنبش مقاومت ملی و حزب قانونی در ساختار سیاسی لبنان بررسی کرده است. بخش دوم انواع قرائتها از دفاع مشروع (پیشگیرانه، پیشدستانه و مضیق) را نقد میکند و در نهایت با تکیه بر آرای دیوان بین المللی دادگستری در قضایای نیکاراگوئه و سکوهای نفتی، مفهوم حملهی مسلحانه و آستانهی لازم برای فعالشدن حق دفاع مشروع را روشن میسازد. و بخش سوم به رعایت حقوق بشردوستانه از سوی اسرائیل اختصاص دارد و بدون ورود به بحث شناسایی یا عدم شناسایی اسرائیل، رفتار نظامی آن را بر اساس قواعد مخاصمات مسلحانه و حمایت از غیرنظامیان ارزیابی میکند.
خلاصه کتاب جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و لبنان از منظر حقوق بین الملل
سجاد رضازاده در جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و لبنان از منظر حقوق بین الملل ابتدا جنگ ۳۳ روزه را در بستر تاریخی و سیاسی لبنان و اسرائیل قرار میدهد: از اشغال جنوب لبنان در ۱۹۸۲، شکلگیری جبههی مقاومت ملی و سپس حزبالله، تا خروج نیروهای اسرائیلی در سال ۲۰۰۰ و تداوم اشغال مزارع شبعا. حزبالله در این روایت، هم محصول تجاوز ۱۹۸۲ و هم ادامهی سنت مقاومت ملی لبنان معرفی شده است؛ نیرویی که از یک جنبش مقاومت مسلحانه به حزبی با ساختار سیاسی، پارلمانی و کابینهای تبدیل شده و در عین حال سلاح خود را حفظ کرده است.
در بخش اول کتاب، نویسنده مفهوم انتساب را در حقوق مسئولیت بین المللی توضیح میدهد: دولت موجودیتی نامرئی است و تنها از طریق اعمال ارگانهای رسمی و عملی خود در صحنهی بین المللی ظاهر میشود. بر این اساس، دو مسیر برای انتساب اعمال حزبالله به لبنان بررسی شده است: نخست، حزبالله بهعنوان جنبش مقاومت ملی که در شرایط ناتوانی ارتش رسمی، عملاً نقش رکن دفاعی لبنان در برابر اشغال و حملات اسرائیل را بر عهده گرفته و مورد حمایت و تأیید مقامات عالی لبنان قرار گرفته است؛ دوم، حزبالله به عنوان حزب قانونی که در پارلمان و کابینه حضور دارد و حاکمیت لبنان با علم به ماهیت مسلحانهی آن، فعالیتش را غیرقانونی اعلام نکرده است.
در بخش دوم، کتاب جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و لبنان از منظر حقوق بین الملل به قاعدهی منع توسل به زور و استثنای دفاع مشروع میپردازد. ابتدا سیر تاریخی محدودشدن جنگ از میثاق جامعهی ملل و پیمان بریان–کلوگ تا مادهی ۲ بند ۴ منشور ملل متحد مرور میشود و سپس دفاع مشروع به عنوان تنها استثنای پذیرفتهشده بر این ممنوعیت معرفی شده است. نویسنده سه قرائت از دفاع مشروع را از هم تفکیک میکند: دفاع مشروع پیشگیرانه که بر تهدیدهای دور و فرضی تکیه دارد، دفاع مشروع پیشدستانه که به حملات قریبالوقوع استناد میکند و دفاع مشروع مضیق که تنها پس از وقوع حملهی مسلحانه قابل اعمال است. در ادامه، این چارچوب بر وقایع ۱۲ ژوئیهی ۲۰۰۶ و واکنش اسرائیل اعمال میشود تا سنجیده شود که آیا عملیات حزبالله و اسارت دو نظامی اسرائیلی، از منظر حقوق بین الملل، حملهی مسلحانهای در حدی بوده است که توسل گستردهی اسرائیل به زور علیه کل لبنان را تحت عنوان دفاع مشروع توجیه کند یا نه.
چرا باید کتاب جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و لبنان از منظر حقوق بین الملل را بخوانیم؟
کتاب از یک سو تاریخ شکلگیری و تحول حزبالله را در بستر اشغال و مقاومت لبنان بازخوانی میکند و از سوی دیگر، جایگاه این بازیگر را در ساختار حقوقی و سیاسی لبنان تحلیل کرده است. این ترکیب تاریخ، سیاست و حقوق، امکان درک عمیقتر این سؤال را فراهم میکند که چرا اعمال یک گروه غیردولتی میتواند به دولت منتسب شود و چه پیامدهایی برای مسئولیت بین المللی دارد. اثر حاضر نشان داده که چگونه میتوان بدون ورود به بحث شناسایی یا مشروعیت سیاسی یک دولت، رفتار آن را صرفاً بر اساس قواعد حقوق بشردوستانه و حقوق جنگ ارزیابی کرد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این متن را به دانشجویان و پژوهشگران حقوق بین الملل عمومی و تحلیلگران حوزهی سیاست خارجی پیشنهاد میکنیم. همچنین برای علاقهمندان به مطالعات خاورمیانه و روابط لبنان و اسرائیل هم میتواند مفید باشد.
بخشی از کتاب جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و لبنان از منظر حقوق بین الملل
«حقوق بین الملل، به طور کلی، فقط اعمال اعضای سازمان دولت را به دولت منتسب میداند در حالی که معیار انتساب در حقوق بین الملل اصولاً مستقل و فارغ از مقررات حقوق داخلی است انتساب فعل یا ترک فعل به یک تابع حقوق بین الملل، در فضای روابط بین المللی نمیتواند در چهارچوبی غیر از حقوق بین الملل مورد توجه قرار گیرد و هرگاه حقوق داخلی در بحث انتساب مورد مراجعه قرار گیرد این مراجعه با اذن و تجویز حقوق بین الملل و در راستای مقاصد و امکانات حقوق بین الملل خواهد بود؛ یعنی یک عمل ممکن است در حقوق بین الملل به دولتی قابل انتساب باشد در حالی که بنا بر حقوق داخلی به دولت منتسب نمیشود؛ این وضعیت در مورد اعمال خاص افراد خصوصی که کارکردهایی با ویژگی دولتی را بدون جواز آن اعمال میکنند، رخ میدهد. لذا میتوان گفت که علی الاصول فقط اعمال دو دسته از ارگانها به دولت قابل انتساب هستند: ارگان رسمی، یعنی ارگان هایی که با دولت رابطه سازمانی و نهادین دارند و ارگان عملی یعنی ارگان هایی که به رغم عدم وجود رابطه سازمانی و نهادین یا تحت نظارت و کنترل دولت قرار دارند و یا دولت بعداً عمل آنها را از آن خود میداند.»
حجم
۱۵۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۱۰۸ صفحه
حجم
۱۵۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۱۰۸ صفحه