
کتاب خاطرات دکتر فریدون سیامک نژاد
معرفی کتاب خاطرات دکتر فریدون سیامک نژاد
کتاب خاطرات دکتر فریدون سیامک نژاد که به کوشش رضا بسطامی و عباس آقایی جیرهنده تدوین شده، روایت مبارزات این فعال مذهبی و سیاسی انقلابی است و زندگی او را از دوران کودکی تا سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بازگو میکند. محوریت این خاطرات که توسط نشر مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده، بر نقش دانشآموزان، دانشجویان و فرهنگیان در مبارزات ضد رژیم پهلوی و تحولات اجتماعی و سیاسی آن دوران استوار است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خاطرات دکتر فریدون سیامک نژاد
کتاب خاطرات دکتر فریدون سیامک نژاد در قالب تاریخ شفاهی، تصویری از زندگی فردی و اجتماعی یکی از فعالان مذهبی و سیاسی دوران پهلوی و انقلاب اسلامی را ارائه میدهد. این کتاب حاصل ده جلسه مصاحبهی ویدئویی با فریدون سیامک نژاد است که توسط رضا بسطامی و عباس آقایی جیرهنده گردآوری و تدوین شده است. کتاب به چهار فصل تقسیم شده و هر فصل به دورهای از زندگی راوی اختصاص دارد: از کودکی و تحصیل در دبیرستان کمال تا ورود به دانشگاه، سالهای زندان و مبارزه، دوران خدمت سربازی و نهایتاً فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب. اثر با زبانی روایی و مستند، به نقش مدارس اسلامی، معلمان و دانشجویان در شکلگیری و تداوم نهضت اسلامی میپردازد و در کنار روایت شخصی، به بازتاب فضای اجتماعی و سیاسی آن سالها نیز توجه دارد. کتاب با اسناد و تصاویر تکمیل شده و به عنوان بخشی از پروژهی تدوین تاریخ انقلاب اسلامی، تلاش دارد سهم گروههای مختلف اجتماعی را در تحولات معاصر ایران نشان دهد.
خلاصه کتاب خاطرات دکتر فریدون سیامک نژاد
کتاب خاطرات دکتر فریدون سیامک نژاد با روایت زندگی راوی از خردسالی در خانوادهای مذهبی در تهران آغاز میشود. سیامک نژاد در محلهی مولوی به دنیا آمد و دوران کودکیاش را در شرایط اقتصادی دشوار سپری کرد. او تحصیلات ابتدایی را در دبستان منیر گذراند و سپس وارد دبیرستان کمال شد؛ مدرسهای که به واسطهی معلمان مذهبی و سیاسیاش، زمینهی آشنایی او با مسائل سیاسی و اجتماعی را فراهم کرد. در این دبیرستان، معلمانی چون شهید رجائی، شهید باهنر و جلالالدین فارسی نقش مهمی در شکلگیری شخصیت سیاسی و مذهبی دانشآموزان داشتند. پس از پایان دبیرستان، سیامکنژاد وارد دانشکدهی داروسازی دانشگاه تهران شد. ورود به دانشگاه مصادف با اوجگیری فعالیتهای سیاسی و مذهبی در میان دانشجویان بود. او به همراه دوستانش در تظاهرات و اعتصابات دانشجویی شرکت کرد و به دلیل فعالیتهای سیاسی، چندین بار توسط ساواک دستگیر، بازجویی و شکنجه شد. خاطرات او از زندان، بازجوییها، سلولهای انفرادی و همبندی با دیگر فعالان سیاسی، بخش مهمی از کتاب را تشکیل میدهد.
در ادامه، کتاب به دوران خدمت سربازی سیامک نژاد میپردازد؛ دورانی که او در پادگانهای مختلف و شهرهایی چون بیرجند خدمت کرد و همچنان به فعالیتهای سیاسی ادامه داد. با شدت گرفتن نهضت انقلابی مردم ایران، سیامک نژاد در رویدادهایی چون پایینکشیدن مجسمهی شاه در نهاوند و کمیتهی استقبال از امام خمینی نقش داشت. پس از پیروزی انقلاب، او در مدرسهی رفاه و زندان قصر با چهرههای شاخص انقلاب همکاری کرد و مسئولیتهایی در حوزهی داروسازی و وزارت کار بر عهده گرفت. کتاب با روایت تجربههای شخصی، فضای اجتماعی و سیاسی پیش و پس از انقلاب را از زاویهی دید یک فعال مذهبی و سیاسی بازتاب میدهد.
چرا باید کتاب خاطرات دکتر فریدون سیامک نژاد را بخوانیم؟
این کتاب با تکیه بر روایت دستاول از یکی از فعالان مذهبی و سیاسی دوران پهلوی و انقلاب اسلامی، تصویری ملموس از فرازونشیبهای مبارزات دانشآموزان، دانشجویان و فرهنگیان ارائه میدهد. خاطرات زندان، بازجوییها و مقاومت در برابر فشارهای ساواک، بهویژه برای کسانی که به تاریخ معاصر ایران علاقه دارند، جذابیت و اهمیت ویژهای دارد. همچنین، نقش مدارس اسلامی و معلمان در تربیت نسل انقلابی و تأثیرگذاری بر تحولات اجتماعی، از دیگر نکات برجستهی کتاب است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی خاطرات دکتر فریدون سیامک نژاد برای علاقهمندان به تاریخ معاصر ایران، پژوهشگران حوزهی انقلاب اسلامی، دانشجویان رشتههای تاریخ، علوم سیاسی، و کسانی که به روایتهای دستاول از مبارزات سیاسی و اجتماعی علاقه دارند، مفید است.
بخشی از کتاب خاطرات دکتر فریدون سیامک نژاد
«اینجانب فریدون سیامکنژاد در تاریخ ۲۱ خرداد ۱۳۳۱ش در تهران - محلهی مولوی - به دنیا آمدم. پدرم علیاکبر، کارگر چاپخانهی روزنامهی کیهان و مادرم راضیه خانم، خانهدار بود. حاصل ازدواج آنها چهار فرزند بود که من فرزند اول خانواده هستم. من در یک خانوادهی مذهبی بزرگ شدم. پدرم از نظر خصوصیات اخلاقی بسیار آدم منعطف و سازگاری بود؛ برخلاف او مادرم از نظر اعتقادات مذهبی همیشه دو سه قدم جلوتر از او بود و ایشان در شکلگیری تفکرات مذهبی ما نقش اساسی داشت و من نقش مادرم را از این لحاظ خیلی بیشتر از پدرم میدانم.
وضع اقتصادی خانوادهی ما ضعیف بود؛ مادر از طریق کارهایی نظیر خیاطی در اقتصاد خانواده به پدرم کمک میکرد. پدر - همانطور که گفتم - در روزنامهی کیهان کار میکرد ولی سابقهی کار در چاپخانهی رنگین را نیز داشت که آن زمان به طور مشخص هفتهنامهی توفیق در آن چاپ میشد»
حجم
۳٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۱
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه
حجم
۳٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۱
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه