
کتاب آنسوی مهتاب
معرفی کتاب آنسوی مهتاب
کتاب آنسوی مهتاب نوشتهی بهزاد فلاح زیارانی داستانی است که انتشارات آذرفر آن را منتشر کرده است و در نسخهی حاضر، متن کامل آن برای مطالعهی الکترونیکی آماده شده است. این کتاب در ظاهر با یک ماجرای سادهی تصادف، آشنایی و رفتوآمد به یک ویلا در حاشیهی تهران شروع میشود اما بهتدریج به سفری درونی دربارهی رنج، سوگ، معنای زندگی و نگاه تازه به هستی تبدیل میشود. نویسنده در آن کتاب از دل رابطهی میان نازنین، زنی داغدیده و خسته از زندگی، و مجنون، روانشناس و زنبورداری که در ویلایی دور از شهر زندگی میکند، به موضوعاتی مثل آرامش، صبر، شعور هستی، جایگاه انسان در نظام آفرینش و مقایسهی او با زنبور عسل پرداخته است. متن کتاب ترکیبی از روایت داستانی، گفتوگوهای طولانی، توضیحهای نظری و مثالهای ملموس از زندگی روزمره است و در فصلهای مختلف، هم روند درمان و دگرگونی نازنین را دنبال میکند و هم بهکمک زندگی زنبور عسل، مفاهیمی مثل نظم، مسئولیت، عشق، عبادت و حضور در لحظه را توضیح میدهد. آن کتاب در عین روایت یک قصهی شخصی، مدام از سطح فردی فراتر میرود و به پرسشهای کلیتری دربارهی انسان و جهان میرسد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آنسوی مهتاب
کتاب آنسوی مهتاب با تمرکز بر زندگی نازنین، زنی میانسال، معلم و طراح لباس، آغاز میشود که پس از سالها تلاش، عشق، بیماری سخت همسرش علی و مرگ او، زیر بار سوگ و فرسودگی جسمی و روحی خم شده است. نویسنده در همان صفحات ابتدایی، با مقدمه و «سخنی با خوانندگان گرامی»، چارچوب فکری خود را روشن میکند: جهان را دارای نظم و شعور میداند، انسان را تنها موجود مختلکنندهی این نظم معرفی میکند و از قدرت ضمیر ناخودآگاه و امکان رسیدن انسان به تواناییهای «ناممکن» سخن میگوید. سپس در فصل اول با عنوان «دیدار»، ماجرای آشنایی نازنین با مجنون روایت شده است؛ روانشناسی که در باغی بزرگ و پر از کندوهای زنبور عسل، همراه همسرش محبوبه و کارگرشان جواد زندگی میکند. خرابی ماشین نازنین در جادهای متروک، پناهبردن او به باغ، مهمانشدنش در ویلا و رفتوآمدهای بعدی، بستری میشود برای شکلگیری رابطهای صمیمی که در آن، مجنون هم نقش درمانگر را دارد و هم راهنمایی معنوی که از زنبور عسل، شعر، فلسفه و تجربهی شخصی برای توضیح دیدگاهش استفاده کرده است. در ادامهی کتاب آنسوی مهتاب، فصلها بهصورت مشخص نامگذاری شدهاند؛ از جمله «فصل اول: دیدار» و «فصل دوم: صفات زنبور عسل». در فصل دوم، ساختار کلنی زنبور عسل، نقش ملکه، کارگران و نرها، ژل رویال، تقسیم کار بر اساس سن، و مفهوم «روح جمعی» کلنی با جزئیات توضیح داده شده است. نویسنده این توضیحات را فقط بهعنوان اطلاعات زیستی رها نکرده و آنها را بهطور مستقیم با زندگی انسان پیوند داده است؛ برای مثال، آرامش کلنی را به وجود ملکهی سالم و هدفمند نسبت داده و آن را با ضرورت داشتن هدف روشن در زندگی انسان مقایسه کرده است. در همان فصل، بحث «شش پلهی شعور» (شعور ارتعاش بنیادی، شعور زمینه، شعور حیات، شعور تعقل غریزی، شعور تعقل اختیاری و شعور عشق) مطرح شده و جایگاه انسان در این پلهها توضیح داده شده است. کتاب آنسوی مهتاب در ادامه، با ترکیب روایت روزمره (رفتوآمد نازنین به ویلا، تمرینهایش در گروه آواز، تصادف و بستریشدن در بیمارستان، اقامت در ویلا) و گفتوگوهای طولانی میان او و مجنون، بهتدریج مسیر درمان نازنین را نشان میدهد؛ درمانی که هم شامل تمرینهای ذهنی مثل نوشتن افکار صبحگاهی و زندگی در لحظه است و هم شامل آشنایی با زندگی زنبورها، نیشدرمانی، استفاده از عسل و برهموم و نگاه تازه به رنج و سوگ. در خلال این روند، رابطهی عاطفی و انسانی میان نازنین و مجنون نیز شکل میگیرد اما متن آن را در بستر دغدغههای معنوی، اخلاقی و وجودی نگه میدارد و از خلال آن، پرسشهایی دربارهی وابستگی، عشق، آزادی و مسئولیت را پیش میکشد.
خلاصه داستان آنسوی مهتاب
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان آنسوی مهتاب با مقدمهای آغاز میشود که در آن نویسنده از نظم هستی، شعور جهان، جایگاه انسان و قدرت ضمیر ناخودآگاه سخن گفته است و سپس در «سخنی با خوانندگان گرامی» اعلام کرده است که در این رمان، صفات مشترک انسان و زنبور عسل در حد قیاس بررسی میشود تا روشن شود چرا با وجود برتریهای زنبور در بسیاری از صفات، انسان اشرف مخلوقات بهشمار میآید. پس از این مقدمه، روایت اصلی با نازنین شروع میشود؛ زنی که در کودکی و نوجوانی، روحیهای پرانرژی و «پسرانه» داشته، اما در خانوادهای مذهبی و محدودکننده بزرگ شده است. او با اجبار پدرش خیلی زود ازدواج کرده، معلم شده، بعد مزون لباس راه انداخته و با تلاش مشترک با همسرش علی، زندگی نسبتاً مرفهی ساخته است. این روند با بیماری سخت علی قطع میشود؛ تومور بدخیم کلیه که به کبد و پانکراس متاستاز میدهد، عملهای متعدد، دردهای شدید، مرفین شبانه و در نهایت مرگ علی، نازنین را در هم میشکند. او برای هزینههای درمان و بعد، مهاجرت دخترش ناهید، خانه، ماشین و ویلا را میفروشد و در کنار سوگ، با مجموعهای از بیماریهای جسمی (کیست سینه، میگرن، زخم معده و اثنیعشر) و مصرف سنگین داروهای اعصاب دستوپنجه نرم میکند. در چنین وضعیتی، یک روز پاییزی، نازنین با ذهنی آشفته از تهران بیرون میزند، در جادهای نامناسب بنزین تمام میکند و برای کمک، به باغی با دیوارهای بلند و درخت بید مجنون پناه میبرد. آنجا با محبوبه و سپس با مجنون آشنا میشود؛ مردی حدوداً پنجاهساله، روانشناس و زنبوردار که در ویلایی بزرگ با باغی پر از درخت و دهها کندوی رنگارنگ زندگی میکند. مجنون ماشین نازنین را تعمیر میکند، او را تا تهران میرساند و بعد، پیشنهاد میدهد روندی از «درمان» را در ویلا آغاز کنند. نازنین ابتدا با تردید و ترس از وابستگی، اما بهتدریج با اعتماد بیشتر، هفتهای چندبار به ویلا میرود. در جلسات اول، او زندگینامهاش را با جزئیات برای مجنون تعریف میکند و مجنون در مقابل، از شش پلهی شعور، نظم هستی، جایگاه انسان و زندگی زنبور عسل میگوید. او آرامش کلنی را به وجود ملکهی سالم، ذخیرهی کافی، نبود بیماری و کار هماهنگ کارگران نسبت میدهد و این را به زندگی انسان تعمیم میدهد؛ اینکه انسان هم برای آرامش به هدف، نظم درونی و رهایی از تشتت ذهنی نیاز دارد. مجنون برای نازنین تمرینهایی تعیین میکند: نوشتن هرآنچه صبحها به ذهنش میآید برای خالیکردن ذهن از افکار بیهوده، و بعد تمرین «در لحظه بودن»؛ یعنی انجام هر کار بدون حواسپرتی و فکرکردن به گذشته و آینده. همزمان، او نازنین را با کندوها آشنا میکند، از ژل رویال، تقسیم کار زنبورها، نیشدرمانی و خواص عسل میگوید و حتی از تجربهی درمان رماتیسم محبوبه با نیش زنبور عسل مثال میآورد. رابطهی میان نازنین و مجنون کمکم از رابطهی صرفاً درمانگر و بیمار فراتر میرود؛ نازنین به پیشنهاد مجنون در یک سایت کتابخوانی برای ضبط کتاب صوتی و در یک گروه آواز مشغول میشود، اعتمادبهنفسش بالا میرود و احساس میکند «دوباره متولد شده است». در عین حال، از شدت مهربانی و حضور مداوم مجنون، دچار تردید و ترس از وابستگی میشود و حتی با خواهرش شادی دربارهی احتمال شکلگیری احساس عاطفی میان خود و مجنون گفتوگو میکند. زمستان که میرسد، رفتوآمد نازنین بهخاطر لغزندگی جاده کمتر میشود و تماسهای تلفنی و پیامها جای دیدارهای حضوری