
کتاب جمهوری کلاغ ها
معرفی کتاب جمهوری کلاغ ها
کتاب جمهوری کلاغ ها (A Republica dos corvos) نوشته ژوزه کاردوزو پیرس و ترجمه پیمان نوربخش فرد، اثری داستانی و معاصر است که نشر نگاه آن را در سال ۱۴۰۴ منتشر کرده است. این کتاب مجموعهای از روایتها و داستانهایی است که با نگاهی طنزآمیز، استعاری و گاه تلخ به زندگی، جامعه و تاریخ میپردازد. نویسنده با بهرهگیری از شخصیتهایی چون کلاغها، خوکهای پرنده و سوسکها، جهان داستانی خود را میسازد و با یاری این جانوران به نقد و واکاوی رفتارها و باورهای انسانی میپردازد. روایتهای حاضر در فضایی میان واقعیت و خیال شکل گرفته و هرکدام با زبانی خاص و نگاهی ویژه، لایههایی از جامعه و تاریخ پرتغال را بازتاب داده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جمهوری کلاغ ها اثر ژوزه کاردوزو پیرس
کتاب جمهوری کلاغ ها یک اثر داستانی در سه بخش به قلم ژوزه کاردوزو پیرس است که بهصورت نمادین بهسراغ مفاهیمی مانند هویت، تاریخ، اسطوره و زندگی روزمره میرود. نویسنده با انتخاب شخصیتهایی غیرانسانی مانند کلاغ، خوک پرنده و سوسک، جهان داستانی خود را به عرصهای برای بازتاب دغدغههای اجتماعی و انسانی بدل کرده است. داستانهای حاضر در این اثر در شهر لیسبون و دیگر مکانهای پرتغال رخ میدهند و با طنزی تلخ و نگاهی انتقادی، به افسانهها و باورهای عامیانه و واقعیتهای تلخ جامعه میپردازند. هر بخش از این کتاب، داستانی مستقل اما مرتبط با دیگر بخشها دارد و از خلال این بخشهاست که تصویری از جامعهای درگیر با گذشته، اسطورهها و بحرانهای هویتی ارائه میشود. نویسنده با ذکر جزئیات و توصیفها، مرز میان واقعیت و خیال را محو میکند و خواننده را به سفری در لایههای پنهان زندگی و تاریخ میبرد. قالب این اثر را رمان نیز دانستهاند.
رمان جمهوری کلاغ ها را پیچیده و استعاری توصیف کردهاند؛ اثری که با زبانی شاعرانه و طنزی تلخ، تصویری چندلایه از تاریخ، سیاست و حافظهی جمعی پرتغال ارائه داده است. کلاغها نمادی از جامعهای هستند که پس از دیکتاتوری سالازار میان فراموشی و یادآوری و میان سکوت و اعتراض گرفتار مانده است. ژوزه کاردوزو پیرس با ساختاری چندصدایی، مرزهای واقعیت و خیال و گذشته و حال را در هم میشکند و ذهنی جمعی را به تصویر میکشد که از رهایی از گذشته ناتوان است. در این جهان، نظامی ظاهراً جمهوریخواه، در واقع کاریکاتوری از دموکراسی است که در آن حقیقت گم و صداها سرکوب میشود. نقش حافظه در رمان حاضر محوری است و کلاغها بهعنوان حاملان آن در برابر میل جامعه به فراموشی قرار میگیرند. طنز سیاه نویسنده ابزاری برای نقد تناقضهای جامعه است و اثر حاضر با تأثیرپذیری از نویسندگانی چون فرانتس کافکا و جورج اورول، مرز میان قربانی و سلطهگر را محو کرده است.
خلاصه داستان جمهوری کلاغ ها
کتاب با سه روایت اصلی پیش میرود که هرکدام از زاویهای متفاوت با دیگری به زندگی و جامعه مینگرند. در بخش نخست کلاغی به نام ویسنته در شهر لیسبون و میان میخانه، میدان راهبههای پابرهنه و خانهی زن مرغدار، زندگی میکند. این کلاغ که نماد وفاداری و استقلال است، درگیر افسانهها و باورهای مردم دربارهی کلاغها و قدیس ویسنته میشود و از تکرار این روایتها و کلیشهها به ستوه میآید. رابطهی او با زن مرغدار که قلبی بزرگ و اندوهی عمیق دارد، لایهای انسانی و احساسی به رمان میبخشد. در نهایت مرگ زن کلاغ را در سوگی عمیق فرو میبرد.
