کتاب وازدن خواری ابوالفضل بنکدار + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب وازدن خواری

کتاب وازدن خواری

انتشارات:سنجاق
دسته‌بندی:
امتیاز
۵.۰از ۱ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب وازدن خواری

کتاب وازدن خواری نوشته ابوالفضل بنکدار و اثری است که نشر سنجاق آن را به‌صورت الکترونیکی منتشر کرده است. این رمان ایرانی به کاوش در لایه‌های تاریک و پیچیده‌ی روان انسان می‌پردازد و تجربه‌ی زیسته‌ی شخصیت اصلی را در مواجهه با رنج، تنهایی، سرشت انسانی و کشمکش‌های درونی روایت می‌کند. نویسنده با بهره‌گیری از تصاویر ذهنی و توصیف‌هایی که گاه تکان‌دهنده است، فضایی خلق کرده که در آن مرز میان واقعیت و خیال، درد و لذت، شکست و مقاومت به چالش کشیده می‌شود. این رمان با زبان و ساختاری ویژه، به موضوعاتی مانند هویت، غرور، سرکوب و تلاش برای رهایی از زنجیرهای تحمیل‌شده پرداخته است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب وازدن خواری

کتاب وازدن خواری [بخوانید وازَدَنِ خواری] به قلم ابوالفضل بنکدار، یک رمان ایرانی در باب زندگی شخصیتی است که در دل انزوا و سرما با خود و سرشت انسانی‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کند. این کتاب مخاطب را به سفری درونی می‌برد؛ سفری که در آن مرز میان واقعیت و خیال، خاطره و کابوس به‌سادگی جابه‌جا می‌شود. نویسنده فضای سرد و افسرده‌ی کلبه‌ای دورافتاده را به بستری برای بازتاب کشمکش‌های روانی و فلسفی شخصیت اصلی بدل کرده است. رمان حاضر با روایت اول‌شخص، تجربه‌ی زیسته‌ی شخصیتی را به تصویر می‌کشد که درگیر رنج‌های عمیق، خاطرات تلخ و تلاش برای رهایی از زنجیرهای سرشت و غرایز است. در این میان، عناصر نمادین چون برف، کلبه، مارها و حتی خاطرات خانوادگیْ به ابزارهایی برای بیان بحران هویت، سرکوب و میل به آزادی بدل شده است. رمان حاضر به شکست، ناامیدی و جست‌وجوی معنا در جهانی بی‌رحم و بی‌ثبات می‌پردازد و درعین‌حال لحظاتی از مقاومت و تسلیم‌ناپذیری را نیز به نمایش می‌گذارد.

کتاب وازَدَنِ خواری روایتی‌ است از انسانی که در میان زخم، شهوت و تردید به‌دنبال رستگاری است. این رمان نه درباره‌ی نجات است و نه سقوط؛ بلکه درباره‌ی لحظه‌ای‌ است که انسان درمی‌یابد هیچ راهی جز وازدن نیست؛ سفری درون ذهن و تن؛ از سیاهی به روشنایی و شاید دوباره به سیاهی.

خلاصه داستان وازدن خواری

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

رمان با روایتگری از زبان ذهن پرآشوب شخصیت اصلی آغاز می‌شود؛ فردی که در کلبه‌ای دورافتاده و در دل برف و سرما با خاطرات، اندوه‌ها و سرشت انسانی خود روبه‌روست. او در فضایی آکنده از تنهایی و افسردگی به مرور شکست، تحقیر و رنج‌های گذشتهٔ خود می‌پردازد. او با غرایز و کشش‌های درونی خود درگیر است؛ از جدال با سرشت و غریزه تا تلاش برای سرکوب و وازدن خواری. شخصیت اصلی بارها با نمادهایی چون مار، خرگوش و اعضای خانواده‌اش مواجه می‌شود و در این میان، خاطرات تلخ کودکی، خشونت پدر و تجربه‌های شکست عشقیْ او را به مرز فروپاشی می‌کشاند. او سفری درونی و بیرونی را آغاز می‌کند؛ از کلبه به دره و از روستا به گورستان و از خاطرات به مواجهه با آرزوهای مدفون‌شده. او با شخصیت‌هایی چون پیرمرد و زنی که حامل فرزندی است، روبه‌رو می‌شود و هر بار، تجربه‌ی رنج و ناکامی و سرکوب را از زاویه‌ای تازه می‌نگرد. رمان با طرح پرسش‌هایی درباره‌ی آزادی، سرشت و معنای زندگی، مخاطب را به تأمل درباره‌ی مرزهای اختیار و اجبار و امکان رهایی از زنجیرهای درونی و اجتماعی دعوت می‌کند.

چرا باید کتاب وازدن خواری را بخوانیم؟

کتاب وازَدَنِ خواری با زبان و ساختاری ویژه، تجربه‌ای دیگر از مواجهه با رنج، سرشت انسانی و کشمکش‌های درونی ارائه می‌دهد. این اثر برای کسانی که به‌دنبال نگاهی عمیق‌تر به لایه‌های تاریک و کمتردیده‌شده‌ی روان انسان هستند، فرصتی برای تأمل و بازاندیشی فراهم می‌کند. نویسنده با روایت اول‌شخص و توصیف‌های پرتصویرش فضایی خلق کرده که در آن می‌توان با بحران هویت، سرکوب غرایز و تلاش برای رهایی از زنجیرهای تحمیل‌شده همذات‌پنداری کرد. رمان حاضر هم به تجربه‌ی شخصیت اصلی می‌پردازد و هم به موضوعاتی مانند معنای زندگی، نقش خاطرات و تأثیر گذشته بر اکنون.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد می‌شود که درمورد بحران هویت، سرکوب غرایز، تجربه‌ی رنج‌های روانی و جست‌وجوی معنا در زندگی می‌اندیشند. همچنین این رمان ایرانی برای علاقه‌مندان به روایت‌های ذهنی و ادبیات روان‌شناختی مناسب است.

بخشی از کتاب وازدن خواری

«خودش است، شهر! آسمان‌خراش‌هایی را که نوک‌شان در ابرهاست و ناپیدا، می‌بینم. باز زمستان شده. سرسبزی‌ها، گیاهان و درخت‌های بزرگ کاج قندی کم‌کم سپیدپوش می‌شوند. مه از دیدم کاهیده. نمای شهر محوتر و محوتر می‌شود. دیوار غول‌آسای سنگی که دورتادور شهر کشیده شده نمی‌گذارد، جز آسمان‌خرایش‌هایش چیز دیگری را ببینم. دیوار بر منی که چند صد متر با آن فاصله دارم، سایه‌اش را انداخته. خورشید گاه‌به‌گاه پشت ابرهای برف‌زا می‌رود. از دروازه تک‌وتوکی آدم بیرون می‌آید؛ تک‌وتوکی هم می‌روند تو. ساختمان‌های حومهٔ شهر در برابر دیوار غول‌پیکرِ خاکستری‌رنگ و آسمان‌خراش‌ها، به مانند اسباب‌بازی‌اند. از درون ابرها آوای ناقوس برج ساعت به گوش می‌رسد. کلاغ‌های سیاه از میان تودهٔ ابرهای سیاه و خاکستری که برج ساعت را در آن بالابالاها پوشانده پدیدار شدند. رو به پایین خیز می‌گیرند.

در جادهٔ دروازه افتادم. از کنار آسیاب‌بادی‌ها، ویرانه‌ها، خانه‌ها و انبارهای کهنه گذشتم. گِل و برف جاده را پوشانده. هنوز کسی مرا ندیده. این‌جا هنوز از وجود من کشته نداده. پرچین‌های چوبی و سگ‌هایی که واق‌واق می‌کنند. برف، خسته، بی‌رمق، می‌ریزد. نوای پیانویی که باز هم دل‌مرده است در سرم پیچید.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۴۷٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۷۷ صفحه

حجم

۴۷٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۷۷ صفحه

قیمت:
۳۰,۰۰۰
تومان