را میگیرد. یک روز که نازنین با شوق برای شنیدن «صفت سوم زنبور عسل» راهی ویلا میشود، در مسیر تصادف میکند و پایش میشکند. مجنون با تماس بیمارستان خود را میرساند، رضایت عمل را امضا میکند و در کنار شادی و ناهید، در روند درمان و ترخیص حضور دارد. وقتی بحث بر سر محل استراحت نازنین بالا میگیرد، مجنون پیشنهاد میدهد او مدتی در ویلا بماند و برای حل مسئلهی محرمیت، از خواندن صیغهی محرمیت توسط روحانی سخن میگوید. کتاب در ادامه، این همزیستی، ادامهی گفتوگوها دربارهی صفات زنبور عسل (مثل صبر و تحمل)، تمرینهای ذهنی و عاطفی نازنین و تغییر تدریجی نگاه او به زندگی، رنج و خودش را دنبال میکند و نشان میدهد چگونه نگاه به یک موجود کوچک مثل زنبور عسل میتواند دریچهای به فهم گستردهتری از هستی و جایگاه انسان باز کند.
چرا باید کتاب آنسوی مهتاب را بخوانیم؟
کتاب آنسوی مهتاب از یکسو داستان زنی است که زیر بار سوگ، بیماری و فشارهای خانوادگی خم شده و از سوی دیگر، روایتی است از یک روند تدریجی دگرگونی درونی که با گفتوگو، خودشناسی و توجه به طبیعت پیش میرود. این ترکیب، آن کتاب را برای کسانی که به داستانهایی با محوریت رنج، سوگ و بازسازی زندگی علاقه دارند، قابلتوجه میکند. نویسنده بهجای تمرکز صرف بر وقایع بیرونی، بخش زیادی از متن را به گفتوگوهای عمیق میان نازنین و مجنون اختصاص داده است؛ گفتوگوهایی که در آنها از فلسفهی آفرینش، شعور جهان، شش پلهی شعور، نقش ضمیر ناخودآگاه، معنای عبادت و جایگاه انسان در هستی صحبت شده است. این بخشها برای خوانندگانی که به مباحث معنوی و فکری علاقه دارند، میتواند جذاب باشد. ویژگی دیگر کتاب آنسوی مهتاب، استفادهی گسترده از زندگی زنبور عسل بهعنوان آینهای برای فهم انسان است. توضیح دقیق ساختار کلنی، نقش ملکه، کارگران و نرها، ژل رویال، تقسیم کار بر اساس سن، مفهوم «روح جمعی» و حتی محاسبهی آستانهی تحمل زنبورها، فقط اطلاعات جانبی نیست؛ این توضیحات در متن بهعنوان الگوهایی برای آرامش، صبر، نظم، مسئولیتپذیری و زندگی در لحظه بهکار رفته است. خواننده در خلال داستان، با تمرینهایی مثل نوشتن افکار صبحگاهی، تمرکز بر یک کار در هر لحظه و رهاکردن افکار مزاحم آشنا میشود که میتواند الهامبخش باشد. همچنین، حضور پررنگ طبیعت، باغ، درخت بید مجنون، کندوهای رنگارنگ و توصیفهای مکرر از باد، باران، برف و فصلها، فضایی میسازد که در آن، پیوند انسان و جهان زنده پررنگتر احساس میشود. برای کسانی که به دنبال متنی هستند که هم قصه بگوید و هم در خلال قصه، به پرسشهای وجودی و معنوی بپردازد، این کتاب میتواند تجربهای متفاوت فراهم کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب آنسوی مهتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهایی دربارهی سوگ، ازدستدادن و بازسازی زندگی علاقه دارند؛ به خوانندگانی که دوست دارند در خلال یک روایت، با بحثهایی دربارهی شعور هستی، ضمیر ناخودآگاه و معنای آرامش آشنا شوند؛ به افرادی که کنجکاوند نگاه تازهای به زندگی زنبور عسل و پیوند آن با زندگی انسان داشته باشند؛ و به کسانی که درگیر اضطراب، تشتت ذهنی یا احساس بیمعنایی هستند و میخواهند از خلال یک قصه، با تمرینهایی برای حضور در لحظه و تغییر نگاه خود روبهرو شوند.
حجم
۹۶۲٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۷۳ صفحه
حجم
۹۶۲٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۷۳ صفحه