
کتاب فالگیر و پیانیست
معرفی کتاب فالگیر و پیانیست
معرفی کتاب فالگیر و پیانیست
نمایشنامهٔ «فالگیر و پیانیست» (کمدی اجتماعی) نوشتهٔ «حجت باغانی» و به اهتمام مهسا اشرفزاده، توسط نشر سخنگستر منتشر شده است. این اثر در قالب نمایشنامهای کوتاه و طنزآمیز، با نگاهی انتقادی به مسائل اجتماعی و هنری روز میپردازد و شخصیتهایی چون فالگیر، پیانیست، علفی و گارسون را در فضایی کافهای به تصویر میکشد. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب فالگیر و پیانیست
«فالگیر و پیانیست» در دستهٔ نمایشنامههای کمدی اجتماعی قرار میگیرد و با مدت زمان اجرایی حدود ۱۰ دقیقه، فضایی فشرده و پراتفاق را رقم میزند. این نمایشنامه در سال ۱۴۰۳ منتشر شده و به دغدغههای هنرمندان، مشکلات معیشتی، روابط انسانی و نگاه جامعه به هنر میپردازد. نویسنده با بهرهگیری از عناصر طنز و هجو، موقعیتهایی خلق میکند که در آن شخصیتها با چالشهای روزمره و گاه پوچگرایانه دستوپنجه نرم میکنند. حضور ارواح، موسیقی زنده و دیالوگهای تند و تیز، فضای نمایش را از حالت صرفاً رئالیستی خارج کرده و به آن رنگی از فانتزی و نمادگرایی میبخشد. نمایشنامه با ورود و خروج شخصیتها، تغییرات نور و موسیقی و حتی شکستن دیوار چهارم، ساختاری پویا و غیرخطی دارد که به نقد وضعیت هنر و هنرمند در جامعه امروز میپردازد.
خلاصه کتاب فالگیر و پیانیست
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از د��ستان را فاش میکند!نمایش با صحنهای جادویی و کمی وهمآلود آغاز میشود؛ فالگیر با وردخوانی و جادوگری در آوانسن، پیانیست در گوشهای مشغول نواختن قطعهای ترسناک است و ارواح با ملحفههای سفید وارد صحنه میشوند. فضای کافهای شکل میگیرد و زن و مردی وارد گفتگو میشوند که بهسرعت به فالگیر مراجعه میکنند. پیانیست که از وضعیت کاری و بیپولی گلایه دارد، با فالگیر وارد بحث میشود و طنز تلخی از وضعیت هنرمندان و معیشت آنها شکل میگیرد. علفی، متصدی سورپرایز، با عینک واقعیت مجازی و برنامه تولد وارد میشود و فضای نمایش را به سمت سورپرایز و شادی میبرد، اما این شادی دوام چندانی ندارد و با ورود شوهر زن و درگیری، کافه به هم میریزد و پلیس وارد ماجرا میشود. در ادامه، نمایش با قطعات موسیقی و آواز، رقص ارواح و گفتگوهای انتقادی میان کارگردان و پیانیست ادامه مییابد. کارگردان مدام از پیانیست میخواهد نمایش را شادتر و مارکتیتر کند و از انتقاد و ناامیدی دور شود. در پایان، با اجرای قطعات موسیقی و شعر، نمایش به سمت جمعبندی طنزآمیز و نمادین پیش میرود و شخصیت سیاه با اجرای نمایشی خاص، تابوتی را به صحنه میآورد و با ارواح از سالن خارج میشود. نمایشنامه با جاروکشیدن کارگردان روی صحنه و پایانبندی باز و نمادین به اتمام میرسد.
چرا باید کتاب فالگیر و پیانیست را خواند؟
این نمایشنامه با ترکیب طنز، هجو و نمادپردازی، تصویری از زندگی هنرمندان و چالشهای اجتماعی آنها ارائه میدهد. دیالوگهای تند و موقعیتهای کمیک، فرصتی برای تأمل دربارهٔ وضعیت هنر، معیشت و نگاه جامعه به هنرمند فراهم میکند. ساختار غیرخطی و حضور عناصر فانتزی، تجربهای متفاوت از نمایشنامهخوانی را رقم میزند و مخاطب را با لایههای پنهان و آشکار جامعه روبهرو میکند.
خواندن کتاب فالگیر و پیانیست را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
برای علاقهمندان به نمایشنامههای کمدی اجتماعی، هنرمندان، دانشجویان تئاتر و کسانی که دغدغهٔ مسائل روزمرهٔ هنرمندان و نقد اجتماعی دارند، این اثر میتواند جذاب و قابل تأمل باشد. همچنین برای کسانی که به طنز تلخ و موقعیتهای فانتزی علاقه دارند، مطالعهٔ این نمایشنامه توصیه میشود.
فهرست کتاب فالگیر و پیانیست
- پرده اول: معرفی فضای جادویی و ورود شخصیتها؛ فالگیر، پیانیست و ارواح در کافهای مرموز حضور دارند و نمایش با جادوگری و موسیقی آغاز میشود.- پرده دوم: شکلگیری فضای کافه، گفتگوی زن و مرد، ورود فالگیر به عنوان مشاور و پیانیست به عنوان هنرمند معترض به وضعیت معیشتی.- پرده سوم: ورود علفی با عینک واقعیت مجازی و برنامهریزی برای سورپرایز تولد، ایجاد فضای شاد و ناگهانی بههمریختگی کافه با ورود شوهر زن و پلیس.- پرده چهارم: گفتگوهای انتقادی میان کارگردان و پیانیست دربارهٔ ماهیت هنر و نمایش، اجرای قطعات موسیقی و شعر، حضور نمادین سیاه و ارواح و پایانبندی باز و نمادین.
بخشی از کتاب فالگیر و پیانیست
«فالگیر: من فاتحه خوندم تو اون دوزاری که بخوای پای نکبت و کنافت ید مشت بیشرف مریض متوهم خرافاتی بشینی و کل پربادت رو سر من خالی کنی. دفعه آخرت باشه راجب کار من اظهار نظر میکنی (بافتنی را روی میز میکوبد و تن صدایش را بالا میبرد) فال استعداد ذاتبه منه و توش حرفهایم. فوق حرفهای! میبینی که از چهارگوشه دنیا بهم زنگ میزنن کارشونو راه بندازم. دیگه نبینم تو کارم دخالت کنی. فهمیدی؟ پیانیست: گو خوردم فالگیر: کم خوردی پیانیست: دفعه بعدی بیشتر میخورم فالگیر: با نون بخور سیر شی (گارسون وارد میشود و دو بطری آب معدنی روی میزشان میگذارد و چهره آشفته پیانیست را میبیند.) گارسون: قهوه! پیانیست: مادرم گفته روزی یکی بیشتر نخورم. (گارسون با نیشخند از صحنه خارج میشود. پیانیست بطری آب را باز میکند و برای فالگیر میریزد.) پیانیست: کلتو چیزی نگیر حالا (فالگیر آب را برمیدارد و جرعهای مینوشد.) پیانو رو هم بذار دیوار بفروش. پیانیست: بعدش چکار کنم؟ پیاتیستت" ماشین قدیمیه. قبول نمیکنن. فالگیر: پول پیانو رو بزار روش مدل بالاتر بگیر اگه کم بود گیتار رو هم بفروش بزار روش تمبک منم بده بره» اگه کم بود خودتم بفروش... من دیگه خس��ه شدم ازین استرس شغلی تو! اسسسسسستااااااد» برو به کار و درآمد ثابت پیدا کن!»
حجم
۵۹۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۵ صفحه
حجم
۵۹۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۵ صفحه
