
کتاب حامد جانم طلا بود
معرفی کتاب حامد جانم طلا بود
کتاب حامد جانم طلا بود به کوشش خانواده و دوستان شهید حامد سرهنگ پور، روایتی مستند و صمیمی از زندگی این نوجوان شهید جنگ ایران و عراق است. این اثر با همکاری مؤسسهی فرهنگی هنری مهتاب و توسط انتشارات مشق منتشر شده است. کتاب، خاطرات و روایتهایی از زبان نزدیکان، دوستان و اعضای خانواده حامد سرهنگ پور را گردآوری کرده و تصویری ملموس از زندگی، دغدغهها، آرزوها و انتخابهای او ارائه میدهد. این روایتها نهتنها به جنبههای فردی و خانوادگی حامد میپردازند، بلکه فضای اجتماعی و تاریخی دوران جنگ را نیز بازتاب میدهند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب حامد جانم طلا بود
کتاب حامد جانم طلا بود (روایتی از زندگی شهید حامد سرهنگ پور به کوشش خانواده و دوستان شهید) اثری در دستهی خاطرهنگاری و زندگینامه است که به زندگی شهید نوجوان، حامد سرهنگ پور، میپردازد. نویسندگان و گردآورندگان کتاب، اعضای خانواده و دوستان نزدیک شهید هستند که با زبانی ساده و بیواسطه، خاطرات و لحظات مهم زندگی او را بازگو کردهاند. ساختار کتاب مبتنیبر روایتهای کوتاه و پراکنده از کودکی تا زمان شهادت حامد است؛ روایتهایی که هرکدام از زاویهای متفاوت به شخصیت، رفتارها، دغدغهها و تحولات روحی او میپردازند.
این کتاب با نقلقولهای مستقیم از مادر، پدر، برادر، دایی، خاله و پسرخالهی شهید، تصویری چندلایه و انسانی از او ارائه میدهد. در کنار روایتهای خانوادگی، بخشهایی از خاطرات دوستان جبهه و همرزمان نیز آمده که فضای جنگ و تأثیر آن بر نوجوانان آن دوره را به تصویر میکشد. این اثر، نهتنها به زندگی فردی یک شهید میپردازد، بلکه تلاش کرده است تا بخشی از فرهنگ و زیست اجتماعی دهههای گذشتهی ایران را نیز ثبت کند. کتاب حامد جانم طلا بود، با تمرکز بر انتخابهای حیاتی و ارزشهای انسانی، بهویژه برای نسلهایی که جنگ را تجربه نکردهاند، قابلتأمل است.
خلاصه کتاب حامد جانم طلا بود
کتاب حامد جانم طلا بود با معرفی حامد سرهنگ پور، نوجوانی از شهرستان بابل، آغاز میشود که در خانوادهای مذهبی و صمیمی رشد میکند. روایتها از تولد او در شب اول فروردین، بیماری دوران کودکی و بهبود معجزهآسایش در سفر زیارتی تا علاقهمندیهای ساده و روزمرهاش مانند نگهداری کبوتر و ورزش، پیش میرود. مادر، پدر و برادرانش هرکدام خاطراتی از ویژگیهای شخصیتی، علاقه به قرآن، حافظهی قوی و ارتباط نزدیک او با اعضای خانواده بیان میکنند.
در ادامه، کتاب به تأثیر فضای اجتماعی و مذهبی دوران انقلاب و جنگ بر نوجوانان میپردازد. حامد، مانند بسیاری از همنسلانش، درگیر دغدغههای معنوی و اجتماعی میشود و با شهادت دوستان و بستگان نزدیک، تصمیم به حضور در جبهه میگیرد. روایتها نشان میدهد که انتخاب او برای رفتن به جبهه، نه از سر هیجان یا فشار محیط، بلکه نتیجهی یک تحول درونی و انتخاب آگاهانه است؛ انتخابی میان زندگی روزمره و آرمانهای معنوی. خاطرات دوستان و همرزمان، فضای جبهه، آموزشهای نظامی، شوخیها، سختیها و لحظات صمیمی را بازگو میکنند.
حامد در مدت کوتاه حضورش در جبهه، تغییرات معنوی و رفتاری عمیقی را تجربه میکند. روایتها به جزئیات زندگی روزمره در جبهه، دوستیها، سفرها و حتی شوخیها و شیطنتهای نوجوانانه میپردازند. در نهایت، کتاب با روایت شهادت حامد و تأثیر آن بر خانواده و دوستان و همچنین یادآوری خاطرات و نشانههایی از حضور معنوی او در زندگی بازماندگان، به پایان میرسد. این روایتها، تصویری انسانی و ملموس از یک نوجوان شهید ارائه میدهند که در عین سادگی، انتخابی بزرگ و سرنوشتساز را رقم زده است.
چرا باید کتاب حامد جانم طلا بود را بخوانیم؟
کتاب حامد جانم طلا بود با کنار هم قرار دادن روایتهای متنوع از اعضای خانواده و دوستان، تصویری چندوجهی و صادقانه از زندگی یک نوجوان شهید ارائه داده است. ویژگی شاخص اثر، تمرکز بر جنبههای انسانی، روزمره و حتی شیطنتهای کودکی و نوجوانی حامد است؛ موضوعی که او را از قالب کلیشهای قهرمانان جنگ خارج میکند و بهعنوان یک نوجوان با دغدغهها، آرزوها و تردیدهای معمولی نشان میدهد.
این کتاب، علاوهبر بازتاب فضای اجتماعی و خانوادگی دهههای گذشته، به انتخابهای حیاتی و معنای ایثار و مسئولیتپذیری در سنین پایین میپردازد. خواندن این اثر، فرصتی برای آشنایی با تجربههای زیستهی نسلی است که جنگ را لمس کردهاند و میتواند برای کسانی که بهدنبال شناخت لایههای پنهانتر و انسانیتر از زندگی شهدا هستند، ارزشمند باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب حامد جانم طلا بود به علاقهمندان خاطرات جنگ، پژوهشگران حوزهی تاریخ معاصر ایران، نوجوانان و جوانانی که بهدنبال الگوهای انسانی و ملموس از همنسلان خود هستند و خانوادههایی که دغدغهی انتقال ارزشهای ایثار و مسئولیتپذیری به نسل جدید را دارند، پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب حامد جانم طلا بود
«* حامد عزیزم در ۱۲ محرم، شب اول ماه فروردین به دنیا اومد. من، تو دههی اول محرم، هر شب زیارت عاشورا و دعای علقمه خوندم. یادم نمیاد جز اون سال، زیارت عاشورا و دعای علقمه رو با خونده باشم! با وجود دشواریهای ایام بارداری با حال خوبی زیارتها رو میخوندم. یه روز با حامد به روضه رفتم، پیرزنی که نزدیک ما نشسته بود اسمش رو پرسید، گفتم: «حامد». گفت: مگه حامد اسم خارجی نیست؟! گفتم: نه، لقب حضرت رسولالله (ص) هست. البته انتخاب اسم حامد، پیشنهاد شهید بیژنی بود.
* حامد ۱۰ ماهه بود و بدون اینکه چهار دستوپا و سینهخیز بره، شروع به راه رفتن کرد. در ۳ سالگی احساس درد تو ناحیهی پا و سختی تو حرکت داشت. تقریبن یک سال اونو دکتر میبردم ولی تشخیص ندادن. نهایتن دکتر جالینوسی در تهران بیماریش رو تشخیص داد و گفت: از هر ۱۰۰ بچه، یکی اینطور میشه و باید صبر و تحمل داشته باشید. ۴ سال طول کشید و با انجام هر مرتبه عکسبرداری، متوجهی وخامت بیشتر اون میشدیم و ما همچنان نگرانتر میشدیم.»
حجم
۳٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۱۳۰ صفحه
حجم
۳٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۱۳۰ صفحه