
کتاب آخرین برگزیده
معرفی کتاب آخرین برگزیده
کتاب آخرین برگزیده نوشتهی الناز منصوری و منتشرشده توسط نشر سنجاق، یک نمایشنامه معمایی و جنایی با رگههایی از هیجان و تعلیق است. این اثر با محوریت شخصیت النا، کارآگاه جوان و پرتلاش، داستانی پرکشش را در فضای پلیسی و رازآلود روایت میکند. روایت کتاب با زبانی امروزی و دیالوگمحور، خواننده را به دل ماجراهای پیچیدهی یک پرونده قتل زنجیرهای میبرد و در کنار آن، روابط میان اعضای تیم پلیسی و ورود شخصیتهای تازهوارد را به تصویر میکشد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آخرین برگزیده
کتاب آخرین برگزیده با قلم الناز منصوری، داستانی معمایی و پلیسی را در قالب نمایشنامه روایت کرده است. محوریت داستان بر شخصیت النا، کارآگاه زن جوانی است که درگیر پروندهای پیچیده و حلنشده میشود. فضای داستان در یک اداره پلیس و میان اعضای تیمی شکل میگیرد که هرکدام ویژگیها و ضعفهای خاص خود را دارند. ورود یک عضو جدید به تیم، یعنی آدرین، باعث ایجاد تنش و رقابت در گروه میشود و روند حل پرونده را تحتتأثیر قرار میدهد. روایت کتاب با تمرکز بر دیالوگها و تعاملات شخصیتها، فضای پرتنش و پویایی را به تصویر کشیده است. در کنار ماجرای اصلی قتلهای زنجیرهای، روابط میان اعضای تیم، چالشهای شخصی و حرفهای النا و تلاش او برای اثبات شایستگیاش، بخش مهمی از روایت را تشکیل میدهد. این اثر با بهرهگیری از عناصر تعلیق، شوخطبعی و موقعیتهای غیرمنتظره، تجربهای متفاوت از یک داستان پلیسی ارائه کرده است.
خلاصه کتاب آخرین برگزیده
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان با النا، کارآگاه جوان و پرتلاش، آغاز میشود که درگیر پروندهای قدیمی و حلنشده است. رئیس او، پاکروز، پس از دو سال ناکامی در حل پرونده، تصمیم میگیرد آن را به کارآگاه دیگری بسپارد. ورود آدرین، کارآگاه تازهوارد با رفتارهای غیرمتعارف و اعتمادبهنفس بالا، فضای تیم را دگرگون میکند. النا که نگران از دست دادن پرونده است، تلاش میکند جایگاه خود را حفظ کند و در عین حال با رفتارهای عجیب آدرین کنار بیاید. در جریان یک سرقت مسلحانه و قتل در بانک، تیم پلیسی با همکاری و گاهی رقابت، موفق به حل پرونده میشود. اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود؛ پرونده قتلهای زنجیرهای موسوم به «رعد» دوباره فعال میشود و النا با چالشهای تازهای روبهرو میشود. در ادامه، سرنخها النا و آدرین را به شهربازی متروکهای میکشاند که در آن با موجودی عجیب و هیولایی روبهرو میشوند. این مواجهه، ابعاد تازهای از پرونده و گذشته شخصیتها را آشکار میکند و النا را با رازهایی درباره خودش و ماهیت پرونده روبهرو میسازد.
چرا باید کتاب آخرین برگزیده را بخوانیم؟
این کتاب با ترکیب فضای معمایی، پلیسی و عناصر فراواقعی، تجربهای متفاوت از داستانهای جنایی ارائه کرده است. روایت دیالوگمحور و شخصیتپردازیهای زنده، باعث شده تا خواننده بهراحتی با فضای داستان و دغدغههای شخصیتها ارتباط برقرار کند. حضور شخصیتهایی با ویژگیهای منحصربهفرد و روابط پرفرازونشیب میان اعضای تیم، داستان را از کلیشههای رایج پلیسی دور کرده است. همچنین، ورود عناصر غیرمنتظره و هیولایی به داستان، مرز میان واقعیت و خیال را کمرنگ کرده و لایههای تازهای به روایت افزوده است. برای علاقهمندان به داستانهای معمایی با چاشنی هیجان و روابط انسانی، این اثر میتواند جذاب باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان داستانهای معمایی، پلیسی و نمایشنامههایی با فضای تعلیق و روابط پیچیده میان شخصیتها پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که به روایتهای دیالوگمحور و داستانهایی با عناصر فراواقعی علاقه دارند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب آخرین برگزیده
«در ماشین به سمت سرکار پشت چراغ قرمز بودم هیچ عجلهای نداشتم که زود به سرکارم برسم برعکس روزای قبلم دیشب خواب نبرد و همش به اون شخصی فکر میکردم که قراره جای منو بگیره اون کی؟ معلوم نبود حتی نمیدونستم خانمِ یا آقا چند سالشه؟ تحصیلاتشو کجا گذرونده؟ و .... اما هیچکدوم برام مهم نبود که اون کجا درس خونده یا چه کارهایی کرده صدای زنگ گوشیم منو از افکارم پرت کرد به دنیای واقعی حالا چراغ هم سبز شده بود زدم دنده یک و حرکت بعد گوشیمو از رو داشبورد برداشتم که ببینم کیه بازم اون پسرهٔ بیکار ایلیاد بود اصلا حوصلشو نداشتم، رد تماس کردم بعد از رو جالیوانی قهوه امو برداشتم تا باقی مونده اشو بخورم که دوباره ایلیاد زنگ زد زود قهوه رو نخورده گذاشتم سرجاش تا صدای اون گوشیو قطع کنم و تق محکم خوردم به ماشین جلویی. اصلا ندیدم که به چهارراه بعدی رسیدم و باید ترمز میگرفتم چقدر این پسر نحسههه آروم سرمو آوردم بالا که ببینم ماشینه چی بود و ضربه ندیده باشه و بلهٔ ماشین رولز رویس مشکی و خوشگل بود که حالا گلگیرش به فنا رفته بود کم مونده بود همونجا مثل بچهها بشینم گریه کنم دوباره زنگ زد با عصبانیت گوشیو برداشتم و به سر ایلیاد داد زدم و گفتم: میدونم چیکارت کنمممممم بعد قطعش کردم و پرتش کردم روی صندلی شاگرد»
حجم
۱۲۱٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۱۹ صفحه
حجم
۱۲۱٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۱۹ صفحه
نظرات کاربران
این کتاب 《آخرین برگزیده🩰》 فوق العاده بود . من البته تا نصفه خوندم 👛 اینم بگم نظر من به هر کتابی نمیره ، 😊 دلم می خواست نظرمو باهاتون در اشتراک بزارم 🫠 داستان جالبی داره ❤️ و اینم بگم که تو تصوراتم