در بخش دوم قاضی بازنشستهای در چشمههای آب گرم شاهد عبور خوکهای پرنده در افق است. این پدیدهی عجیب او را به تأمل دربارهی مرز واقعیت و خیال، نقش حیوانات در زندگی انسان و مفهوم حیوانات درونی و اسطورهای سوق میدهد. گفتوگوهای او با جراح هتل و دیگر مهمانان به بحثهایی دربارهی روان انسان، خاطرات کودکی و پیوندهای عجیب میان حیوانات و انسانها میانجامد.
در بخش سوم مهندسی به نام کاپا در دهکدهای مرزی و متروک با هجوم بیپایان سوسکها دستوپنجه نرم میکند. او که گذشتهای پر از رنج و تبعید دارد، در انزوای خود به مطالعه و نقاشی حشرات میپردازد و مبارزهی بیامان با سوسکها را پیش میبرد. این بخش با فضایی کابوسوار و توصیفهایی دقیق، به تنهایی و وسواس و تلاش انسان برای کنترل محیط میپردازد. مهندس در نهایت در میان سوسکها و خاطراتش محو میشود.
چرا باید کتاب جمهوری کلاغ ها را بخوانیم؟
کتاب جمهوری کلاغ ها با داستانهایی بدیع و نمادین، فرصتی برای مواجهه با لایههای پنهان جامعه و ذهن انسان فراهم میکند. این کتاب که سه داستان را در بر گرفته، با طنزی تلخ و نگاهی انتقادی، بهسراغ افسانهها و باورهای عامیانه و واقعیتهای اجتماعی میرود و از خلال شخصیتهایی غیرانسانی، دغدغههای انسانی را بازتاب میدهد. خواندن این اثر داستانی، امکان تجربهی روایتی متفاوت و تأملبرانگیز را فراهم میکند و مخاطب را به بازاندیشی دربارهی هویت، تاریخ و نقش اسطورهها در زندگی روزمره دعوت میکند. همچنین زبان تصویری و جزئیات دقیق نویسنده، فضایی ملموس و درعینحال خیالانگیز میآفریند که خواننده را درگیر خود میسازد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب حاضر به دوستداران ادبیات داستانی قرن ۲۰ پرتغال و قالب مجموعه داستان بههمپیوسته یا رمان و نیز به علاقهمندان به ادبیات نمادین و داستانهای استعاری پیشنهاد میشود. این کتاب برای کسانی که دغدغهی هویت، تاریخ، اسطوره و نقد اجتماعی دارند، مناسب است و همچنین برای مخاطبانی که بهدنبال تجربهی روایتی متفاوت و تأملبرانگیز هستند، خواندنی خواهد بود.
درباره ژوزه کاردوزو پیرس
ژوزه کاردوزو پیرس (José Cardoso Pires) در سال ۱۹۲۵ به دنیا آمد و در ۱۹۹۸ میلادی درگذشت. او نویسندهای پرتغالی بود که در قالبهای داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه و طنز سیاسی مینوشت. این نویسنده که در روستای سائو ژوائو دو پزو در نزدیکی مرز اسپانیا به دنیا آمد، در دانشگاه لیسبون ریاضیات خواند و همانجا نخستین داستان کوتاه خود را منتشر کرد، اما تحصیل را رها کرد و به نیروی دریایی پرتغال پیوست. بعدها بهدلیل مسائل انضباطی از آن اخراج شد. پس از آن به روزنامهنگاری روی آورد و بهطور جدی به نویسندگی پرداخت و بهعنوان نویسندهای شناخته شد که توانست میان محبوبیت عمومی و تحسین منتقدان تعادل برقرار کند. آثار او بهشدت از شهر لیسبون و فضای آن تأثیر گرفته و نیز از سبکهای نویسندگی آمریکایی الهام پذیرفتهاند. از مهمترین آثارش میتوان به رمان O Delfim اشاره کرد. جمهوری کلاغها رمان دیگری به قلم اوست. بعضی از آثار ژوزه کاردوزو پیرس بهصورت فیلم درآمدهاند. پیرس یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان پرتغال در زمان خود به شمار رفته است.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
