معرفی و دانلود کتاب زنده باد این تابستان لعنتی!! + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب زنده باد این تابستان لعنتی!!

کتاب زنده باد این تابستان لعنتی!!

نوع کتاببدون نظر
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب زنده باد این تابستان لعنتی!!

کتاب زنده باد این تابستان لعنتی!! (Steppe wind) نوشته ایرینا دگتیاریوا، در مورد پسربچه‌ای یازده‌ساله به نام میشکا پاتاپف است و زندگی، دغدغه‌ها، رؤیاها و چالش‌های او را در روستایی در روسیه نشان می‌دهد. داستان با نگاه به روابط خانوادگی، تأثیر جدایی والدین و نقش پدر در تربیت فرزند، تلاش کرده تصویری ملموس از رشد و بلوغ میشکا ارائه دهد و تلاش‌های او برای یافتن جایگاه خود در جامعه را به تصویر بکشد. انتشارات گل آذین این داستان را با ترجمه نرگس اکبرداریان منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب زنده باد این تابستان لعنتی!!

زنده باد این تابستان لعنتی!! رمانی نوجوانانه از ایرینا دگتیاریوا است که در روستایی کوچک در روسیه می‌گذرد و زندگی میشکا، پسری یازده‌ساله را روایت می‌کند. میشکا با مشکلات خانوادگی، از جمله اعتیاد مادر و جدایی والدین، دست‌وپنجه نرم می‌کند. فضای داستان سرشار از جزئیات زندگی روستایی، روابط پیچیده‌ی خانوادگی و دغدغه‌های نوجوانی است. نویسنده با تمرکز بر نقش پدر در تربیت فرزند، به تأثیر محیط و خانواده بر شکل‌گیری شخصیت نوجوانان پرداخته است. 

ساختار کتاب زنده باد این تابستان لعنتی!! خطی است و با توصیف‌های زنده و ملموس، خواننده را به دنیای میشکا و اطرافیانش می‌برد. در خلال روایت، موضوعاتی چون تلاش برای شهرت، کنجکاوی کودکانه، مسئولیت‌پذیری و جست‌وجوی هویت شخصی به‌تصویر کشیده شده است. داستان ایرینا دگتیاریوا نه‌تنها درباره‌ی بلوغ و رشد است، بلکه تصویری از ارزش‌های خانوادگی و اجتماعی در جامعه‌ی روسیه نیز ارائه می‌دهد.

خلاصه کتاب زنده باد این تابستان لعنتی!!

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

میشکا پاتاپف در روستای لووچی زندگی می‌کند. او پس از جدایی والدین و اعتیاد مادر، با پدرش و خانواده‌ی عمه و عمو زندگی می‌کند. میشکا پسری منزوی و کم‌اعتمادبه‌نفس است که آرزوی شهرت و موفقیت را در سر می‌پروراند. او تحت تأثیر پسرعمویش ساشکا، که در سیرک کار می‌کند و عکسش روی پوسترها چاپ شده، به دنبال راهی برای اثبات خود می‌گردد. 

در خلال تابستان، میشکا با چالش‌های مختلفی روبه‌رو می‌شود: درس زبان انگلیسی که در آن تجدید آورده، روابط پیچیده با اعضای خانواده، و کنجکاوی درباره‌ی معلم حرفه‌وفن مدرسه که به نظرش راز جوانی و جاودانگی دارد. ماجراجویی‌های او برای کشف راز معلم، تلاش برای به‌دست‌آوردن اکسیر جوانی و رقابت‌های کودکانه با دوستان و خانواده، بخش عمده‌ای از روایت را شکل می‌دهد. 

در کنار این ماجراها، رابطه‌ی میشکا با پدرش محور اصلی داستان است. پدر که سابقه‌ی کار در سیرک و پرورش اسب دارد، با صبوری و اقتدار تلاش می‌کند فرزندش را به مسیر درست هدایت کند. میشکا در مسیر بلوغ، با اشتباهات، تنبیه‌ها و حمایت‌های خانواده روبه‌رو می‌شود و به‌تدریج معنای واقعی شهرت، مسئولیت و ارزش‌های خانوادگی را درمی‌یابد.

چرا باید کتاب زنده باد این تابستان لعنتی!! را بخوانیم؟

پرداختن به دغدغه‌های هویتی، روابط خانوادگی و چالش‌های بلوغ، این داستان را به اثری قابل‌تأمل برای نوجوانان و والدین تبدیل کرده است. همچنین، نگاه به نقش پدر در تربیت فرزند و تأثیر محیط روستایی بر رشد شخصیت، دیگر ویژگی این کتاب است.

خواندن کتاب زنده باد این تابستان لعنتی!! را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این داستان به نوجوانان، والدین، مربیان و کسانی که به مسائل تربیتی و روان‌شناسی نوجوانان علاقه دارند، پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب زنده باد این تابستان لعنتی!!

«خیلی وقت بود که میشکا پاتاپف در کمین نشسته بود. دیگر، زنان روستایی با دبّه‌ها و بطری‌های شیر از آن‌جا عبور کرده بودند: آن‌ها از ماشینی که صبح‌ها به روستا می‌آمد، شیرِ محلّی می‌خریدند. سروکلّهٔ دیمکا و ایگور هم با دوچرخه‌هایشان پیدا شده بود. این دو، در تابستان برای اداره پست کار می‌کردند. پدر هم سوار بر اسب سیاه خود به‌دنبال کارهایش در رفت‌وآمد بود.

آفتاب سوزان پسِ گردن میشکا را می‌سوزاند، تخم علف‌ها به زیر یقهٔ لباسش ریخته و به گردن و پشت عرق‌کرده‌اش چسبیده بودند. پوستش می‌سوخت، ولی دَم برنمی‌آورد.

خیلی دلش می‌خواست معروف شود! این احساس از دو هفته پیش که نامهٔ پسرعمویش، ساشکا به دستش رسیده بود، لحظه‌ای او را رها نمی‌کرد. داخل پاکت نامه، برنامهٔ سیرک قرار داشت که عکس ساشکا و پدرش در ژست‌های زیبا با لباس ورزشی بنفش و نوارهای برّاق، چاپ شده بود. پسرعمویش خیلی باوقار و با اعتمادبه‌نفس به‌نظر می‌رسید.

برنامهٔ سیرک را میشکا بالای میزتحریرش چسباند. او ساشکا را خیلی دوست داشت و همیشه با بی‌صبری منتظر آمدنش بود. هر دوی آن‌ها یازده‌ساله بودند، ولی ساشکا به‌خاطر کار در سیرک، تقریبا تمام روسیه را گشته بود. حتی به کشورهای دیگر هم سفر کرده بود. او پول درمی‌آورد و عکس‌هایش روی پوسترها و برنامه‌های سیرک چاپ می‌شد. درحالی‌که میشکا به هزار جان‌کَندن توانسته بود تا کلاس پنجم یک مدرسهٔ روستایی خود را بکشاند. البته درس زبان انگلیسی را باید دوباره در پاییز امتحان می‌داد. تمام تابستان را صرف یادگرفتن 'My name is Mishka.' و '?How old are you' کرده بود.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب زنده باد این تابستان لعنتی!! و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابزنده باد این تابستان لعنتی!!
عنوان در زبان مبدأСтепной ветер
موضوعداستان کودک و نوجوانان
نویسندهایرینا دگتیاریوا
مترجمنرگس اکبرداریان
انتشاراتانتشارات گل آذین
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۸.۷۴ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۶۳۵۲۳۹۰
تعداد صفحه‌ها۳۰۴ صفحه
قیمت کتاب۱۵۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.