
کتاب نیمه گمشده زندگی امروز
معرفی کتاب نیمه گمشده زندگی امروز
کتاب نیمهی گمشدهی زندگی امروز (مرزها و رمزهای هوش هیجانی) نوشتهی استیون جی. استین و هوارد ای. بوک، با ترجمهی علی (علیتا) تهمتن و پرنیان افشارفر، اثری است که نشر دیوار آن را منتشر کرده است. این کتاب به موضوع هوش هیجانی و نقش آن در موفقیت فردی و اجتماعی میپردازد و تلاش کرده است با رویکردی پژوهشمحور و کاربردی، مفاهیم انتزاعی هوش هیجانی را به راهکارهای عملی و قابلاستفاده در زندگی روزمره تبدیل کند. نویسندگان با تکیهبر مدل بار-آن و آزمونهای معتبر هوش هیجانی، به بررسی ابعاد مختلف این مهارت پرداختهاند و نشان دادهاند که چگونه میتوان هوش هیجانی را سنجید، تقویت کرد و در موقعیتهای شغلی، خانوادگی و اجتماعی به کار گرفت. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب نیمه گمشده زندگی امروز
کتاب نیمهی گمشدهی زندگی امروز با تمرکز بر هوش هیجانی، به بررسی جایگاه این مفهوم در موفقیتهای فردی و اجتماعی پرداخته است. استیون جی. استین و هوارد ای. بوک در این کتاب، ابتدا مرز میان هوش هیجانی و هوش شناختی را روشن کردهاند و تفاوتهای بنیادین آنها را با مثالهای ملموس و پژوهشهای علمی توضیح دادهاند. ساختار کتاب بر پایهی مدل بار-آن و آزمون ایکیو-آی ۲۰ شکل گرفته و هر فصل به یکی از ابعاد یا مؤلفههای هوش هیجانی اختصاص یافته است. نویسندگان با استفاده از داستانهای کوتاه، دادههای آماری و تحلیلهای روانشناختی، خواننده را با اهمیت مهارتهایی مانند خودآگاهی، همدلی، کنترل تکانه، انعطافپذیری و خوشبینی آشنا کردهاند. علاوهبراین، کتاب به نقش هوش هیجانی در محیط کار، روابط خانوادگی و حتی تربیت کودکان پرداخته و نشان داده است که این مهارتها چگونه میتوانند کیفیت زندگی را بهبود بخشند. نیمهی گمشدهی زندگی امروز با ارائهی تمرینها و چارچوبهای عملی، راهکارهایی برای سنجش و ارتقای هوش هیجانی در اختیار مخاطب قرار داده است.
خلاصه کتاب نیمه گمشده زندگی امروز
کتاب نیمهی گمشدهی زندگی امروز با طرح این پرسش آغاز شده است که چرا برخی افراد با وجود بهرهی هوشی بالا، در زندگی شخصی یا شغلی موفق نیستند و در مقابل، کسانی با هوش متوسط به دستاوردهای چشمگیر میرسند. نویسندگان با بررسی تاریخچهی هوش هیجانی و معرفی مدل بار-آن، نشان دادهاند که موفقیت تنها به تواناییهای شناختی وابسته نیست و مهارتهایی مانند خودآگاهی، همدلی، مدیریت استرس و تصمیمگیری نقش تعیینکنندهای دارند. کتاب با مثالهایی از زندگی واقعی، تفاوت میان هوش تحصیلی و هوش لازم برای زندگی اجتماعی را برجسته کرده و تأکید کرده است که هوش هیجانی مجموعهای از مهارتهای پویا و قابلتقویت است. در ادامه، ساختار آزمون ایکیو-آی ۲۰ و پانزده مؤلفهی اصلی هوش هیجانی معرفی شدهاند؛ از جمله عزتنفس، خودشکوفایی، قاطعیت، روابط بینفردی و خوشبینی. هر یک از این مؤلفهها با مثالهای کاربردی و تمرینهای عملی توضیح داده شدهاند تا خواننده بتواند نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کند و برای بهبود آنها برنامهریزی کند. کتاب همچنین به نقش هوش هیجانی در محیط کار، رهبری، مدیریت بحران و تربیت فرزندان پرداخته و نشان داده است که این مهارتها نهتنها قابلاندازهگیری هستند، بلکه میتوان آنها را با تمرین و آموزش تقویت کرد. در نهایت، نویسندگان تأکید کردهاند که هوش هیجانی محدود به سن، جنسیت یا پیشینهی فرهنگی نیست و هر فردی میتواند با آگاهی و تمرین، کیفیت زندگی خود را ارتقا دهد.
چرا باید کتاب نیمه گمشده زندگی امروز را بخوانیم؟
کتاب نیمهی گمشدهی زندگی امروز با رویکردی پژوهشمحور و کاربردی، به خواننده کمک میکند تا هوش هیجانی را نهتنها بهعنوان یک مفهوم نظری، بلکه بهعنوان مجموعهای از مهارتهای قابلتقویت در زندگی روزمره درک کند. این کتاب با ارائهی چارچوبهای علمی، آزمونهای معتبر و تمرینهای عملی، امکان خودارزیابی و رشد فردی را فراهم کرده است. از ویژگیهای شاخص این اثر میتوان به توضیح روشن تفاوت هوش هیجانی و شناختی، معرفی مدل بار-آن و پانزده مؤلفهی کلیدی، و ارائهی مثالهای واقعی از محیط کار و زندگی شخصی اشاره کرد. خواندن این کتاب فرصتی است برای شناخت بهتر خود، بهبود روابط اجتماعی و افزایش تابآوری در مواجهه با چالشهای زندگی.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که علاقهمند به توسعهی مهارتهای فردی و اجتماعی هستند، بهویژه افرادی که در محیطهای کاری پرتنش فعالیت میکنند، مدیران، معلمان، والدین و کسانی که به دنبال بهبود روابط شخصی یا حرفهای خود هستند. همچنین برای دانشجویان روانشناسی، مشاوران و هر کسی که دغدغهی رشد فردی و موفقیت پایدار دارد، این کتاب میتواند مفید باشد.
بخشی از کتاب نیمه گمشده زندگی امروز
«دانشآموز ممتاز دبیرستانتان هنگام سخنرانی در جشن فارغالتحصیلی را به یاد میآورید؟ نابغهی کلاس را چهطور که در همهی درسها بیست میگرفت و به نظر میرسید که مسیر بیوقفهی موفقیت را طی میکند؟ به احتمال زیاد دیگر از آن نوجوانهای خواهان موفقیت خبر ندارید اما قطعاً میتوانید یک یا دوتا از همکلاسیهایتان را نام ببرید که به موفقیتهای بزرگ و گاه غیرمنتظره دست یافتهاند. شاید آنها شرکتهای خودشان را تأسیس کردهاند و ریاست آن را بر عهده دارند، شاید هم به رهبران برجسته و قابلاحترام جوامع خود تبدیل شدهاند اما در آن زمان چه کسی میتوانست چنین تصوری داشته باشد؟ شاید آنها در آن دوره مشغول معاشرت با همسالانشان بودند، در زیرزمین خانههایشان گیتار میزدند و شاید هم در گاراژ خانه مشغول سرهمبندی قطعات یدکی پیچیده بودند. خیلی از آنها تنها با کسب حداقل نمرهی قبولی در درسها مدرسه را تمام کردند اما توانایی آنها زمانی مشخص شد که به دنیای واقعی قدم گذاشتند. جای تعجبی ندارد که استعدادهای افراد با سیستم سفتوسختی که در مدارس برای سنجش موفقیت آنها استفاده میشود مطابقت ندارد. تاریخ مملو از زنان و مردان موفق و باهوشی است که در مدرسه بدجور شکست خوردند یا کمتر از حد انتظار ظاهر شدند و معلمها و مشاورانشان آنها را به حاشیه راندند. اما با وجود تمام شواهد قانعکننده، جامعه بر این باور پافشاری میکند که موفقیت در مدرسه برابر است با موفقیت در زندگی یا حداقل در محیط کار. امروز دیگر این فرض از دور خارج شده و در حال از بین رفتن است.»
حجم
۸۰۱٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۸۵ صفحه
حجم
۸۰۱٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۸۵ صفحه