ژوزه کاردوزو پیرس در طول فعالیت ادبی خود جوایز متعددی دریافت کرد؛ ازجمله جایزهی بینالمللی اتحاد لاتین در رم (۱۹۹۱)، نشان طلایی آسترولابیو از جایزهی بینالمللی Ultimo Novecento در پیزا (۱۹۹۲)، جایزهی بوردالو ادبیات از خانهی مطبوعات در سالهای ۱۹۹۴ و ۱۹۹۷، جایزهی پسوا (۱۹۹۷) و جایزهی بزرگ یک عمر فعالیت ادبی از انجمن نویسندگان پرتغال (۱۹۹۸). همچنین برخی آثار او نیز بهطور جداگانه مورد تقدیر قرار گرفتند؛ ازجمله «مهمان جوب» که در سال ۱۹۶۴ جایزهی کامیلو کاستلو برانکو را از انجمن نویسندگان پرتغال دریافت کرد، «بالادای ساحل سگها» که در سال ۱۹۸۲ برندهی جایزهی بزرگ رمان و نوولا شد، «الکساندرا آلفا» که در سال ۱۹۸۸ جایزهی ویژهی انجمن منتقدان برزیل در سائوپائولو را کسب کرد و «De Profundis, Valsa Lenta» که در سال ۱۹۹۷ موفق به دریافت جایزهی دوم دینیز از بنیاد کازا دِ ماتیوس و نیز جایزهی منتقدان از مرکز پرتغالی انجمن بینالمللی منتقدان ادبی شد.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره این کتاب چیست؟
- کتاب جمهوری کلاغ ها استعارهای از جامعهی پرتغال در دوران پسادیکتاتوری است (gbook.ir).
- رمان جمهوری کلاغ ها رویکرد طنزآمیز ژوزه کاردوزو پیرس به پرتغال پس از انقلاب را به کار میگیرد و فرصتطلبیهای سیاسیِ نوظهور و تناقضهای اجتماعی در دوران دموکراسی را نقد میکند. این رمان نشاندهندهی تعهد پیرس به ادبیات بهعنوان ابزاری برای نقد سیاسی و اجتماعی است؛ اثری که طنزی تند را با کاوشی عمیق در حوزهی قدرت و هزینههای انسانی در دوران استبداد و پیامدهای آن در هم میآمیزد (grokipedia.com).
بخشی از کتاب جمهوری کلاغ ها
«همانطور که در آن زمان نوشتم، الکساندرا آلفا آن کوچهٔ مذکور را تنها از طریقِ توصیفاتِ دوستی که در آنجا سکونت داشت، و احتمالاً با یکیدو بار سرک کشیدنِ شبانه به آن محل، میشناخت. میدانست که کوچه با مغازهٔ نبشِ خیابانی آغاز میشود که به لبنیاتیِ بیزونته شهره بود (شواهدی در دست است که حتی اتومبیلش را جلوی درِ آن مغازه متوقف کرده بود)، اما از آن فراتر نرفت و هرگز خودِ آن بیزونتهٔ نورانی را، که لابد آن تو، پشتِ پیشخان، با سیگاری آویخته به گوشهٔ لب و با تمامِ هیبتِ آن غدهٔ درخشانی را ندید که از زیرِ چانهاش تا روی سینهاش امتداد داشت، ندید یا حتی نیمنگاهی هم به او نینداخت. پیراهنش نایلونی بود، نیازی به گفتن نیست؛ بیزونته همیشه پیراهنهای نایلونیِ کولیوار به تن میکرد، از آن نوعی که الکتریسیتهٔ ساکن ایجاد میکند و مو را بر پوست سیخ میکند؛ اما الکساندرا از این جزئیات بیخبر بود. یا اگر هم بیخبر نبود، از آن رو بود که همان دوستش این نکته و دیگر جزئیات را برایش فاش کرده بود؛ ازجمله اینکه کوچه چگونه ناگهان به دیوارهای چوبی در پسکوچههای خیابانِ رُما ختم میشد، و چگونه همواره در مِهی رقیق و پراکنده پوشیده بود؛ مهی که شاید چیزی جز یک پندار یا حالتِ روحی نبود.»
حجم
۱۶۴٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸۵ صفحه
حجم
۱۶۴٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸۵ صفحه
نظرات کاربران
حقیقتا فقط گول اسم کتاب رو خوردم و از یک جایی به بعد فقط حس کردم دارم چشمامو با خوندن این کتاب اذیت میکنم