
کتاب بابل، خانه من
معرفی کتاب بابل، خانه من
کتاب بابل، خانه من به روایت استپان مالیانس و به کوشش داوود لطیفی، اثری مستند و خاطرهمحور دربارهی تاریخ اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شهر بابل و نقش ارامنه در این منطقه است. این کتاب توسط انتشارات مشق منتشر شده است و روایت زندگی استپان مالیانس، یکی از ارامنهی باسابقه و فعال بابل، را در بستر تحولات یک قرن اخیر این شهر بازگو میکند. ساختار کتاب بر پایهی خاطرات شفاهی، روایتهای شخصی و اسناد تاریخی استوار است و با نگاهی جزئینگر به زندگی روزمره، روابط اجتماعی، فعالیتهای اقتصادی و فرهنگی ارامنه و دیگر اقوام ساکن بابل میپردازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب بابل، خانه من
کتاب بابل، خانهی من (به روایت استپان مالیانس) با تدوین داوود لطیفی، اثری در حوزهی تاریخ شفاهی و خاطرهنگاری شهری است که به بررسی نقش ارامنه در بابل و مازندران میپردازد. این کتاب با محوریت زندگی مالیانس، تصویری از فرازونشیبهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بابل از اوایل قرن بیستم تا دهههای پایانی قرن گذشته ارائه میدهد. ساختار کتاب مبتنیبر گفتوگو و خاطرات است و در کنار روایت زندگی مالیانس، به معرفی چهرههای شاخص ارامنه، فعالیتهای اقتصادی، تأسیس مراکز فرهنگی و هنری و تعاملات میان اقوام مختلف در بابل میپردازد.
این کتاب همچنین به تحولات شهری، نقش زنان در مدیریت و کارآفرینی و تأثیر رویدادهای ملی و جهانی بر زندگی مردم منطقه اشاره دارد. روایتها با جزئیات زندگی روزمره، خاطرات مدرسه، فعالیتهای سینمایی و حتی ماجراهای خانوادگی و اجتماعی همراه است و تصویری زنده از تاریخ معاصر بابل و نقش اقلیتهای قومی در آن ترسیم میکند.
خلاصه کتاب بابل، خانه من
کتاب بابل، خانهی من با مروری بر پیشینهی تاریخی حضور ارامنه در ایران و بهویژه مازندران آغاز شده و نقش آنها را در توسعهی فرهنگی و صنعتی منطقه برجسته میکند. روایت استپان مالیانس که خود از خانوادهای مهاجر و فعال در عرصهی تجارت و فرهنگ بابل است، محور اصلی کتاب را شکل میدهد. او از تولدش در بابلسر و رشد در بابل، تأسیس نخستین کودکستان و مدرسهی ارامنه و علاقهاش به عکاسی و مستندسازی زندگی شهری سخن میگوید.
خاطرات مالیانس، تصویری از زندگی روزمره، روابط میان اقوام و نقش ارامنه در راهاندازی سینما، تئاتر، کارگاههای صنعتی و مراکز فرهنگی بابل ارائه میدهد. کتاب به جزئیات تحولات شهری، ورود فناوریهای جدید و چالشهای اجتماعی و اقتصادی میپردازد. روایتهایی از تأسیس نخستین حمام مدرن بابل، فعالیتهای سینمایی و رقابت میان سینماداران و نقش زنان ارمنی در مدیریت هتل و حمام از جمله بخشهای خواندنی کتاب است.
تعاملات مالیانس با چهرههای شاخص شهر، خاطرات تحصیل در سوئیس و مشارکت در فعالیتهای خیریه و اجتماعی، ابعاد دیگری از زندگی او را نشان میدهد. در بخشهایی از کتاب، به مهاجرت ارامنه، کاهش جمعیت آنها در بابل و تأثیر رویدادهای سیاسی و اقتصادی بر سرنوشت خانوادهها اشاره شده است. معرفی چهرههای برجستهی ارامنهی بابل و بابلسر، نقش آنها در صنعت، پزشکی، هنر و تجارت و روایتهایی از زندگی مشترک با دیگر اقوام، پیام اصلی کتاب را در اهمیت همزیستی، مشارکت و هویت شهری برجسته میکند.
چرا باید کتاب بابل، خانه من را بخوانیم؟
کتاب بابل، خانهی من با رویکردی مستند و خاطرهمحور، تصویری ملموس از تاریخ اجتماعی و فرهنگی بابل و نقش اقلیت ارامنه در آن ارائه میدهد. روایتهای شخصی استپان مالیانس، همراه با جزئیات زندگی روزمره، تحولات شهری و تعاملات میان اقوام، فرصتی برای شناخت بهتر تاریخ معاصر یک شهر شمالی و سهم اقلیتها در توسعهی آن فراهم میکند.
این کتاب نهتنها برای علاقهمندان به تاریخ محلی و مطالعات قومی، بلکه برای کسانی که بهدنبال درک عمیقتری از زندگی شهری، خاطرهنگاری و تاریخ شفاهی هستند، جذابیت دارد؛ همچنین پرداختن به موضوعاتی چون مهاجرت، هویت، کارآفرینی زنان و نقش فرهنگ در پیوند اجتماعی، این اثر را به منبعی ارزشمند برای پژوهشگران و علاقهمندان به تاریخ اجتماعی ایران تبدیل کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب بابل خانهی من به پژوهشگران تاریخ محلی، علاقهمندان به تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران، دانشجویان مطالعات قومی و کسانی که دغدغهی شناخت نقش اقلیتها در توسعهی شهری و فرهنگی را دارند، پیشنهاد میشود؛ همچنین این اثر برای افرادی که به خاطرهنگاری، تاریخ شفاهی و روایتهای زندگی واقعی علاقه دارند، مناسب است.
بخشی از کتاب بابل، خانه من
«در سال ۱۳۷۹ که بحران سراسری تعطیلی سینماهای کشور گریبان دو سینمای داریوش و مهر بابل را هم گرفته بود، من در سمت رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بابل جلساتی را با هدف چارهاندیشی برای جلوگیری از تعطیلی سینماهای در شرف تعطیلی بابل با حضور اسماعیل رضوانیان شهردار وقت و برخی دیگر از مسئولین شهرستان و مالکان یا مدیران سینماها تشکیل میدادیم که با استپان مالیانس آشنا شدم. این آشنایی تا زمان درگذشت او و همسر مهربانش در سال ۱۳۸۹ بسیار تنگاتنگ ادامه یافت. در همان برخورد اول ایشان را فردی آگاه، تحصیل کرده، مبادی آداب و علاقمند به فرهنگ و هنر یافته و همین ویژگیها هم دوستی ما را استمرار بخشید. استیان مالیانس هر چند از اقلیت ارامنه بود اما یک بابلی بود، زیرا در بابلسر بدنیا آمد و در بابل بالید و زندگی کرده بود. به بابل به معنای واقعی کلمه عشق میورزید. میتوانست و این امکان را داشت که همچون برخی همکیشاناش که رفتند، به آمریکا برود، مقیم شود و سالهای آخر عمر را با امکانات مطلوب زندگی سپری کند. اما میگفت: بابل خانه من است. اینجا متولد شدهام و رشد کردم، همسن و سالان و همکلاسیها و دوستان من در اینجا هستند، سلام علیک صبح و ظهر و شام، دور هم نشستن و قهوه نوشیدن، خاطرات دوران جوانی را مرور کردن، در غم و شادی هم شریک بودن، دست هم را گرفتن و ... میارزد به رفاه تأمین اجتماعی کشوری که مردماش با هم غریبهاند.»
